سلام وخسته نباشید به دوستان بکن تو این داستان واقعی هست واسه ۶سال پیش ولی داستان زندگیم من جواد که از بچگی دوست داشتم یکی منو بکنه ولی هیچ وقت جرات اینکارو نداشتم خلاصه من همیشه با دوستان شوخی میکردم تا تو ۵سالگی با همین و سال های خودم چندبار شلوار همو کشیدم پایین وبلد نبودیم فقط لا پا هم میذاشتیم…خلا صه بزرگتر شدیم بعضی دوستان جق میزدن من بلد نبودم تا اینکه یه روز چند نفر تو بیابون بودیم یهو دیدم کیراشونو دراودن با دست بالا و پایین میکردن منم فقط نگاه میکردم خیلی دوست داشتم منو بکنه ولی اصلا جرات نمیکردم بگم بمنم میگفتن بیا بشین کیرتو دربیار جق بزن ولی من باز روم نمیشد چون کیر من از اونا کوچولوتر بود منم چند روز بعد رفتم حمام وایسادم با کیرم جق زدن ولی اصلأ ابم نمیمود خیلی لذت داشت واسم وهر بار میزدم کیرم لیز میشد شامپو میزدم کف میکرد …یه چند ماهی گذشت من کارم تو حمام شده بود جق زدن بدون آب که درهمون حین که داشتم با کیرم جق میزدم یهو یه حسی بهم دست داد دیدیم از کیرم یه چیز سفید زد بیرون زیاد نیومد ولی زلال بود خیلی بهم حال داده بود چند باری اینکار وتکرار کردم درآمدم اینم بگم خیلی دوست داشتم یکی منو بکنه مدرسه که میرفتیم کارمون شده بود انگشت کردن همدیگه چه تو کلا س چه تو حیات خلاصه عادی شده بود هر کی هواسش نبود انگشتش میکردن زمان ما فیلم سوپر وازلین چیزا خیلی کم بود اونیم که داشت تو خونشون دستگاه داشتن خیلی به ندرت داشتن واکثر از کلوپ تهیه میکردن برای فیلم دیدن یبار همسایه مون گرفته بود خونه خودشون داشت نگاه میکرد اون موقع تلویزیون کم بود یا اگه بود سیاه و سفید بود ما هم تلویزیون تازه خریده بودیم داشتم تنظیم میکردیم که یهو دیدیم یکی داره میرقصه قطع و وصل میشد بعد تو خونه همه خندیدیم نمیدونستم جریان چیه بعد یه هفته بعد داداشم گفت فیلم تلویزیون نبوده همسایمون دستگاه کرایه کرده بوده داشته میده نمیدونم چه طور شده ماهم دیدیم سرتونو درد نیار یکماهی گذشت دوبار پسر همسایمون دیدم یه چیز قایم کرده زیر لباسش گفتم چیه چیزی نگفت اول فکر کردم کبوتر آخه اکثر همسایه مون کبوتر باز بودن داداشی خودمم کبوتر بازی میکردم خلاصه چیزی نگفت رفت خونشون منم نیم ساعت بعدش رفتم خونه مادرم تو اتاق… خواب بود رفتم تلویزیون روشن کردم دیدم دوباره نشون نمی ده از تلویزیون هی میزدیم رو جستجو تا دوباره آنتن بیاد تنها بودم که یهو دیدم یه زن و مرد دارن همدیگرو میبوسن از شانس همش قطع و وصل میشد نمیشد درست نگاه کرد خلاصه نشستم انقدر تا مقدار دیدم که مرده داره زن رو میکنن من از اونجا تازه فهمیدم که کون دادن چجوریه رفتم فورا حمام با انگشت میکردم کون خودم از اونطرفم با کیرم بازی میکردم یک ماهی گذشت دوباره یادش افتادم اینار به جای انگشت رفتم یه خیار برداشتم که بکنم تو کونم دیدم نمیره هر کاری کردم دردم میگرفت نتونستم تا یه روز دیگه یه خیار کوچولو تری برداشتم به یه بدبختی کردم تو کونم وای چه دردی داشت واقعا چند روز کونم خارش میکرد از یه طرف میترسیدم یه طرف دیگه دلم میخواست بکنم کونم خیارو …باز طاقت نیاوردم رفتم اینار یکم بزرگتر بازم به زور ولی اینم با صابون کردم فقط کونم سوزش داشت دردش کمتر شده بود حسابی حال کرده بودم دیگه کارم شده بود تو حمام جق زدن یه چیزی بکنم تو کونم
چند باری هم که شبا میرفتم خونه عموم پیش پسر عموم میخوابیدم نه زیر یه پتو جدا جدا ولی من آنقدر دلم هوس یه کیر کرده بود یا با یه بدن کونم لمس بشه میزاشتم قشنگ که خوابش می برد شلوارمو میکشیدم پایین کونمو میچسبوندم به انگشت شصتش وای چه شهوتی بهم دست میداد همش میگفتم کاش بیدار بشه منو بکنه ولی بیدار نمیشد منم تو کف کیر میموندم ولی یبار موفق شدم کیرشو بکنم تو دهنم نمیدونم واقعا بیدار بود یا نه کیرش کوچک بود ۹سانت بود سیخ شده بود منم ۵دقیقه خودم بعد یهو برگشت واقعا اولین بار م بود یه کیر میخوردم هنوزم مزش تو دهنم خیلی خوشمزه بود دیگه نتونستم کاری کنم تا بزرگ شدم منم فقط با خودم ور میرفتم …رفتم خدمت سربازی … اونجا خیلی ها هوس کردنمو داشتن اما واقعا جرات نمیکردم کون بودم تا اینکه یه هفته رفتیم اردو توچادر یه نفربچه ها بچه باز بود باهم شوخی میکردیم نمیدونستم شب میخواد بخواب پیشم کاری بکنه خلاصه شب شد دار حال خوابیدن بودیم که اکثرا آنقدر خسته بودن گرفتن درجا خوابیدن من دیگه داشت خوابم میبرد که یهو حس کردم یه چیزی بهم خورد کونم به همون رفیقم بود برگشتم رو به آسمان خلاصه داشتم دوباره خوابم برد که دیدم دوباره یه چیزی بهم خورد ولی اینبار نکشید عقب همون جور نگه داشت منم گفتم شاید خواب ۵دقیقه گذشت دیدم نه آقا داره دست میزنه به کونم میماله والی خیلی بهم داشت حال میداد منم چیزی نگفتم خودمو زدم به خواب دیدم یواش یواش از رو شلوار دست می نه به کیرم منم که کیرم سیخ شده بود نمیتونستم تکون بخورم چون دوست داشتم کارش و ادامه بده طولی نکشید زیپ شلوارمو باز کرد کمربندم شل کرده بود دست شو برد زد به کیرم جون یادش می افتند کیرم سیخ میشه داشت برام ماساژ میداد چند دقیقه نشد که آب من اومد دیدم دست شو کشید بیرون دیدم دوباره آورد دست منو برد سمت کیرش زد به کیرش داشتم سرخ میشدم نکنه بره به کسی بگه …دستور چند باری مالید به کیرش فهمیده بود دیگه من بیدارم چیزی نمیگم دیدم دستشو کرد تو شلوارم فکر کردم میخواد دوباره دست بزنه به کیرم یهو برد پایین کونمو مالوندن دیگه داشت شلوارمو میکشید پایین که یهو یواش بهش گفتم گمشو کثافت اشغال …برگشت دیگه جرات نکرد برگرددهترسیده بود برم به فرمانده بگم …اونجام تو کف کیر موندم نتونستم کون بدم تا خدمتم تموم شد چند سالی گذشت با یه دختری آشنا شدم که الان خانمم هست یه مدتی باهم دوست بودیم ولی اصلا نمیتوانستیم زیاد بریم بیرون یا تلفنی صحبت کنیم آخه مثل الان نبود همه یه گوشی داشته باشند گذشت اما نامزد کردیم پدر مادرش خیلی سخت گیری بودن هرجا میخواستیم بریم باید یکی باهاشون میومد حتی تو اتاق خواب خونه خودشون م نمیتونستیم تنها بریم یا باشیم یا خواهر زن بود یا برادر زنه یام زمستان بود ما خواستیم عید دیدنی بریم خونه پدر بزرگش ما کمی زودتر رفتیم البته خواهر زن وبرادر زن هم باهامون اومدن خوبیه اونجا این بود که پدر بزرگشون کرسی داشتن وهمه رفتم زیر کرسی بااینکه بخاری داشتن بازم کرسی گذاشته بودن رفتیم زیر کرسی نشستیم اونجا هاله ام اومد پیشم نشست زیر کرسی یه ساعتی گذشت دیدم خانم دستشو گذاشته رو پاهام منو بشکون میگیره منم میخندیدم دیدم یهو دست زد به کیرم وای چند بار اون کارو کرد منم کیرم سیخ شده بود رنگم پریده بود یهو دیدم هاله گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه عزیزم بگو گفت میشه ببینمش اونجاتو یهو جا خوردم یه نگاه بهش انداختم گفتن نمیشه چطوری آخه میخوای ببینیش گفت زیر کسی نمیبینه گفتم باشه زیپ داد پایین کیرمو درآوردم دیدم داره ماساژ میدش هی میگفت چقدر بزرگه درصورتی که کلا ۱۶ سانت بود …دیدم بهم نگاه کرد بعد چند بار مالش و دیدن دوست دارم بخورمش ناراحت نمیشی منو میگی واقعا قرمز شده بودم گفتم مگه دوست داری بخوریش گفت اره میخوام بخورم میزاری بخورمش من دیگه نتونستم واقعا چی بگم گفت خودت میدونی کسی ببینه گفت نه وای رفت زیر اولین بار م بود یکی داشت اینجوری با کیرم بازی میکرد کیرمو میخورد وقتی داشت میخورد خودم هوس کرده بودم بهم خیلی داشت حال میداد خیلی بامزه میخورد که یهو دیدم ابم میخواد بیاد دیدم یه دستمال رفت آورد فوری ریختم تو دستمال که ازش پرسیدم چرا اینکارو کردی گفت فیلم سوپر دیدم دلم خواست بخورم که بعد اون چند بارم تو آشپزخانه خودشون من جلو اوپن وای میستادم اونم واسه ساک میزد دیگه خیلی عصبانی شده بودم از دستشون جرات نمی کردیم تنها باشیم که گفتم بریم تو بالکن خونشون سه طبقه بود که اینا طبقه دوم ساکن بودن واز پنجره خونه روبرو کاملا بالکن معلوم بود نرده ای بود بالکنشون بهش گفتم بیا بشینیم تو بالکن یه چادرم بیار بندارز رو نرده کسی نبینه نشستیم ولی بازم میومدن سر میزدن گفتم اینار اومد ورفت در و از پشت ببند وقتی اومد رفت برادر زنه درو بستم نشستم گفتم بخورش تا کسی نیومده درحین خوردن من با کونش بازی میکردم که دیگه طاقت نیاوردم گفتم داگی شو شلوارش تا زانو دادم پایین وای چه کون وکوس خوشگلی داشت اولین بار م بود به کیرم سریع یه تف زدم بکنم کونش دیدم نمیشه لاپایی کردمش ابم زود اومد ریختم رو بالکن خودمونو جمع و جور کردیم در و باز کردم که نفهمن چند باری دیگه این کارو کردیم که دیگه بعدش عروسی گرفتیم رفتیم سر خونه زندگی مون الان که الان زیاد خونه مادرش اینا نمیرم بخاطر اون کارهاشون بعد اون ی سال گذشت بچه دار شدیم …تا زد و تونستم یه گوشی بگیرم که به اینترنت وصل میشد ولی عکس و تصویری مثل الان نبود اون خرای شد دیدم گوشی جدید دوباره تو باز اومده که میتونی فقط عکس بفرستی خریدم رفتم تو اینترنت همون جوری همش الکی یه چیزی مینوشتم یهو به فکر اومد زدم پسر کونی چند ماهی زدم تا تونستم وارد سایت بشه منم تونستم اونجا برا اولین کونی معرفی کنم و شمارمو گذاشتم. یه مدت گذشت دیدم یه نفر بهم پیام داد دیدم از سایت بکن تو پی دادم من خوشحال ولی یکم دلهره داشتم خلاصه یه مدت باهم اس ومس بازی باهم قرار گذاشتیم رفتم مکانش برا اولین بار بود که تونستم بعد این همه مدت کون بدم وای چقدر لذت بخش بود بعد اونم سه بار دیگه کردم باهاش کات کردم یک سالی گذشت دوباره هوس کردم یکی دیگه کون دادم که چشم خورد به سایت ضربدری چند ماهی میرفتم چت و غیره که به خانم پیشنهاد دادم چرا دوست پسر نداری ازین حرفا. یه سالی طول کشید تا راضی شد بالاخره موفق شدم زنم دوست پسر پیدا کنه و با کسی دوست بشه بعد از دوستی خانم دیدم دیگه تیپ میزنه به خودش بیشتر میرسه هر وقت میخواست بره با دوست پسرش بیرون بهم میگفتی منم حال میکردم میبوسیدمش و میرفت تا اینکه دیگه خودم خیلی دوست داشتم که جلو خودم سکس داشته باشه منم ببینم دوباره رفتم تو مخش تا قبول کرد دوست پسرشو آورد خونه داشت میکردش که دیگه نتونستم خودم نگه دارم رفتم واسه دوست پسرش ساک زدن ومنم کرد چند باری با کسانی دیگه تجربه کردیم خیلی لذت بخشی آدم با زنش کون بده اونم جلوش جرش بدن جان همینطور زنمو جلو من میکنه وای دلم الان میخواد
چند باری هم که شبا میرفتم خونه عموم پیش پسر عموم میخوابیدم نه زیر یه پتو جدا جدا ولی من آنقدر دلم هوس یه کیر کرده بود یا با یه بدن کونم لمس بشه میزاشتم قشنگ که خوابش می برد شلوارمو میکشیدم پایین کونمو میچسبوندم به انگشت شصتش وای چه شهوتی بهم دست میداد همش میگفتم کاش بیدار بشه منو بکنه ولی بیدار نمیشد منم تو کف کیر میموندم ولی یبار موفق شدم کیرشو بکنم تو دهنم نمیدونم واقعا بیدار بود یا نه کیرش کوچک بود ۹سانت بود سیخ شده بود منم ۵دقیقه خودم بعد یهو برگشت واقعا اولین بار م بود یه کیر میخوردم هنوزم مزش تو دهنم خیلی خوشمزه بود دیگه نتونستم کاری کنم تا بزرگ شدم منم فقط با خودم ور میرفتم …رفتم خدمت سربازی … اونجا خیلی ها هوس کردنمو داشتن اما واقعا جرات نمیکردم کون بودم تا اینکه یه هفته رفتیم اردو توچادر یه نفربچه ها بچه باز بود باهم شوخی میکردیم نمیدونستم شب میخواد بخواب پیشم کاری بکنه خلاصه شب شد دار حال خوابیدن بودیم که اکثرا آنقدر خسته بودن گرفتن درجا خوابیدن من دیگه داشت خوابم میبرد که یهو حس کردم یه چیزی بهم خورد کونم به همون رفیقم بود برگشتم رو به آسمان خلاصه داشتم دوباره خوابم برد که دیدم دوباره یه چیزی بهم خورد ولی اینبار نکشید عقب همون جور نگه داشت منم گفتم شاید خواب ۵دقیقه گذشت دیدم نه آقا داره دست میزنه به کونم میماله والی خیلی بهم داشت حال میداد منم چیزی نگفتم خودمو زدم به خواب دیدم یواش یواش از رو شلوار دست می نه به کیرم منم که