این جریان هر روز ادامه داشت و من حشری تر می شدم و دوست داشتم یه نفر پیدا بشه و منو مثل هانیه بکنه . یه روز که داشتم با خودم ور می رفتم و به صدای اونا گوش می دادم تمام لباس هام بجز شورتم رو درآورده بودم و تو حال خودم بودم که یک دفعه صدای کلید رو شنیدم که داره توی قفل در می چرخه ، سریع رفتم زیر پتویی که کنارم بود و خودمو به خواب زدم .در باز شد و دیدم رضا داداشمه که اومده بود خونه رفت سراغ یخچال و یک آب خورد و اومدش نشست ، زیر لب گفت خوش به حالت مریم که خوابیدی و مدرسه نمیری و همون جا دراز کشید بعد از چند لحظه دیدم که اونم کنجکاو شد ، آره اونم صدای عماد و هانیه رو شنیده بود بلند شد و گوش هاش رو تیز کرد و یه نگاهی به من انداخت و دستش رو برد طرف کیرش و با صدای اونا کیرش رو میمالید ، با دیدن این صحنه حالم بدتر شد و از زیر پتو کسم رو یواش یواش میمالیدم .فکر کنم کار عماد و هانیه تمام شده بود ولی رضا همچنان مشغول بازی با کیرش بود و داشت کمربند و دکمه های شلوارش رو باز می کرد وبعد کیرش رو کشید بیرون ،وای چی می دیدم چه کیر بزرگ و باحالی رضا یه نگاه به من انداخت ومنم سریع چشم هام بستم که نفهمه من بیدارم. خسته شده بودم از این که تویه حالت دراز کشیده بودم که چرخیدم و پشتم رو به رضا کردم تا اونم راحت باشه و حال منم از این بدتر نشه که باصدای رضا که گفت جوووووون تازه یادم افتاد که بجز شورت چیزی تنم نیست ، ولی کاری نمیتونستم بکنم . رضا رو هم دیگه نمی دیدم چند دقیقه ای که گذشت حس کردم بهم نزدیک شد و پشتم دراز کشید و آرام دستش رو به کونم که با چرخیدن من از پتو زده بود بیرون زد .با برخورد دستش به کونم دوباره داغ شدم اونم یواش یواش کونم رو می مالید ، بعد از چند دقیقه پتو رو تا اونجایی که جا داشت از روم زد کنار و مشغول دید زدن بدنم شد و هی می گفت جون چه بدنی داری مریم که با این حرف هاش من حشری تر می شدم .دوباره شروع کرد با کونم بازی کردن و بادستش دستم رو خیلی آرام بلند کرد و به طرف خودش برد که حس کردم دستم روی یه چیز داغ و کلفت قرار گرفت .آره دستم رو گذاشته بود روی کیرش که مثل چوب خشک و مثل تنور داغ بود ،انگشت هام رو دور کیرش حلقه کرد و یواش یواش دستم رو بالا و پایین می کرد و منم یه حال خیلی خوبی داشتم . بعد از چند دقیقه دستم رو روی کیرش ول کرد و با دستش مشغول پایین کشیدن شورتم شد و اون رو تا زیر کونم پایین کشید بعد با دقت دست منو به حالت اولش روی بدنم گذاشت ، پیش خودم گفتم چه بد اون کارش تموم شد و من تو کف موندم آخه حس می کردم انگشت هام خیس هستن .تو همین فکر بودم که با قرار گرفتن کیرش بین شکاف کونم یه حال خیلی خوبی بهم دست داد و خیلی آرام از پشت چسبید بهم و کیرش رو لای شکاف کونم بالا و پایین می کرد ، کس منم خیس خیس شده بود که دستش رو روی کسم حس کردم دیگه توی آسمونا بودم . یه کم با کوسم بازی کرد و کیرش رو گذاشت بین پاهام که تازه کلفتی و درازیش رو فهمیدم ، کلاهک کیرش از جلوی پاهام زده بود بیرون .با دستش شروع کرد با سینه هام بازی کردن و سرش رو آورد نزدیک گوشم و گفت: حال می کنی ؟ خوبه اینطوری بهت حال می ده ؟ منم ساکت موندم و خودمو به خواب زدم و در جوابش چیزی نگفتم که فکر کنه خوابم ، که یک دفعه کیرش رو از بین پاهام در آورد و ازم فاصله گرفت ، توی دلم به خودم لعنت می فرستادم که چرا جوابش رو ندادم فکر می کردم که ناراحت شده که دوباره کیرش رو لای پاهام حس کردم ولی این بار کیرش تقریبا خیس بود و لزج و بادستش سینه هام رو میمالید و کیرش رو عقب و جلو می کرد دیگه صدای نفس هام در اومده بود و گاهی نا خودآگاه می گفتم آه آه آه جووووون دوباره یواش در گوشم گفت دوست داری ؟ هیچی در جوابش نگفتم که حرکاتش رو تندتر کرد و بعد از چند لحظه گفت دوست داری بکنمت ؟ دوباره جوابی ندادم که گفت اگه دوست نداری باشه دیگه نمی کنم و داشت خودش رو ازم جدا می کرد که دستم رو گذاشتم روی باسنش و نذاشتم بره عقب و آروم گفتم آره بکن بکن ، خندید و گفت جون باشه می کنمت خواهر خوبم و شروع کرد تلمبه زدن و می گفت دوست داری منم می گفتم آره جون بکن خوبه خیلی خوبه ، گفتش دوست داری بیشتر بهت حال بدم گفتم آره که گفت بلند شو .منم بلند شدم ولی روم نمی شد تو صورتش نگاه کنم که صورتم رو بالا گرفت و لباش رو گذاشت رو لبام و شروع کرد به خوردن لبام و زبانم و یواش یواش گردن و سینه و تا نوم انگشت های پام رو خورد که توی این مدت یک بار ارضا شدم .بعدش کیرش رو گذاشت روی لبام ، دونستم که باید بخورمش و آرام آرام سرش رو کردم تو دهنم بعد از کند لحظه مزش برام عادی شد و همش رو تا اونجای که دهنم جا داشت می کردم تو دهنم.چند دقیقه ای براش ساک زدم که دوباره به همون صورت درازم کرد و کیرش رو گذاشت لای پام و تلمبه می زد و منم حال می کردم سر کیرش که کشیده می شد لای کسم خیلی حال می داد و هی می گفتم بکککککن جووووون بکککککن بکن توش داداشی جون من بکن توش دارم میمیرم کفت مگه اپنی ؟ گفتم نه بزار کونم داداشی دوست دارم کیرت رو تو کونم حس کنم .اونم کفت فدای کونت بشم الان می زارم کونت .بلند شد و یه بالشت آورد گذاشت زیر شکمم و رفت کرم آورد و مالید به سوراخ کونم و با انگشت شروع کرد به باز کردن سوراخ کونم اولش یکم درد داشت ولی حال می داد یه حسی مثل قلقلک توی کونم داشتم ، بعد دو انگشتی و سه انگشتی حدود یک ربع با انگشت سوراخم رو باز کرد و بعد دوباره کرم مالید به سوراخ کونم و با انگشت توی کونم رو هم چرب کرد ، یه مفدار کرم هم به کیرش مالید و سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ کونم و فشار داد تو کیرش خیلی کلفت بود سرش به زور رفت تو درد زیادی رو حس نکردم چند بار عقب و جلو کرد ، گفتم داداشی بکن دیگه مردم زودباش تا ته بکنش دیگه که یکدفعه جلوی چشم هام سیاه شد و قبل از اینکه جیغ بکشم دستش رو گذاشت جلوی دهنم که منم از درد دستش رو گاز گرفتم .گفتم درش بیار غلط کردم درد داره نمی خوام همون جور مثل اول بکن ، گفت چیزی نیست تحمل کن الان خوب میشه و همونطور کیرش رو یه سه چهار دقیقه ای نگه داشت و قربان صدقه ام می رفت .یواش یواش کیرش جا باز کرد و شروع کرد آرام آرام تلمبه زدن اولش درد داشت ولی بعدش دردش کمتر شد و جای خودش رو به لذت داد ججججججان بککککککن داداشی مال خودته منوبکن تا ته بکن تند تر بکن داداشی چه کیر کلفتی داری بکن بکنننننن اونم با حرف های من حشری تر می شد و تندتر تلمبه می زد .بعد کیرش رو درآورد و گفت برگرد بالشت رو گذاشت زیر کمرم و پاهام رو جفت کرد داد بالا و انداخت روی شانه ی چپش و کیرش رو دوباره کرد تو کونم واییییییی درررررد داره یواششش ای ای ای ای درد داره دوباره شروع کرد تلمبه زدن بعد از چند دقیقه کمرش رو می گرفتم و می کشیدم طرف خودم بکککککن بکککککن تندتر تا ته بکن داداشی مال خودته جرم بده پارم کن چه کیر کلفتی داری داداشی تا تهههههه بککککککن بکککککن دوست دارم بیشتر بیشترای ای ای جون جون جون بکننننننن که یکدفعه تمام بدنم بی حس شد و گفتم من اومد اونم گفت جون تلمبه هاش رو تندتر کرد می گفت چه کونی داری عزیزم چه تنگه جون مال خودمه اوف اوف اوففففففف یکدفعه حس کردم یه چیز داغ توی کونم خالی شد که با خالی شدن آب کیر داداشم توی کونم یک بار دیگه منم ارضا شدم .بعدش یک ساعتی تو همون حالت دراز کشیدیم و بلند شدیم لباس پوشیدیم داداشم رفت بیرون گفت دمت گرم مریم جون تا حالا کون به این باحالی نکرده بودم خیلی حال داد گفتم قابلی نداشت داداش جونم هر وقت خواستی مال این کون مال کیر خودته . منم رفتم یه دوش گرفتم .نظراتون رو بدین تا ادامه سکس با داداشم رو که منجر شد به کون دادنم به اون یکی داداشم یعنی صادق رو هم واستون بنویسم .
نوشته: مریم
18 پاسخ به “طبقه سوم خانه ما”
فقط بابات خطا کرده؟؟؟؟؟به اونم بده
باشه فهمیدیم خونه تون سه طبقه س، بابا سه طبقه، بابا آسمان خراش…
زایده ذهن یک بیمار . امیدوارم جزام بگیری
تا اونجا خوندم نوشتی دستم رو کیرش بود بعد ولش کرد…
طبقه سوم خونه ما داستانی از مریم جنده با هنرمندی داداش کونی …
بذار خودم میام رو پشته بوم کونت میذارم
خودت هم میدونی که میدونم پسری خالی بند
زاررررررررت!چیزی نیست ، یه گوز بود . به كارت برس .داستان تخمی ، تخیلی تقریبا بدون غلط املایی چشمگیری نوشته شده .این نشان دهنده اینه كه نویسنده كم تجربه نیست . به همین دلیل یقین دارم اولین كلمه كامنت صدای مغز ” آقای ” نویسنده بوده . كاسه كوزه تو جمع كن ننه بابا جلقی .
منم دوست دارم بکنمت.قول میدم خیلی خیلی بهتر از داداشت بکنم…خواستی تعارفف نکن.خونه ما هم سه طبقه است…
گوزم تو خاطرت آخه مگه کونی هستی که مینویسی راست میگی عکس وشمارت میزاشتی حداقل بخاطر عکست خود ارضائی میکردیم بازم گزم تو قیافت ایکاره لگوریهمه طالبتن
خیالی ولی عالی…
همون خاک تو سرت خوبه خو اگه کیر میخوای بیا پیش خودم چرا میری پیش داداشی
خــــــــــــاک بـــــــر ســـــــرت معلومه که خیلی توی داستان نویسی و اغفال استادی.
جنده خونه 3 طبقه زدین دیگه!!!
من که حسم به محارم صفره
عالی بود مال صادق رو هم بگو
شما خونتون مورچه داره؟
چند تا ایراد داشت بگم من با موضوع داستان مشکلی ندارم مشکلات خود داستان میگم اولن که بچه شونزده ساله مخصوصا بار اولش باشه که دختر میبینه میخواد بکنه با دوتا لاپایی ابش میاد چطور اندازه یه مرد چهل ساله که تاخیری هم زده شمارو کرد؟ دومن یک ساعت حداقل سکستون شده از اول تا آخر چطوری برادر بزرگ ترت نیومد بالا و شما بدون استرس کارتونو کردید ؟