مستی و دادن لذت بخش ترین کون دادن عمرم

سلام دوستان من گی هستم اگه خوشت نمیاد نخون
داستان من برمیگرده به یه چند هفته پیش که از خدمت برگشتم
من مبین 21 سالمه ساکن مشهد سفید پوستم و ورزشکار فوتبالیستم قدمم 190 قبل این داستان چند باری انگشت شده بودم و ساک‌ زده بودم برا چند نفری ولی اصلا نداده بودم
خلاصه بابای من یه رفیقی داشت به نام علی که اهل مشروب این چیزا بود و با من خیلی گرم می گرفت هر موقع میومد خونمون و اینم بگم بابای من ماشین سنگین داره و این علی آقا هم ماشین سنگین داره
گذشت گذشت و علی آقا شاگرد میخواست منم که بیکار بودم
بابام منو فرستاد که با علی اقا برم جاده (چون داداشم با بابام میرفت جاده من نمیتونستم برم باهاش دیگه بخاطر همون با علی آقا منو فرستاد ).
و اما علی آقا یه مرد چهل و دو یا سه ساله با موهای جو گندمی و یه تیپ مردونه طور نه چاق نه لاغر متوسط بود
خلاصه زدیم به دل جاده و باری که قرار بود ببریم برا بندر عباس بود و چند روزی تو راه بودیم و بابامم بار یه جا دیگه داشتو مسیرمون جدا شد
روز اول و دوم گذشت و هیچ‌ اتفاقی نیوفتاد
علی اقا گفت برا امشب یه سوپرایز داریم گفتم چیه و اینا ک گفت مشروب دارم و آخر شب ک بخواهیم بخوابیم میخوریم که اتفاقی نیوفته منم ک خوشحال بودم ک قراره مشروب بخوریم.
اصلا یه درصدم تو فکرم نبود که با علی اقا سکس کنم راستش
شب شد و بساط عرق و مشروب چیده شد و چند تا پیک که زدیم علی آقا شروع کرد حرف زدن و که چند ساله خانومم فوت کرده من تنهام و این حرفا که دیدم زد زیر گریه که منم بغلش کردم و دلداری بهش دادم یه چند دقیقه تو همون حالت بودیم که احساس کردم یه چیزی سفت داره میخوره به شکمم که سریع یاد اومد تمام خاطرات نوجوانی و انگشت کردنا و ساک‌زدنا یه جرقه خورد تو ذهنم و گفتم علی اقا یه چند تا پیک دیگه بزنیم که گفتم چشم الان
تا موقعی که علی آقا مشغول پیک ریختن بود من در حال نقشه کشیدن برا رسیدن به کیر علی اقا بودم
چند تا پیک دیگه که خوردیم احساس کردم قشنگ مستم و به علی آقا نگاه کردم دیدم اونم چشماش شهلا شده از شهوت و مستی که علی آقا بساطو جمع کرد و گفت بخوابم فردا باید حرکت کنیم و منم نا امید گفتم باشه
جا هارو پهن کردیم تو ماشین ازین ماشین های نه خیلی قدیمی نه خیلی جدید بود
جا خواب این ماشینا کوچیکه خلاصه پهن کردیم خوابیدیم ولی من نمیتونستم بخوابم سوراخم احساس میکردم نبض میزنه و به بغل خوابیده بودم و علی آقا هم پشت سرم
یه چند دقیقه رد شد من منتظر حرکتی از سمت علی آقا بودم که دیدم خبری نیست
و خودم دست به کار شد و خودمو چسبوندم به علی آقا یه چند دقیقه همینجوری بودم. یکم بالا پایین که کردم احساس کردم یه چیز سفت روی باسنم قرار گرفته ک خوشحال شدم فهمیدم شق کرده و بیشتر ادامه دادم تا اینکه دیدم دستشو گذاشت رو باسنم چراغ سبز داده بودم اونم اومد جلو شروع کرد به مالیدن منم خودمو به خواب زده بودم
اول یکم باسنمو و رونامو مالید که انقدر حشری بودم دلم میخواست جیغ بزنم ولی نمیتونستم
کم کم جرات پیدا کرد و دستشو برد زیر شورتم و شروع کرد با انگشتی که تفی کرده بود کونمو مالیدن رو ابرا بودم بعد چند سال داشت اون ریشه های خشک شده درونم جونه میزد
نتونستم جلو خودمو بگیرم و شروع کردم ناله کردن و علی اقا هم فهمید بیدارم یه جون از ته دلی گفت و شروع کرد لخت کردنم
دوتا مون حالا لخت بودیم
از گردنم شروع کرد به خوردن تا سوراخم اینم بگم من اصلا مو ندارم چون میرم فوتبال همیشه شیو میکنم
بعد نوبت من بود یه خودی نشون بدم خیلی با ناز سر کیرشو گذاشتم دهنم و شروع کردم به خوردن هار شده بودم و عرق کرده بودیم دوتامون یه چند دقیقه خوردم که گفت حالت 69
شیم که هم انگشتم کنه هم بخوره برام سوراخمو
همینطوری که من براش میخوردم اونم انگشتم میکرد و لیس میزد سوراخمو از یک انگشتی رسونده بود به سه تا انگشت که من از شدت مستی و حشری بودن دردی احساس نمیکردم
بعد چند دقیقه گفت حالت داگی شم که بزاره توم منم سریع داگی شدم و علی آقا پشت سرم وایستاد و سر کیرشو خیس کرد و گذاشت رو سوراخم با فشار اول تا نصفه کرد تو که یکم خودمو کشیدم جلو دردم اومد و میخواستم نذارم ادامه بده که با دستاش گرفت از پهلو هام و نزاشت و سرشو اورد کنار گوشم با یه لحن شهوتی گفت مبین تحمل کن الان لذت میبری منم چند دقیقه تو همون حالت بودم و علی آقا میلی متری می کرد داخل که یهو دیدم شکمش چسبیده به پشتم فهمیدم که تا ته داخلمه یه کیر تقریبا 14 سانتی ولی کلفت بود
کم کم شروع کرد تلمبه زدن من تو اوج بودم و داشتم نهایت لذت یه کون دادن امن و اونم تو حالت مستی رو تجربه میکردم
چند دقیقه گذشت که حالت مونو عوض کردیم و من به پشت خوابیدم و پاهامو دادم بالا و یه بالشت گذاشت زیر کونم و دوباره فرستاد داخل انگار یه چیزی داخل منو به اوج میرسوند که علی آقا دیدم شدت تلمبه هاش بیشتر شد و گفت دارم میام کجا بریزم منم گفتم بریز داخلم جرررم بده جووون
که علی آقا چند تا تلمبه زد بی حرکت وایستاد و احساس کردم یه مایع داغ ریخت داخل و همین باعث شد از شدت شهوت اب منم بپاشه رو‌ شکمم که علی آقا گفت جون
همینو میخواستم میدونی چند وقته تو گفتم و از ترس بابات هیچ کاری نکردم
منم از خجالت سرخ شده بودم هیچی نگفتم چند دقیقه قربون صدقم رفت و خودمونو تمیز کردیم و بغل هم لخت خوابیدیم
ادامه دارد …
اگه خوشتون اومد حتما ادامه سفرمونو میزارم براتون

نوشته: مبین

بازدید 11,739

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “مستی و دادن لذت بخش ترین کون دادن عمرم”

  1. خودتم‌ک خالی نکردی گوه از سوراخت نزد بیرون؟همه فضای ماشینو بوی گوه برنداشته بود؟اخه کسی ک اینکاره باشه میدونه مفعول خودشو خالی نکنه فضا پر از بوی گوه میشهنمیدونم داستانت واقعیه یا نولی من هرموقع‌این ماشین سنگین هارو میبینم ک‌شاگرد کوچیکتر از خودشون دارن درحال سکس تصورشون میکنم‌و احساس میکنم همه شون با شاگردشون رابطه جنسی دارنبالاخره‌چند روزی باهم توراهن صدرصد حشری میشن و اتفاقی میوفته بینشون

  2. گفنی ورزشکار وحالا نه فوتبالیست میشه گفت فوتبال دوست دادی و فوتبال بازی میکنی ./،ایتطور شنیدم که میگن ورزش اعتماد به نفس زباد میکنه و نفس آدم قوی میکنه و افراد ورزشکار معمولا مفعول نمیشن و انرژی ناشی از شهوت رو در ورزش و تمرینات ورزشی می‌سوزانن و اگر هم بعضی ها مفعول شدن تقریبا تو شرایط اجبار توسط مربی یا مدیر باشگاه یا افراد واسطه قرار گرفتن و اون شخص مفعول برخلاف میلش تن به مفعول شدن داده . / اما شما مدعی هستی که ورزشکاری اما به میل خودت به آدم بزرگتر از خودت کون دادی این قدری عجیبه! حتما متوجه حرفام شدم!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید