زن حشری داخل مترو

دیدی همیشه بد شانسی و
زمانی که شانس باهات یار میشه هم بد شانسی میاری

گیج نشید بزار توضیح بدم امروز با خواهر سارا که ۲۶ سالشه رفته بودیم پانزده خرداد برگشتنی ساعت ۷ بود رفتیم مترو سوار شیم مترو خیلی شلوغ بود بیش از حد شلوغ بود من خواهرم رو بردم سمت بانوان که تو شلوغی مردا بهش نچسبن خواهرم رفت سمت بانوان مترو آنقدر شلوغ بود که خیلی از مردها هم رفتن سمت بانوان منم دیدم اینجوریه رفتم سمت بانوان پیش خواهرم وایسادم تو همون شلوغی و بمال بمال یه زن تقریبا ۳۰ تا ۳۵ سال با تیپ خیلی باز با قد ۱۵۵تا۱۶۰ جلوم وایساده بود خواهرم هم بغلم بود رفتیم ایستگاه بعدی مترو شلوغ تر شد همه هل میدادن من خواهرم رو گفتم پشتم وایسه خواهرم پشت وایساده و تکیه داد به در مترو مردم ک هل میدادن کون خانم رو به روی میخورد به کیرم آنقدر کیرم مالیده شد به کونش که راست کردم
اولش خدا خدا میکردم ک نفهمه ولی خب انگار فهمیده بود ایستگاه بعدی دو نفر از واگن ما رفتن بیرون و یکم خلوت شد زنه برگشت تو چشام نگاه کرد و خندید من از خندش فهمیدم که متوجه راست کردنم شده یه سی ثانیه گذشت مترو راه افتاد خواهرم پشتم وایساده بود و تو موبایلش بود یهو متوجه شدم یه چیزی داره روی کیرم از رو شلوار بالا پایین میشه نگاه کردم دیدم داره با دستش کیرم رو میماله اولش پشمام ریخت چون همیشه اینجور چیزا رو تو بکن تو یا فیلم های پورن میدیدم باور نمی‌کردم و میگفتم امکان نداره این کار رو تا ایستگاه بعد ادامه حتی تا جای که من کم مونده بود ارضا شم ایستگاه بعدی مترو خلوت تر شد و دیگ اگر اینکار رو انجام میداد بقیه میدیدن
رفتیم رسیدیم ایستگاه بعد من تو گوشی رفته بودم از حشریت زنه الکی سرفه کرد نگاهش کردم بهم خندید و پیاده شد احساس کردم منظورش اینه که برم دنبالش ولی خب چون خواهرم پیشم بود نمی‌تونستم برم
بله حالا متوجه شدی وقتی میگم (همیشه بد شانسی و حتی زمانی که شانس بهت رو می‌کنه هم بدشانسی میاری)

نوشته: rozim

بازدید 3,697

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “زن حشری داخل مترو”

  1. خب خره یا شمارشو میگرفتی یا شمارتو میدادیاینو دیگه هر بچه ای میدونه و میتونه انجام بده

  2. الان دوستان چکار کننجق بزننفحش بدن به شانستچیزی حواله نوشته ات کننخودت رو …چکار کنن ؟😂👉

  3. منم صبحا که‌از یه مسیر خاص میرم سرکار یه دختره هست عمدا خودشو میندازه جلوم که موقع سوار شدن حسابی بمالمش

  4. بدشانسی ینی این داستان تخمیو نصفه و نیمه تو ۲۴ تا لایک خورده اونوقت داستان تئاتر شهر من هیچی

  5. ابتداش بگم که اینی که نوشتی داستان بحساب نمیاد.نظرم هم اینه که یه نگاهی هم به نیمه خالی لیوان بنداز و با خودت حساب کن اگه زنه هفت‌خط بود و با نقشه میبردت خدمت چندتا سبیل کلفت بکن چی؟هم هرچی که همراهت بود رو ازت میگرفتن وهم کونتو به باد می‌دادی.کاش این بلا سرت میومد تا کون پارت مانع شر کردن این خاطره نیم بند با عنوان داستان میشد.

  6. جاست کوپل:داداش داستانتو نخوندم ولی اینجا کسی تو داستان نویسی موفقه که بتونه خوراک جق اکثریت کیر بدست کوس ندیده رو فراهم کنه.حالا اگه بتونی گی و بیغیرتی و خواهر مادر بنویسی که نخونده لایکیدن.

  7. ۹۹ درصد دخترها و زن هایی که اینجور جاها پا میدن زیگیل دارن و میخوان تو رو هم به گا بدن و هم بتیغن

  8. دوستان عزیزهر کسی میخاد خودش رو باز کنهیه شیشه مثل نوشابه(تمیز با آب و مایع بشورید )لوبریکانتو یه کیسه زباله آماده کنید

  9. چسبیده بودی شمارتو میدادی گشاد. اون نمیدونس آبجیت باهاته خودت ک میدونستی نمیتونی بری عقبش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید