عشق مخفی مادرزنم
اولین روز خواستگاری این مامان شیرین مادر زنم نگاربود که منو مصمم کرد دامادشون بشم...
اولین روز خواستگاری این مامان شیرین مادر زنم نگاربود که منو مصمم کرد دامادشون بشم...
سلام ،من محسنم و ۳۸ سالمه و این ماجرا رو که براتون تعریف میکنم کلمه...
بیشتر از شش ماه از ازدواجم با خانومم نگذشته بود که تصمیم گرفت بره سرکار...
دکتر، عکس ساق پام رو نگاه کرد و رو به سهیلا گفت: نشکسته، میتونین ببرینش....
سلام من اسمم b-a ۲۴سالمه و ساکن یکی از شهرهای غربی هستم از ۱۴سالگی بود...
درود خدمت تمامی خوانندگان عزیز… قبل از شروع داستان با ی پیشگفتار کوتاه سرتون رو...
شهرام ایستاد و گفت: من کم کم برم زنداداش. حسابی بهتون زحمت دادم. موهام رو...
سی و پنج سالمه، مجردی زندگی میکنم. شوهر نکردم. نه، بی ریخت نیستم، اینو من...
سالم اسم من زهراست.(این اسم مستعار من است) یک دختر چادری که چادر جلابیب هم...
واقعیت این داستان ،سازنده تخیلات نویسنده است، ولی تمامی شخصیت ها غیر واقعی بوده ،،،بعد...
من آرتینم، ۱۵ سالمه. آپارتمان ۵۰۳، طبقهی آخر برج ، انتهای کوچهی خلوت با مامانم...
سلام اسم من “سیندل” هست و این اولین باریه که چیزی اینجا مینویسم. نظراتون رو...
با سلام خدمت دوستان بکن تو ببخشید داستانم طولانیه ولی خیلی از افراد این کشور...
سلام دوستان امیدورام از این داستانی که میزارم خوشتون اومده باشه من اسمم سحر هست...
اسم من نجیبه.اونطور که شنیدم وقتی به دنیا اومدم مامانو بابام تا شیش سال سر...
ظهر عاشورا بود. رو به روی آینه ایستاده بودم و به لکههای سیاه صورتم خیره...
سلام من تو عمرم داستان ننوشتم ولی از بس کنج کاو شدم میخوام یه بار...
خب، سلام به بروبچ بکن تو.اولین داستانمه و امیدوارم خوشتان بیاد توهین بی توهین!به فاکی...
اولین بار دارم مینویسم ، چند سال میخوام بنویسمش اما هیچوقت فرصت نکردم ، تا...
سلام خدمت تمام دوستان بکن تو. یاسر هستم سی ساله از جنوب خاطراتی که براتون...
این اولین تجربه داستان نویسی بنده هست و از اونجایی که این فقط یک داستان...
سلام خدمت دوستان بکن تو . سال گذشته که به زنم شک کردم که با...
سلام به همگی. اصل این داستان از انجمن لوتی هستش! امیدوارم خوشتون بیاد!!! سلام دوستان....
باسلام خدمت تمام دوستانی که ازاین سایت دیدن میفرمایند طبق معمول بایدخودمو معرفی کنم من...
سلامی دوباره جوادم…بقیه ماجرا… درد استخوانهای قفسه سینه اش یا همون دنده هاش دیده میشد.سوتین...
ی چند وقتی رابطمون عادی و معمولی شده بود… همش سکس عادی بود هیچ جذابینی...
صبح زودتر از هر روز از خونه زدم بیرون؛ بخاطر غلطی که کرده بودم هنوز...
سلام به ادمین و جق زنای بکن تو.اولین فیکمه و از یه آیدی به اسم...
بعد از تماس رامین با سعید داشتم به این فکر میکردم که راه دیگری برای...
سلام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۳ ماه پیش ک من...
با سلام به همه خوانندگان این ماجرا خواستم اول کار یه چیزی بنویسم چون دیدم...
سلام شایان هستم سفید بی مو ۱۸۵قد ۹۰وزن هیکلم درشت ، من نزدیک ۱سالی هستش...
سلام. یه داستان بود با عنوان سکس همسرم و رئیسم که من یه قسمت بهش...
آن شب بعد خوابیدن زنم رفتم سالن پذیرایی روی کاناپه دراز کشیدم و گوشیمو روشن...
فصل چهارم: سلول عشق! “راوی: رضا” مواد رو از هیوا گرفتم و به سمت دختره...
این خاطره یکمی طولانیه هرکی دوست نداره بره یه چیز دیگه بخونه من امیر هستم...
سلام.اسم من حمید هستش این داستان بر اساس واقعیته.و با خواندنش متوجه میشید که حقیقته...
شهنام : سلام ، کجایی بابک ؟ من : سرِ کار هستم شهنام : کی...
سه نفر اول دوست عزیزمون آقا نیما و همسرشون نازنین خانوم و خواهر خانومشون نسترن...