کیرم سیخ شده بود نمیتونستم تکون بخورم چون دوست داشتم کارش و ادامه بده طولی نکشید زیپ شلوارمو باز کرد کمربندم شل کرده بود دست شو برد زد به کیرم جون یادش می افتند کیرم سیخ میشه داشت برام ماساژ میداد چند دقیقه نشد که آب من اومد دیدم دست شو کشید بیرون دیدم دوباره آورد دست منو برد سمت کیرش زد به کیرش داشتم سرخ میشدم نکنه بره به کسی بگه …دستور چند باری مالید به کیرش فهمیده بود دیگه من بیدارم چیزی نمیگم دیدم دستشو کرد تو شلوارم فکر کردم میخواد دوباره دست بزنه به کیرم یهو برد پایین کونمو مالوندن دیگه داشت شلوارمو میکشید پایین که یهو یواش بهش گفتم گمشو کثافت اشغال …برگشت دیگه جرات نکرد برگرددهترسیده بود برم به فرمانده بگم …اونجام تو کف کیر موندم نتونستم کون بدم تا خدمتم تموم شد چند سالی گذشت با یه دختری آشنا شدم که الان خانمم هست یه مدتی باهم دوست بودیم ولی اصلا نمیتوانستیم زیاد بریم بیرون یا تلفنی صحبت کنیم آخه مثل الان نبود همه یه گوشی داشته باشند گذشت اما نامزد کردیم پدر مادرش خیلی سخت گیری بودن هرجا میخواستیم بریم باید یکی باهاشون میومد حتی تو اتاق خواب خونه خودشون م نمیتونستیم تنها بریم یا باشیم یا خواهر زن بود یا برادر زنه یام زمستان بود ما خواستیم عید دیدنی بریم خونه پدر بزرگش ما کمی زودتر رفتیم البته خواهر زن وبرادر زن هم باهامون اومدن خوبیه اونجا این بود که پدر بزرگشون کرسی داشتن وهمه رفتم زیر کرسی بااینکه بخاری داشتن بازم کرسی گذاشته بودن رفتیم زیر کرسی نشستیم اونجا هاله ام اومد پیشم نشست زیر کرسی یه ساعتی گذشت دیدم خانم دستشو گذاشته رو پاهام منو بشکون میگیره منم میخندیدم دیدم یهو دست زد به کیرم وای چند بار اون کارو کرد منم کیرم سیخ شده بود رنگم پریده بود یهو دیدم هاله گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه عزیزم بگو گفت میشه ببینمش اونجاتو یهو جا خوردم یه نگاه بهش انداختم گفتن نمیشه چطوری آخه میخوای ببینیش گفت زیر کسی نمیبینه گفتم باشه زیپ داد پایین کیرمو درآوردم دیدم داره ماساژ میدش هی میگفت چقدر بزرگه درصورتی که کلا ۱۶ سانت بود …دیدم بهم نگاه کرد بعد چند بار مالش و دیدن دوست دارم بخورمش ناراحت نمیشی منو میگی واقعا قرمز شده بودم گفتم مگه دوست داری بخوریش گفت اره میخوام بخورم میزاری بخورمش من دیگه نتونستم واقعا چی بگم گفت خودت میدونی کسی ببینه گفت نه وای رفت زیر اولین بار م بود یکی داشت اینجوری با کیرم بازی میکرد کیرمو میخورد وقتی داشت میخورد خودم هوس کرده بودم بهم خیلی داشت حال میداد خیلی بامزه میخورد که یهو دیدم ابم میخواد بیاد دیدم یه دستمال رفت آورد فوری ریختم تو دستمال که ازش پرسیدم چرا اینکارو کردی گفت فیلم سوپر دیدم دلم خواست بخورم که بعد اون چند بارم تو آشپزخانه خودشون من جلو اوپن وای میستادم اونم واسه ساک میزد دیگه خیلی عصبانی شده بودم از دستشون جرات نمی کردیم تنها باشیم که گفتم بریم تو بالکن خونشون سه طبقه بود که اینا طبقه دوم ساکن بودن واز پنجره خونه روبرو کاملا بالکن معلوم بود نرده ای بود بالکنشون بهش گفتم بیا بشینیم تو بالکن یه چادرم بیار بندارز رو نرده کسی نبینه نشستیم ولی بازم میومدن سر میزدن گفتم اینار اومد ورفت در و از پشت ببند وقتی اومد رفت برادر زنه درو بستم نشستم گفتم بخورش تا کسی نیومده درحین خوردن من با کونش بازی میکردم که دیگه طاقت نیاوردم گفتم داگی شو شلوارش تا زانو دادم پایین وای چه کون وکوس خوشگلی داشت اولین بار م بود به کیرم سریع یه تف زدم بکنم کونش دیدم نمیشه لاپایی کردمش ابم زود اومد ریختم رو بالکن خودمونو جمع و جور کردیم در و باز کردم که نفهمن چند باری دیگه این کارو کردیم که دیگه بعدش عروسی گرفتیم رفتیم سر خونه زندگی مون الان که الان زیاد خونه مادرش اینا نمیرم بخاطر اون کارهاشون بعد اون ی سال گذشت بچه دار شدیم …تا زد و تونستم یه گوشی بگیرم که به اینترنت وصل میشد ولی عکس و تصویری مثل الان نبود اون خرای شد دیدم گوشی جدید دوباره تو باز اومده که میتونی فقط عکس بفرستی خریدم رفتم تو اینترنت همون جوری همش الکی یه چیزی مینوشتم یهو به فکر اومد زدم پسر کونی چند ماهی زدم تا تونستم وارد سایت بشه منم تونستم اونجا برا اولین کونی معرفی کنم و شمارمو گذاشتم. یه مدت گذشت دیدم یه نفر بهم پیام داد دیدم از سایت بکن تو پی دادم من خوشحال ولی یکم دلهره داشتم خلاصه یه مدت باهم اس ومس بازی باهم قرار گذاشتیم رفتم مکانش برا اولین بار بود که تونستم بعد این همه مدت کون بدم وای چقدر لذت بخش بود بعد اونم سه بار دیگه کردم باهاش کات کردم یک سالی گذشت دوباره هوس کردم یکی دیگه کون دادم که چشم خورد به سایت ضربدری چند ماهی میرفتم چت و غیره که به خانم پیشنهاد دادم چرا دوست پسر نداری ازین حرفا. یه سالی طول کشید تا راضی شد بالاخره موفق شدم زنم دوست پسر پیدا کنه و با کسی دوست بشه بعد از دوستی خانم دیدم دیگه تیپ میزنه به خودش بیشتر میرسه هر وقت میخواست بره با دوست پسرش بیرون بهم میگفتی منم حال میکردم میبوسیدمش و میرفت تا اینکه دیگه خودم خیلی دوست داشتم که جلو خودم سکس داشته باشه منم ببینم دوباره رفتم تو مخش تا قبول کرد دوست پسرشو آورد خونه داشت میکردش که دیگه نتونستم خودم نگه دارم رفتم واسه دوست پسرش ساک زدن ومنم کرد چند باری با کسانی دیگه تجربه کردیم خیلی لذت بخشی آدم با زنش کون بده اونم جلوش جرش بدن جان همینطور زنمو جلو من میکنه وای دلم الان میخواد
نوشته: جواد عاشق سکس
5 پاسخ به “سکس من و هاله و نفر سوم”
جواد کونی کوسکش
عزیزم هرجور راحتی زندگی کن. تا وقتی به کسی آزار و اذیتی نزسونی هرکاری بهت حال میده بکن. نوش جونت
نخوندم،چون کونی هستی،ولی این حدیث را تو بخوان.قال الکونو الدادنی فی الجهنم فرو الکردنی گرز آتشین الداخلو کوس الننه ات
خیلی دوس داشتم همچین کیسی بود حیف فقط فانتزی هست
جوووووون بیا خودت وزنت روباهم جربدم