دوپامین

وقتی بهش فکر میکنم دلم یجوری میشه، با خودم فکر میکنم اصن چی شد که این احساسات در من به وجود اومد؟ خیلی درست یادم نمیاد، تو اون سن مگه میشد این افکار و احساسات رو کنترل کرد؟ دائما دلم میخواست و هرروز تا وقتی گیر میاوردم پای کامپیوتر پورن نگاه میکردم، هزاران و هزاران سایت مختلف رو یه سر میزدم، ولی نمیدونم چی شد کجای ذهنم گفت که برو پورن گی نگاه کن. اون روز شاید این احساسات شروع شد، آره، یه گرایش جدید کشف کردم. پورن باعث تغییر من شد.

یه روز از مدرسه که اومدم خونه، همه اتاق‌ها و طبقه بالا رو نگاه کردم‌‌، کسی رو پیدا نکردم، صدا زدم مامان؟ جوابی نیومد. یکی از اون فرصت‌ها بود، رفتم توی اتاقم، کیفم رو انداختم رو تختم، لباسام رو شلخته دراوردم و یه گوشه پرت کردم، رفتم سمت کمدم که لباس راحتی بپوشم… مکث کردم، نیازی به لباس نداشتم! رفتم پشت کامپیوتر، وی‌پی‌ان روشن، اولین سایت، یکم گشت و گذار، پسره کیوته، شبیه دختراس، کلیک، صدای آه و ناله. با خودم میدیدم که اون پسر با اون جزئیات پسرونش چطور اصلا شبیه پسرا نیست، چطور به پشت خوابیده و داره لذتی که برای زن‌هاست رو تجربه میکنه. چقدر دوست داشتم منم میکردمش. گی بودن راحت تره! نیازی نیست با دخترا سر و کله زد. بنظر میاد که لذتش هم خیلی بیشتر باشه!
لخت مادرزاد روی صندلی نشسته بودم و کیرم که سفت بود میمالیدم. حواسم جمع بود که صدایی از بیرون شنیدم باید این دفعه سریع تر عمل کنم. ولی اونقدر برام مهم نبود، محو کاری که میکردم بودم،‌ محو اون دوپامین خالص که از پورن به من میرسید، ولی مالیدن کیرم کافی نبود، من چیزی بیشتر میخواستم، یه لذت بیشتر، یه چیز قوی تر، امتحانش کنم نه؟ باید حس فوق‌العاده‌ای باشه، پسره که داره چشماش سفید میشه از لذت‌، ببین اون حتی به کیرشم دست نمیزنه فقط داره با مثل زن‌ها رفتار کردن ارضا میشه! امتحانش که ضرری نداره.
پاهامو باز کردم و گذاشتمشون روی میز، دو طرف کیبورد، یکم پایین تر رفتم، انگشتم رو بردم پایین، زیر کیرم، لمسش کردم. مثل یه قلقلک شدید بود. ادامه دادم، حس میکردم که یکم خشک باشه، از جام پاشدم یکم با خودم فکر کردم، روش بهتری برای این کار هست، رفتم دستشویی، دستام و خودمو کامل شستم، از توی خرت و پرتای توی خونه یه قوطی کوچولو وازلین پیدا کردم. قرار بود حسابی کیف کنم! قلبم تند تند میزد و دویدم سمت میز. دوباره تو همون پوزیشن، ولی ایندفعه آماده برای بیشتر. فیلم پلی شد، نوک انگشتم رو توی وازلین زدم، بردم سمتش، مالیدم روش، بهترین حس دنیا بود، آروم بند انگشتم رو داخل کردم، سوخت، تحمل کردم، عقب جلو کردم، لذتش اومد، لذت یه کار جدید، اینکه یه کار تابو انجام میدم خودش لذت بخش بود، یه پسر اینکارو نمیکنه، ولی من کردم، و چیزی رو تجربه کردم که منو برای همیشه عوض کرد.

مدت‌های زیادی بود که دیگه پورن برام کافی نبود، من بیشتر میخواستم! یه دراگ قوی‌تر!  توی سایت هایی مثل بکن تو اکانت ساخته بودم، تصمیم گرفته بودم که شانسمو برای تجربه این احساس جدید امتحان کنم. از خودم عکاسی میکردم، لخت میشدم، گوشی رو می بردم پایین و کلیک، سعی میکردم انحنا‌های بدنم به زیبایی توی عکس مشخص باشه. نود گرفتن برام خیلی لذت بخش بود، ولی پست کردنش توی سایت‌‌ها و گرفتن بازخوردهای مختلف بهترین حس دنیا بود! صدها کامنت که ازم تعریف میکردن، میگفتن که چه حسی نسبت به بدنم دارن، هزاران پیام که سعی میکردن مخمو بزنن، دنبال سکس و قرار بودن، من از این همه توجه نهایت لذت رو میبردم، این دوپامین جدید من بود.

آدمای زیادی بودن که از خودشون عکس میذاشتن، ولی یه نفر بود که با بقیه فرق داشت، یه چیزی توی پستاش منو جذب میکرد، میدیدم چقدر از خودش و سکس‌هاش عکس گذاشته، عکسارو نگاه میکردم دلم میریخت، همه‌ی نقاط حساسم قلقلک می شد. هرروز به پیجش سر میزدم و منتظر بودم از سکس جدیدش عکس بذاره، هرروز همه پستاشو نگاه میکردم. راجب سکساش توضیح میداد، راجب رفتارش با پارتنرهاش، هرچیزی که می گفت همون چیزی بود که من آرزوشو داشتم، همه کارایی که میکرد جزو فانتزی‌های من بود، به نظر آدم خوبی میرسید، پارتنر های زیادی داشت و محترم بود. ولی من هنوز دلمو به دریا نزده بودم. صبر کردم.

راجب گی بودن خیلی تحقیق کردم، میدونستم که من گی نیستم، من هنوز دخترارو دوس داشتم، تحسینشون میکردم، عاشقشون بودم، دخترا زیباترین موجودات روی جهانن، اونا نرم و سکسی‌ان، موهای پرپشت و بلند دارن‌، همیشه بوی خوب میدن، بهترین لباس‌هارو میپوشن، همه اون هارو بدون اینکه کار خاصی بکنن دوس دارن، همه چی در مورد اونا جذابه، با اینجور افکار امکان نداشت که من گی باشم. 
با وجود اینترنت، چیزی نبود که من ندیده باشم، هر روز با اعتیادی که به پورن داشتم و اون لذتش چیزای جدیدی کشف می کردم، هزاران دسته بندی مختلف، گی‌ها، شیمیل‌ها، هنتای، بی‌دی‌اس‌ام و… هر روز هم یه چیز جدیدتر پیدا میکردم. 
روزی که اون عکسو دیدم، یه شعله‌ی جدیدی در من شکل گرفت، پسر مگه میشد؟ اون زیباترین زنیه که دیدم، سکسی، خوش لباس و جذاب، ولی خدای من اون چیه بین پاهاش؟ ینی این یه مرده؟ هیچی سینه نداره، شیمیل نیست، اون یه مرده! خدای من، اینم عکسش بدون اون لباس‌‌ها و آرایش‌ها! چطور ممکنه؟ اون یه زن واقعیه!
باید امتحانش میکردم باید میتونستم شبیه اون باشم، مگه من چیم از اون کمتره؟ از اون بهترم هستم، بدنم لاغر ولی فیت، در عین حال کونم واقعا خوش فرم و ژله طور، خودم کیف می کردم با خودم، با لخت دیدن خودم توی آینه هم مورمور میشدم، وقتش بود که بیشتر سکسی بشم، باید شبیه اون بشم، نه کاملا شبیه اون بلکه به بهترین ورژن خودم تبدیل بشم. 

اولین چیزی که امتحان کردم یه شورت بود، موقع تنهایی یواشکی از یکی از کشوی‌های مامانم برداشتم، جنسش نرم و ابریشمی بود، با فکر پوشیدنش هم سفت می شدم، لخت شدم و آروم پام کردم، بافت نرمش روی پوستم می کشید، با بالا کشیدنش انگار وجودم ذره ذره کامل میشد، کیرم به زور توش جا شده بود، سفت سفت، ولی بی نظیر، خدای من! کونمو! چقد با این شورت قشنگه، شروع کردم عکس گرفتن، جلوی آینه و روی تخت، لب تخت و جلوی آینه، هزاران مدل عکس گرفتم، کافی نبود یه شورت کافی نیست.
کشو‌های دیگه رو گشتم، حواسم بود لباسارو خیلی بهم نریزم، چند مدل لباس و لانژری سکسی پیدا کردم، به طور عجیبی همشون سایز من بودن، رنگهایی که بهم میخوردن رو باهم ترکیب کردم، به ترتیب هر کدوم رو جدا جدا و بعدش باهم می پوشیدم، عکس میگرفتم، تو پوزیشن های مختلف، هزاران عکس گرفتم، به پایین نگاه کردم، لکه‌های خیس روی شورت‌ها ممکن بود منو توی دردسر بندازه.

بازخورد دیگران بی سابقه بود، اون لباس‌‌ها منو صد برابر سکسی تر کرده بود، تعداد دنبال‌کننده‌هام چند برابر شده بود، هر روز کلی کامنت میخوندم، ولی چی!؟ درست میبینم؟ این کامنت، همونیه که… آره، خودش بود. مرد رویاهام، از بدنم تعریف کرده بود، میخواست که با من باشه، توی دلم خالی شد.

معطل نکردم و بهش پیام دادم، میترسیدم، دلم میخواست، گیج شده بودم، باهاش صحبت کردم دلم آروم تر میشد، بهم میگفت که جای نگرانی نیست، همه چی در اختیار توئه، هرکاری که تو بخوای انجام میشه و هرچی بخوای همونه. باز میترسیدم. نمیدونستم چیکار کنم. بهش گفتم اوکی، قرار گذاشتیم، تا روز و ثانیه قرار استرس داشتم. یکمم ذوق داشتم. یعنی میخواست چه اتفاقی بیفته؟ سکس میکنم بالاخره؟ به عنوان یه دختر؟ 

روزش که رسید، توی مترو دیدمش، قرارمون اول اونجا بود. اومده بود منو ببره خونه. فقط همین یه بار بود. منم دنبال رابطه نبودم. فقط سکس میخواستم، با یه شخص قابل اعتماد. نیازی به کافه رفتن نداشتم. کنارم وایساد. قدش بلندتر از من بود، نگاهم کرد و دست دادیم. فاصله‌شو حفظ میکرد. احترام قائل بود. نگرانیم با پیشش بودن کمتر میشد. توی راه برام آبمیوه خرید. باهم خوردیم تا رسیدیم به خونه‌ش. قلبم باز شروع کرد تند تند زدن، استرس باز وجودمو گرفت. درو باز کرد و اول گذاشت من برم تو. پشت سرم گفت خوش اومدی، صدای بسته شدن در رو شنیدم، برگشتم نگاهش کردم. گفتم تا تو آماده میشی من میرم دستشویی. راهنماییم کرد به سمت سرویس.

توی دستشویی خودمو توی آینه نگاه کردم، سعی میکردم خودمو آروم کنم، با خودم گفتم این چیزیه که تو میخوای. نگرانی براش وجود نداره. نفس عمیق کشیدم و یکم آروم شدم. خودمو توی دستشویی تمیز و مرتب کردم. آماده بودم.

وقتی اومدم بیرون، دیدمش که لخت شده. یه سری لباس زنونه‌ی سکسی، لانژری‌، شورت و سوتین توی رنگای مختلف رو برام پهن کرده. با تعجب و ذوق زدگی پرسیدم: اینارو از کجا آوردی؟! گفت: تو کاریت نباشه، انتخاب کن. لباس رو با ذوق نگاه میکردم. بینشون یه بادی فیش‌نتی پیدا کردم، مشکی، لخت شدم، سعی کردم جلوش سکسی باشم، وقتی شلوار و شورتمو در میاوردم، پشتش بهش کردم، روی مبل نشسته بود، از صحنه لذت میبرد. زیر چشمی نگاه کردم، کیرش داشت بلند میشد.

بادی مشکی رو به سختی پوشیدم، اولین بارم بود، پوشیدنش پیچیده بود، کامل تنم کردمش، کل بدنم رو پوشیده بود بجز شونه‌هام و سینه‌هام، تا روی شکم و پهلو اومده بود، آستین هم داشت ولی تا بالای آرنج رو میپوشوند. فاق باز بود، کیرم و کونم لخت بود، دسترسی کامل رو بهش میداد.

بلند شدم وایسادم. یه چرخ زدم که کل بدنم رو ببینه، ایستاد، اومد سمتم، قلبم تند میزد، چسبوند منو به بدنش، لباشو گذاشت رو لبام و یه بوس آروم کرد، دستاشو حس کردم روی بدنم میکشه و میره به سمت کونم، انگشتشو برد لای کونم و روی سوراخم دست کشید، ماساژش داد، دلم ریخت. 

رفتم پایین و دو زانو نشستم، نشست روی مبل و پاهاشو باز کرد، کیر نیمه سفت آویزون بود، رفتم سمتش و برای اولین بار زبونمو به یه کیر زدم. شروع کردم میک زدن سرش، بافتش اسفنجی و نرم بود، لیس میزدمش میکردمش توی حلقم، داشتم بیشتر دیوونه‌ش میشدم. همونطوری که داشتم براش میخوردم، کونمو اوردم عقب و داگی شدم، کیرش توی دهنم بود و کونمو براش تکون میدادم. دای مردونه‌ی ناله‌ش رو میشنیدم، بهش نگاه نمیکردم، هنوز خجالت میکشیدم ولی جنده‌ی درونم داشت بیدار میشد. کیرش داشت سفت سفت میشد. کردمش تا ته حلقم، تا جایی که عق بزنم. دیدم اصلا عق نمیزنم، هیچ سختی نداشت کیرشو بلعیدن. اونقدر فرو بردمش که صورتم خورد به شکمش، تا عمق گلوم داشت با کیر پر میشد. در آوردمش کلی تف و خیسی ازش آویزون شد. کیرشو گرفتم بالا و رفتم سراغ تخماش. لیس میزدم، مثل گرسنه‌ها میک میزدمشون. کیرش که دستم بود، جق میزدم براش، تخماشم توی دهنم، بی اختیار دستم رفت سمت کیر خودم. مالیدمش، سفت سفت بود و داشت چیکه چیکه ازش آب میریخت رو زمین.

 برگشتم و کونمو سمتش کردم، سرمو بردم پایین و کمرمو خم کردم، خودش میدونست باید چیکار کنه، هیچ نگاهش نمی کردم، تا اینکه خیسی زبونشو روی سوراخم حس کردم، سوراخمو لیس میزد و خیس میکرد، همزمان کیر کوچیکمو گرفته بود توی دست بزرگش، میمالیدش، ده برابر حالت معمولی داشت از کیرم آب می ریخت، آب لزج و بی‌رنگی که داشت زمینو خیس میکرد. دست نگه داشت، دیدم انگشتشو داره روی سوراخم میکشه، تف زد، بند اول انگشتشو کرد داخل، هیچ دردی حس نکردم، فقط میخواستم زودتر کارشو انجام بده، کیرشو میخواستم.

لوبریکانت رو برداشت، مقدار زیادی ریخت روی سوراخم، یخ بود، شروع کرد انگشت کردنم، انگشتش کامل میرفت تو و میومد بیرون، داخلم میچرخوند. انگشت دوم رو اضافه کرد، کیرش کلفت بود میدونستم قراره تا انگشت سومم بریم. با لوبریکانت فراوون، صبر و حوصله‌ای که داشت، بدون هیچ عجله‌ای، بدون اینکه ذره ای درد حس کنم، سه انگشت رو توی کونم جا داد.

برگشتم و خودم کاندوم رو کشیدم روی کیرش، چون میخواستم قبلش یه لیس از پایین تا بالای کیرش بکشم. قمبل کردم براش، سوراخم باز و منتظر بودم که برای اولین بار سکس رو تجربه کنم. فیشنت روی تنم بهترین حس دنیا بود، احساس دختر بودن میکردم، ولی فقط یه چیز کم داشتم، اونم کیر بود.

سر کیرشو آروم روی سوراخم گذاشت، خیلی آروم شروع کردم فرو کردن، هیچ دردی نداشتم، ذره ذره وجودم داشت پر میشد، کیرش بیشتر داخل میرفت و من کامل تر میشدم. چشام بسته بودم و توی دنیای لذت غرق بودم، تا اینکه سر کیرش به نقطه از بدنم رسید، با فشاری که بهم آورد متوجه شدم، انگار، از درون و بیرون و همه جا در حال تحریک بودم، نفسم بند اومد، چشمام گرد شد، صدای ناله‌ام بلند شد، گفت: جون دختر خوب. خندیدم. بهم گفت دختر خوب. گفتم: تا ته بکنش تو. کرد. یهویی بود، جیغم رفت هوا. ولی زود ساکت شدم و شروع کردم خندیدن. گفتم: بکن، عقب جلو کن! شروع کرد کردنم، کیرش به راحتی داشت توی سوراخم عقب و جلو میشد. میرفت عقب و وقتی برمیگشت با ضربه میخورد به پروستاتم. با هر تلمبه بدنم میلرزید. تحملش برام سخت بود، لذتش زیادی بود! تا حالا همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم. انگار کیرش میدونست دقیقا به کجا بخوره، با چه قدرتی و با چه سرعتی بخوره. کارشو بلد بود.

کیرشو دراورد، نفس نفس میزدم، سوراخم گشاد شده بود و الان احساس خالی بودن میکرد. به پشت خوابیدم و پاهامو بالا با دستام گرفتم، بازم میخواستم کیرشو، نباید بیشتر خالی میموندم! خیس عرق شده بود. حسابی منو کرده بود و من بیشتر میخواستم، توی پوزیشن جدید که منو دید، چسبید بهم، کیرشو سر داد توی کونم، لیز خورد و تا ته رفت، ناله کردم، شروع کرد تلمبه زدن، توی پوزیشن جدید حسش متفاوت بود، لذتش فرق داشت ولی به همون اندازه زیاد بود. داشت نگاهم میکرد، میدید چقدر توی لذت غرقم، تلمبه‌هاشو محکم کرد، محکم، بدنش میخورد به کونم، صدای بلند تلمبه‌هاش خونه رو پر کرده بود، برام مهم نبود کسی بشنوه. فقط میخواستم زیر کیرش باشم و منو بکنه. دلم میخواست آبمو بیاره، انقد بکنه تا آبمو از کیرم بکشه بیرون. 

با هر تلمبه‌ش حس میکردم یه فشاری داره توم شدت میگیره، فشار ارگاسم، پر میشد، انگار داشت سرریز میشد. انگار هر لحظه میخواست آبم فوران کنه ولی اتفاقی نمی افتاد، شل و ول افتاده بودم کف زمین و اون داشت منو بی وقفه می کرد، توی لذت غرق، چشمام بسته و دست و پاهام رها بود، اون پاهامو نگه داشته بود، تا اینکه حس کردمش، آره خودش بود همون چیزی که راجش خوندم، سیسیگاسم شدم. بدنم لرزید، از کیر شل و ولم آب سفید و غلیظ چیکه کرد. خودش بود، و من بالاخره تجربه‌ش کردم. با یه کیر واقعی.

ارگاسمی نبود که انرژیمو ازم بگیره، هنوز حشری بودم، ذره ای احساس پشیمونی و گناه نمیکردم، داشت به تلمبه زدن ادامه میداد، فهمیدم با ارگاسم شدنم، خیلی حشری تر شده، وحشی شده. میخواست آبشو بیاره، با کردن من میخواست آبشو بیاره. محکم میکرد منو، پروستات ورم کرده‌ام حساس شده بود و با کیر کلفتش میکوبید بهش، جیغم میرفت هوا، با ناله‌‌هام، تلمبه‌هاش محکم تر میشد. حس کردم نفسش تند تر شد، داشت ابش میومد، نگاش کردم، گفتم: کاندومو در بیار.

از سوراخم کشید بیرون، آبش داشت میومد، کاندومو از رو کیرش کشید و آب پر فشار و زیادی پاشید روی بدنم، از گردنم به پایین، سینه‌‌هام، شکمم و کیر کوچیکم، آغشته به آبش شده بود.
افتاد کنارم. نفس نفس میزد. بغلم کرد. خودمو توی بغلش جا کردم. جفتمون بهترین لذت دنیا رو برده بودیم. لبم رو بوسید. گونه‌هام سرخ شد.


دوپامین در تمام مراحل پاسخ جنسی نقش دارد، از جمله تمایل جنسی، نعوظ، و ارگاسم. وقتی فعالیت جنسی رخ می‌دهد، سطح دوپامین در مغز به طور ناگهانی افزایش می‌یابد و پس از ارگاسم به سطح عادی برمی‌گردد، که این امر رفتار جنسی را تقویت می‌کند و به عنوان یک مکانیسم پاداش عمل می‌کند.

نوشته: SluttySissy

بازدید 3,290

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “دوپامین”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید