سلام پارساهستم ۱۹ساله یه سال پیش وقتی داشتم با دوستام میرفتم پارک محلمون دونفر با موتور جلومونو گرفتن یکیشون پیاده شد دست منو پیچوند گفت سوار شو منم از ترس و درد سوار شدم
منو بردن بیرون شهر یه خرابه بود شلوارمو کشیدن پایین و منو لاپایی کردن ابشونم ریختن تو صورتم باز شلوارمو پام کردن اوردن پارک پیادم کردن رفتن من دستو پام میلرزید ترسیده بودم ولی به خودم میگفتم اگه به کسی بگم ابروم میره از یه طرفم دوستام یه بوهایی برده بودن که منو بردن بکنن دیگه!
چند روزی خیلی حالم بد بود اشتها نداشتم درس نخوندم رفیقام و ندیدم
تا اینکه باور کرده بودم من دیگه کونی ام واسه همین تو اینترنت سرچ کردم وخصوصیات یه کونی رو خوندم
یه قسمتش برا ابنه ای نوشته بود
که به نظرم خیلی باحال بود فک کن یکی بکنتت ابت بیات
تصمیم گرفتم به یکی بدم که از سوراخ بکنتم ولی سوراخ کونم تنگ تنگ بود
چند روزی ناخن کردم تو کونم بعد خیار بعد یه دیلدو خریدم و هرشب میکردمش تا ته تو کونم که باز بشه تو این فاصله هم یکی رو پیدا کردم که بکنتم
حامد رفیقم یه پسر خیلی خوشگل و خوشتیپ که اتفاقا اون روز تو پارک همراه هم بودیم
شب باهم وعده کردیم و امد خونه ما رفتیم تو اتاق من (طبقه بالا)
نشستیم روی تخت من بهش گفتم حامد ببین من باید این لذتو ببرم پس تمام تلاشتو بکن که خوب بکنی
اونم از خدا خواسته کی بهتر از من کون تاقچه ای نرم سفید
هردومون لخت شدیم من یکم براش ساک زدم اونم یکم سراخ منو خورد
اسپری رو زد و کیرشو گذاشت دم سوراخ من انقد سوراخم باز شد بود که کیرش همون اول تا نصفه رفت تو یه نگاه به من کرد گفت رفیق کونی هستیا گفتم تو بکن فقط
تلمبه میزد همه وجود من درد میگرفتم یه نیم ساعتی منو کرد تا اینکه ابش امد ریخت تو کونم ولی من ابم نیومد مجبور شدم لاپایی اونو بکنم !
این ماجرا چندین بار تکرار شد تا دیشب که هردومون گل کشیده بودیم
تو تخت حامد داشت منو میکرد که یهو نمیدونم چشید ماهیچه های کونم جمع شد کیرم جز جز کرد پاهام شل شد و بلاخره ابم امد
نمیدونم چطوری وصفش کنم ولی بهترین لذتی بود که بردم اصلا فک نمیکردم اینقد خوب باشه
می خوام هرروز این لذت و ببرم
منو بردن بیرون شهر یه خرابه بود شلوارمو کشیدن پایین و منو لاپایی کردن ابشونم ریختن تو صورتم باز شلوارمو پام کردن اوردن پارک پیادم کردن رفتن من دستو پام میلرزید ترسیده بودم ولی به خودم میگفتم اگه به کسی بگم ابروم میره از یه طرفم دوستام یه بوهایی برده بودن که منو بردن بکنن دیگه!
چند روزی خیلی حالم بد بود اشتها نداشتم درس نخوندم رفیقام و ندیدم
تا اینکه باور کرده بودم من دیگه کونی ام واسه همین تو اینترنت سرچ کردم وخصوصیات یه کونی رو خوندم
یه قسمتش برا ابنه ای نوشته بود
که به نظرم خیلی باحال بود فک کن یکی بکنتت ابت بیات
تصمیم گرفتم به یکی بدم که از سوراخ بکنتم ولی سوراخ کونم تنگ تنگ بود
چند روزی ناخن کردم تو کونم بعد خیار بعد یه دیلدو خریدم و هرشب میکردمش تا ته تو کونم که باز بشه تو این فاصله هم یکی رو پیدا کردم که بکنتم
حامد رفیقم یه پسر خیلی خوشگل و خوشتیپ که اتفاقا اون روز تو پارک همراه هم بودیم
شب باهم وعده کردیم و امد خونه ما رفتیم تو اتاق من (طبقه بالا)
نشستیم روی تخت من بهش گفتم حامد ببین من باید این لذتو ببرم پس تمام تلاشتو بکن که خوب بکنی
اونم از خدا خواسته کی بهتر از من کون تاقچه ای نرم سفید
هردومون لخت شدیم من یکم براش ساک زدم اونم یکم سراخ منو خورد
اسپری رو زد و کیرشو گذاشت دم سوراخ من انقد سوراخم باز شد بود که کیرش همون اول تا نصفه رفت تو یه نگاه به من کرد گفت رفیق کونی هستیا گفتم تو بکن فقط
تلمبه میزد همه وجود من درد میگرفتم یه نیم ساعتی منو کرد تا اینکه ابش امد ریخت تو کونم ولی من ابم نیومد مجبور شدم لاپایی اونو بکنم !
این ماجرا چندین بار تکرار شد تا دیشب که هردومون گل کشیده بودیم
تو تخت حامد داشت منو میکرد که یهو نمیدونم چشید ماهیچه های کونم جمع شد کیرم جز جز کرد پاهام شل شد و بلاخره ابم امد
نمیدونم چطوری وصفش کنم ولی بهترین لذتی بود که بردم اصلا فک نمیکردم اینقد خوب باشه
می خوام هرروز این لذت و ببرم
نوشته: پارسا
8 پاسخ به “پارسا و عشق کون دادن”
خدایا بسه دیگه؛دیگه خسته شدیم 😂😂😂
pm bde harf bznim amoei
کصکشا چرا ریدین به اسم پارسا؟ 😐😐😐😐😐هرچی تو این سایت دیدیم همه پارساها باتن، تازه نمیگنم بات به خودشون میگن کونی و اوبنهای.گاییدین این اسم پارسا رو شما کونیای که اسم گی بودن رو هم به گوه کشیدین🤦🏻
قبلا ،کلمه ی کونی فحش بود…
لازم نبود بری تو اینترنت سرچ کنی که خوصیات ی کونی یا ابنئی چطوریه، پدرت رو ی برانداز میکردی حساب کار میومد دستت
کص مادر گرامیتهمه کونیا کاتب شدنریدین به سایت بابا قبلا میومدیم چهارتا داستان خوب میخوندیم الان اوبیا سفره دلشون وا شده…کیره داستانای سفید دندون تو دهنت لاشی
احسنتـ…
1_این شهر و پارک کجاست تا ما هم بیایم با ماشین کل رفیقاتو ببریم .2_دقیقا چه سایتی نوشته که فرق کونی و اوبی و لاپایی چیه و هرکدوم چه مشخصاتی دارند؟!؟!!!3_روش ناخن توی کون کردن جدیده؟!؟! بگو چطوریه منم میخوام کونی بشم با ناخن!!!4_یعنی دوستات اینقدر کسخل بودن که تورو جلوی اونا بلند کردن و بردن بیرون از شهر و کردنت و آوردنت و اونا چیزی نمیدونستن؟!؟ تازه فکر میکردی بهشون چیزی بگی یا نه؟!؟ شک نکن اونا هم کونین5_یه بوهایی برده بودن؟!؟!!! فقط بو بردن؟!؟! بقیه حواس پنجگانه سالم نبود؟!؟! بصری لامسه چشایی شنوایی؟!؟!! میگم اینا خودشون کونین6_تو اینترنت یکی رو پیدا کردی خب چی شد؟؟! بعد رفتی به حامد دادی؟! مگه مریضی؟! تو همونایی که قرار میزارن و نمیان هااا ، فیک7_سوراخ ناخن خورده اینقدر باز بود که اولین بار نصف کیر یهو توش جا شد!!! چطوری؟؟!!! مگه داریم؟!! بعدش درد گرفت؟!؟!!8_چطوری شد اسپری زد به کیرش و یهو نصفش رفت داخل کونت ولی تو سوزش اسپری نگرفتی؟؟!!! چطوری وجدانا؟!!؟!9_کیرت عجیبه هاااا ، جز جز کرد؟!!! دقیقا به چه حالتی میگن جز جز؟!!؟!! عجب10_با تمام این توصیف هاا ، اما بالاخره آبت آمد ، وقتی آبت اومد تیتراژ پایانی هم شروع شد و معین هم خوند:من از راه اومدم * من از راه اومدمدلت خواست اومدم / دلت خواست اومدمتو از سوراخ کون رفتی / تو آب کیر کجا رفتیباید ناخن تو کون کرد / تو پارک با گرز یا چوب رفت