خلاصه خانم هی از من فرار میکرد بعد اون روز بهش زنگ میزدم به زور جواب میداد اس ام اس هم زیاد جواب نمیداد. هر موقع تو ماشین منو می دید سریع فرار میکرد. یه روز تو انباری داشتم کار انجام میدادم یه فکری به ذهن من رسید. وایسادم زمان پایین اومدن خانم بشه برای بیرون رفتن کشیک دادم تا بالاخره گیرش آوردم. دیدم توی آسانسور بود آمد بیرون بره تو ماشین سریع که منو نبینه و از دستم فرار کنه منم جلو ماشینش وایساده بودم منو که دید شکه شد. سولماز:سلام خوبی احمد؟ من:آره خوبم خانم شما خوبی؟ سولماز:مرسی ، احمد باید برم دیرم شده. جلو ماشینش وایساده بودم نمیزاشتم در رو باز کنه. محوطه هم خلوت بود کسی نبود. من:برای چه جواب نمی دید؟ بیاید کارتان دادم سولماز:احمد سرم شلوغه برو کنار. دستشو گرفتم کشیدم با خودم بردمش. انباری ۱ طبقه پایین بود. بردمش تو انباری خودمون که تمیزه. نمی آمد به زور کشیدمش بردمش. گوشیمو آماده کرده بودم زدم روی فیلم کار گذاشتم روی دیوار انباریمون از بالا فیلم بگیره. به زور آوردمش تو نمی آمد سر صدا یخورده کرد من:شییش خانم صداتونو میشنون زشته. سولماز:ولم کن احمد نکن. من:بیا توووو.
کشیدمش تو انباری درو بستم گوشیمو که کار گذاشتم سریع بغلش کردم عجب بوی عطر خوبی می داد. عاشق بوی خوبش شدم. روسری خانم رو در آوردم گذاشتم کنار رو وسایل. سولماز:نه احمد توروخدا من کار دارم یکی میفهمه زشته نکن احمد جیغ میزنما. من:جیغ موقعی میزنی که از پشت بزارم سولماز خانم الان نه ، الان بشین سولماز:بس کن احمد ول کن برم. من:بشین ایرانییییی. گردنشو گرفتم فشار دادم به زور نشوندمش. شلوارمو در آوردم دادم پایین. من:بخور. سولماز:توروخدا احمد نکن دیرم شده حداقل فیلم نگیر من:بخور سولماز:نه احمد نه وایسا بزار برم. از موهاش گرفتمش کیرمو با یه دست گرفتم میزدم رو لباش یا صورتش. من:تا نخوری نمیاد تا نیاد نمیری. سولماز:توروخدا من:بخور خانم خوشگله. با دستام دو طرف سرش رو گرفتم کیرمو گذاشتم روی لباش فشار میدادم فقط کله کیرم روی لباش بود. اونم دستاش روی رونم بود که فشار ندم و زنگ داره منو. یخورده گذشت نزدیک ۱ ۲ دقیقه فقط تکون نمی خورد منم وایساده بودم تا اینکه خودش یه ذره دهنش رو باز کرد لباشو گذاشت روی کله کیرم منم هل دادم توش تا نصف. خیلی داغ بود واقعا ، لبای خوبی هم داشت منم که اوج عشق و حال و تجربه کرده بودم ول کن نبودم. خودش آروم لباش رو برداشت از روی کیرم و درآورد چند تا سلفه کرد. دوباره دید حرفی نمیزنم و میخوامش خودش لباشو گذاشت رو کیرم و شروع کرد ساک زدن. آروم تا نصف خودش میومد و میرفت با لباش. بدون دخالت دست این کار میکرد منم که فقط حال میکردم. رسید به جایی که دور سرش رو گرفتم از گونه تا پشت سر کله و تو دهنش تلمبه میزدم. کیرمو هل میدادم تا ته توی دهنش و آه میکشیدم. من:آههههه جووون آهههه سولماز. سولماز:اوووم اوووختتففچچ اوممم اومم من:آخخخ گرد کن لباتو دورش خانم آهههه گردش کن میک بزن قشنگ آهههه زود زود آوووفففف.
تو دهنش تلمبه میزدم نگه میداشتم دوباره می زدم انقدر این کارو کردم که نزدیک شدم به اومدن آبم. نگه داشتم کیرمو تو دهنش سرشو گرفتم یه خورده بالا نگام کنه. کیرم تو دهنش بود چشم تو چشم شدیم. من:کجا بریزم خانم؟ خانم:اووومممچچچ. خواست کیرمو در بیاره که فشار دادم تا ته تو دهنش. من:نه در نیار همینطوری بگو خانمم اهههههه. سولماز:اووختفف اووم من:یا خالی کنم تو یا بریزم روی صورت یا دراز بکشی بخوابم روت بزارم لای ممه هات بیاد. سولماز:اوم اوممممم اومم من:اعتراض نداریم کدومش زود باش دارم میام به حرف من باشه میریزمش تو فقط. یه خورده چپو راستو نگاه کرد بعد منو نگاه کرد. با کیرم تو دهنش خیلی باحال شده بود نمی تونست حرف بزنه فقط ایما اشاره میکرد. من:کجا؟ سولماز:اوممم من:اومم کجاست با دست نشون بده. دستش رو گذاشت روی ممه هاش. من:ای جااان خانم چشم الان میریزم لای اون سینه های سفیدت. کیرمو کشیدم بیرون من:بخواب روی اون فرش بالاتنه تونو لخت کنید سولماز:یکی میاد من:نترس کسی نمیاد خبری نیست. کمکش کردم خوابید مانتوشو باز کرد تاپش رو در آورد سوتین هم باز کرد درآورد. منم شلوارم رو درآوردم رفتم نشستم روی شکمش. سولماز:احمد من باید برم دیرم شده تورو خدا من:الان تموم میشه دارم میام ، با دستات سینه هاتو به هم بچسبون. کیرمو گذاشتم لای ممه هاش اونم فشار داد سینه هاش رو به هم کیرم لای ممه هاش رفت شروع کردم عقب جلو کردن لای ممه هاش. خیلی سفید بودن ممه های خانم چقدر هم پوست نرم و سفیدی داشتن بدون خط و خراش یا خال. نزدیک که بودم نزدیک تر شدم به ارضا تند تند عقب جلو کردم لای ممه هاش و بعد ارضا شدم.
کیرمو وسط نگه داشتم که کامل لای ممه هاش باشه.
شبا کارم شده بود چت کردن باهاش. از تنگی کسش میگفتم تا سفیدی پوستش و خوشگلی صورتش و پاهاش. اونم هی کلنجار میرفتم اینا بالاخره عادت کرد. بهش گفتم تو تنهایی به یه مرد نیاز داری بالاخره تو هم زنی گفت آره ولی تو بچه ای نمیشه همسایه ها بفهمن آبروم میره منم گفتم کسی نمیفهمه حواسم هست خلاصه چت سکسی میکردم باهاش کم کم عادت کرد پرسیدم چی دوست داره جواب نمیداد هی پرسیدم پرسیدم گفت همسرم زیاد اینکاره نبوده نمی دونم گفتم میخورم برات خوشت میاد جواب نداد گفتم پس خوشت میاد باشه از این به بعد فقط برات میخورم.
گفتم یه روز دوست دارم موقعی که خوابی بیام رو تخت بغلت کنم از پشت گردنتو بخورم باهات سکس کنم اونم گفت شما افغانیا فقط به فکر اونجاتونید منم چیزی نگفتم دیگه فقط گفتم یه روز این رو پیاده میکنم فقط دوست دارم با لباس خواب باشی گفت چرا گفتم چون حس اینو میده که زن منی خونه خودمه تخت خودمه و یه حس زنو شوهری خوبی میده.
خلاصه اون روز گذشت و یه روز دیدم تعطیله پسر سولماز داره میره بیرون ۸ صبح بود. سلام علیک کردم گفتم کجا گفت دارم با دوستام میرم شمال. شکه شدم تو کونمم عروسی بود گفتم کی بر میگردی گفت هفته دیگه. بعدا فهمیدم دروغ گفته بود می رفت پیش پدرش یه هفته بمونه. خلاصه رفت منم نیم ساعت صبر کرد رفته بود. سریع دویدم رفتم دستو بالم رو شستم از شانس خوبم دیشبش حموم بودم پشمارم زده بودم. تمیز کردم رفتم بالا آروم کلید انداختم رفتم تو.دمپایی هارو درآوردم آروم آروم رفتم دم در اتاق خانم دیدم در بازه اونم زیر ملافه خوابیده. یه نگاه انداختم دیدم توی خونه خبری نیست. لباسام رو آروم درآوردم لخت لخت شدم کیرم از حشر زیاد سیخ شده بود. رفتم اونور تخت ملافه رو باز کردم دراز کشیدم روی تخت زیر ملافه. آروم آروم رفتم جلو خیلی آروم خانم رو از پشت بغل کردم چسبیدم بهش کیرمم از پشت چسبوندم بهش. بیدار که شد دید دست روی جفت سینه هاشه من گرفته بودم با تعجب عقبو نگاه کرد من دید. سریع یه بوس از روی لپش کردم خیلی خواب آلود بود اونم یهو هل کرد گفت سولماز:ارشیا ارشیا… من:رفته رفته نترس رفت دیدمش دم در ۱ ساعت پیش رفت. یه هوف کشید خیالش راحت شد سولماز:چجوری اومدی تو؟ من:در باز بود سولماز:احمد کله صبح عه حال ندارم ول کن. من:خودت میدونی خانم جان من ول کن نیستم مخصوصا الان که قبلا دربارش حرف زدیم پس خودت بکش پایین شلوارو. یخورده کیرم رو زدم به شلوارش تکون نمیخورد آروم شلوارش رو دادم پایین شورت نداشت با لباس خواب بود یه تاپ و شلوار خواب. خلاصه دادم پایین کیرمو تف زدم قشنگ خیس کردم گذاشتم لای چاک کون داشتم از پشت میکردم حواسم نبود که یهو دستشو گذاشت روی کیرم گرفت سولماز:اووخ اونجا نه وایسا
من:کجا بزارم خانمی. کیرمو گرفت گذاشت دم کسش نگه داشت منم یه خورده اومدم همونو فشار دادم تا تهش روف توی کسش با یه ناله خوب از اون و یه آه بلند از من خیلی کسش داغ و تنگ بود واقعا خوب بود

همونو ادامه دادم آروم آروم عقب جلو کردم سولماز:آهههه آهههه به آرزوت رسیدی؟ من:آرههه آهههه آره خانم آهههه چه حسی داره؟ هاا؟ سولماز:آهههه چی چه حسی داره من:مال من توی شماست چه حسی داره؟ سولماز:حس خاصی نداره آهههه همینطوری آروم وحشی نشو من:مال من فرقی نداره با مال ایرانی؟ سولماز:آهههه آهههه احمد چرت نگو من:بگو افغانی بهتر میکنه بگو خانم جان. شروع کردم محکم تر کردن. من:امروز روز طولانی در پیش داری خانم خوشگله آهههه سولماز:آهههه احمد وایسا آهههه آههه آروم گفتم وحشی نشو. ولی دیر بود من وحشی شده بودم با یه دستم ممه ش رو سفت گرفتم مالوندم با اونیکی گردنش رو گرفتم ولی فشار نمیدادم. صورتش رو اون سمتی که سمت خودم بود رو میخوردم از گوش گرفته تا لپ و گردن. سولماز:آههههه وحشی شدی تو دوباره آییی آههههه آروم من:بگو مال افغانی بهتره آههههه خانم بگو توی افغانی بهتر میکنی زود باش سولماز:اوقده ای آههههه آههههه من:زودباش خانم آههههه بگو منه افغانی بهتر میکنم آههههه سولماز:آهههه توعه افغانی بهتر میکنی آیییی من:بگو کیر افغانیتو میخوام آههههه سولماز:کیر افغانیتو میخوام آههههه آهههه خدایا آههههه من:بگو آب افغانیتو بریز توم حاملم کن آهههه آههه خانم بگو آهههه سولماز:آب افغانیتو بریز توم حاملم کن آهههه آییی احمد کثافت آههههه من:الان مریزمش تو آهههه آههههه ایرانی آههههه بگیرش آهههههه آههههه تکرار کن حرفاتو زود باش آههههه خانم تکراد کن سولماز:آهههه احمد کیر افغانیتو بکن توم منو بکن آبتو بریز توم کیر افغانیتو بکن توم من:آهههه داره میاد آهههه داره میاد آههههه زن آهههه زن بگو آهههه سولماز:آهههه احمد آههه توعه افغانی آههه بهتر میکنی آههه کیر افغانی تو بکن توم آهههههه من:آهههه بگیر بگیرش آهههههه آهههههه آهههههه آههههههه. محکم بغلش کردم کیرمو فشار دادم توش آبم کامل پاچید بیرون.
تا حالا انقدر آب از من نرفته بود سولماز:آهههه آیییی آیییی من:آهاههه حامله مکنمت آههههه بَگیر آبم را بَگیرش آههههه زن آههههه آههههه. سولماز:آوییی اویییی اوفففف. کل آبمو ریختم تو کس خانم حتی یه قطره هم نذاشتم هدر بره تا چند دقیقه نگه داشتم داخل کس تا اینکه کیرم افتاد بیرون و خوابید. طولی نکشید که دوباره راست کردم ولی بعد اینکه دستم را از دورش برداشتم پاشد رفت دستشویی بعدشم تو آشپزخونه. شروع کرد کاراشو انجام دادن من هم خواب بودم رو تخت. رفتم بیرون اتاق صبحانه رو با هم خوردیم و بعد تو کاراش شروع کردم کمکش کردن و تمیز کردن خونه. وسط کار یا می مالوندمش یا لب میگرفتم ازش همش اونم غر میزد نکن بزار کار کنیم منم هی شوخی می کردم. ساعت ۲ شد کارا رو تموم کردیم اومد نشست روی مبل یک حس رئیس داشت به خودش و من رو کمتر حساب میکرد و شروع کرد بد خلقی و دستور دادن با اخم.

با یه همچین پاهایی نشسته بود روی مبل بدجور حشریم می کرد. یه حرف زد از بس خیره به پاهاش شده بودم نفهمیدم اصلا که دوره تکرار کرد. من راست کرده بودم اونم فهمید. دهنم باز بود نفس می کشیدم با دهن دلم می خواست بیفتم روش مثل خر بکنمش. رفتم نزدیکش رو به روش وایسادم و توی چشماش خیره شدم. به بدنش زل زده بودم. لباسش یه تاپ بود با یک دامن کوتاه. با اخم به من گفت سولماز:مگه با تو حرف نمی زنم؟ مگه با تو نیستم؟ . جوابش رو ندادم نشستم روی دو زانو جلوش خواستم پاهاش رو از هم باز کنم که بلند شد رفت بلند شدم پشت سرش رفتم از پشت گرفتمش بغلش کردم چسبوندم بهش سولماز:نکن احمد بسته دیگه من:بازم میخوام سولماز:نخیر ول کن پرو نشو. من:نه نداریم. سفت بغلش کردم ممه هاش رو مالوندم گردنش رو از پشت خوردم کیرمو میمالوندم به کون نرم و ژله ای از پشت بعد آروم بر گردوندم خانم رو نشوندمش زمین یه تقه زدم از پشت افتاد و منم