جلوی زنش سوارم شد

صبح خروس خون از خونه زدم بیرون. دم در اسنپی منتظر بود.استرس داشتم. خانم و آقای دکتر قرار بود برن تهران و باید وسایلشون رو جمع و جور میکردم. شب قبلش خانم دکتر گفت امشب خونه نرو ولی وقتی به شوهرم تلفن کردم قبول نکرد. بارونی که از دیشب باریدن گرفته بود شدت گرفته بود. تک و توک چایخانه و سوپری در حال باز کردن مغازه ها بودند. ما شمال زندگی میکنیم و شهر بسیار زیبایی داریم. اما افسوس لذتش برای پولدارهاست و ما معمولیا باید همیشه به فکر سیر کردن شکممان باشیم.
به ویلا که رسیدم کلید انداختم و رفتم توی حیاط. چراغ های پذیرایی کامل روشن بود . تعجب کردم چرا خانم و آقا بیدار هستند. وارد که شدم سلام کردم ولی هیچکدوم جواب ندادند. انقدر غرق در جروبحث بودند که منو اصلا ندیدند. قبلا هم هرازگاهی بحثشون میشد. ولی اینبار خیلی جدی بود. آقای دکتر تازه از حموم در اومده بود و داشت موهاشو با حوله خشک میکرد. خانم هم داشت آرایش میکرد. آقا گفت میدونستم جنده هستی ولی جنده کلمه کاملی برای تو نیست. حقیقتا حیرت زده هستم چه جور موجودی هستی. گاهی ازت میترسم. این دکتر جدیده گفته که به محض اینکه پیجش میکردند برای کاری شروع به زنگ زدن میکردی و نمیگذاشتی کارش رو انجام بده. بعد میومده داخل اتاق استراحت پاویون میگفتی که بیاد روی کار. خجالت زده شدم و رفتم توی آشپزخونه زیر سنگ اوپن خودمو قایم کردم. همیشه میدونستم خانم خیانت میکند و خوشحال بودم آقا بالاخره فهمیده. آقای دکتر خیلی مرد خوبی بود و لیاقتش این کثافت نبود. ولی امروز قاطی کرده بود. نمیدونم این چیزها رو از کجا فهمیده بود. بعد گفت تو حتی پسر بیست ساله طرحی رو اغوا کردی و سوار خودت کردی. خانم سیگارش را روشن کرد و فقط گفت خفه شو آشغال. آقا گفت من که بظاهر شوهرت هستم چند بار ازت سکس آنال درخواست کردم کلی متد علمی ردیف کردی ولی هر شب تا صبح دکتر مردانپور رو مجبور میکردی کونت بزاره. یارو دیگه شاکی شده و تحملش تموم شده. خانم داد زد یه مشت چرت و پرت تمومش کن حرومزاده. منو با مامانت اشتباهی گرفتی. ولی آقا کوتاه بیا نبود. گفت که شب تا صبح توی پایون کون میدادی عجبا که سیرمونی نداشتی صبح هم دنبال پرستاری چیزی میگشتی که سوارت بشه. رعد و برق شدیدی زد و باد و بارون به پنجره ها هجوم آوردند. آقا گفت راضیه بیا کارت دارم. وا مصیبتا وسط این بدبختی به من چکار داشت. از آشپزخونه رفتم بیرون. آقا گفت جلوش زانو بزنم. خانم گفت مسخره بازی رو تموم کن باید راه بیفتیم. از جلسه جا میمونیم. خودت میدونی من چقدر برای این روز صبر کردم. خواهش میکنم با این کارهای کودکانه خرابش نکن. آقا دستشو روی سرم گذاشت و گفت زانو بزن احمق. بین پاهاش نشستم. آقا گفت میریم ولی باید بهت ثابت کنم من هم اگه بخوام میتونم خیانت کنم. این خدمتکاره که از حیوانات پست تره رو جلوی چشمات میکنم تا تحقیر بشی همانطور که تحقیرم کردی. خانم پاشد که بره آقا فریاد زد بشین سرجات هرزه هرجایی و گرنه این خونه زندگی رو آتیش میزنم. اشک از چشام جاری شد. گفتم تورو خدا آخه من چه گناهی کردم. شوهرم اگه بفهمه سرمو میبره. آقا سیلی تندی به صورتم زد و گفت خفه شو لجن. پولشو میدم. به خانم گفت ده میلیون به کارتم بفرستد. بعد گفت شماره کارتت رو بخون. خانم گفت لازم نکرده حیوون شماره کارتش توی گوشیمه. لیاقتت همین زباله هاست. بعد سرشو توی گوشیش کرد و صدای پیام از گوشیم اومد. آقا پیژامشو پایین کشید و کیر کلفتش افتاد جلوی صورتم. کیرش خیلی کلفت بود انگار زنبور نیش زده و باد کرده بود. کلاهک کیرش رو نزدیک دهنم کرد و به لبهام فشار داد. به تجربه فهمیده بودم راهی جز تسلیم ندارم. در طول این سالها در خانه های زیادی ازم کار کشیده بودند و هر وقت هوس کرده بودند سوارم شده بودند. منم روی دنده لج افتادم و برای چزوندن خانم با زبون خایه هاش رو لیسیدم و کلاهک کیرش رو توی دهنم بردم. آقا دستهاشو دور سرم گذاشت و کیرشو تا ته توی دهنم کرد. بعد شروع به عقب و جلو کردن کیرش توی دهنم کرد. به خانم گفت نگاه کن ببین کارم چطوره. خانم فریاد زد تمومش کن مادر جنده. آقا بلندتر فریاد زد میگم اینجا رو نگاه کن ببین درست انجام میدیم یا نه. شما پیشکسوت جندگی هستید نظرتون خیلی برامون با ارزشه. با خانم چشم تو چشم شدم در حالی که کیر شوهرش تا ته توی حلقم بود. چند دقیقه که دهنمو گایید خسته شد و گفت حالت سگی وایسم. دست و پامو کف اتاق گذاشتم و آقا رفت پشتم. مانتوم رو داد پایین و شلوارم که کشی بود رو داد پایین. باورم نمیشد شروع به لیسیدن کسم کرد. برخورد زبون داغش به کسم حشریم کرد و از لج خانم شروع به آه و ناله کردم. آقا گفت انتظار نداشتم کس و کون به این سفیدی و تمیزی داشته باشی. بدنت از خیلی ها بهتره. کاش تو زنم بودی. از تعریفاش قند توی دلم آب آب شد و پاهامو بیشتر براش باز کردم. کلاهک کیرش رو بین پاهام گذاشت و سوراخ کس و کونم را بازی میداد. بعد یکباره توی کسم کرد. صورتم رو به خانم بود و غیر از شلوارم که کمی پایین کشیده بود بقیه لباس هام سرجاش بود. حتی روسریم سرم بود. من همیشه حجابی بودم. با هر تلمبه ای که توی کسم میزد به جلو پرتاب میشدم و صدای خیسی کسم توی اتاق پیچیده بود. آقا واقعا کار درست بود و کسمو رگباری تلمبه میزد. نمیدونم چرا خانم به این کیر کلفت و کمر سفت قانع نبود و سیر نمیشد. این اگه هفته ای یکبار منو میکرد برام کافی بود. شاید هم لج کرده بود و آبش رو عقب انداخته بود. در هر صورت داشت خوب کسمو جر میداد. شاید با شوهرم کیر بیست تایی مرد توی کسم رفته بود. ولی اونها پیش این دودول بودند. هرباری که داخلم میکرد نفسم بند میومد. کسم پرآب و داغ شده بود. ترشحات کسم هر دقیقه زیادتر میشد. آقا با آب کسم شروع به چرب کردن سوراخ کونم کرد. کیرش رو بزور توی کونم کرد و جیغم به هوا رفت. قبلا هم کون داده بودم ولی سایز کیرش برام بزرگ بود. برای اینکه خانم رو بیشتر بسوزونم گفتم آقا تورو خدا از کون نه. گفت وایسا عزیزم کارشناس ها میگن لذت واقعی توی کون دادنه. بعد دو باره کلاهک کیرش رو توی کونم گذاشت. سرم را روی زمین گذاشتم و تمام عضلاتم را شل کردم. سانت به سانت کیرش رو داخل کرد تا بالاخره متوقف شد‌. همینجوری تا دسته توی کونم نگه داشته بود. لذت و درد همزمان توی وجودم پیچیده بود. با دستهام با زمین میکوبیدم و ناله میکردم. آقا فریادی کشید و توی کونم داغ شد. داشت توی کونم میومد. مثل مار به خودش میپیچید و قربون صدقم میرفت. سرمو بالا کردم و به چشمای خانم زل زدم. سیگار چندمش رو آتش زده بود و با خشم و غصب ارضای شوهرش رو توی بدنم نگاه میکرد. بالاخره آروم شد و به محض اینکه کیرش رو بیرون کشید آب کیرش از کونم جاری شد. آقا از روم بلند شد و رفت حموم. شلوارم رو بالا کشیدم و شروع به گریه کردن کردم. البته بیشتر برای اینکه خانم اخراجم نکند. ولی خانم گفت گورت رو زود گم کن. کیفشو باز کرد و یک مشت اسکناس به طرفم پرتاب کرد. گفت یه تاکسی بگیر گم و گورشو دیگه نبینمت. وسایلت رو با وانت میفرستم. حقوق این ماهت رو هم کامل میدم هر چند امروز پنجم برجه. گفتم خانم جان رحم کن من چه گناهی کردم. فریاد زد مگه کری جنده کونی از خونه من گمشو بیرون. در رو باز کردم برم بیرون. ولی دوباره برگشتم و بهش گفتم حالا مثل هم شدیم بعد زبونم رو براش بیرون آوردم و تحقیرش کردم.

نوشته: راضیه

بازدید 14,199

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

26 پاسخ به “جلوی زنش سوارم شد”

  1. مثل داستانهای کوتاه چخوف زنده و واقعی بود. غیر از یک از اشتباه که بجای بالا دادن مانتو نوشته بودی مانتو را پایین داد. داستان خوب نوشته ایست که تصویری ماندگاری در ذهن مخاطب ترسیم کند. خیلی ها با رفتن سمت محارم سعی در جلب توجه دارند ولی نویسنده واقعی کسی است که یک موضوع معمولی را بخوبی پردازش کند. صبح علی الطلوع است. آسمان عصبانی است و می غرد. زن و شوهر هم عصبانی هستند و رفتارشان از قاعده خارج شده است. خشم از همه جا میبارد و به سقوط ختم میشود. راضیه جان عالی بود. نگران لایک نباش ویدیویی ریوندی بیشتر از سخنان بهرام بیضایی بازدید و لایک میگیرد. بازهم بنویس و این سایت را نجات بده

  2. حمید چه تحلیلی کردی… مرد تو آنتوان چخوف رو با مرضیه کُسوف رو یه ترازو گذاشتی😂😂😂فراستی بکن تو تویی

  3. قشنگ و روان بود.انقدر که میشه از بعضی اشتباهات، چشم پوشی کرد.کاش این ایده رو بیشتر پردازش می کردی اما باز هم همین خوبه. مرسی

  4. چطور تونستی اینقدر بی رحم باشیچطوری دلت اومد اونقدر بی محابا تحقیرش کنیچطور وجدانت راضی شد براش زبون دربارینابود شد خانم دکتر مضمحل شد بدبخت

  5. معلومه توی نویسندگی بلدی چطور فضا و مکان رو در ذهن مخاطب ترسیم کنی . ادامه بده.به نویسندگیت از بیست نمره پنج میدم. به املای کلمات دو .استفاده از علاعم نگارشی ،یک. به جمله بندی دو . به تم داستان چهار امتیاز. مجموع 14 امتیاز . قابل قبول

  6. داستانت روون و قسنگ بود ولی مشخص بود واقعی نیست و نویسنده ی پسر کونیه

  7. حمید28آقا شما برو اول خودت رو اصلاح کن. داستان‌های خودت چه موضوعی داره مگه؟ به هیچ کدوم از اطرافیانت رحم نکردی! از خواهرزن و مادر زن و پدر زن و خاله و…خیلی جالبه برام 😂

  8. یعنی واقعا شما کسخلا تو داستان سکسی دنبال نویسندگی و علائم نگارشی و اینایید یا دارید شوخی میکنید

  9. اخه کس کش کجا شمالیا هنش به فکر سیر کردن شکمشون هستن احمق جون.حالا مادر جندت کس میداد بزرگت کرد تو هم کس شدی چرا خودتو به شمالیا میچسبونی بابا سیکتیر

  10. فکر کنم،منظور از پایان دادن مانتو ، حالت داگی که بوده ، مانتو را از روی کونش داده پایین…🤔داستان تخیلی و حتی واقعی هم باشه.‌…، نوشتار خوبی داشت ، خواننده تا انتها دوست داره بخونه👆🌹👌❤️

  11. من دوتا داستان نوشتم کسی ازم تعریف نکردچند سال پیش بود.الانم یهتصفه تو گوشبم دارم. اگه برید بخونید کامنت کنید میرم کامنتارو میخونم البته اکانتم عوض شده ولی خوب اسم داستان رخت شور و گوژ پشت هستش. یکیش سه قسمته. خواهش میکنم برام کامنت کنید ببیتم ارزش داره داستانهام یا نه

  12. لطفا توی نوشتن به هیچ قشر وطبقه اجتماعی توهین نکنید.به کارگر خونه گفته این از حیوانات هم پست تره‌.یاگفته لجن.پستتر بودن ازحیوان رو کی تعیین میکنه شغل یاپول؟همه انسان هستیم درهرلباسی که باشیم همه هم باهم برابر.کارگرهایی که توی خونه ها کارمیکنن خوبشون خیلی بیشتره یک خانم سن بالا ازچندین سال پیش برای خونه خودم کارمیکنه نمازش همیشه به موقع هست.پس لطفا به هیچ شغل و انسانی توهین نکنید وقتی مینویسد

  13. تو اگه نویسنده بشی و کتاب بنویسی با کتابت بیشتر جق میزنن تا با فیلم سوپر😁

  14. مخاطبم تو راوی داستان هستی، تو بعنوان انسان، چطور به خودت اجازه میدی شخصیت یک انسان زحمتکش بی بضاعت رو در یک داستان جنسی و هجو مورد اهانت قرار بدی؟ این تویی که ذره ای از فهم و شعور در وجودت نیست که خدمتکار یک خونه رو تحقیر میکنی و به شخصیت دیگر داستان در قالب یک دکتر این اجازه رو میدی که با پرداختن پول هر گوهی دلش بخواد بخوره… این خود تو هستی که شخصیت واقعیت رو در داستانت نشون میدی، تو از همان دسته جانورانی هستی که هیچ چیز جز خودت برایت اهمیت ندارند و با اندکی پول و ثروت خیال میکنی حاکم مطلق آدم و عالم هستی…ایکاش بفهمیم نوشتن داستان سکسی در این سایت به معنی بیرون ریختن کثافات و لجنهای درونی خودمون نیست…ادمین سایت که اهمیتی به پردازش و بازنگری نوشته ها نمیده، ولی کاش اجازه نشر این جفنگیات رو نده.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید