سلام: من حدود ربع قرن با مادرم زندگی میکردم که از ۲۰ سالگی و بعد از ازدواج خواهرهایم که ۲ تا بودن فقط من مادردرخانه مان بودیم یادم هست تابستان سال ۶۰ مادر یائسه شد او که بشدت گرمایی بود و بطور معمول هم چون در خانه مان جز من کسی نبود رعایت پوشش را نمی کرد اون تابستان چون گر گرفتگی شدید هم داشت خصوصا شبها که دیگه از ۱۰ شب بچه ها یا مهمانی نمی آمد یک پیراهن کوتاه کاملا تن نما می پوشید بدون لباس زیر یا مثلا شورت در نشست و بر خواست ها که روی زمین بود ( چون ما مبل و میز ناهارخوری نداشتیم ) من بارها به راحتی باسن و خط آنرا و حتی آلتش را و زیر شکمش را و سینه های کوچک برجسته و قشنگش را میدیدم وقتی ها کاملا کسش بدون مو و تمیز بود معلوم بود که ازموبردرهنگام حمام کردن استفاده کرده البته این کاررا معمولا ماهی یکبار بیشترنمی کرد چون می گذاشت کاملا موهای آنجاش بلند شود بعد بزند مادرم میدید من بهش نگاه می کنم اما بمن اعتراضی نمی کرد شاید بخاطراین بود که تا ۲۵ سالگی من خودش مرا حمام میکرد من معلول جسمی ـ حرکتی بودم با بیماری مادرزادی نرمی استخوان مادرم می گفت تو نمی توانی خودت را خوب حمام کنی پاک نمیشوی منم که برایم راحت تر بود او مرا حمام کند خصوصا که وقت هایی هم خودش لخت می شد و با من خودش را می شست و می گفت پشتم را لیف بزن و من هنگام این کار سعی میکردم باسن و سینه هایش را دست ببرم و دست بکشم و او مانع نمیشد ( بنظرم می رسید حظی هم می برد و یه جورهایی حشری می شد چون بعد آن با آلتش ور می رفت و مرا که می دید می بینم رو برمی گرداند … آره می گفتم او همان اول حمام هم خودش کاملا لخت مادرزاد می شد که هنگام دولا شدن اگر پشت بمن بود و لا پای بازش بمن فرصت می داد کسش را کاملا مشاهده کنم دراین هنگام لای پرهای کسش کاملا باز بود و صورتی رنگ واژنش را می دیدم و گاه آب شیری رنگی در آن بود یا سر گوگولش که بیرون آمده بود بنظرمی رسید ادرار دارد چون بلافاصله سرپامی نشست و با فشاروصدادارادرارمیکرد دو باریادمه مدفوع کرد که بمن نگاه کرد چون با صدای بلندی گوزید معلوم بود که دیگرنمی تواند خوددار باشد و دید که من دیدم اما خیلی رودربایستی نمیکرد بعد اینکه کارش را کرد بلند شد دوش گرفت و زیردوش خط باسنش را بازکرد شست و بعد کسش راهم دست کشید من شق کردم او وقتی سمت من برگشت نگاهم کرد چشمش به کیرم افتاد کیرم بیشتراز ۱۰ یا ۱۲ سانت بیشتر نبود اما هنگام سفت شدن کلفت می شد مادرجلوترآمد و دید آب اولم سرکیرم نشسته کیرم را در دست گرفت و گفت چه داغه ! شروع کرد نرم و سبک مالیدن من خیلی حال میکردم یکباره منی ام فوارن کرد مادرم بازم مالید بعد گفت برو زیر دوش دوش را که بازکرد سر پا جلوم نشست پاهایش کاملا بازبود کس و کونش جلوی چشم من دولم را شست قطره قطره ادرارش می آمد دستم را بردم زیرش خط کوسش را دست کشیدم خودرا کمی جمع کرد آبی که ازش می آمد لیز و لج بود معلوم بود که حشری است و آماده دادن اما من که جرعت نمی کردم کاری کنم چون مانع می شد و می گفت پررو نشو انگشتم را تا سوراخ واژنش بردم دستم را پس زد و ازجلوم بلند شد حالا باسنش در نگاهم بود هیکلش هوس انگیزبود اما خب راه نمی داد فقط شکمش افتادگی داشت که خوب نبود
نوشته: سیامک
57 پاسخ به “حمام رفتن با مادرم”
چررت بودحیف نظر
آلتم در مغز خرابت .اونجای خر در باسن و واژن مادرت .با این دوروغات مادر …ده.
هه هه هه مارو کوسخول کردی یا………
Oh
خدا دیده ،چی میشی زده شلت کرده
مشنگ
کیر هفتادوهفت تن از نوادگان کاربران بکن تو درست در همان واپسین دم شاشیدن مادرت بر دهان مبارک و شل و ولت باداوزگل از پشم و آب و شاش و عن و گوز ننت گفتی که کیو حشری کنی الان؟؟؟دفعه بعد جزییات تف و عن دماغ ننتم برامون شرح بده تا قشنگ فیضمون بره تو کونت
يني ريدم تو سوراخ دماغت با اين فانتزيت.
کس خل مالیاتی زن یائسه که حشری نمیشه…برو عزیزم جق تو بزن
fuuckuuuuuuuuuuuuuuuuuuu
آقا زن یا پا میده یا نمیدهازین ور کیرتو مالوند برات ازون ور گفت دست نزن به کوسم؟چه حرفی بود آخه؟آخه پشمک برقی جلوت رید؟کیر همه خوابید با جملت!!!حالت تهوع گرفتمwacko
تمامی دوستان و عزیزانم عنایت داشتن ریدن بهت، فقط اینکه: لطف کن دیگه چیزی ننویس.
واقعا مزخرف بود لهجت
حس کردم دارم شاهنامه میخونم
kiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiram to konet
ننویس کونی ننویس سینا کوچولویمان رفت کما چمیدانم مرگ مغزی شد پاک ازمردی افتاده ایم با این داستانتان کسکش بچه کونی افغونی
کسسسسسسسسسسسسسسسس ننتsad
واییییی خندیدما گوگولش گوگولش نه گوگولش عجب کسو شعری بود این یعنی چی
wackoحالم بهم خورد
احمق بی خاصیتتهوع آور کودن
داستانت کیری بودیا تو خرییا ما رو کسخل فرض کردی
انشالا خدا شفات بده مخصوصا مغزتو
الان من چی بگم خووووو…با این مصیبت یواشکی میام نت وقت میذارم لااقل یه داستان درست بنویسین دیگه…
روزی نشته بودم که کس مادرم رادیدم…گفتم مادر انجا چیست گفت چیزی نیست پسرم …در حمام به تو میگویم…با هم به حمام رفتیم…من چیز 2 سانتی خود را به دست گرفتم و بزرگ شد…مادرم دولم را گرفت و گفت پسرم با این بشاش…و من خشنود شدم…خخخخخکیرم تو فیها خالدونت شومبولی…حاضرم شرط ببندم فرق کس و کونو هم نمیدونی…
عجب کیرتیزی هستی لجن
منم یوبوست شدم
نفر بعد
خوب نبود اصلاnea
خخخهخ کس شعر محض
سلام دوست عزیز باهات کاملا موافقم کامنتها خیلی باحال بود باید اول کامنتها را بخونی بعد خود داستان را ایجوری حالش بیشترbiggrin
مامانت جنده بوده یه عمری خبر نداشتی…
آلت تناسلی ام در دهانت
منم با مامانت ببر حموم
هرچی بود نوشته ی یه انسانه…حق ندارین با این وضعیتش بهش توهین کنین…خوشتون نیومد نمی خوندین…diablo
کیرم دهن خودتو مادر کسکشت که 2بار گوزید و 1 بار ریدو 40 با شاشید .اونوقت تو اطمینان داری که مادرت مثل خودت معلول جسمی حرکتی نیست با اون کون پر گوزش. اگه ننویسی هیچ مشکلی پیش نمیاد به خدا دیگه ننویس آق کون .باشه؟
کیر تو ستون فقراتتتتنتتتتتتتت
تف تو شرتت
یا کیر مقدس!!هر جور کسشعری و هر جور منگول و شنگولی تو دنیا پیدا میشه تو این سایت بکن تو ما دیدیم!!ننویس آقا!ننویس مشدی!ما چیزی که فهمیدیم تو مدت کسچرخ زدن تو بکن تو اینه که درصد زیادی از پسرای ایرونی(به برکت جمهوری اسلامی کیری)به ننه و آبجی و خاله و زندایی و عمه(عمه رو زیاد سخت نمیگیرم!بالاخره عمه هر کی یه موجودیه برای فحش دادن و تو بحث و دعوا معمولاً عمه بیچاره بارها به گا میره!!!)و خلاصه همه فک و فامیل شیار دار نظر دارن و هی میان اینجا تخیلات جق وارانه توهمی تخمی تخیلی مینویسن!!!
تففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففbomb
همش خیال بافی بود باو دهنت سرویساینو خود شخص ننوشته
فقط خوب نبود!!!مادرش کون بوده.خخخخ
از تاریخ بیهقی بود این؟؟
گم بشووووووو
دیوانهههه
جقی کسخل
آخه معلول کیرم تو کس خار و مارت!!! نرمی استخوان داری باز چشت دنبال کسو کون ننته؟
تو حافظ شیرازی نیستی؟؟با این نگارشی که کردیبرو و جغت را بزن آری من شامپو جغ پرژک را به شما پیشنهاد میکنم ?
جالب نیست ?
كير اينجانب پس از استحمام درون واژن و گوگوله خانم والده ات. هر آنگه كه والده محترمه جنابعالي اقدام به اجابت مزاج مينمود قدري از مدفوع ايشان را ميل كن همانا جهت ترميم سلولهاي مغز نداشته ات به غايت مفيد ميباشد.
حرفی برا گفتن ندارم
سر گوگولش!!! 🙄 🙄 🙄 🙄 🙄
معلول کسکش ندیده بودیم که دیدیم
اوه مای گاد ، من که نفهمیدم نوشتی اندی یا ریدندی
بسی بسیار تخمی نپشتی ای پیر خرد. کیرم واقع در کون خودت و مادرت دسته جمعی. زیرا نمیتوانی با گفتن دروغ که تو فلج میباشی (!) نظر ما جلب کنی. با زبان خودت نوشتم تا بفهمی. وگرنه: کیرم تو اولو آخرت دیوث فانتزی سرا:|
چه ادبیولی کسشر 🙁
کییییییییییررررررر تو مغزت است… اش… نقطه سر خط کس کش
حالم بده شد