من رضا 28 سالمه قدم بلنده و قیافمم معمولیه، گاهی اوقات که حوصلم سر میره میرم تاکسی اینترنتی تپسی و یکم سرم گرم میشه، تا حالا چند مورد پیش اومده که با مسافرای خانومم به سکس ختم شده که امروز میخوام یکیشو براتون تعریف کنم که بدجوری پشیمونم کرد…
یه شب تو خونه نشسته بودم که حوصلم سر رفت، تقریبا اواسط آذر ماه بود و هوا به شدت سرد بود، ساعتای حدودا یازده شب از خونه زدم بیرون و آنلاین شدم برای درخواست سفر، درخواست های زیادی میومد، من یه لحظه حواسم پرت شد سفری رو قبول کردم که مبدا و مقصدش خیلی جای پرتی بود و رفت و برگشت بود ،میخواستم لغو کنم ولی گفتم ولش کن من که کاری ندارم بزار برم.
رفتم و رسیدم به مبدا که یه جای اتوبان مانند بود اولش ترسیدم و در هارو قفل کردم, بعد از چند دقیقه دیدم یه پراید اومد پشت سرم و یه خانوم ازش پیاده شد و پراید رفت، من کلا عادتمه به مسافرای خانوم نگاه نمیکنم که یه موقع معذب نشن، به اینم زیاد نگاه نکردم فقط در همین حد که دیدم خانوم هستش، هرکدوم از مسافرایی هم که باهاشون سکس کردم خودشون یه جورایی شروع کردن اومد نشست تو ماشین و راه افتادم، یکم که رفتیم بوی الکلش پیچید تو ماشین حسابی مست بود، گفت: ببخشید میشه به بلوتوث ضبط تون وصل شم، منم گفتم بله حتما، وصل شد و گفت: لطفا میشه صداشو زیاد کنید منم صدای سیستمو تا ته زیاد کردم و اینم داشت همخونی میکرد با آهنگا، رفتیم و رسیدیم به مقصد که تقریبا میشه گفت شهرک صنعتی بود و جایی که مقصد بود،
یه حالت کارگاه طوری بود، گفت صدای ضبط و کم نکنید لطفا،من الان برمیگردم، منم گفتم باشه،دیدم پیاده شد و یه آجر از زمین برداشت و زد به در کارگاهه و شروع کرد داد و بیداد کردن، یه پسر 27,28 ساله اومد بیرون و شروع کردن با هم دیگه دعوا کردن، من صدای آهنگ و کم کردم و از حرف زدناشون فهمیدم جفتشون افغانین، هم دیگرو میزدن و فوش میدادن، من مونده بودم چیکار کنم، برم یا وایسم، بعد پسره در ماشین و باز کرد دختر رو پرت کرد تو ماشین و گفت آقا ببرش، من خواستم ببرمش ولی دختره بیخیال نمیشد و باز پیاده شد، این وسط پسره یهو جوگیر شد زد شیشه در عقب ماشین و شکست! گفت: اینو واسه چی آوردی اینجا؟؟ دختره رو انداخته بود زمین پاشو گذاشته بود رو گلوش داشت خفش میکرد، من سعی کردم خونسرد باشم، داد زدم گفتم: بابا آروم باشید چتونه خار ماشین و گاییدید، یهو پسره اومد سمت من گارد گرفت، گفت: مگه نمیگم ببرش چرا نمیبریش، اومد یقه منو که پشت فرمون بودم گرفت! منم پیاده شدم بازم سعی کردم خونسرد باشم ولی بی ناموس یقمو گرفته بود ول نمیکرد، منم کشیدم زیر پاش، پامو همونجوری که خودش گذاشته بود رو گلوی دختره گذاشتم روی گلوش، گفتم الان خفت کنم کصکش؟ اینجا دختره یه عشقی کردا😂! اینم بگم پسره گولاخ مولاخ نبود لاغر بود قدشم تا زیر شونه های من بود. بعد یکی دو دقه سرمو بردم پایین به پسره گفتم: ولت میکنم تا ولت کردم میری تو کارگاه درم میبندی منم ی جوری اینو از اینجا میبرم بیای بیرون این دفعه رحم نمیکنم بهت.
پسره بنده خدا رفت تو کارگاه و دختره یکم دیگه فحش داد و سنگ زد، بعد نشوندمش تو ماشین و بردمش، تو راه که داشتیم برمیگشتیم دختره کلا داشت گریه میکرد، که تازه من اینجا از توی آینه و تو تاریکی شب قیافشو یه کوچولو دقت کردم، عینک داشت و چشماشم کشیده بود ولی نه طوری که مشخص باشه افغانیه،سفید بود و تقریبا تو پر قیافشم خوب بود. انقدر مست بود حواسش نبود که افغانیه، زنگ زد پلیس 110، که داشت صحبت میکرد من گوشی رو از دستش گرفتم و قطع کردم، گفتم کصخلی؟! الان پلیس بیاد جفتتونم بر میداره میبره رد مرز میکنه، بعد
ازش پرسیدم داستان چیه؟ گفت: این حرومزاده سه ساله با منه تازه فهمیدم زن و بچه داره! بعد گفتم: این پسره مگه خونه زندگی نداره ک تو کارگاه میمونه؟ گفت: بابا خیلی پولداره خارکسه اینجوریشو نبین، منم گفتم والا به سر و ریختش نمیخورد پولدار باشه. که دو ساعت سعی داشت منو قانع کنه که نه پولداره! منم راستش باورم نشد!
خلاصه یکم دلداریش دادم و ارومش کردم
یکم تو خیابون چرخوندمش پول کرایه و پول شیشه رو هم خودش با اصرار بهم داد، بردمش جلو خونش و پیادش کردم، این قضیه واسه من تموم شد.
حدودا یه هفته گذشت دیدم یه شماره غریب بهم زنگ زد، برداشتم دیدم یه دخترس میگه الی هستم، گفتم به جا نمیارم ببخشید، بعد داستان اون شب و تعریف کرد یادم اومد،گفتم آها خوبی؟ جانم بفرمایید، گفت میخوام برم جایی میشه لطفاً بیاید دنبالم؟ منم چون واقعا کار داشتم گفتم: شرمنده کاش زودتر زنگ میزدی الان کار دارم، گفت: عع باشه پس خدافظ.
گذشت و سه چهار روز دیگه باز زنگ زد، من شمارشو شناختم ولی بازم خودمو زدم به اون راه که مثلا نمیشناسم. گفت: سلام، گفتم: سلام شما؟ گفت: ای بابا الیم دیگه، گفتم: آها جانم بفرمایید، گفت: میشه لطفاً بیاید دنبالم تا فلان جا بریم؟ گفتم: اره میام، کجا بیام؟ همونجا که اون شب پیادتون کردم؟ گفت: آره، گفتم: اوکیه نیم ساعت دیگه همونجام.
رفتم جلو خونشون دیدم یه کصصص ناااز با یه ست زمستونی قرمز سفید اومد نشست تو صندلی عقب ماشین، اصلا انگار یه آدم دیگه بود، بعد گفتم کجا میخوای بری؟ گفت برو بهت میگم، یکم صحبت کردیم و اینا دیدم لحن حرف زدنش خیلی خودمونیه زدم بغل گفتم: بیا جلو بشین اومد نشست جلو و گفت: جلو این دکه وایسا،رفت از دکه ای که نزدیک خونه ما بود یه عرق و کلی مزه گرفت اومد.( من خودم بچه اون محل بودم نمیدونستم این دکه عرق داره😂) اومد نشست تو ماشین گفت: میخوری من اول گفتم: نه، دیدم تا گفتم نه خورد تو پرش، گفت: ععع…
من دیدم یه جورایی انگار ناراحت شد دو دیقه بعد گفتم: بریز بخوریم دیگه، یهو انگار پرواز کرد، گفت: ععع الکی گفتی نمیخوری پس ههه… پیکارو ریخت و شاید باورتون نشه من انقدر فکرم درگیر مشکلاتم بود بازم نفهمیدم این چی میخواد و قصدش چیه! تو فکر این بودم که حالا از حرکت اونیم که پسررو زدم خوشش اومده و باهام حال کرده حالام حوصلش سر رفته اومده دو تا پیک عرق بخوریم و یه دوری بزنیم.
تقریبا نصف عرق و خوردیم که دیگه ساعت شده نزدیکای دو نصفه شب و ما هنوز داشتیم میچرخیدیم و حرف میزدیم، این همش داشت چوس ناله میکرد که اره هیشکی منو دوس نداره و فلان که من بگم مثلا نگران نباش من هستم و اینا، منم مثل پشمکا زده بودم تو فاز نصیحت و روانشناسی که نگران نباش درست میشه و فلان😂🤦🏻.
بعد گوشیش زنگ خورد گفت: بریم خونه به نظرت؟ گفتم: نمیدونم هرجور خودت راحتی واسه من فرق نداره.گفت : اره دیگه بریم.
تو راه خونشون بودیم که من شاشم گرفت، از ماشین که پیاده شدم و وایسادم تازه انگار عرقه منو گرفت، یه قدم برداشتم دیدم دارم تلو میخورم، به زور خودمو رسوندم جلوی ماشین دقیقا جلوی صندلی جلو روبروی الی کیرمو دراوردم شاشیدم! قصد خاصیم نداشتم واقعا😂، بعدش که اومدم سوار ماشین شدم الی گفت: یه دور دیگه بزنیم بعدش بریم خونه، دوباره شروع کرد چوص ناله که من تنهام و فلان که یه قسمت تاریک از جاده زدم کنار و گفتم: عب نداره غصه نخور من هستم، اومدم لپشو یه بوس کردم انگار کل عمرش منتظر این لحظه بود! پرید لبامو گرفت شروع کرد خوردن و یه جوری با ولع میخورد که فرداش لبام درد میکرد و یکم کبود شده بود! دستشو گذاشت رو کیرم گفتم: میخوریش؟ گفت آره شلوارمو تا زانوم کشیدم پایین سرشو گرفتم تند تند کیرمو میکردم تو حلقش و هی تند تند داشت اوق میزد، که یهو با دست تند تند زد به سینم سرشو ولکردم گفت نکن الان بالا میارم گفتم باشه، نفهمیدم چن دقیقه شد داشت برام میخورد، که گفت: نمیخوای کصمو جر بدی؟؟ گفتم چرا در بیار ببینم، سینه هاشو اول انداخت بیرون تو اون تاریکی داشت میدرخشید انقد سفید بود کصکش، نوک ممه هاش ازین بی رنگا بود اینایی که خیلی کمرنگه، سایزشم بزرگ بود، یکم ممه هاشو خوردم،سرشو گرفتم کیرمو کردم دهنش بعد گفتم بیا روم، صندلیمو خوابوندم و اومد روم، شروع کرد بالا پایین کردن، یه سر و صدایی میکرد که داشتم کر میشدم، جیییغ میزداا، تا حالا هیچ کسی زیرم این همه اه و ناله نکرده بود! جیغ میزد میگفت من جنده توام، کیر کلفتت داره کصمو جر میده همش این حرفارو با جیغ و ناله تکرار میکرد،تقریبا پنج دقیقه داشت بالا پایین میکرد که دیدم آبم داره میاد، ولی به روی خودم نیاوردم و ادامه دادم و آبم وسط تلمبه زدن اومد، یکم دیگه گذشت دیدم یه جیغ و آه از ته دلش کشید و ارضا شد، منم دیدم این ارضا شد الکی وانمود کردم که آبم اومد! بعد رفت رو صندلی شاگرد افتاد و گفت خیلی کیرت خوبه کصمو جر داد، تورو خدا همیشه بیا کصمو جر بده، پاهاشو باز کرده بود به کصش اشاره میکرد میگفت من جندتم توروخدا بزار کیرت همیشه بره تو این کس، منم میگفتم خوشت اومدا از کیرم عاشق کیرم شدی مگه نه؟ گفت: آره من جندت باشم همیشه باشه؟ منم گفتم: هر وقت اشاره کردم باید بیای کیرمو بخوریا؟ اصلا باید کیرمو بپرستی! گفت: جووون اومد سمت کیرم سرشو بوس کرد گفت چشم میپرستمش…
یه نخ سیگار کشیدیمو لباسامونو پوشیدیم و راه افتادیم، نزدیک خونشون بودیم که اومد ازم لب گرفت گفت دلم نمیاد ازت جدا شم، گفتم فردا باز همو میبینیم نگران نباش که دیدم یهو کصکش باز حشری شد! گفت: بازم کیرتو میخوام، تو خیابون اصلی بودیم که زدم کنار جایی که هر ده دقیقه ماشین گشت رد میشه! ولی حشریت و مستی این چیزا حالیش نیست😂
دوباره شلوارمو درآوردم یکم کیرمو خورد دوباره اومد روم بیست دقیقه داشت رو کیرم بالا پایین میکرد سه بار ارضا شد، ولی آب من نیومد، هرکاری کرد آبم نیومد، گفت: چیکار کنیم الان؟ گفتم هیچی عزیزم، من اوکیم، تو ردیفی؟ گفت: بهترین سکس زندگیم بود، خیلی کیرت خوبه. گفتم اگر سیر شدی دیگه بریم، گفت باشه بریم، نزدیک خونشون ک بودیم بخاطر نگهبان مجتمع شون که براش حرف در نیاره رفت عقب نشست، بردم رسوندمش، خدافظی کردیم و گفتم فردا میبینمت، تا اومدم ماشین و سر و ته کنم که دیدم برگشت گفت: میای بالا؟ آخه با خواهرشو بچه خواهرش زندگی می کرد، منم میدونستم این تا صبح نمیخواد ولم کنه یه بهونه ای آوردم و پیچوندم، خدافظی کردیم و رفتیم…
اومدم خونه و بیهوش شدم، فرداش از خواب پاشدم رفتم بشاشم، دوستان چشمتون روز بد نبینه، گلاب به روتون تا اومدم بشاشم جوری احساس سوزش کردم که انگار داشتن یه سیخ نازک داغ میکردن تو سوراخ کیرم، با هزار بدبختی تحمل کردم و شاشیدم بازم گلاب به روتون دیدم شاشم خونیه. یعنی واسه یه شاش من مردم و زنده شدم! ینی پشمام ریخت گفتم خدا میدونه چه درد و مرضای دیگه ای داشته این الی خارکسه، نفهمیدم چجوری حاضر شدم و رفتم دکتر، بهش قضیه رو گفتم، اولش کلی دعوام کرد که اگه ایدز گرفته باشی میخوای چه غلطی بکنی؟! دیدم داره منطقی میگه واقعا اگر ایدز گرفته باشم ازش میخوام چه خاکی تو سرم بریزم؟! کلی آزمایش برام نوشت، از جمله تست HIV، آزمایش HPV( همون زگیل تناسلی)، واسه سوزش و خونی بودن شاشم هم گفت: عفونت مجاری ادراری گرفتی این چیز مهمی نیست زود خوب میشه، برو دعا کن مرضای دیگه ازش نگرفته باشی… تا فرداش که جواب ازمایشا بیاد من به معنای واقعی کلمه مردمو زنده شدم، با هزار تا دعا و نذر و نیاز رفتم جواب ازمایشارو گرفتم و بردم پیش دکتر، که خوشبختانه، خوشبختانه، خداروشکر گفت: واقعا شانس آوردی ، کاملا باهاش موافق بودم. واقعا شانس آورده بودم.
اون روز و بخاطر خوش شانسیم جشن گرفتم، الی هم دائما داشت زنگ میزد و پیام میداد، اولش میخواستم جواب بدم هرچی دهنم در میاد بهش بگم، ولی گفتم ولش کن، اونم یه جور بدبخته.
داداشای گلم به عنوان داداش کوچیکتر تون بهتون میگم میدونم جمهوری اسلامی مملکتمونو به گوه کشیده و خیلی از نیاز هامون که باید بتونیم به راحتی برطرفش کنیم و واسه خیلیامون انقدر بزرگ و دست نیافتنی شده مثل همین سکس که به محض اینکه هر کسی خواست بهمون کس بده با کله میریم میکنیم، میدونم این کاملا طبیعیه، ولی یک لحظه فکر کنید اگر خدایی نکرده طرف HIV یا همون ایدز داشته باشه چی؟ اگر زگیل تناسلی داشته باشه چی؟ پس لطفا لطفا با کسی که شناخت کافی ازش ندارید وارد رابطه جنسی نشید،یا دیگه اگر نتونستید جلو خودتون و بگیرید حتما حتما از کاندوم استفاده کنید. شما نمیدونید من تو اون یه روزی که منتظر بودم تا جواب آزمایشم بیاد چی کشیدم، واقعا امیدوارم هیچوقت تجربش نکنید…
همین دیگه امیدوارم همیشه حال دلتون خوب و جیبتون پر پول باشه.
نوشته: محمدرضا
8 پاسخ به “مسافر صورتی”
کلمه کسخلبافتخار حضور توخودش رو باز نشسته کرد 😁چطوری کسخل جدید 😂👉
آخه ایدز که یه روزه مشخص نمیشهدوره نهان دارهباز زیگیل یه چی ولی ایدز ی روزه مشخص نمیشهیه کم به شعور مخاطب احترام بذاری بد نیست
وقتی انقد بدبختی که کص کثیف میکنی سوزاکم میکیری
ولی اون دختری که سوارش کردی داستان رو یه جور دیگه تعریف کرد این جا، اون گفت تورو برده واسه دوست پسرش ورفیقاش که گِی بودن اونا هم باکیرهای قطور کونت رو فتح کردن
خب میگفتی کست ناقصه و یه کاندوم دولایه میزدی و میرفتی🤣
والا به این راحتی که تو تو ماشین کردیش من تا حالا تو مکان تخم نکردم بکنم
عالی بود حاجی منم به پستم خورده ازین کصا ولی خداروشکر نه سوزاک گرفتم نه مریضی. دمتم گرم که انقد دلت مهربونه که این تجربتو به اشتراک گذاشتی👍🏻
خوکیرم تو دهنت چه ربطی ب جمهوری اسلامی داره اخه .کونی یعنی توهیچ جای دنیا ایدز وزگیل تناسلی نیستتوخودت کونی بودی بدون کاندوم کردی چرا الکی همه چی به هم میچسبونی