من و خانمم ملیکا با مهرشاد و نیما (۲)

با سلام مجدد خدمت دوستان و اعضای خوب بکن تو. بریم سراغ ادامه ی ماجرا:
بعد از سکس داغ و سه به تک اونشب که هم خودم، هم خانمم واقعا خیلی حال کردیم، صبح بیدار شدیم و صبحونه رو خوردیم زدیم بیرون. مهرشاد و نیما رفتن دنبال کارشون و من و خانمم هم رفتیم سرکار. عصر که با خانمم برمیگشتیم خونه، توی راه گفت ممنون امید، دیشب خیلی بهم خوش گذشت، خوب کاری کردی گفتی دیگه نمیکنیشون و مجبورشون کردی دو نفری بیان. دیشب اونقدر حال کردم که از صبح تا حالا هنوز سرحالم و پر از انرژی ام. واقعا دیشب خیلی بهم حال دادین.‌
-فدات بشم عشقم، نوش جونت. دیگه هر هفته میگم دوتایی بیان تا حسابی ازشون لذت ببری و کیف کنی.
-آره عالی میشه. به نظرم تو زیاد به خودت فشار نیار، بذار اونها زور بزنن و تو آخرش که من توی اوج شهوتم بیا بکن. میدونم خودتم اون لحظه توی اوجی و به هر دوتامون خیلی بیشتر لذت میده. قبول داری؟
-باشه، هفته ی دیگه امتحان می کنیم و تا جایی که تونستم تحمل میکنم. آخه اون آه و ناله ای که راه میندازی بدجور حشریم میکنه.‌ ضربه های تلمبه زدنشون به کونت و موج و لرزشی که بهش میافته دیوونم میکنه. لب گرفتنتون و خوردن سینه هات، تلمبه زدنشون توی کوست و دیدن شهوت و ولع شون واسه خوردن کوس و کونت، همه‌شون بدجور تحریک کننده ست. شبهایی که دخترا هستن بهتره و شهوتم رو سر اونها خالی میکنم ولی وقتی نیستن و همه ی حواسم فقط به شماست خیلی حشری میشم.
لبخند زد و دستمو گرفت گفت میدونم عشقم، دیدم چه حالی میشی و کیرت سریع شق میشه. چشمای مستت همه چیو میگه. منم مثل تو از همین چیزا تحریک میشم. چه وقتی اونها منو جلوی تو میکنن، چه وقتی تو دخترها رو جلوی من میکنی. تازه غیر اینها، بودن بین سه تا مرد که با عشق و شهوت منو میمالن و میخورن و میکنن از همه چی لذت بخش تره.
-ملیکا رسیدیم خونه، میخوام باهم حرف بزنیم، فقط قول بده راستش رو بگی. میدونی که دلم نمیخواد از تو دروغ بشنوم. همینطور که با خیال راحت احساساتمون رو به هم میگیم، همیشه همینطور به هم اعتماد کنیم و راحت باشیم.
-چشم عشقم، من هیچ چیزی رو از تو قایم نمیکنم، هر چی هست بهت میگم، هر چی دلت میخواد بدونی رو میگم.
-دمت گرم خانمم، تو هم اگه دلت میخواد چیزی بدونی از من بپرس. عاشق این اعتماد و عشق و محبتی هستم که بین ما هست و هر روز زندگیمون رو گرم تر و زیباتر میکنه.
-آره واقعا، خیلی زندگی داغ و عاشقانه ای داریم. هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز برسه که از زندگیمون تا این حد بتونیم لذت ببریم. واقعا خوشبختی رو با همه ی وجودم حس میکنم.
-خیلی خوشحالم که راضی هستی و خوشحال و خوشبختی. راستی اگه دلت هر مدل سکسی خواست که تا حالا انجام ندادیم، خودت بگو و پیشنهاد بده. چه وقتی که وسط سکس به ذهنت رسید، چه قبلش. بهم بگو تا خواسته تو رو براورده کنم.
-باشه، بریم خونه حرف میزنیم. اول ببینم تو چی میخوای بگی و چی میخوای بدونی، بعد منم اگه چیزی به ذهنم رسید میگم…
رسیدیم خونه و لخت شدیم دراز کشیدم روی تخت. ملیکا گفت اول چایی رو ردیف کنم یه چایی و عصرونه بخوریم و صحبت کنیم.
-دمت گرم، من یه کم دراز بکشم میام…
یه چرت کوتاه زدم که ملیکا صدام کرد و رفتم توی آشپزخونه. نشستیم و مشغول عصرونه خوردن بودیم که خودش شروع کرد و گفت من تا قبل از اینکه این اتفاق بیافته و با این بچه ها رابطه پیدا کنیم، هیچوقت بهت خیانت نکردم و با هیچ مرد و پسری حتی در حد مجازی هم ارتباط نداشتم. اگه میخواستی اینو بدونی خودم زودتر بهت گفتم.
-میدونم عشقم، ما که همیشه باهم هستیم و هیچ کجا تنها نمیریم. پس چیز مشخصیه و احتیاجی به گفتن نداره.
-پس چیو میخواستی بدونی که گفتی دروغ نگم؟
-تو خودت خوب میدونی که هیچ وقت از گذشته و رابطه هایی که داشتی حرفی نزدم و هیچ وقت سوالی نپرسیدم. واسه من از اون لحظه که مال من شدی مهم بوده و گذشته ی تو به خودت مربوطه. اینکه بعد از تاریخ عقدمون فقط مال خودم باشی و بهم خیانت نکنی برام مهم بوده.
-الان میخوای از گذشته ها بهت بگم؟
-اگه خودت دوست داری و سختت نیست، ولی اگه گفتی راستشو بگو.
-باشه، بهت میگم… ولی مثل کارهای الان‌مون میتونی درک کنی و ناراحت نشی؟
-آره عشقم، من آدمی نیستم که واسه چیزی که گذشته و تموم شده ناراحت بشم. خودت خوب میدونی.
-پس بذار قبل از اون یه چیزی رو که بهت نصفه گفتم بگم تا خودمم راحت بشم، بعد میریم سراغ گذشته ی من. اون روز که توی مترو پشت شلوارم آبکیر ریخته بودن رو یادته که؟
-آره یادمه، خودت گفتی چی شده.
-گفتم ولی همشو نگفتم. نخواستم بیشتر از اون ناراحتت کنم. ولی الان خیالم راحته و بیشتر از قبل بهت اعتماد دارم و همه ش رو بهت میگم تا دیگه هیچ چیزی ناگفته بینمون نمونه. اون روز بعد از اینکه اون پسره کیرشو لای کونم کرده بود و آبش اومد، اونومردی که کنارم بود و کوسمو میمالید، دستشو از کش شلوارم کرده بود داخل و کوسم رو مستقیم میمالید. اونقدر حشریم کرده بود که وقتی گفت بچرخ کونتو بده اینطرف، بی اختیار چرخیدم. کیرشو کرد لای کونم و به اون پسره گفت ای لعنتی کثیفش کردی که… ولی بازم کیرشو فشار داد لای کونم. اون یکی دوستش از روبرو دستش رو کرد توی شلوارم و کوسمو میمالید. اون مرده هم زود آبش اومد و لای کونم خالی کرد که بعدش اون یکی دوستش گفت بگرد. همین که چرخیدم سمت اون و کیرشو کرد لای کونم تو صدام کردی و اومدم پیشت.
-پس دوتا آبکیر ریختن لای کونت و روی شلوارت. دیدم خیلی زیاد خیس شده.
-آره، تازه اون نفر سوم پشت شلوارمو کشید پایین و کیرشو مستقیم کرد لای کونم. شانس آوردم صدام کردی و به خودم اومد. اینقدر داغ شده بودم که اصلا یادم رفته بود تو هم هستی و ممکنه ببینی.‌ هر چند پنج نفری طوری منو دوره کرده بودن که کسی نمیتونست ببینه.
-‌پس اینطور، من قبلا فکر نمیکردم تو تا این حد حشری و داغ باشی. الان که میبینم سه نفر رو راحت سیر میکنی تازه فهمیدم که چه آتیشی هستی.
خندیدم و خودشم خندید. بعد گفت حالا چرا از گذشته ی من میخوای بدونی؟
-اولین بار که سکس کردیم و از کون کردمت یادته؟
-هوومممممم آره، دو سه هفته بود که دوست شده بودیم و بعد از کار میرفتیم بیرون. اون روز خونه تون خالی بود و منو بردی توی اتاقت از کون کردی.
-آفرین، خوب یادت مونده. اون روز وقتی سوراخ کونت رو دیدم فهمیدم آکبند نیست. راحت کیرم رفت توی کونت و خیلی عالی بهم حال دادی. ولی انقدر دوست داشتم که با دونستن این قضیه ازت خواستگاری کردم. هیچ وقت هم از گذشته ت چیزی نپرسیدم. الانم از روی کنجکاوی میخوام بدونم. چون حالا اینقدر با هم راحت شدیم که کنار هم با دوستامون سکس میکنیم، با خودم گفتم شاید الان دیگه گفتنش برات سخت نباشه.
-آره عشقم، شاید اگه قبلا میپرسیدی نمیگفتم، ولی الان همه رو واسه‌ت میگم.
-پس از اولین سکست شروع کن…
-من از چهارده سالگی دوست پسر داشتم ولی سکس اونجوری نداشتیم. در حد لب گرفتن و بوسه و اینها بود. پونزده سالم بود که واسه اولین بار باهاش سکس کردم که در حد لاپایی و ساک زدن بود. زیادم طول نکشید و زود آبش اومد. از اون به بعد دیگه هر وقت خونه ی هر کدوممون خالی میشد سکس میکردیم و هر بار همینطوری بود تا اینکه یه روز گفت میخوام بکنم توی کونت. گفتم بچه ها میگن درد داره.
-آره اولش درد داره ولی بعدش خیلی بهت حال میده. منم تمام سعیم رو میکنم که دردت خیلی کم بشه. اول با انگشت کونت رو نرم میکنم.‌ تو کافیه نترسی و خودتو شل بگیری.
قبول کردم و با کرم و توف کونمو انگشت کرد و باهاش بازی میکرد. اون روزو یادمه که شاید بیشتر از ده دقیقه من کونم رو قمبل کرده بودم بالا و اون انگشت میکرد. بعد بلند شد و همونجوری کیرشو کرد توش. درد داشت ولی نه زیاد. وقتی با گوشیش عکس گرفت و نشونم داد که کیرش تا آخر توی کونمه باورم نشد که به این راحتی کرده توش و من درد زیادی نداشتم. بعد فیلم گرفت از تلمبه زدنش و نشونم داد و گفت ببین چطوریه، مثل فیلمهای سکسیه.‌ نه؟
-آره، چه باحاله.
آبش زود اومد و خالی کرد توی کونم و گفت آروم بخواب‌ تا بخوابم روت. کیرش هنوز توی کونم بود و باهم خوابیدیم. بوسم میکرد و گفت دیدی دردش زیاد نیست، از این به بعد دیگه اینجوری حال میکنیم… چند دقیقه بعد دوباره کیرش راست شد و یه بار دیگه هم منو کرد و بعدش که بلند شد، کوسمو خورد و منم ارضا شدم. دیگه ترسم از کون دادن ریخته بود و هر بار که موقعیت جور بود و مکان داشتیم اول کوسمو میخورد و ارضام میکرد، بعد من واسش ساک میزدم و منو از اون میکرد. حتی یه وقتهایی میشد که وقت زیاد داشتیم و سه بار آبشو توی کونم خالی میکرد.‌ آخرش هم دوباره کوسمو میخورد و ارضام میکرد. یواش یواش یاد گرفت که موقع کردن کونم، کوسمو بماله و حال کردن منم بیشتر میشد. ولی حیف آبش زود میومد و هر بار نهایتا دو دقیقه میتونست بکنه. تا دوران دانشگاه باهم بودیم و چون همسایه بودیم راحت بودیم و زیاد همدیگه رو میدیدیم. وقتی رفتیم دانشگاه، اون شهرستان قبول شد و دیگه زیاد همدیگه رو نمیدیدیم. منم که عادت کرده بودم به کون دادن و کوس لیسی هاش، خیلی سختم بود تا اینکه با یه پسری از همکلاسیام دوست شدم. چند باری رفتیم بیرون تا پیشنهاد داد بریم خونه شون. یه خونه ی مجردی دانشجویی، مثل خونه ی مهرشاد اینا. با ناز قبول کردم ولی توی کونم عروسی بود. از همون روزی که رفتیم خونه‌ش، با اولین لب تو لب شدن، مثل یه عروسک افتادم توی بغلش و خیلی راحت لختم کرد و سکس شروع شد. این کمرش از ارشیا بهتر بود و دیرتر آبش میومد. کیرشم یه کمی کلفت تر بود. چون خونه مجردی داشت و مشکل مکان نداشتیم، راحت بودیم و دو سه روز در هفته میرفتیم خونه ش و حسابی حال میکردیم. کوس لیس خوبی بود و کونمم محکم و با قدرت میگایید. کوس و سینه و گوش و گردنمو وسط سکس میمالید و میخورد، خوب بلد بود بهم حال بده و معتادش شده بودم. یک سال به همین صورت گذشت و عشق و حالم به راه بود. گاهی که ارشیا از شهرستان میومد، با اونم حال میکردم ولی مکانمون ردیف نبود تا اینکه با سیاوش همون دوست و همکلاسیم صحبت کردم و قضیه رو گفتم. اونم گفت اشکال نداره، بگو بیاد سه تایی حال کنیم. اولین تریسام عمرم با ارشیا و سیاوش شکل گرفت. روز اول خجالت میکشیدن جلوی همدیگه لخت بشن و تا آخرش با شورت بودن. از هر دو لب گرفتم و کیرشون رو کنار هم ساک زدم.‌ اونا هم کوس و کونم رو خوردن و یکی یکی منو از کون کردن و واسه اون یکی ساک میزدم.‌ اون روز هر کدوم دو بار آبشون اومد و ارشیا گفت تا قبل از اینکه برگردم میتونم بیام اینجا؟
سیاوش: آره، هر وقت دلت خواست بیا. تابستونم کلید میدم که راحت باشید، خودمم اگه تونستم ترم تابستونه میگیرم و میام…
همونم شد و دیگه عشق و حال ما سه تا تا آخر تابستون شروع شد. از سکسهای باحال توی خونه تا بیرون رفتن ها و گردش و خوشگذرونی.‌ همه مدلی بهشون کون میدادم و هر طور دلم میخواست ازشون لذت میبردم.‌ اونا هم مثل یه بچه ی حرف گوش کن مطیع من بودن و هر کاری واسه خوشحالیه من میکردن.‌ میدیدن و میدونستن که چطور همه ی پسرها توی کف من هستن و حتی واسه چند دقیقه حرف زدن و لاس زدن با من له له میزنن.‌ واسه همین خیلی مواظب بودن که از دستشون ناراحت نشم و نرم سراغ کس دیگه ای. تا آخر دانشگاه با سیاوش بودم و ارشیا هم هر وقت میومد کنارمون بود.‌ مخصوصا تابستونها. دو سه بار به بهونه ی اردو و تحقیق و این چیزها با هم رفتیم مسافرت و حتی یه دفعه رفتیم شهری که ارشیا بود و توی خونه ی دانشجوییش که با دو تا از دوستاش بود سه شب موندیم و از شب دوم به دوستاشم دادم. چهار نفری منو میمالیدن و قربون صدقه م میرفتن و بین بدنهاشون نهایت لذت رو میبردم. چهار تا کیر رو باهم ساک میزدم و یکی یکی منو میکردن و واسشون ساک میزدم و دوباره از اول شروع میکردن. کونم پر از آبکیر شده بود و اینقدر کوسمو مالیده بودن و خورده بودن که تعداد ارضا شدنهام از دستم در رفته بود.‌ برگشتنی دوستاش کلی هدیه و سوغاتی به من دادن و گفتن دفعه ی دیگه بی خبر نیا که برات تدارکات بچینیم تا حسابی بهت خوش بگذره. البته دیگه نشد بریم ولی دلم میخواست بازم اون شب و روزهایی که اونجا بودم رو تجربه کنم.‌ روزی که توی مترو و بازار بین مهرشاد و نیما قرار میگرفتم، یاد ارشیا و سیاوش افتادم و به همین خاطر زود جلوشون وا دادم. دوباره اون لذت تریسام و خوابیدن بین دو تا پسر لخت و اون عشق و حال هایی که کرده بودم اومد سراغم. دلم خواست که بازم امتحانش کنم ولی از طرفی هم دلم نمیخواست به تو خیانت کنم. اما شهوت پیروز شد و اون روز بهشون دادم. ولی طاقت نیاوردم و دیدم انگار تو هم بدت نمیاد از این کارا و راستش دخترها بهم گفتن و یه کلیپ از سکس تو و اونها بهم نشون دادن که همون روز غروب کرده بودی شون. اینجوری خیالم راحت شد و عذاب وجدانم کمتر شد. همون شب جلوی مهرشاد سکس رو با خودت شروع کردم و اونم اضافه شد و دیدم مخالفت نکردی، دیگه ادامه دادیم و به اینجا کشید که خودت میدونی.
-خب پس حدسم درست بود که کونت آکبند نبوده و سابقه ی کون دادن داشتی.
-آره عشقم، درست فهمیدی ولی ممنون که چیزی به روی من نیاوردی و با این حال منو واسه ازدواج انتخاب کردی. البته من وقتی اولین بار باهات سکس کردم، فکر نمیکردم واقعا عاشقم شده باشی و بخوای از من خواستگاری کنی. فکر میکردم میخوای فقط دوست باشیم و خوش بگذرونیم.‌ وقتی از من خواستگاری کردی واقعا شوکه شدم و از خوشحالی بال درآوردم.‌ چون منم واقعا عاشقت شده بودم. سکست هم عالی بود و خیلی طولانیتر از ارشیا و حتی از سیاوش بیشتر کارت طول میکشید و کیرت هم کلفتتر و بزرگتر از اونا بود. یعنی همونی بودی که دلم میخواست شوهرم باشه. الانم خیلی خوشحالم که با تو ازدواج کردم و کنارت واقعا خوشبخت ترین زن دنیام.
-ممنون عشقم، منم کنار تو خوشبخت ترین مرد دنیام. ممنونم که همه چیو بهم گفتی و اعتماد کردی. بعد از دانشگاه تا بیای سر کار چیکار میکردی؟
-سیاوش همینجا ارشد هم قبول شد و موندگار شد. ارشیا هم بعد از لیسانس رفت سربازی و هر وقت میومد مرخصی باهم بودیم. اما وقتی اومدم سرکار، تصمیم گرفتم آدم بشم و بچسبم به کار و زندگی. میخواستم شوهر کنم و مثل بقیه ی زنها یه زندگی و خانواده تشکیل بدم. واسه همین از بچه ها فاصله گرفتم و فقط پنج شنبه ها میرفتم پیش سیاوش.‌ تا اینکه از تو و اخلاقت خوشم اومد و تو هم زودتر از بقیه ی همکارها خودتو به من نزدیک کردی و دعوتم کردی بریم بیرون‌.‌ بقیه ش رو هم که خودت میدونی و دیگه از روزی که با تو بودم، هیچ وقت سراغ ارشیا و سیاوش نرفتم و وقتی ازم خواستگاری کردی شماره ی موبایلمو عوض کردم.‌
-آره یادمه، باهم رفتیم و همین ۹۱۲ رو خریدیم. ‌
-حالا که اینها رو فهمیدی چه حسی داری؟
-برای من هیچ فرقی نکردی و هنوز همونقدر عاشقتم. تازه خوشحالم که همه چیو گفتی. حتی اون سکس چهار به تک که دو روز تمام شب و روز میکردنت.
خندید و گفت وای امید چه حالی کردم اونجا. اینقدر ساک زدم و کون دادم که وقتی برگشتم تا چند روز نمیتونستم دستشوییم رو نگه دارم. حسابی گشاد شده بودم.
داشتیم می خندیدیم و کیر شقم رو نشونش دادم. گفت جوووون بده بخورمش.
-نمیخواد، بلند شو بریم پیش بچه ها.
خندید و گفت نه بابا، دیشب اینهمه منو گاییدن. اگه میخوای بریم دوتایی حال کنیم.
-آره بریم.‌ خیلی حشریم کردی.‌
-دوست داری از این چیزا واست بگم؟
-آره، خیلی تحریک کننده ست. تصورت زیر دوست پسر هات شهوت انگیزه.
-پس میخوای صبر کن شام درست کنم و موقع خواب یکیشو با جزئیات کامل برات تعریف کنم بعد سکس کنیم.
-آره، خیلی خوبه و دوست دارم.
بلند شد رفت سراغ آشپزی و منم نشستم کون خوشگل و گرد و قلمبه ش رو با اون شرت لامبادایی که پوشیده بود و تاپ تنگ و کوتاهی که تنش بود نگاه میکردم.‌ به حرفی که بین حرفهاش زده بود و گفت خیلی پسرها دنبالشن و واسه چند دقیقه حرف زدن باهاش له له میزنن فکر کردم و به خودم گفتم واقعا راست میگه و خودم بارها دیدم که خیلی ها حتی واسه دید زدن کونش هم له له میزنن. بین دوست و آشنا و همکارها و فامیل همه تشنه ی خانمم هستند و سعی میکنن خودشون رو بهش نزدیک کنن و واسه چند لحظه هم شده باهاش لاس بزنن. ملیکا از خوشگلی و زیبایی، از اندام و قد و هیکل، از کوس و مخصوصا کون هیچی کم نداره و یه زن فوق العاده سکسی و تاپ و دیوونه کننده ست. شرتمو درآوردم و رفتم از پشت بغلش کردم و کیر شقم رو که داشت منفجر میشد کردم لای کونش و چسبیدم بهش. بوسش میکردم و میخندید. بدن نرم و گرم و کون قلمبه ش خیلی حال میده. حتی یه بغل کردن ساده ش بعد از دو سال زندگی مشترک هنوز واسم لذت بخشه…
موقع شام خوردن گفت میدونم دلت میخواد من خوش بگذرونم و لذت ببرم، خودتم از دیدنش لذت میبری و تحریک میشی ولی راستش دلم نمیخواد خیلی زیاده روی کنیم. همین هفته ای دوبار که باهاشون حال میکنم کافیه. تازه اینم بعد از یه مدت میخوام هفته ای یه بارش کنم. اینجوری کوس و کونم زود بگا میره و زود پیر میشم. خودتم زیاده روی نکن که زود پیر نشی. این سکس لامصب ته نداره و هر چی بیشتر توش غرق بشی، بیشتر اسیرت میکنه. باور کن من سرم اومده و میدونم. الانم چون بعد از دو سال و خورده ای دوباره بهش رسیدم واسم جذابه و دارم زیاده روی میکنم ولی دوباره جلوی خودمو میگیرم و نمیذارم به وضع اون روزا بیافتم.
-مگه چطوری شده بودی؟
-گفتم که، اونقدر بد عادت شده بودم که حاضر شدم خیلی راحت به دوستهای ارشیا هم کون بدم و توی بغلشون بخوابم. هر روز دلم سکس میخواست و اگه دو روز نمیتونستم برم خونه ی سیاوش عصبی و دیوونه میشدم. شبها خیار میکردم توی کونم و کوسمو میمالیدم تا ارضا بشم. بد وضعیتی بود. اون مدتی که اومدم شرکت و فقط هفته ای یه روز سکس داشتم خیلی برام سخت گذشت ولی هر طور بود تحمل کردم و خودمو بهش عادت دادم. پس لطفا سعی نکن بیشتر از این با بچه ها باشیم و کمک کن کمش کنم. هفته ای یه بار خوبه و لذتش هم بیشتره. زیادیش تکراری میشه و اعتیاد آوره.
-باشه عشقم، هر چی تو بگی و هر طور خودت دوست داری حال میکنیم. خوشحالم که دختر عاقل و فهمیده ای هستی. واقعا خیلی خوشحالم کردی.
-قربونت برم، من عاشق تو و زندگیمونم، اصلا دلم نمیخواد زندگیمون خراب بشه و از هم دور بشیم. من حسم به اونها فقط از روی هوس و لذته. هیچ عشقی در کار نیست و عشق اول و آخر من فقط خودتی. من در حد دو تا دوست، دوستشون دارم. همین و بس. با ارشیا و سیاوشم همینطور بودم و فقط به عنوان دوست و پارتنر سکس دوسشون داشتم و هیچ وقت عاشقشون نبودم.‌
-میفهمم، اتفاقا منم میخواستم بهت بگم که اگه گذاشتم با اون تا سکس کنی، فکر نکنی عاشقت نیستم که این اجازه رو دادم. برعکس چون خیلی عاشقتم حاضر شدم به خاطر لذت بردنت گذشت کنم تا تو به اون چیزی که دلت میخواد برسی و از زندگیت آزادانه لذت ببری.‌ البته با اطلاع و هماهنگی با همدیگه.
-میدونم عشقم، من تا ابد ممنونتم و مدیون این لطف و گذشتی که کردی هستم.‌…
شب زودتر رفتیم بخوابیم تا ملیکا یکی از سکسهاش رو با دوست پسرهاش با جزئیات کامل برام بگه و بعدش سکس کنیم. کامل لخت شدیم و اومد توی بغلم دراز کشید. اول یه لب جانانه گرفتیم و بعد شروع کرد به تعریف…
ادامه دارد…

نوشته: امید بیخیال

ادامه…

بازدید 12,353

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

یک پاسخ به “من و خانمم ملیکا با مهرشاد و نیما (۲)”

  1. بازم یه داستان عالی و زیبا، با نگارش عالی و روان. توی داستانهات عشق و سکس و شهوت همه کنار هم زیبا و تحریک کننده ش میکنه. میدونم این همه رو تایپ کردن خیلی سخته و واقعا ازت ممنونم و خسته نباشید میگم که واسه ما وقت میذاری. موفق باشی.‌ 😘👌👍

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید