سلام دوستان عزیز داستانی که میخوام تعریف کنم تخیلی.واقعی نیست اگه فحش ندید بقیشو واستون میذارم اگر هم فحش بدید صد برابرش به خودتون.اسم من محسنه و این قضیه برمیگرده به حدود۲۰سال پیش.من یه دوستی به اسم علی داشتم که با هم همسایه هم بودیم و رفت وآمد خانوادگی هم داشتیم .یه روز قرار بود با علی روزنامه دیواری درست کنیم من رفتم خونه اونا و با علی شروع کردیم به درست کردن کاردستی. بابای من اون موقع تهران کار میکرد و دو هفته ای یکبار میومد خونه .اون روز رفتیم خونه علی و مشغول کاردستی شدیم و خونشون کسی نبود .باباش حسین آقا یه مردی حدود ۳۵ساله هییی خوشتیپ بود داشت تو حیاط با موتورش ورمی میرفت ما هم تو اتاق علی بودیم .که یادمون افتاد چسب کاغذی نداشتیم علی گفت تو بمون من برم بخرم بیام و از خونه رفت بیرون ومن تو اتاق موندم ديدم یا شنیدم در میزنن و صدای مامانم اومد وارد حیاط شد با حسین آقا سلام علیک کرد و از حسین آقا پرسید محسن اینجاست حسین آقا گفت فکر کنم با علی رفتن بیرون .نگو این حواسش نبود فکر کرده بود ما باهم رفتیم بیرون و کسی خونه نیست.بعد منم از پنجره اتاق روبه حیاط صداشونو میشنیدم.بعد دیگه حرفی نزدم .بعد حسین آقا یکی دو بار منو صدا کرد جواب ندادم اونا تقریبا مطمئن شدن که کسی خونه نیست.بعد مامانم در حالی که حسین آقا نشسته بود یه طرف موتور پرسید طیبه خانم یعنی مادر علی کجاس حسین هم گفت رفته به نانوایی بده بیاد من شاخ درآوردم ازین نوع حرف زدنشون بعد دوتاشون زدن زیر خنده قلبم داشت میومد بیرون از این حرف زدنشون بعد منتظر موندم ببینم چی میشه بعد حسین پرسد تو چه خبر مامی گفت هیچی تو که سر بهم نمیزنی احوال نمیپرسی. دیگه مطمئن شدم بینشون چیزی هست.بعد یکم سرمو از شیشه پنجره کنار پرده آوردم بالا .حسین از کنار موتور پاشد گفت بریم تو خونه دست همدیگر را گرفتن اومدن تو .منم رفتم تو اتاق علی در را آروم بستم و از سوراخ قفل در نگاشون کردم .فقط دعا میکردم علی پیداش نشه .بعد اینکه اومدن تو خونه .خوشبختانه در اتاق به حال مشرف بود.حسین گفت زياد نمیتونم کاری کنم باهات امشب کمرمو واسه طیبه نگه داشتم.فردا شب میام پیشت.مامی بهش گفت خب حاللللاااا.منم که دهنم وا مونده بود بعد مامی چادرشو انداخت حسین سرپا بغلش کرد و دوتاشون دستشون انداختن گردن هم و شروع کردن به لب گرفتن و بوسیدن از مامی بگم یه زن توپول یکم قد کوتاه سفید گوشتی نرم .که اونروز با تیشرت سفید رنگ شلوار خانگی مشکی رنگ بود .و حسین هم با زیر شلواری زیر پیراهن بود یکم سرپا مامی را بغل کرد بعد چرخوند از پشت به مامی چسبید و از پشت سینه هاشو یکم مالوند مامی هم کونشو عقب میدادن میمیمالوند بعد از هم جدا شدن حسین گفت بشین رو مبل مامی گفت نه زمین راحتم بعد کوسن رو مبل را گذاشت زمین و روسری شو درآورد و دراز کشید پاهاشو یکم از زانو جمع کرد و طاق باز شد بعد حسین روش دراز کشید پاهاشو از هم وا کرد و حسین آقا شروع کرد بوسیدنش و سینه هاشو مالیدن و یکم که اینکارو کرد از روش پاشد شلوار مامی را کشید پایین.به سمتی دراز کشیده بودن پاهاش سمت دید من بود ومامی هم کمک کرد شلوارشو از پاش کامل دربیاره يه شرت راه قرمز سفید نخی تنش بود بین اون لمبه های گوشتی سفید دوباره حسین روش دراز کشید این باز حسین از زیر شلوارشکیرشو از رو شرت به کص مامی میمالوند.دوباره یکم تیشرت مامی را داد بالا سوتين تنش نبود و سینه هاشو شروع کرد مالیدن و یکم خوردشون مامی هم صدای آهههه کشیدنش درومد.دوباره از روش پاشد. از رو شرت یه دستی لای کص مامی کشید و مامی جا خورد آخخخ کشید خواست شورت مامی را بکشه پایین مامی شرت را گرفت نذاشت بهش گفت اینجوری؟؟اونم گفت اوههه ببخشید یادم رفت رفت اونور که دید نداشتم دوتا تراول ۵۰تومانی آورد گذاشت رو شرت و حالا اجازه هست مامی با دلبری گفت بفرمایید آقایییییی بعد اونم شرتشو کشید پایین واییییییییییی یه بدن سفید گوشتی وسطش یه کس مشکییی با یکم مووو و با چوچوله قرمزززز .بعد يه دستی رو چوچوله کشید گفت چقد موهاش دراومده مامی گفت فردا شب میای موهاشو میزنی تو میکنیش کی موهاشو بزنه حسین گفت چششششم بعد پرسید
حال خانم کوچولو چطوره. مامی دمش گرم زد تو ذوقش گفت زود باش الان میان. بعد صورتشو برد جلوی کس مامی و از هم بازش کرد زبوشو گذاشت لای کس مامی و از پایین شروع کرد به بالا لیس زدن مامی هم چشاشو بسته بود و داشت حال میکرد و با پاهاش سر حسین را با سمت کصش فشار میداد یکم که گذشت صدای مامانم بلند شد آهیییی کشید و بدنش لرزيد و ازکصش آب سفیر رنگ زده بود بیرون .بعد به حسین گفت مرسی آقایییییی .فردا شب منتظرتم .مونده بودم قضییه فردا شب چیه.بعد مامی گفت بذار واسه آقا کوچولو کاری بکنم بعد حسین کیرشو که یه کیر معمولی سفید رنگ بود و نیمه راست شده بود را از شلوارش درآورد مامی هم همون جوی نشست بعد سرشو آورد جلوی کیر حسین کیر حسین را دستش گرفت بعد یواش یواش کرد دهنش عقب جلو میکرد یکم اینکار را کرد بعد حسین کیر را تو دهن مامی عقب جلو کرد گفت بسه آبم میاد .مامی گفت ای بابا .شانس ما .حسین گفت ناراحت نشو حالا دراز بکش مامی گفت اگه از جلو میخوای کاندوم بیار حسین گفت نه میخوام جرت بدم بعد مامی به شکم خوابید پاهاشو از هم تا میشد وا کرد یعنی حسین اینکاررو کرد.بعد حسین رو کون مامی نشست کیرشو دستش گرفت یه تف سرش زد بعد تا میشد کون مامی را از هم جدا کرد با زبونش سوراخ کون مامی را زبون زد مامی گفت قلقلکم میاد بسه .بعد دستشو آورد جلوی دهن مامی گفت تف بزن سر کیرشو حسابی تف زد بعد رو مامی دراز کشید در حین دراز کشیدن کیرشو فرو کرد تو کون مامی مامی یه آخخخخخ درد کشید گفت توروخدا یواش .حسین گفت تو که کونی بودی مامی بهش گفت ععه بی تربیت .بعد شروع روش تلمبه زدن کون مامی یه پنج دقیقه طول کشید مامی هم بیکارنبود هیی کونشو قابل میکرد زیاد تو کونش فرو بره .بعد به پهلو شدن از پهلو شروع کرد تلمبه زدن بعد دوباره اومد روش شروع کرد تلمبه زدن یکی دوبار هم کیرشو درآورد آورد جلوی دهن مامی منظورش ساک زدن کیر کون رفته مامی با اکراه واسش انجام میداد دوباره میومد از پشت روش میکرد تو کونش منو بگو کیرم سیخ سیخ بود وداشتم ازینکه حسین داره مامی را میکردو کص لیسی واسه مامی میکرد وازین فیلم سوپر زنده لذت میبردم .بعد دیدم یکم تندتند تلمبه میزنه و آههههییی کشید و چند لحظه کیرشو تو کون مامی نگهداشت و آبشو همه را تو کون مامی خالی کرد و بعد ازروش پاشد و به مامی گفت پاشو زود باش الان میان ما بعد از رو میز مبل دستمال کاغذی کشید کون مامی را باهاش تمیز کرد و کیر خودشم تمیز کرد شلوارشو بالا کشید مامی هم پاشد شلوار و لباساشو پوشید پول حسین را بهش پس داد بهش گفت بیا هدیه از طرف من واسه خودت شورت وزیر پیراهن خوشکل بخر فردا شب بپوش بیا اونم مرسی عشقم بعد همدیگه را بغل کردن و بعد بوس مامی رفت حسین هم موتور را بیرون برد یه دوری باهاش بزنه من موندم مات و مبهوت…بعد از خونه زدم بیرون رفتم خونه در باز بود رفتم تو دیدم مامی رفته دوش بگیره.خلاصه فرداش که شد غروب اینا مامانم حسابی به خودش رسید حموم چیز رفت منو فرستاد رفتم ژیلت خریدم شب که شد من منتظر بودم ببینم چی میشه که تلفن خونه زنگ خورد مامانم گوشی را برداشت و یکم احوال پرسی و…کرد بعد با چهره ناراحت گفت چرا آخه من خودمو آماده کرده بودم که دید ما شنیدیم لبشو گاز گرفت که سوتی داد و گفت باشه و گوشی را گذاشت .منم مطمئن شدم که حسین بوده به هر دلیلی نتونسته بیاد وگرنه کی ازین کص وکون سفید وگوشتی میگذشت. اون سوراخ کون قهوه ای که هر کیری آرزوشه بکونه توش .آخه یبار بچه بودم مامانم میخواست بره حموم بعد دم حموم پشت به من وایساده بود من داشتم رد میشدم یه لحظه خم شد شورتشو در میاره خم که شد سوراخ کونش از هم وا شد تا بیخش معلوم شد واییی چی بود به سوراخ قهوه ای که چین هاش از هم وا شد حسابی نرم بود .حالا حسین کیرشو تو اون سوراخ داغ کرده. بگذریم اون شب خوابیدم فرداش که شد آب شیر آشپزخانه کمی چکه میکرد مامی به من گفت برم به حسین آقا بگم بیاد درستش کنه منم مطمعن شدم خبری هست رفتم بهش گفتم اونم آچار به دست اومد مامانم با تاب و شلوار تنگ با چادر جلوش بود بعد سلام واحوال پرسی و…حسین شیر را وا کرد گفت مغزی مبخواد مامانم کیف پولشو آورد بهم پول داد برم بخرم بیارم بچه ها هم تو حیاط داشتن بازی میکردن من تو راهرو رفتم دسشویی موقع بیرون اومدن دیدم دارن حرف میزنن مامی پرسید چرا ديشب نیومدی خودمو واست آماده کرده بودم اونم گفت قربونت برم نشد علی تب داشت بردیمش دکتر طول کشید .منم از لای نرده ها یواش دیدشون زدم که دید نداشتن منو ببینن بعد مامی چادررا کنار گذاشت و حسین از جلو بغلش کرد و دستشو انداخت گردنش شروع به بوسیدنش کرد و از جلو میمالید بهش مامی گفت وقت نداریم زود باش.بعد حسین شلوار تنگ وشورت قرمز رنگشو پایین کشید فقط تا همین قد معلوم بود بعد مامی نشست جلوی حسین زیپ شلوارشو پایین کشید کیرشو بیرون کشید یکم واسش صاک زد چند دقیقه بعد پاشد حسین از جلو بهش چسبید کیرشو تنظیم کرد معلوم بود میماله به چوچولش بعد کشید بیرون نوک انگشتشو خیس کرد بعد دهان مامی کرد حسابی خیس شه بعد مالید لای کصش و کیرشو که تنظیم کرد یهو کرد توش مامی یه آخخخ درد کشید و حسین دیگه محکم کیرشو گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن از جلو و سینه هلشو از رو تابش میمالید بعد همونجا چند دقیقه بعد حسین چادر مامی را پهن زمین کرد به مانیگفت دراز بکش میخوام کونتو پاره منم بعد یه لب ازش گرفت مامی به شکم دراز کشید و پاهاشو از هم وا کرد اونم نشست روی رون هاش وبعد اینکه کیرشو تنظیم کرد روش دراز کشید و تو کونش کرد چند لحظه روش حسابی دراز کشید بعد دوباره درآورد و کونشو از هم وا کرد و یه تف انداخت توش و دوباره کرد توش و شروع کرد حسابی تلمبه زدن تو کون مامی هی نفس نفس میزدن حسین می پرسید کونی من کیه زیرخواب من کیه صاکر من کیه بعد عوضی نمیذاشت مامی جواب بده حسابی توش ضربه میزد بعد چند دقیقه مامی را داگی کرد و شروع کرد تلمبه زدن تا جایی که آهیییی کشید و چند ضربه محکم ریخت تو کونش و بعد درآورد ول کن نبود برش گردوند مامی نا نداشت گفت میک بزنه ولی اونگفت نه حسین صورتشو بزور گرفت و کرد تو دهنش و چند دقیقه واسش صاک زد و بعد خم شد صورتشو بوسید و شروع کردن چند دقیقه لب گرفتن از هم بعد مامی پاشد شلوارشو کشید بالا رفت دستشویی منم آبم ازین فیلم دو بار اومد رفتم همونجوری بیرون مغزی شیر را خریدم اومدم دیدم حسین اونجا نشسته ازش پرسیدم مامانم کو گفت نمیدونم فکر کنم بالاست. بعد شیر را درست کرد ورفت و مامی هم رفت دوباره دوش بگیره لباسش جلوی حموم بود مدی حسین روش بود از کونش بیرون ریخته بود این بود داستان من خدمت شما جقی ها فقط فحش نذارید که برمیگرده به مامانمون دوست داشتید بگید ادامه شو بذارم
حال خانم کوچولو چطوره. مامی دمش گرم زد تو ذوقش گفت زود باش الان میان. بعد صورتشو برد جلوی کس مامی و از هم بازش کرد زبوشو گذاشت لای کس مامی و از پایین شروع کرد به بالا لیس زدن مامی هم چشاشو بسته بود و داشت حال میکرد و با پاهاش سر حسین را با سمت کصش فشار میداد یکم که گذشت صدای مامانم بلند شد آهیییی کشید و بدنش لرزيد و ازکصش آب سفیر رنگ زده بود بیرون .بعد به حسین گفت مرسی آقایییییی .فردا شب منتظرتم .مونده بودم قضییه فردا شب چیه.بعد مامی گفت بذار واسه آقا کوچولو کاری بکنم بعد حسین کیرشو که یه کیر معمولی سفید رنگ بود و نیمه راست شده بود را از شلوارش درآورد مامی هم همون جوی نشست بعد سرشو آورد جلوی کیر حسین کیر حسین را دستش گرفت بعد یواش یواش کرد دهنش عقب جلو میکرد یکم اینکار را کرد بعد حسین کیر را تو دهن مامی عقب جلو کرد گفت بسه آبم میاد .مامی گفت ای بابا .شانس ما .حسین گفت ناراحت نشو حالا دراز بکش مامی گفت اگه از جلو میخوای کاندوم بیار حسین گفت نه میخوام جرت بدم بعد مامی به شکم خوابید پاهاشو از هم تا میشد وا کرد یعنی حسین اینکاررو کرد.بعد حسین رو کون مامی نشست کیرشو دستش گرفت یه تف سرش زد بعد تا میشد کون مامی را از هم جدا کرد با زبونش سوراخ کون مامی را زبون زد مامی گفت قلقلکم میاد بسه .بعد دستشو آورد جلوی دهن مامی گفت تف بزن سر کیرشو حسابی تف زد بعد رو مامی دراز کشید در حین دراز کشیدن کیرشو فرو کرد تو کون مامی مامی یه آخخخخخ درد کشید گفت توروخدا یواش .حسین گفت تو که کونی بودی مامی بهش گفت ععه بی تربیت .بعد شروع روش تلمبه زدن کون مامی یه پنج دقیقه طول کشید مامی هم بیکارنبود هیی کونشو قابل میکرد زیاد تو کونش فرو بره .بعد به پهلو شدن از پهلو شروع کرد تلمبه زدن بعد دوباره اومد روش شروع کرد تلمبه زدن یکی دوبار هم کیرشو درآورد آورد جلوی دهن مامی منظورش ساک زدن کیر کون رفته مامی با اکراه واسش انجام میداد دوباره میومد از پشت روش میکرد تو کونش منو بگو کیرم سیخ سیخ بود وداشتم ازینکه حسین داره مامی را میکردو کص لیسی واسه مامی میکرد وازین فیلم سوپر زنده لذت میبردم .بعد دیدم یکم تندتند تلمبه میزنه و آههههییی کشید و چند لحظه کیرشو تو کون مامی نگهداشت و آبشو همه را تو کون مامی خالی کرد و بعد ازروش پاشد و به مامی گفت پاشو زود باش الان میان ما بعد از رو میز مبل دستمال کاغذی کشید کون مامی را باهاش تمیز کرد و کیر خودشم تمیز کرد شلوارشو بالا کشید مامی هم پاشد شلوار و لباساشو پوشید پول حسین را بهش پس داد بهش گفت بیا هدیه از طرف من واسه خودت شورت وزیر پیراهن خوشکل بخر فردا شب بپوش بیا اونم مرسی عشقم بعد همدیگه را بغل کردن و بعد بوس مامی رفت حسین هم موتور را بیرون برد یه دوری باهاش بزنه من موندم مات و مبهوت…بعد از خونه زدم بیرون رفتم خونه در باز بود رفتم تو دیدم مامی رفته دوش بگیره.خلاصه فرداش که شد غروب اینا مامانم حسابی به خودش رسید حموم چیز رفت منو فرستاد رفتم ژیلت خریدم شب که شد من منتظر بودم ببینم چی میشه که تلفن خونه زنگ خورد مامانم گوشی را برداشت و یکم احوال پرسی و…کرد بعد با چهره ناراحت گفت چرا آخه من خودمو آماده کرده بودم که دید ما شنیدیم لبشو گاز گرفت که سوتی داد و گفت باشه و گوشی را گذاشت .منم مطمئن شدم که حسین بوده به هر دلیلی نتونسته بیاد وگرنه کی ازین کص وکون سفید وگوشتی میگذشت. اون سوراخ کون قهوه ای که هر کیری آرزوشه بکونه توش .آخه یبار بچه بودم مامانم میخواست بره حموم بعد دم حموم پشت به من وایساده بود من داشتم رد میشدم یه لحظه خم شد شورتشو در میاره خم که شد سوراخ کونش از هم وا شد تا بیخش معلوم شد واییی چی بود به سوراخ قهوه ای که چین هاش از هم وا شد حسابی نرم بود .حالا حسین کیرشو تو اون سوراخ داغ کرده. بگذریم اون شب خوابیدم فرداش که شد آب شیر آشپزخانه کمی چکه میکرد مامی به من گفت برم به حسین آقا بگم بیاد درستش کنه منم مطمعن شدم خبری هست رفتم بهش گفتم اونم آچار به دست اومد مامانم با تاب و شلوار تنگ با چادر جلوش بود بعد سلام واحوال پرسی و…حسین شیر را وا کرد گفت مغزی مبخواد مامانم کیف پولشو آورد بهم پول داد برم بخرم بیارم بچه ها هم تو حیاط داشتن بازی میکردن من تو راهرو رفتم دسشویی موقع بیرون اومدن دیدم دارن حرف میزنن مامی پرسید چرا ديشب نیومدی خودمو واست آماده کرده بودم اونم گفت قربونت برم نشد علی تب داشت بردیمش دکتر طول کشید .منم از لای نرده ها یواش دیدشون زدم که دید نداشتن منو ببینن بعد مامی چادررا کنار گذاشت و حسین از جلو بغلش کرد و دستشو انداخت گردنش شروع به بوسیدنش کرد و از جلو میمالید بهش مامی گفت وقت نداریم زود باش.بعد حسین شلوار تنگ وشورت قرمز رنگشو پایین کشید فقط تا همین قد معلوم بود بعد مامی نشست جلوی حسین زیپ شلوارشو پایین کشید کیرشو بیرون کشید یکم واسش صاک زد چند دقیقه بعد پاشد حسین از جلو بهش چسبید کیرشو تنظیم کرد معلوم بود میماله به چوچولش بعد کشید بیرون نوک انگشتشو خیس کرد بعد دهان مامی کرد حسابی خیس شه بعد مالید لای کصش و کیرشو که تنظیم کرد یهو کرد توش مامی یه آخخخ درد کشید و حسین دیگه محکم کیرشو گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن از جلو و سینه هلشو از رو تابش میمالید بعد همونجا چند دقیقه بعد حسین چادر مامی را پهن زمین کرد به مانیگفت دراز بکش میخوام کونتو پاره منم بعد یه لب ازش گرفت مامی به شکم دراز کشید و پاهاشو از هم وا کرد اونم نشست روی رون هاش وبعد اینکه کیرشو تنظیم کرد روش دراز کشید و تو کونش کرد چند لحظه روش حسابی دراز کشید بعد دوباره درآورد و کونشو از هم وا کرد و یه تف انداخت توش و دوباره کرد توش و شروع کرد حسابی تلمبه زدن تو کون مامی هی نفس نفس میزدن حسین می پرسید کونی من کیه زیرخواب من کیه صاکر من کیه بعد عوضی نمیذاشت مامی جواب بده حسابی توش ضربه میزد بعد چند دقیقه مامی را داگی کرد و شروع کرد تلمبه زدن تا جایی که آهیییی کشید و چند ضربه محکم ریخت تو کونش و بعد درآورد ول کن نبود برش گردوند مامی نا نداشت گفت میک بزنه ولی اونگفت نه حسین صورتشو بزور گرفت و کرد تو دهنش و چند دقیقه واسش صاک زد و بعد خم شد صورتشو بوسید و شروع کردن چند دقیقه لب گرفتن از هم بعد مامی پاشد شلوارشو کشید بالا رفت دستشویی منم آبم ازین فیلم دو بار اومد رفتم همونجوری بیرون مغزی شیر را خریدم اومدم دیدم حسین اونجا نشسته ازش پرسیدم مامانم کو گفت نمیدونم فکر کنم بالاست. بعد شیر را درست کرد ورفت و مامی هم رفت دوباره دوش بگیره لباسش جلوی حموم بود مدی حسین روش بود از کونش بیرون ریخته بود این بود داستان من خدمت شما جقی ها فقط فحش نذارید که برمیگرده به مامانمون دوست داشتید بگید ادامه شو بذارم
نوشته: محسن
12 پاسخ به “مامانم تو آشپزخانه کون داد”
نوشته توسط یه بچه 12 ساله جقی ننویس کصکشیه سری کصکش میان سکس با محارم رو رواج میدنمغز شما بچه سال ها اینجوری بگا میره به جای اینکه رو خواهر مادرت نظر داشته باشی رو تیپ ظاهرت برس صدتا کص ناب هست که بخای مخ شون بزنی کصکش
صد تومن؟ اونم 20 سال پیش؟مادر آدم دروغگو رو خودم گا.ییدم
حالا راستش را تعریف کنحسین آقا چند بار کونت گذاشته؟
کص کش پدر علی تکراریه
شما میگی تخیلیه و واقعی نیست، ما هم میگیم تخیلیه و واقعی نیست، والا ، خوبیت نداره بگم خانم والده محترمتون میزبان تشریف دارن 🤣🤣
میگم محسن صد تومنی بیست سال قبل مامانت خیلی گرون حساب میکرده هااابا صد تومن بیست سال قبل میشد کل محله رو گاییدبعدش چطور مامانت اونقدر حرفهای بوده که کیر توی کون رفته رو چندین بار سا+ک میزدهالان که شده پیر+ج+ن.ده بازم با صد تومن سه سوراخه میده یا نرخ عوض شدهحالا برو ببین تو حاصل کدوم صد تومنی هستی؟بی وجود آدم سالم مامانش رو با باباش ببینه جرات نداره توی ذهن خودش بهش فکر کنه تو چطور میای این خزعبلات رو میگیبس کنید این دیو+ث بازی مجازی روری+دم به طرز نگارشتامثال شماست که بقیه مردم رو به گا دادهبیخود نیست که میگن ایرانی ها بی غیرت شدند (چه توی بحث ناموس،چه توی دعوا،چه توی گرفتن حق)اگه غیر این بود وضع الانمون رو نداشتیم
این بچه خوشگلای کم سن و سال خیلی خوششون میاد خواهر و مادرشونو جلو چشماشون بزنن زمین و هرچی هم داغتر گاییده بشن، اینا بیشتر حال میکنن.
به تو میگن پسر خوبافرین که تو مسائل بزرگترها دخالت نمیکنی
داستان تخیلی هن باشه خوبه بشرطی که محتوی و جاذبه داشته باشه و کمی هم دقت بشه داستانت تا انحا خوندم. که نوشتی ۲ تا تراول ۵۰ تومانی خب ابتدای داستان نوشتی مربوط به ۲۰ سال پیش خوب یعنی برای کوس ننه ات حسین آقا اندازه یه سکه کامل پول داد! ۲۰ سال پیش با ۱۰ هزار تومان میشد ۱۰ بهر ترتیب ننه تو داد اخه حساب کتاب هم چیز خوبه ! …دیگه میلم نکشید مابقی داستان کوسشعرت رو بخوانم .
دیگه اوج بیغیرتیت اونجا بود که رفتی ژیلت کص دادن ننتم خریدیکونی بچه های بکن تو هرشب ننتو اتوبان نکنن انگار روتین شبانشون بهم ریخته بعد میگی خدمت جقیا؟برو دنبال بازیت بچه ، برو
نخوندم و دیسلایک .از شرطی کردن داستان بدم میاد حتی اگه داستان خوبی باشه
حیف وقت که داستان تو خونده بشه. حسین مامی را ؟؟ کونشو قابل کرد ؟؟؟ خواهر افغانیتو گاییدم