افتادم روش دراز کشیدم روش. سولماز:احمد الان انجام دادی من:ساکت ساکت بکن لخت شو. تی شرت خودم رو درآوردم تاپ خانم هم کندم میخواست ناز کنه که انقدر جدی شدم که فقط ناز و ادا در میاورد. بالا تنش رو لخت کرد بدن سفیدش رو دیدم حشری تر شدم. شلوار خانم یه لگ ورزشی مشکی بود اونم کشیدم پایین با شرتش درآوردم خودمم لخت شدم خوابیدم روش. سولماز:احمد آقا. همون رو گذاشتم روی سوراخ کس فشار دادم تا راه داشت هل دادم توش سولماز:احمد احمد آههههه آهههه احمد آروم آهههه
آهههه آروم بابا دردم میاد یهو میکنی آخخخ وایی خداا
من:اووووف عجب بدنی خانم آوووف آههه مال منه تن سفیدت. یک چک محکم زدم روی باسنش که قرمز شد و یه آه بلند کشید دستشو آورد عقب که نزنم دوباره. مچ دستم گرفت که چک نزنم به لپ کونش منم لپ کونش رو گرفتم توی مشتم فقط فشار می دادم یا می مالوندم

دستمو از کونش جدا کرد سولماز:درد میکنه احمد آهههه آهههه. منم دستمو از روی کونش برداشتم شروع کردم تلمبه زدم سولماز:آهههه اههههه من:آههههه آهههههه آههههه آوووووففففف اوووففف آهههههه
سولماز:آروم احمد آییی میشنون نکن وسط سالن دیوارا نازکه همسایه آهههه احمدددد آیی.
من:آهههه. نگه داشتم ته کسش وایسادم. من:چیکار کنم سولماز:نمیدونم فقط پاشو. من:نمی خواد بیا تلویزیون رو روشن کن کافیه. کنترل روی میز وسط سالن بود ما هم جلوی تلویزیون خوابیده بودیم و سکس می کردم باهاش. دستمو دراز کردم روشن کردم ماهواره رو و یه خورده زیاد کردم. صدارو. زدم BBC اخبار. شروع کردم تلمبه های آروم زدن و تا تهش می کردم تو فشار می دادم. آروم که می کردم صداش در نمی آمد خانم فقط با صدای کم ناله میکرد.

آروم آروم تلمبه و تلویزیون تماشا میکردم. بدن سفید خانم رو که دیدم زیرم خوابیده وحشی تر شدم دراز کشیدم روش بغلش کردم و گردنشو خوردم شروع کردم محکم تو کسش کوبیدن

آروم آروم سرعت دادم و گردنشو میخوردم با جفت دستام ممه هاش رو می مالوندم. کوبیدن من به قدری محکم شد که صدای تلمبه زدنم توی خونه می پی چید و صدای خانم هم کم کم در اومد. سولماز:آییی اروم تر احمددد آههه آهههه من:آهههه زن آههههه آهههه ماله منه آههههه مال منه بدن سفیدت آهههه آههههههه آهههه
با حرس این حرف هارو می زدم از حشر زیاد غیر قابل کنترل بودم خانم هم زیرم چاره ای جز ناله نداشت و فقط می گفت آروم باش من:می کنم آههههه عجب کس خوبی آهاهههه مال منه بدن سفیدت اوووف آب میدمت آب میدمت سولماز:آهههه آروم تر آروم باش وحشییی آههههه آهههههههههههههههههه. تلمبه های آخر هم کوبیدم و محکم سینه هاش رو فشار دادم. کیرم رو بردم ته کسش نگه داشتم. قشنگ کیرم نبض زد و آبم پاشیده شد ته کسش. ۲ تا نبض زد و محکم پاشید بیرون آبم سولماز:واااایییی لعنتی توم نه آههههه آههههه. یه نبض دیگه زد بقیش هم پاچید بیرون بعدش چند تا نبض کوچیک و قطره قطره خالی شد بقیش. تو این مدت گردن خانم رو میخوردم و فشار میدادم کیرمو تو کس و سینه هاش رو محکم گرفته بودم. یه خورده نگه داشتم اون تو که و مالوندمش که کیرم خوابید افتاد بیرون. منو هل داد کنار یه نگاه بدی بهم کرد و پاشد رفت. منم یه خورده دراز کشیدم بعد پاشدم لباس پوشیدم. نشستم. بعد چند دقیقه اومد با اخم من رو نگاه کرد گفت سوماز:برو دیگه چی میخوای؟. من هیچی نگفتم سولماز:برو گمشو بیرون زود باشه. پاشدم رفتم بیرون رفتم خونه. اون روز خلاصه گذشت فرداش هم نرفتم سمتش تا شب. بهش پیام دادم گفت میخواد بخوابه مزاحمش نشم. گوش نکردم رفتم بالا کلید انداختم آروم رفتم تو خونه. چراغا خاموش بود. آروم رفتم دم اتاق تازه خوابیده بود فکر کنم. رفتم نزدیک نشستم روی تخت کنارش دستش رو گرفتم شروع کردم بوس کردن. سولماز:وایی خاک به سرم ترسیدم ، اینجا چیکار میکنی مگه نگفتم نیا. من:اومدم معذرت خواهی کنم سولماز:الان؟ من:آره الان سولماز:برو احمد بچه بازیا چیه برو خونه زشته نصف شب من:نمیشه سولماز:برای چی نمیشه برو میگم من:تا نگی بخشیدمت نمیرم سولماز:هووف از دست تو. چشماشو بست رفت تو فکر. دستاش رو می بوسیدم و نوازش می کردم. هنوزم توجه نمی کرد من:سولماز ، خانمی سولماز:چیه؟ من:ببخشید عزیزم سولماز:برو احمد ول کن نصف شبی من:تو رو خدا عزیزم قربونت بشم سولماز:هوووف احمد من:بمیرم واست تروخدا سولماز:خیلی خب بسه من:خیلی خب چی سولماز:باشه من:چی باشه؟ سولماز:ای باباااا من:بخشیدی عزیزم جون من جون پسرت سولماز:باشه بخشیدم ول کن. من:ای قربونت بشم. یه بوس از روی گونش کردم دستاشو چند بار بوس کردم. من:خیلی دلم تنگ شده واست سولماز:گفتی ببخشم رفتی من:هیچوقت نزدم این حرفو. سولماز:پس چی می گفتی من:بهت نگفتم دلم برای بغلت تنگ شده؟ چون واقعا دوست دارم الان بغلت کنم سولماز:نه نه من:نه نداریم خانم خوشگله جا باز کن. سولماز:گفتم پرو میشیا احمد بسه. پتو رو دادم کنار کنارش دراز کشیدم انداختم روی خودمون پتو رو بعد دستامو از زیر بغلش رد قشنگ چسبیدم بهش رفتم توی گردنش همونجا موندم و سفت بغلش کردم. واقعا حس خوبی داشت. بوی عطرش واقعا خوب بود بوی تنش دیوونم میکرد. سولماز:نگاه کن توروخدا گیر کی افتادیم. سفت تر بغلش کردم ممه هاش چسبید به تنم قشنگ چسبوندم بهش کیرمو. کیرم چسبید به شکم خانم ، سیخ سیخ هم بود. سولماز:فشار نده آروم. من:بغلم کن پس سولماز:هوووففف. بعد دستاشو دورم حلقه کرد بغلم کرد با یه دستش سرم رو گرفت با اون یکی دور کمرم رو گرفت. کم کم شروع کردم انگولک کردنش. اول کیرمو یه فشار دادم که بفهمه سیخ شدم. بعد یه بوس کوچیک از روی گردنش. زیاد نمیذاشت بوس کنم جاش می مونه میگفت. من:خیلی دوست دارم سولماز:عوووممم. من:شرت داری؟ سولماز:چی؟ من:میخوام بخورمش سولماز:اهووم من:میخوام گازش بگیرم ، لیسش بزنم بخورمش فقط. سولماز:… .
دستم بردم گذاشتم روی کسش شروع کردم مالوندن سولماز:آهههه نکنننن احمدددد من:جووون فقط آهه بکش تو.همونطوری بغلش کرده بودم دراز کش شدم روش و روی خانم خوابیدم. لب تو لب شدم باهاش. سرش رو گرفتم توی چشماش نگاه کردم من:مال منی زن سولماز:اوووهوو من:زن منی دیگه شوهرت خودمم اینجا هم تخت منه دیگه. سولماز:چه حرفاااا من:بزار لخت شیم چه حرفا رو بکنم توش آهت در بیاد سولماز:خوش بحالت شده این چند وقت من:فقط لخت شیم حرف بی حرف. تی شرتمو کندم شلوارمم درآوردم لباسای خانم هم در آوردم شرتش رو که کشیدم پایین رفتم براش بخورم. دهنمو رو گذاشتم روی کسش براش خوردم اونم آه میکشید لذت میبرد یخورده خوردم خیسش کردم ، بعد بالای کسش رو یکم مالیدم بعد خزیدم روش. آروم آروم میرفتم بالا و میخوردم. پاهاشم یخورده خودم باز کردم که وسط پاهاش بخوابم کامل. همونطوری که خیز میزدم به سمت بالا کیرم رو وسط تنظیم کردم. وقتی رسیدم بالا کیرم افتاد روی سوراخ صبر نکردم بیشتر رفتم بالا کیرم اتوماتیک رفت تو کس خانم. با همون خزیدنم بدون دخالت دست کیرم رفت توش. منم تا آخر رفتم بالا کیرم تا آخر رفت تو کسش. من:آههههههه جااانم خانم آههههه تنگی آهههه جووون سولماز:آییییی آخخخخ یهویی نکن آهههه من:یهویی میکنم آههههه ایول آههههه همینجا خوبه. آروم فشار میدادم بیشترو بیشتر ولی تا آخر توش بود. کله کیرم گنده شده بود. آروم شروع کردم عقب جلو کردن زیاد بیرون نمیاوردم یه کوچولو فقط بعد همونم با فشار بیشتر هل میدادم تو دوباره. کس گرم و خیس خانم منو بدجوری حشری کرده بود. بغلش کردم ممه هاش چسبیده بود به سینم بعد شروع کردن کردنش، می رسید به ته فشار میدادم که بیشتر بره ولی تا تهش تو بود. من:آههههه خانم خانمم آههههه جااان آههههه آههههه زن زندگی آههههه تو زن زندگییی آهههه وای عجب داغه توش آخخخ.
سولماز:آوهووم نسوزی؟ من:نه نمیسوزم نترس نترس آخیش سولماز:اووف چقدر طول میکشه احمد؟ من:بگو احمد جوون تا بگم سولماز:آی بابا آخخ بگو دیگه من:نمیگم پس. سولماز:هوووففف عجب. من:عجب چی؟ هاا؟ آههه عجب کیری توته؟ سولماز:آووییی اون شومبوله من:میخوای جیغتو در بیارم با همین خانم خوشگله؟ سولماز:نمیخواد فقط ول کن زود من:حال کن باهام تو که شوهر نداری تنها دوست پسرت منم. سولماز:یا خدا ببین بچه شده دوست پسر من آخه مگه میشه ؟ من:چرا نشه. داشتیم حرف میزدیم وسطش تلمبه هم میزدم تو کس خانم. خیلی بدن خوبی داشت سفید بدون مو و گوشتی ، سینه های نرم و خوشگل و نسبتا بزرگ سایز ۷۵ که برای من زیادی هم بود
دست گذاشتم روی ممه هاش تند تند کردم وحشی شده بودم دلم نمیخواست وایسم اصلا انقدر خانم کس خوبی داشت از بس تنگو داغ بود دیوونم میکرد هر لحظه انگار بار اولم بود. من:آهههه خانم آهههههههههههههههههه آمادش کن پاهاتو بیشتر باز کن زن آهههه داره میاد آهههه داری میاریش آههههه آهههه
سولماز:اخخخ احمد وایس آهههه آههههه آهههه
من:آهههه خانم اومد اومد آهههههه بگیرش آههههه آهههه خانم ایرانی من آههههه سفید من آههههه آهههه زن خودمی آهههه آههههه بگیرش سولماز:اوووف اووففف اویی اوی آهههه آخخخخ من:ای جان ای جان بگیرش آههه آهااااا اخخخ جااان ای ای عجب کس خوبی. همونو افتادم روش لباشو خوردم بعد دراز کشیدم روش بغلش کردم. سولماز:پا میشی وایی احمد
من:همینو بخوابیم عشقم پا نشو سولماز:پاشو احمد توروخدا آخخخ وای اونجام من:چرا پاشم ، نمیخوام. سولماز:پاشو دیوونه ریختی توم برم خالی کنم من:برای چی؟ سولماز:سوال نپرس احمد اخخ من:برای چی بگو خانمم سولماز:چون حامله میشم من:من که دوست دارم حاملت کنم سولماز:… من:یه بچه واسم بیاری ، برم کار کنم بیام خونه بریم رو تخت بچه بسازیم دوباره ، دوست دارم تو رحم فقط آب من باشه ، از آب من بچه بیاری. سولماز:… من:دوست داری بری خالیش کنی؟ سولماز:اوهوومم. من:بزار لباتو بخورم بعد برو. سولماز:… . رفتم تو لباش اونم همراهی میکرد قشنگ لباشو خوردم زبون زدم بعد من: بعدش میری میای دوباره همینجوره زیرم میخوابی. سولماز:… من:باشه ؟ سولماز:باشه. بلند شدم رفت دستشویی اومد بعد ۵ دقیقه کنار تخت بود خواست لباس بپوشه من:نه، همینطوری بیا. یه خورده ناز کرد بعد اومد. دراز کشید کنارم من:قرار شد کجا بخوابی؟ سولماز:احمد اذیت نکن. من:بیا ببینم ناز نکن. من:یه وری شدم کشیدمش سمتم رفتم روش دراز کشیدم. یخورده خیز برداشتم بالا که هم سطح شیم آخه قدش بلند تر بود کیرم رو انداختم بالای کسش بغلش کردم کامل تو بغلم بود بوسش میکردم میگفتم که زن کی تو؟ زن خودمی مال کیه مال خودمه اینطوری یخورده حرف زدم باهاش بعد خوابیدم.
ادامه دارد…
نوشته: احمد
8 پاسخ به “خوش شانس افغانی (۳)”
شاهنامه نوشتی
ذهنیت جقی بوذ ولی خوب نوشتی
معلومه که ایرانیای زیادی کردنت…
۸۰ درصد اینجا زن خودشونم با کاندوممیکنن اون ۲۰ درصد هم قبل اومدن میکشن بیرون جق میزنم بعد خالی میکنن تو فقط زرت زرت ریختی توش هربار😂😂
الکی خودتو خسته نکن ۵۰ خط داستان بنویس ماکه میدونیم ایرانیا کونت گذاشتن .
اتفاقاً منم یه زن افغانی را میگاییدم همش میگفت کیر فقط کیر کلفت ایرانی میگفت افغانی بلد نیست بکنه فقط فکر حال کردن خودشهاین چیزی هم که من از داستانت فهمیدم اینه که خانم حسابی تو را تحقیرت کرده و همش کصش را میزاشته دهنت بدون اینکه ذره ایی بهت حال بده و حالا اون توهمات تو سرت پیچیده و اومدی اینجا توهماتت را به شکل داستان در بیاری و یک جور خودت را خالی کنی 😂
تو یه ایرانی مبتلا به سادومازوخیسم هستیمن سه برابر سن تو کارگر افغانی داشتم زن و مردکاملا مشخصه تو ایرانی هستیشاید یکی از بکن هات افغانی بوده
سلام ملجوق . عمود قامت گوزهش کنی افغان.