سکس با ترس ولرز و بی نهایت

سلام معینم 26 ساله از مشهد این خاطره برمیگرده به پارسال که با ماشین مسافر کشی میکردم،پاییز بودم هوا تازه تاریک شده بود دوتا مسافر داشتم یکیشو پل فجر پیاده کردم توحال خودم بودم که مسافرم گفت صدای ضبطو کمتر میکنی؟تو آیینه عقب نگاه کردم دیدم یه دختر 25 26 ساله است که تا قبل اصن حواسم بهش نبود چراغ سقفی و روشن کردم دیدم یه دختر لاغر اندامه که بی نهاییت خودشو بتوونه کاری کرده گفتم اگه از آهنگ خوشت نماد عوضش کنم گفت نه فقط حوصله ندارم گفتم ای بابا کی تواین زمونه حوصلش سرجاشه شکست داشتی؟ گفت نه گوشیمو دزد برده گفتم گرون بود گفت نه عکسام توش بود گفتم مورد داشتن گفت یه کم گفتم به پلیس بگو گفت نمیشه دیگه فهمیدم اینکارست زدم کنار گفتم بشین جلو اومد جلو
گفتم الان حالتو جا میارم با 130 تا چندتا لایی کشیدم سرشو از ترس چسبونده تو سینه من از ترس مچاله شده بود گفت یواش گفتم دیدی حالت عوض شد گفت دیوونه این جورشه بهش گفتم یه لب میدی گفت توهم میگیریا دستمو گذاشتم رو پاش بیا تو دمه در بده دستمو بردم لای پاش گفت من دخترم منم گفتم تاحالا تجربه نداشتی گفت 2بار از پشت گفتم منم به همون راضیم دختره گفت زیاد وقت ندارم باید زود برگردم خوونه گفتم جام ندارم اونم گفت متاسفم تو همه مکالمون دسته منم داشت باهاش بازی میکرد گفتم طلبه ای لای شمشادای وسط اتوبان سکس کنیم؟
گفت نه تابلوست. گفتم نترس بیا. اونم که از مالیدن من خوشش اومده با اصراره من قبول کرد.
شمشادای صد متری بابانظر بلنده بردمش تو اونجا زیرپایی ماشینو پهن کردم گفت زود تمومش کن بریم فقط شلوارشو کشی پایی برعکس بالا تنه ظریفش کون نسبتن بزرگی داشت انقدم سفید بود اونجاهایی که تو ماشین مالیده بودم قرمز شده بود گفت تو فشار نده من خودم کیرتو جا میکنم اول یکم خورد فقط همون قد که خیس بشه بدشم خودش با یکم آیو اوی کیرمو تا خایه جاکرد وای چه کون نازی داشت سفید گردو برجسته دروغ میگف بیشتر از 20یار سکس داشت حرفه ای بود براخودش اول که داشتم تلمبه میزدم میترسیدم کسی بیاد ولی وقتی گرم شدم چیزی جز شهوت حالیم نبود مست شده بودم باهر تلمبه من توباسنش یه موج قشنگ میوفتاد اون که اولش میگفت زود تموم کن الان همش میگفت آبت نیادا نیادا گفتم برگرد بشین رو من نشست رو کیرم شروع کرد بالاو پایین کردن دستمو برلای مانتوبا بدبختی سینشو از لای مانتو تیشرت درآوردم سرسینه هاش کوچیکو صورتی بود گفتم آبمو بریزم تو کونت گفت نه بدم میاد خلاصه سکس منو محدثه یه ربع طول کشید ولی خداییش تو اتوبان هیجان داشت زیر سقف آسمون صدای ماشینا اونم با یه بانوی کونی گنده حالشو واقعن عوض کردم

نوشته:‌ معین

بازدید 6,410

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

11 پاسخ به “سکس با ترس ولرز و بی نهایت”

  1. خارکسده شیشه زدی…؟ شمشاد وسط بلوار چراغچی. مگه جنگل گلستانه،؟؟ سگ مسبچون گوشی ش،گمشده بود وسط خیابان.کون داد،بلهحتمنم اگه لبتابش گم بشه،وسط بلوار خیام میده،پردشو بزنی

  2. چرا ملت شریف ما نمیرن جق بزنن؟کی گفته زوری باید داستان بنویسن؟بخدا حیف حوصله ندارم وگرنه داستان خودمو مینوشتم بفهمید داستان چیه.

  3. این دیگه واقعا کس شعر بود نویسنده تحت تاثیر مواد شیشه این اراجیف رو نوشته خاک برسرت کس گفتنم عرضه میخواد

  4. u rahat bash kontor ke nemindaze aslan migofty savare ye kooseh boodi va 130 ta mirafti va laee mikeshidiein tori koli ham hamasi tar boodravani . khaly band

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید