دهه ۸۰ و اولین سکس دلخواه من

این یک داستان با موضوع همجنسگرایی و گی هستش
سال 82 بود و 19 سالم بود. اسمم سعیده. خونه ما اون موقع اسلامشهر بود. محله مهدیه. نسبت به هم محله ای ها و همکلاسی ها از نظر لباس و تیپ و قیافه خب خیلی ظریف و به قول دوستان سوسولی بودم. خیلی توی کوچه با بچه ها و اینها دم خور نبودم. یا توی خونه بودم و یا با یکی دو تا همکلاسی مدرسه درگیر کامپیوتر و بازی ها و این چیزها.
روحیه ام و رفتارهام خب تفاوت داشت با بقیه و اون زمان و توی اون نسل خیلی چیز پسندیده ای نبود و همیشه بخاطر حرف یا ابراز احساساتی سرزنش یا مسخره می شدم. بخاطر چهره و هیکل همیشه مورد هدف مردا و پسرها بودم. البته خودم همیشه توی دوست پیدا کردن توی محله و مدرسه همیشه دوست داشتم با سن های بالاتر از خودم یا از نظر هیکل و رفتار خیلی مردونه و حمایتگر باشن دوست باشم. توی خود ارضایی ها بدنم رو دوست داشتم و شاید بدنم رو در تخیلم جایگزین بدن زن هایی که توی پورن ها می دیدم یا زنای جوونی که توی همسایه ها یا فامیل بودن می کردم و خودارضایی می کردم.
کم کم تجربه بازی کردن با سوراخم و امتحان با چیزهایی که شبیه کیر بودن رو شروع کرده بودم. اما نمیدونستم این چه حسیه. چرا من شبیه دیگران نیستم. با یکی از همکلاسی ها که محله روبروی ما بود و می رفتیم اونجا مدرسه خیلی در مورد چیزهای سکسی حرف می زدیم. خیلی اطلاعات داشت و گاهی می زد توی سکس با پسرا و یه چیزایی می گفت. کمی صمیمی تر که شدیم لو داد که با چند تا پسری بود و کردتشون. حتی با یکی از همکلاسی ها که خب می دونستم بات هستش و با یکی دو تا از همکلاسی ها دیگه رفته خونه اشون. من خیلی مراقب بودم که به قولی گول نخورم و خونه کسی نرم یا در معرض شرایطی قرار نگیرم که گیر بیفتم. ترس از آبرو و شرایط اون موقع باعث می شد که خیلی احتیاط کنم. تا سال آخر مدرسه و وسوسه دیدن پورن باعث شد با همون دوستم بریم خونه اشون و کم کم راضی ام کنه در حد مالیدن بدن ها و اینها که از شانس بد داداش بزرگترش سر رسید و وقتی دید یه کیس تر تمیز لخت توی خونه اش مجبورم کرد که برم سرویس و تمیز کنم خودم رو که تا اون موقع واقعا نکرده بودم و فقط شنیده بودم و بهم تجاوز کرد چون واقعا من نمی خواستم و اصلا آماده این میزان نبودم. بعدش هم همکلاسی ام منو کرد و با حال روحی بد و دردی که از رعایت نکردن و وحشی بازی اونها داشتم رفتم خونه. ترس و افسردگی و حتی فکر به خودکشی سال آخر مدرسه رو جهنم کرد.
چون تقریبا بخاطر تهدید اونها هر وقت که مکان داشتند من رو می بردند و من مطیع آماده میشدم تا باهام سکس کنند. از بدن و خودم بدم می اومد. به سختی درس می خوندم و امید به قبولی دانشگاه و رفتن به یه شهر دیگه برای دانشگاه و دور شدن از این وضعیت تنها راهکاری بود که به ذهنم رسید. بعد کنکور دادن، زدم و رفتم شهرستان خونه مادربزرگم که نباشم. حالم بهتر بود و حس آزادی داشتم. وقتی بابام خبر داد که بخاطر کارش می ریم تهران و سمت جنت آباد خوشحال شدم، انگار همه چیز جور شده بود که فرار کنم از اون شرایط. یک هفته قبل از اسباب کشی برگشتم و حتی از خونه هم بیرون نمی اومد. کمک میکردم وسایل رو جمع کردیم و تمام شد.
خونه جدید و تموم شدن اون کابوس ها باعث شد که حتی برگردم به قبل و از خودم و بدنم خوشم بیاد. ولی از پسرا و مردا می ترسیدم. گاهی کسی خیلی جذاب بود ولی سعی می کردم دوری کنم و ارتباط نگیرم. با اینکه شاید شب میرفتم و با خیال اینکه توی آغوش یکی از اونهام خودارضایی میکردم.
مثل الان خیلی امکان اینترنت برای دیدن پورن نبود. صرفا از طریق سی دی و دی وی دی بود و همه پورن ها هم عادی و اصلا تا بحال پورن گی ندیده بودم و تصورم از سکس عاشقانه کاملا خالی بود. فکر می کردم سکس گی فقط همونی ه که من تجربه کردم. تحقیر و زور و دست به دست شدن.
رفتن به دانشگاه و کافی نتی که همیشه اونجا ولو بودم باعث شد با پدیده چت و سکس چت آشنا شم. کم کم تصاویر گی توی سایت های کم و بیش اون موقع باعث شد که دوستای زیادی پیدا کنم. همه اینترنتی بودن، هم بات مثل خودم و هم تاپ که سکس چت می کردم. کم کم فهمیدم که خوب تجربه بد من بخاطر این بود که یک سری چیزای رو رعایت نکرده بودم. به شدت تنم تشنه آغوش و اون حالت بود. حتی گاهی یاد اون صحنه ها می افتادم و دلم میخواست ای کاش اون رفتار نمی کردن و یه سکس خوب بود.
تعریف ها و داستان ها باعث شد بفهمم که شرایط دیگه ای هم هست و کم کم شروع کردم توی چت ها به محک زدن آدم ها که ببینم اگر بخوام با این سکس کنم چه مدلی ه. خشونت و رفتارهای سمی رو با حرف و حتی الکی گفتن که سکس خشن دوست دارم متوجه می شدم. و جالب بود که خیلی راحت متوجه میشدم که کی چه مدلیه. متوجه شده بودم که سن بالاتر ها برای من و حسی که دارم بهترند. ولی خب اصلا یه دنیای دیگه بود. تا اینکه با یکی اشون قرار گذاشتم که بیرون هم رو ببینیم. مترو بهترین جا بود. شلوغ بود و عمومی. دانشگاه ما کرج بود و خونه اون هم کرج بود و تا تهران مترو داشت و خوب بود. بالاخره اومد و دیدمش. خیلی با شخصیت و از نظر تیپ و قیافه معلوم بود که تحصیل کرده و کارش جز کارهای تخصصی ه. بعدها فهمیدم که برای یه شرکت کار می کنه و خیلی ماموریت می ره.
اسمش علیرضا بود. حدود 35سالش بود و خیلی مودب ولی خوشرو و مهربون بود. اگرچه توی چت ها خیلی شیطون بود ولی چون الکی بهش گفته بودم قبلا سکس نداشتم و اولین بارمه در حضوری سعی می کرد چیزی نگه که من توی ذوقم بخوره یا خوشم نیاد. کارمون شده بود سکس چت کردن و قرارهای روز های یکشنبه . یک ماهی گذشت و اونقدر بهش اعتماد پیدا کرده بودم و البته خیلی آدم سالمی بود. شهوتم بالا بود و دلم می خواست بعد از مدتها که اون حس رو نداشتم سکس رو تجربه کنم. اگرچه تجربه قبل ام فاجعه بود ولی از توی دل اون تجربه هم خواسته شدن بدنم توسط یه مرد دیوونه ام میکرد.
همیشه توی سکس چت علیرضا بهم می گفت که مثلا بیای و پیش من باشی فلان کار رو اینجوری می کنم و … یه بار که توی کافی نت نزدیک دانشگاه بودم و گوشه کافی نت که باکس داشت و کسی مانیتور و حتی خودت رو نمی تونست خوب ببینه داشتم باهاش سکس چت می کردم . تصمیم ام رو گرفته بودم. حتی دیروزش به این نیت که شاید برم پیشش رفته بودم موهام رو مدل زده بودم و توی حموم موهای بدنم رو شیو کردم. البته صرفا موهای کمی بالای کیرم و سینه ام و کمی روی رونام . چون من خیلی کم مو بود بدنم و حتی دستام موهای بور و کمی داشت. اون روز بعد از ناهار بود و یه روز زمستونی که فقط آفتاب زده بود و هوا خیلی خوب بود. حتی سکس چت هم جور دیگه ای پیش رفت. دیگه طاقت نداشتم. پرسیدم کجایی؟ گفت بهت که دو سه روز پیش گفتم : ماموریت میرم. دیروز رسیدم و امروز خونه ام. خوشحال بودم. هرچی توی سکس چت گفت آخرش ببینم چکار می کنی و من که ندیدم و ای بابا فقط حرف می زنی و اینا جواب دادم. راستش روم هم نمی شد که بگم انقدر آماده ام که از دیروز به فکرش بودم.
علیرضا گفت چقدر تو پررویی. این همه من گفتم بیا خونه . حالا کاری ات ندارم توی خونه باشیم هی ناز کردی. حالا بهم تیکه میندازی. خداروشکر فقط بایت تایپ می کردم. جراتم رو جمع کردم و گفتم من که الان بیکار اومدم کافی نت. تو آدرس بده من میام. علیرضا موبایل داشت ولی من نداشتم. آدرس داد و خب حدودی می دونستم که طالقانی ه ولی خب دقیق نمی دونستم. میدونستم تا برسم کمتر از نیم ساعت راهه. بهش گفتم پس من میام. اومدم بیرون و سوار تاکسی شدم و سر کوچه اشون با تلفن کارتی به موبایلش زنگ زدم. گفتم من سر کوچه ام . بیام ؟ مشکلی نیست؟ با خوشحالی گفت : نه . فقط منتظر توام.
یه خونه دو طبقه با سنگ مرمر بود که قدیمی بود ولی تمیز. دو تا زنگ داشت و یادم رفته بود کدوم زنگه. زنگ پایینی رو زدم یه آقایی برداشت و گفتم علیرضا . گفت بالایی رو بزنید. بالایی رو زدم و بدون جواب در رو زد و دیدم از پنجره طبقه بالا سرش رو آورد بیرون و آروم اشاره کرد که برم بالا. راستش ترس برم داشته بود. خونه آپارتمانی نبود. از راه پله رفتم بالا که دیدم جلوی در خونه ایستاده و رفتیم تو.
پرسیدم خونه اتون هستند که. گفت نه پایین قصه اش فرق می کنه. بالا مال منه. نشستیم و کمی پذیرایی کرد و کمی گرم شدم. کنارم نشست و دستش رو دورم حلقه کرد و حرف و احوالپرسی و یه دفعه صورتش رو آورد نزدیک و روی لبهام رو بوسید. حس عجیبی داشتم یکی دو تا دیگه و بعد زبونش رو روی لبهام حس کردم. قبلا یه همچین تجربه ای نداشتم و نمی دونستم چیکار کنم به اون هم که الکی گفته بودم اولین بارمه. آروم توی گوشم گفت دهنت رو باز کن و زبونش رو کرد توی دهنم. حس عجیبی بود. ازم لب می گرفت و حسابی داشت نوازشم می کرد.بعد بهم گفت: اگر اوکی هستی و آماده ای برو سرویس آماده شو. بلند شدم و نمی دونستم دقیقا چکارکنم. با مهربونی گفت همین جا لباسات رو دربیار. هنوز نشسته بود. جلوش لباسهام رو درآوردم.خب اون موقع خیلی شرایط عکس دیجیتال نبود که بخوایم توی چت ردوبدل کنیم. صرفا ظاهری و با لباس هم رو دیده بودیم.
فقط شورت پام بود. نسبت به همه لخت شدن هام توی قبلی ها این بار حس خوبی داشتم. داشت به بدنم نگاه می کرد. شورتم رو درآوردم و یه دفعه بلند شد و نزدیکم شد و بغلم کرد. انگار می خواست بدن لختم رو برانداز کنه. با دستاش بدنم رو می مالید. کونم رو نوازش می کرد و توی دستش می فشرد. بعد گفت زود باش که من دیگه طاقت ندارم. رفتم سرویس و خودم رو خالی و تمیز کردم.
برگشتم توی پذیرایی و صداش کردم. دیدم نیست و صداش از توی اتاق اومد که بیا اینجا. دم درب اتاق دیدم روی یه تخت دونفره دراز کشیده و فقط یه شورت سفید اسلیپ تنشه. بدنش مردونه و سینه ها و پاهاش مو داشت. فقط نور کمی که از پنجره ای که پرده جلوش بود میومد توی اتاق و اتاق نور کمی داشت و من خیلی این وضعیت رو دوست داشتم. نمی دونم شاید خجالت می کشیدم شاید بخاطر اینکه همیشه توی سکس یکی می کرد و یکی تماشام می کرد دوست داشتم اون وضعیت نباشه و این تاریکی و خلوت و آرامش آرومم می کرد. گفت : بیا اینجا گل پسر. با خجالت تا کنار تخت رفتم و دستم رو گرفت و کشید توی بغلش. شروع کرد به لب گرفتن و بدنم لای بازوها و پاهاش که دورم پیچیده بود جا گرفت. دستاش روی بدن و کونم می چرخید و همونجوری که مشغول عشق بازی با لب و بدنم بود دستش رو دراز کرد و قوطی وازلین رو برداشت. آروم روی سوراخم کمی مالید و همینجوری روی سوراخم رو می مالید. بعد گفت: حالا دفعه اول یه کم باید آماده اش کنم، از دفعات بعدی دیگه کیر و سوراخ با هم دوست میشن و بهتر می شه. توی دلم گفتم : ای بیچاره. فکر می کنه یه پسر باکره گیرش اومده. نمی دونه که من زیر خواب دو تا کیر وحشی بودم. حتی اونها همین باز کردن رو هم انجام نمی دادند. انگشتش که داخل شد از شهوت ناله کردم و اون هم سعی می کرد خیلی داخل نکنه. یه کم با یه انگشت داخلم رو چرب کرد و بازی داد و گفت: عیب نداره آروم آروم باز می شی. بعد رهام کرد و گفت: حالا بیدارش کن و اشاره کرد به کیرش. از زیر شورت معلوم بود که داره شق میشه. روی پاهاش عقب رفتم و اول شورتش رو کشیدم پایین و بعد کیرش رو که یه طرفی افتاده بود و نیمه شق بود رو توی دستم گرفتم. برخلاف سکس با برادر همکلاسی ام و همکلاسی ام که متنفر بودم از شکل کیرشون و ساک زدن براشون این کیر به چشمم خیلی خوشگل و خوش تراش می اومد. توی دستام گرفتم. خیلی گوشتی و سفت بود. با دستم کمی مالیدم و اول فکر کرد نمی تونم یا بلد نیستم آروم گفت : اگه نمی تونی یا خوشت نمیاد بیخیال. ولی من حتی اگر نمی خواستم هم دوست داشتم توی این سکس که به خواست خودم بود خوب عمل کنم. تمام چیزهایی که با تحقیر بهم یاد داده بودند رو روی کیرش اجرا کردم.
اول سرش رو با زبون زدن کمی خیس کردم و بعد شروع کردم به لیسیدن کیرش. بهش نگاه کردم که به دیواره تخت تکیه داده و داره ساک زدن من رو تماشا می کنه. کیرش رو کردم توی دهنم و شروع کردم با زبونم زیر کیرش رو زبون زدن و توی دهنم آروم عقب و جلو کردنش. وقتی اون حجم گوشتی و سفت با اون رگ های متورم توی دهن آدمه. مردونگی طرف رو میتونی حس کنی. اینکه داری اصلی ترین عضو مردونه یه مرد رو تحریک می کنه که آماده باشه و شق بشه که وارد بدنت بشه. میدونستم وقتی سر کیر توی تنگی حلق بات فشار داده میشه چقدر اون آدم لذت میبره. سرم رو کمی عمودی کردم روی کیرش و دهنم رو بازتر کردم و آروم کیرش رو تا ته بردم داخل. سرش رسید به حلقم. آروم سرم رو بیشتر فشار دادم و فشار توی حلقم رو تحمل می کردم که صداش در اومد و یه آه و جون شهوتی گفت. سرم رو بلند کردم و کمی ساک زدم و دلم می خواست اون لحظه که کیرش توی حلقم فشار داده میشه و چشماش رو میبنده و از شهوت نفس میزنه رو تماشا کنم. دو سه بار که انجام دادم دیگه کیرش شق شق شده بود و سر کیرش که حسابی گنده بود قرمز قرمز شده بود.
بعد گفت بسه عزیزم. مثل یه عروسک که بخوای جابجاش کنی شورتش رو از پاهاش رها کرد و رفت پایین تخت و من رو هدایت کرد که چهار دست و پا جوری که زانوهام لبه تخت باشه و پاهام از هم باز باشه و کونم سمتش بشینم. کیرش رو لای کونم می کشید و سرش رو روی سوراخ و لپای کونم می زد. بعد سر کیر رو روی سوراخم کمی فشار داد. چرب شده بود و کیرش سر خورد داخل. هنوز سرش داخل بود که خودش فشار داد و کیر با دردی زیاد جوری که سرم رو روی تخت فشار دادم ناله کردم و سعی می کردم درد رو تحمل کنم. همیشه این فرو کردن اولش وقتی با اون دو تا سکس می کردم با تهدید همراه بود که بپری جلو و در بیاد دهنت سرویسه و فرو کردن کیرشون اول سکس با درد وحشتناک و خنده از سر تسلط که درد می کشم و ناله می کنم همراه بود. اما علیرضا کمرم رو نگه داشت و ثابت خودش رو نگه داشته بود. گفت در بیارم؟ خوبی ؟ خیلی درد داشت ببخشید. سر خورد.
من بدتر از اینها رو تحمل کرده بودم. بهش آروم گفتم نه خوبم. فقط آروم بکن توم. آروم روی کمرم رو نوازش می کرد و گفت هر وقت بگی من می کنم. کمی گذشت و آروم شده بودم. بهش گفتم : الان خوبم. علیرضا کمی کونم رو از هم باز کرد و آروم فشار داد. حالا دردش قابل تحمل بود و سعی می کردم آه و ناله ام جوری نباشه که فکر کنه درد دارم. هنوز کیرش تا ته داخل نشده بود که یه کم بیرون کشید و دوباره داخل کرد. فکر کنم ده دقیقه ای همین حالت خیلی آروم عقب و جلو می کرد و کم کم دیگه باز شدم و حالا علیرضا کیرش رو کامل تا ته می کرد و تا جایی که از کونم درنیاد بیرون می کشید.
برام خیلی لذت بخش بود. حالا دیگه سکس یه کار مجبوری نبود که وقتی حس ندارم انجام بدم. امروز پر از شهوت بودم چیزی فراتر از اون خودارضایی ها داشتم تجربه میکردم. خیلی طول کشید و من غرق در لذت بودم. کیرش داخلم می رقصید و من از اینکه بدنم اینقدر برای یه مرد جذابه و داره از بدنم لذت می بره کیف می کردم. سوراخم بخاطر مالیده شدن کیر و عقب و جلو شدنش داغ می شد و گاهی یه درد خفیف و لذت بخشی رو توی سوراخم به سمت پایین شکمم حس می کردم. کمی بعد علیرضا کیرش رو تا ته داخل کرد و بعد یکی از پاهام رو پایین آورد که روی زمین باشه و بعد کمک کرد که سرپا بشم. با دستش حلقه کرد دورم و با یه دستم دستش رو گرفته بودم و با دست دیگه ام کناره تخت رو و علیرضا ادامه تلمبه هاش رو از سر گرفت. برخلاف اون دوتا که خیلی حرف می زدن و فحش می دادند و با کونی و جنده خطاب کردن من باهام حرف میزد علیرضا اصلا حرف نمی زد. فقط گاهی با جون گفتن یا جواب ناله های شهوتی ام رو می داد یا وقتی توی حالتی خیلی لذت می برد.
دستاش روی سینه هام بود و همونجوری که نگه ام داشته بود که جلو نیفتم. سینه هام روی توی مشتش گرفته بود و می مالید و گاهی که خیلی شهوتی می شد و تلمبه هاش رو محکم تر میزد همزمان می چلوند و این تحریک شدن از سینه هام رو دوست داشتم. حس میکردم بزرگتر شدن و وقتی توی دستش نرم بودن و چلونده میشد حس خوبی بهم می داد. پوزیشنی بود که برام جدید بود حس میکردم بدنم توی اون حالت براش جذاب تره و این برام خیلی لذت بخش بود.
آروم عقبم کشید. توی دستاش بودم و کنار تخت ایستادم. هنوز کیرش داخلم بود ولی تلمبه نمیزد فقط دستاش رو دورم حلقه کرده بود و آروم من رو به سمت میز فلزی که میز کارش بود برد. کیرش داخلم بود و هر دو با احتیاط راه رفتیم و من رو خم کرد و جوری که کامل روی میز خم شدم و کمی پاهام رو خم کردم و علیرضا انگار بخواد من کامل روی میز بخوابم دستش رو روی پشتم می کشید و فشار میداد و شروع کرد به تلمبه زدن. نمیدونم چرا دوست داشت من رو توی اون پوزیشن و روی اون میز بکنه. ولی من که همیشه اون برادر همکلاسی ام و خودش رو زمین و خوابیده و تهش طاق باز می کردند الان توی این پوزیشن ها حس بهتری داشتم و لذت می بردم. وقتی داخلم تلمبه میزد روی میز خودم رو نگه داشته بودم و میز هم با من تکون می خورد و جامدادی و جای فولدری که روش بود هم می لرزیدن. کم کم تلمبه های علیرضا تندتر و عمیق تر شده بود. گاهی کیرش رو تقریبا تا سرش بیرون می کشید و با ضربه داخلم فرو می کرد. این حالت بهتر بود و قابل تحمل تر از وقتی که تند تند داخلم تلمبه میزد. چون سوراخم داغ می شد و حسی بود که سخت بود تحمل و ناله ام در میومد. البته لذتبخش بود ولی خب کیف اینکه داخل شدن یه کیر رو مدام حس کنی بیشتره. دستش رو برد پشت گردنم و محکم گرفت. رفتارش کمی خشن تر شده بود و گرفتن هاش و تلمبه هاش و ضربه هاش محکم تر شده بود. بین میز و بدن علیرضا نگه داشته شده بودم و علیرضا انگار تمام تلاشش رو می کرد که بیشترین فشار و ضربه رو داخلم وارد کنه.
دیگه داشت سخت می شد. کاش کمی استراحت بده. دستم رو بردم عقب و با ناله گفتم یه دقیقه ولی دستم رو گرفت و پشتم نگه داشت و گفت : ببخشید الان دیگه تموم می شه و ادامه تلمبه هاش. ناله های من دیگه با هق هق نفس زدن همراه شده بود. از تسلط اش روی بدنم و اینکه نمیتونم کاری کنم کمی حشری میشدم و حالا اون سوزش و داغی و درد داخل سوراخم بیشتر از همیشه شده بود و فقط دوست داشتم می تونستم تحمل کنم و بیشتر از اون وضعیت لذت ببرم.
یه دفعه چند تا ضربه داخلم زد و گردنم رو محکم فشار داد. جوری که لبه میز روی شکمم فشار آورد و دردم اومد که گرمای آبش رو داخلم حس کردم و صدای ناله های مردونه و نفس نفس زدناش اومد. آبش داخلم باعث شد التهاب و داغی سوراخم بخاطر تلمبه هاش آروم بشه و بدنش شل شد و تقریبا رها شدم. دستام رو رها کرد با احتیاط کیرش رو کشید بیرون و با دست نگه اش داشت و یه لحظه حس کردم سوراخم بی حس شده و متوجه شدم که با بیرون کشیدن کیرش از سوراخم آبش هم همراهش داره از سوراخم بیرون می ریزه و از داخل رونم داره میاد پایین که با این لحظه خودم هم نتونستم و ارضا شدم و کیرم رو با دست گرفتم که نریزه زمین و توی دستم پر از آبم شد، نمیدونستم چیکار کنم. فقط بی حرکت بودم. علیرضا سریع با دستمال سر کیرش رو گرفت و چند تا دستمال داد بهم که بتونم دستم تمیز کنم و دستمال ها رو روی سوراخم بگذارم و تمیز کنم. بعد آبی که شره کرده بود و تا نزدیک زانوم روی رونم اومده بود پایین رو تمیز کردم. هر دو خسته و بی جون شده بودیم. آروم نشست لب تخت و به عقب دراز کشید.
منم رفتم کنارش و به پشت دراز کشیدم. سکوت کامل بود که گفت بریم دوش بگیریم؟ گفتم باشه. توی حموم خیلی مهربون و مردونه، بدنم رو دست می کشید و می شست. اومدیم بیرون و خشک کردیم و همونجوری لخت از خستگی توی بغلش روی تخت یه چرت زدم. حس خوبی بود. انگار واقعا اولین سکس ام بود. تازه بدن خودم و لذت سکس و حس خوب طرف مقابل رو درک می کردم.
بعد از اون همیشه یک شنبه ها برام خیلی روز خوبی بود. چون هر وقت علیرضا بود و ماموریت نمیرفت سکس ما براه بود.

نوشته: Said glx

بازدید 10,806

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “دهه ۸۰ و اولین سکس دلخواه من”

  1. خداشانس بده خوش بحال علیرضا کاش یه دهه هشتادی هم نصیب مامیشد منم خصوصیاتم کاملأ شبیه علیرضاست ولی سنم وحشرم بیشتره 😁😁😁

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید