بیوگرافی خودم بدم در حال حاضر امین هستم 23 ساله قد 190 تقریباً لاغرم نه خیلی داغون چون ورزش میکنم چهره معمولی خواهرمم صدف 20 سالشه 170 قد چهره معمولی ولی یه بدن فوقالعاده به دلیل اینکه با اسرار های زیاد من از بچگی به ژیمناستیک و بدنسازی رفته بود
خب داستان برمیگرده به دوسال پیش زمانی که من بعد از چندین سال تماشای پورن و خواندن داستان های سکسی از معمولی ترین فانتزی ها به تابو رسیدم و همش تو مغزم فانتزی های گروپ و تابو میگذشت تا اینکه تو سن 20 سالگی طی یه روز معمولی که از باشگاه برمیگشتم خونه خواهرم جلو در دیدم که منتظرم بود تا من برسم پرسیدم :
خیر باشه چی شده که جلوی در منتظر منی
گفت: گوشیم هنگ کرد دوباره بیا و درستش کن
گفتم باشه
بعد اینکه لباسم عوض کردم و گوشیش گرفتم شروع کردم به دلیت کردن برنامه های چرت و پرتی که از تلگرام دانلود کرده بود و شک نداشتم اکثرا ویروسی بوده بعد کنجکاویم گل کرد رفتم ببینم تو سرچ هیستوری گوگل کرومش چی میگذره ببینم آیا اونم مثل من پورن یا هر چیزی دیگه نگاه میکنه یا نه
از اونجایی که خیلی به فرهنگ غرب و آهنگ های غربی علاقه داشت و ذهنیت بازی داشت شک داشتم بهش تا اینکه چشمم خورد به سرچ کردن پوزیشن cowgirl و پوزیشن داگ استایل و مسئله های جنسی سرم داغ کرد و قشنگ حس حرارت تو گوشام و بدنم حس میکردم حس بدی بود ولی کنجکاوی نمیزاشت ادامه ندم که با گشتن بیشتر به سرچ های انگلیسی درباره سکس ژاپنی برخورد کردم که کلیک کردم دیدم یه سایت پر از تبلیغات که برای دیدن یه پورن ژاپنی باید هزار بار وارد سایت های تبلیغاتی شد میره سریع زدم بیرون و گفتم الان تموم میشه گوشیت درست میشه (درستش کرده بودم) رفتم تلگرامش و سیو مسیج دیدم چندتا پورن از بلاگر ها (اکثرا فیک بود ولی دانلود کرده بوده و سیو کرده بوده) همین موضوع و دیدن این صحنه ها داخل گوشیش باعث شد که فکری بزنه به سرم گوشی دادم بهش گذاشتم داخل خونه تنها بشیم بعد دو روز که تنها بودیم بهش گفتم که من تو گوشیت دیدم…گفت چیو گفتم که هرچیزی که باید و سیو مسیج تلگرام و سرچ هیستوری گوگلت تا اومد از ترسش عصبی بشه و منو تهدید کنه سریع زدم تو کانال مقصر کردنش و مظلوم نمایی و آروم بودن که آروم باش چیزی نشده حق داری که میبینی الان همه میبینن خودت خوب میدونی
سکوت کرده بود و حرف نمیزد اصلا زیاد جز نگاه کردن با ترس و استرس
انقدری حشریت قلبه کرده بود بهم که گفتم
بیا من برات یه سایت بهتر بفرستم . چشماش چهارتا شد
گفتم این سکس های ژاپنی بی کیفیته بیا چندتا بهتر بفرستم خیالت راحت کسی نمیدونه اول گفت نمیخواد خودم بلدم!
خلاصه کلام بعد کلی کش و قوس راضی شد که براش بفرستم فرستادم چندتا از سایت هایی که فیلم های پولی رو رایگان نشون میده و خودمم رفتم با گوشیم سریع تو یکی از سایت ها و یه پورن از جوردی با خواهر ناتنیش و پلی کردم سریع گفتم کیفیت اینارو ببین چقدر بهتره شروع کرد نگاه کردن و سریع گفت
باشه اوکیه برو
پررو بودنم باعث شد همزمان نشون دادن و قطع نکنم و جلوش بزارم و گفتم این خواهرشه…
گفتم میدونی که تو بعضی جاها این عادی شده دیگه با اینکه ممنوعه ولی خیلیا علاقه دارن بهش
خیلی نگاهش سنگین بود و سرش پایین ولی اون حسی که از بچگی از روشنفکری غربی ها میگفت باعث شد فقط منو تایید کنه خلاصه من قطع کردم فیلمو رفتم بعد چند روز گوشیش به زور خواستم ازش بگیرم هر کاری میکردم نمیداد تا بعد ده روز تونستم رمزش پیدا کنم رمز کارت بانکیش بود…
منتظر موندم نصف شب تا برم سر وقت گوشیش وقتی برداشتم و سریع رفتم سرچ هیستوری دیدم به به…
هرچی پورن بوده تو دو سه صفحه اوله سایته دیده و پورن های تیم اسکیت که بیشتر تابو هست رو تماشا کرده خیلی خوشحال شدم البته این خوشحالی زمانی بود که حشری میشدم و فرداش عذاب وجدان و پشیمونی همراهم بود…
بعد فرداش دوباره گفتم که رمزت پیدا کردم و دیدم و…
که دوباره عصبی شد این سری گفت میفهمی نباید گوشیم چک کنی و کلی فحش داد تا گفتم اشکال نداره منو تو الان همو درک میکنیم که باید نیاز هامون برطرف کنیم وقتی سکس نداریم و این تنها راهه… سریع رفتم از خونه بیرون و اونم جوابی نداد و سکوت کرد دوباره
فرداش که خونه خالی بود طبق معمول ظهر من حشری شدم و موقع فراهم کردن برنامه خود ارضایی ایده به ذهنم رسید رفتم پیشش با مظلوم نمایی گفتم میشه تا جلوی دستشویی بیای و بزور اومد با کلی غر زدن وقتی رسید گفت چیه گفتم میخوام خود ارضایی کنم تعجب کرد و گفت خب که چی ؟
گفتم جدیدا ارضا نمیشم خیلی خوب و دلم میخواد یه چیزی جدید تجربه کنم تا اینو گفتم سریع گفت
نه نه فکرشم نکن گفتم منظورم سکس نیست…
گفت پس چی گفتم اصلا نمیخوام سکس کنم ولی تو بیا و یه کاری کن برام فقط ارضا شم گفت چی تو ذهنته؟
گفتم درسته نباید به اینجا کشیده بشه و تو خواهرمی ولی بیا و فقط یکبار لطفاً فقط یکبار…بزار لاپایی بزنم بهت یا اینکه برام بخورش سریع رفت تو اتاقش دنبالش رفتم گفتم خیالت راحت اتفاق بدی نمیوفته و اون فقط داد کشید سرم
با کلی خواهش کردن گفت لاپایی نمیشه ساک هم فکرشو نکن همین مونده کیر تویی که از باشگاه میای دوش نگرفته تو خونه میمونی تا آخر شب که دوش بگیری بخورم
گفتم پس چی هرچی که تو بگی قبوله فقط کمکم کن
گفت صبر کن و برو بیرون
وقتی رفتم بیرون
تا وقتی که در باز شد و دیدم واو…واو
شلوار خونگی گشادش تبدیل شد به یه شلوار تنگ نخی که جذب بود و اندامش مشخص بود با یه تیشرت
(اندامش که گفتم بهتون هر چقدر من چند سال تمرین کردم تو بدنسازی هیچ گوهی نشدم زیاد یه بدن معمولی لاغر داشتم صدف یه بدن خیلی خوب داشت اندام کشیده و خیلی سکسی یه پوست صاف و تمیز بدون هیچ خطی اسکینیه خوش فرم…
هرچی بگم کم گفتم از حالت بدن و انگشت های دست تقریبا کشیده با کاشت سفید رنگ سکسی و خوش فرم و رون خوش فرمش)
وارد پذیرایی شد گفت لاپایی اجازه ندادم و نمیدم ساک هم اصلا ولی میتونی یه کاری کنی گفتم چی هرچی تو بگی
دیگه حس کردم خودش شهوت پیچیده شده بهش و خوشش میاد که یکارایی کنیم بهم گفت شلوار جذب و نرم پوشیدم که فقط بتونی خودتو بمالی بهم نه اینکه لاپایی بزنی توهم حق نداری درخواست کنی در بیارمش…
گفتم باشه
بعد گفت خب چیکار کنم خجالتی شدم ولی باز حشریت اجازه نداد خجالت موندگار باشه گفتم من دیدم که پوزیشن های مختلف سرچ کردی برگرد لطفاً ایستاده ولی برگشت از پشت با کلی استرس بهش چسبیدم… نذاشت جایی رو بگیرم جوز جلوی بدنش دقیقا روبروی باسن از. جلو گفت زود کارتو کن
شروع کردم تلمبه زدن جفتمون شلوار پامون بود ولی برای اون انقدر نازک بود و من انقدر حشری بودم که انگار داشتم سکس واقعی میکردم رسما
رسید به جایی که منی که بعد این همه سال تصور و جق زدن به این روز رسیده بودم محکم باسن خوش فرمش میکوبیدم به عقب و محکم با کیرم میزدم وسط خط باسنش و باسنش میلرزید وای که چه حس خوبی بود…
دیدم خندش گرفت گفت دیوونه آروم تر نیاز نیست محکم انجام بدی گفتم چیزی نگو اگه میخوای زود تموم شه یکم آه و ناله کن الکی هم که شده بیشتر حشری شدم اونم شروع کرد ولی خیلی ریز با اینکه میدونستم سکس نداشته ولی کار بلد بود پورنا جواب داده بود و آه نالی سکسی و خوبی میکرد تا گفتم حالا پوزیشن هایی که سرچ کرده بودی قدیم انجام بدیم داگ استایل و فقط بعدش سریع ارضا میشم قول میدم
یکم مظلومانه گفتم
اونم خندید گفت باشه فقط سریع قشنگ مشخص بود که از التماس های زیادم خندش گرفته بود داگ استایل شده بود و چی میدیدم یه صحنه دقیقا شبیه صحنه هایی که همیشه تصور میکردم یه اندامی تو حالت داگ استایل دقیقا شبیه لکسی لونا و حتی بهتر ازون شروع کردم چسبیدن بهش و تلمبه زدن باز با شلوار…
ولی این سریع خودش جلو عقب میکرد و فهمیدم شل شده تا اینکه گفت تو میتونی در بیاری و انجام بدی ولی من شلوارم در نمیارم گفتم باشه کیرمو در آوردم ولی صدف اصلا عقب نگاه نمیکرد و دوباره گفت
سریع تمومش کن خسته شدم من اومدم تلمبه اول بزنم دیدم نمیشه اینجوری کیر خودم بگا میره و میشکنه شلوار داره…
با پررویی بی نهایت شروع کردم کیرمو کوبیدن رو باسنش یجورایی چک میزدم با کیرم به باسنش
فهمیدم که اولش تعجب کرد چون میخواست خودش جلو عقب کنه ولی من تا زدم رو کونش با کیرم ثابت وایساده و یه فکری زد به سرم همیشه دوستام از سکس کردنشون با جنده ها فیلم و عکس میگرفتن یواشکی گوشیم از کنارم برداشتم و از گردن به پایین ازپشت در حالی که کیرم روی کون صدف بود عکس انداختم که بهشون نشون بدم الکی بگم ببینید همیشه چه کصی میکنم
خلاصه گذشت بعد کلی مالیدن و ضربه زدن به کونش داشتم ارضا میشدم بهش نگفتم که دارم ارضا میشم و یهویی با یه صدای ناله مردونه بلند و سریع تیشرتش از رو کمرش دادم بالاتر خودم ارضا کردم و آبم رو شلوار و کمی رو کمرش ریخت
بعد بیحال نشستم جلو نگاه کردن اونم بدون نگاه کردن گفت این بار آخر بود…
بلند شد رفت حموم…
اما این بار آخر نبود و هر چند وقت یکبار ما این کارو انجام میدادیم با التماس های من و کمک های نصفه نیمه صدف ولی یواش یواش کار به جاهای خوبی کشیده شد و تونستیم خیلی چیزا رو تجربه کنیم که همیشه دوست داشتم تجربه کنم
این داستان واقعی بود و امیدوارم بد ننوشته باشم ولی اگر تمایل داشته باشین پارت بعدی هم خیلی سریع میزارم چون صحنه های سکسی کم داشت تا اینجای کار و بعد ازین بیشتر داره…
نوشته: Amin.yz
21 پاسخ به “زیباترین تابو (۱)”
خوب بود بذار
ادامه بده سریع تر
ادامه بده
خیلی با حال بود ادامه بده زود تمومش نکن
این همه مخ مارو گایدی که هیچ😂😂
خاک برسرت بی غیرت میخوای عکس اندامابجیتو نشون دوستات بدی بگی رفتی جنده گاییدی ریدم به تخیلات احمقانت
اسرار داری از قلبه حشریتت بنویسی بنویس.
اصرار درستهاون که توی بی سواد نوشتی جمع سر به معنی راز است.
عالی بود ادامه بده
ادامه بده خوار کصه
به نظر من که اصلا تابوی زیبایی نبود
میتونی لینک داستان بعدیتو برام بفرستیمیترسم گمت کنم
ادامه بدهقسمتی که کونش گذاشتی را بنویس
عالیحتما ادامه بده
پس چرا اصل کاریاشو نگفتی
TiTaN_7@این داستانو قصد داشتم طولانی ادامه بدم که متوجه شدم پنج قسمت حداکثر قسمت ها هست و سعی بر این میکنم داخل پارت بعد نصف داستان رو به اتمام برسونم
منتظریم ادامه داستان رو بزار
خوب بود
حیف وقتی که صرف کردم براخواندن بچه جقی
عالیخ
خوب بود