جلسه بعدی کلاس خیلی حشری شده بودم به یه بهونه ای به بهش گفتم بیاد تو اتاق و حل کردن پسرش رو ببینه (پسرش هم خنگ دو عالم بود) خلاصه اومد یه شلوار لی گشاد و یه بلوز تا بالای باسن تنش بود من فقط حواسم بهش بود هی بهش اشاره میکردم نگران نباش راهش میندازم قبول بشه
بعد که رفت بهش اس ام اس دادن خانم فلانی میشه لطفا بعد کلاس بیاید تنها صحبت کنیم که اومد
رفتیم دم در(خونشون طبقه دوم بود) کلی چرت و پرت گفتم که خیالت راحت باشه به خاطر شما قبولش میکنم انقدر بهش نزدیک وایساده بودم که واقعا کیرم راست شده بود(بعدا که فهمیدم این نقطه ضعفش خفت کردنش هست و دوست داره زوری دستش و بگیری و بکنیش کلی افسوس خوردم چرا اون روز نکردمش) وقتی خواست بره وایسادم تا بالا رفتنش رو ببینم کونشو دید میزدم چون مانتو تنش نبود با بلوز بود…
دیگه خیلی کشش ندم یه بار بهش زنگ زدم گفتم میای بریم بیرون یه دوری بزنیم که مخالفت کرد گفت میخوام برم خونه مامانم منم گفتم خب فکر کن من آژانسم میام دنبالت همین(اینم بگم درسته مامان بود ولی کلا ۳۰ سالش بود جوون بود)
با کلی اصرار قبول کرد
وقتی رفتم دیدم چقدر خوشگل کرده و موهاشو خیلی خوش حالت کرده نشست عقب بهش گفتم بیا جلو گفت نه مردم میبینن تا اینکه رفتم سمت یه خیابون خلوت تر و اصرار کردم بیا جلو و قبول کرد منم زدم بغل و باهاش کلی حرف زدم که من خیلی ازت خوشم میاد و اونم هی خجالت میکشید و روش رو اونور میکرد دقیقا ۴۵ دقیقه انقدر رو مخش کار کردم تا تونستم دستش رو بگیرم…
خلاصه روشن کردم رفتم یه جای خلوت هیشکی نبود تاریک بود
شروع کردم دست و رون های پاشو مالوندن
انقدر دلش میخواست که هیچی نگفت و لب بازی کردم و زبون همو میخوردیم و آوردمش روی پاهام تا بتونم کونش رو بگیرم باورتون نمیشه که انقدر کونش نرم بود و گوشتی بود تعجب کردم چطوری لاغره ولی کونش اینقدر نرمه
از رو شلوار کونشو خیلی مالوندم اونم انقدر حشری شده بود که داشت ناله میکرد دستم رو کردم تو کونش و انگشتم رو فشار دادم تو سوراخ کونش خیلی حال میداد دیگه منم دیوونه شده بودم تو ماشین شلوارش رو بیشتر کشیدم پایین و کونش رو لیسیدم فقط لامصب نمیذاشت دست به کصش و سینه هاش بزنم میگفت اگه بزنی انقدر حشری میشم از حال میرم باید بریم بیمارستان باور نکردم ولی قسم خورد اینطوری میشه وقتی خیلی حشری بشه
خلاصه یه بیست دقیقه همدیگه رو مالیدیم و دیدم یکی اونور داره میاد سریع روشن کردم و رفتیم…
فقط اصلا پا نمی داد سکس کنیم
یه بار دیگه راضیش کردم اومد فکر نمیکردم قبول کنه کیرم رو بخوره ولی خورد و خیلی زود آبم اومد و دیگه سرد شدم رفتیم
برای دفعه سوم و البته متاسفانه آخرین دفعه اسپری تاخیری زدم و راضیش کردم بیاد و بهش گفتم میخوام بهت کیرمو بدم هر چی میخوای بخوریش میدونستم عاشق ساک زدنه
رفتیم یه جای خلوت کیرمو در آوردم و شروع کرد به ساک زدن و منم انگشتش میکردم و انقدر مالوندمش که حد نداشت
عاشق این بود آب کیر بخوره بهش گفتم داری ساک میزنی آبمو تو دهنت بریزم گفت الان نمیشه باید بعدش برم خونه مامانم ضایعس
خلاصه تموم شد دیگه نیومد گفت نمیتونم و از این حرفا…
هنوزم تو کفشم ولی دیگه نمیاد
شاید باور نکنید این داستان رو ولی واقعیه لامصب جامعه به گا رفته به خدا نمیدونم چرا انقدر خانم های متاهل دوست دارن به غریبه بدن من شرایطش رو داشتم با خیلی از مامان های دانش آموزم دوست بشم
که البته متاسفانه با ۴ نفر دیگه هم تقریبا اوکی شدم ولی به سکس نرسید ولی اگه از این داستان خوشتون بیاد قضیه اونارو هم مینویسم
با تشکر
نوشته: بی نام
19 پاسخ به “عشق بازی با مامان دانش آموزم”
کصشعر ماشالا
یبار خودت بخوان ببینم میفهمی چی نوشتی ؟
آخه تو معلم مدرسه هستیمیدونی چی مینویسیهمونی که احمد میگه نثارت میکنمچرندیات واقعی یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده که هنگام جلق زدن هم زود انزالی داری
کسخل جان بعضی از خانم های متاهل دنبال حاشیه هستن نه همه ؛مثلا تو معلمی سواد تو نم برداشته داداش.
مجبوری دروغ بگی
مادر قبهه تو باین ادبیات کصشعرت معلمی بخدا ننتو میگام یه داستان دیگه بنویسیا هیچی ندار
واقعا ؟
من فقط یه سوال دارم معلمی که نمیدونه زیپ با زاپ فرق داره معلمه
پر واضح پیداست که دانش آموز تنبلی بودی که حتی در نقاشی و ورزش هم صفر می شدی و اون ننه بدبخت واسه نمره گرفتن از معلم ها چه قدر زانوهاش زخم شده
هر چند که خیلی مزخرف بود،ولی خاک بر سرت کنن ،نکبت رفتی توی خونه طرف ،به قول خودت بچَش هم خنگ واقعا نمیشد به ی بهانه ای کارشو بسازی.
شما لطفآ ننویس دوست عزیز که باید بگم تو خودت کوسی … کیرم توی اون سواد ت که تو رو معلم کردند تا اینطوری کوس رو فراری بدی … خونه زن ت رو می تونی بکنی ناموسآ یا یکی دیگه برات می کنه …!!!
داستانت هم واقعی بود هم قشنگ ادامه بده
خیلی بی عُرضه بودی.بتید همون جلسه اول میکردیش تا اینقدر خجالت نکشه
نه خدایی تو معلمی ، انشا که بلد نیستی ، حرومزاده هم که هستی ، بدبخت تو جامعه ما همه شده کص کلک بازی ، اون چندتا مادرم آمدن نمره گرفتن و تشنه بردن لب چشمه و ولت کردن بری رد کارت .تو ام که هول .
سلطان اگه این واقعی بود باید بگم که ریدی 😂
مطمعنی معلمی؟
جامعه مشکل ندارد 4لاشی کون گهی می تو هستن که وارد حریم یه زندگی میشن و باعث از هم پاشیدن یه زندگی میشن آق معلم دروغگو کونی لطفا دستتو بزار در کونت برو مسواک بزن تا دیگه از این گها نخوری
دولت زشت بوده پشیمون شدن 🤏😂
از طرف جامعه فرهنگیان از چنین کصمغزی برائت میجوییم