بعد از اینکه ارضا شد و آبش رو توی سینم و و شکمم خالی کرد مجبورم کرد تا آبش رو رو کل سینه و شکمم بمالم با این کار خیلی حال میکرد کیرش رو که تقریباً نیم خیز شده بود رو آورد کرد تو دهنم و گفت میک بزن ، هر کاری میگفت میکردم تا زودتر خلاص بشم و برم کیرش رو که میک زدم مقداری از آبش ریخت تو دهنم که چندشم شد و خواستم تف کنم که نذاشت و گفت باید قورتش بدی بعد کیرشو کشید بیرون و همونجا دراز کشید منم از میز اومدم پایین و رفتم تا لباسام رو بپوشم و برم خونمون که چشماشو خماری باز کرد و گفت کجا کوچولو گفتم میرم خونمون گفت کجا هنوز که تموم نشده تازه این اولشه قراره کلی با هم حال کنیم گفتم آقا ستار تو رو خدا بذارین برم خونمون اذیتم نکنین گفت من کجا تو رو اذیت میکنم میخوام سوگلی من بشی و خندید گفتم تو رو خدا الان بابام شک میکنه اگه دیر کنم، خندید و گفت بابات ؟؟؟ میخوای همونجوری لخت بغلت کنم ببرم پیش بابات و اجازتو از خودش بگیرم ؟؟ من هیچی نگفتم و سرمو انداختم پایین . گفت بچه جون نهایتش ۲۰۰ تومن میزارم کف دست بابات تو که هیچی مامانتم روی تو اشانتیون میده و خندید راست میگفت بابای من به خاطر اون مواد کوفتی هر چیزی رو میفروخت و این رو ستار خوب میدونست .
پا شد اومد بغلم کرد و نشست رو صندلی و منو گذاشت رو پاش صورتشو نزدیک کرد و یه بوس آبدار محکم از لبام کرد سیبیلش صورتم رو قلقلک میداد بهم گفت ببین کوچولو من که میدونم بابات حتی ۵۰۰۰ تومنم نداره که به تو بده ولی اگه تو باهام راه بیای و بچه خوبی باشی خودم خرجتو میدم خرجت میکنم نوکرتم هستم تو اونی هستی که دقیقاً من میخوام کوچولویی ،سفیدی، کون خوبی داری از همه مهمتر ناز و ادا داری که من دلم غش میره واسه همچین پسر بچه ای ، منم هیچی نمیگفتم و فقط بیصدا اشک از چشام سرازیر بود صورتشو نزدیک گوشهام کرد و یه لیس آبدار از گوشم کرد و یک گاز کوچولو گرفت و گفت تو از فردا وقتی من از سرکار برگشتم نیم ساعت بیا خونمون خستگی منو در بیار ۵۰ هزار تومان بگیر هفتهای یه بار هم دو ساعت میبرمت باغمون ۲۰۰ هم اونجا میدم بهت .
اون موقع ۵۰ هزار تومن و ۲۰۰ هزار تومان پول زیادی بود و من بابام که هیچی مامانم هفتهای ۲۰ هزار تومنم به من نمیداد گفت حالا چی میگی گفتم نه آقا ستار من همچین آدمی نیستم و به خدا اون پسره هم منو به زور آورد اونجا . گفت که کار از این کارا گذشته من دست ازت نمیکشم شده با پای خودت و میل خودت میای نشد هم به زور . از سکس زوری هم بدم نمیاد و خندید و گفت ترسی هم ندارم میخوای به بابات بگو میخوای به مامانت بگو مزت به دهنم خوش اومده از چیزی که خوشم بیاد دست نمیکشم اصلاً میخوای خودم امشب بیام خواستگاریت خونتون و یه بوس محکم از صورتم کرد همینجوری که حرف میزد پاهامو از هم باز کرده بود داشت با سوراخ کونم بازی میکرد یواش یه انگشتشو کرد تو کونم که خیلی درد کرد و یه جیغ ریزی کشیدم که گفت ای جااااانم واخ واخ واخ واخ واخ چه تنگه انگشتشو تف کرد روش و دوباره شروع کرد به بازی کردن همینجوری داشت با هام حرف میزد بهم گفت اگه با من باشی چه تو مدرسه چه بیرون نمیذارم کسی چپ نگات کنه همه گردن کلفتهای مدرسه تون رو میشناسم روی من حساب میکنند بهشون میسپارم نذارن حتی کسی تو مدرسه بهت چپ نگاه کنه با اینکه تو وضعیتی نبودم که این حرفهای ستار دلخوشم کنه ولی کم کم داشتم به حرفاش گوش میدادم و فکر میکردم همین جوری که حرف میزد یهو یه درد عجیبی تو کونم پیچید که جیغ زدم و ستار محکمتر بغلم کرد و گفت آییییی جون تا حالا همچین جیگری ندیدم انگشتشو بیرون آورد و گفت انگار باید چند ساعت روش کار کنیم تا بتونیم این دسته بی رو توش جا بدیم و خندید با این حرفش حسابی ترسیدم و با گریه گفتم تو رو خدا آقا ستار میخواین چیکار کنین دستمو گرفت و چسبوند به کیرش و دستمو فشار داد روش و گفت مگه این مال تو نیست میخوام کمی از وجودم رو توی تو جا کنم با گریه گفتم من تا حالا کون ندادم مال شما خیلی بزرگه به خدا پاره میشم که یه بوسه محکم از لبام کرد و گفت نترس کوچولو نمیذارم اذیت بشی تو فقط مال من باش من نازتو میخرم.
کم کم داش مهربونتر میشد گفت اینجوری نمیشه تو بشین اینجا من بیام بلند شد تازه چشمم به کیرش افتاد انگار همین چند دقیقه پیش ارضا نشده بود کیرش داشت منفجر میشد رفت آشپزخونه و با بطری روغن زیتون برگشت گفت الان این کارمونو راحتتر میکنه دوباره بغلم کرد و گذاشت رو پاش و به دستاش روغن زیتون ریخت کمی از روغن زیتون رو هم ریخت توی دست من و کیرشو داد توی دستم گفت تو هم اینو بمال کوچولو کیرش تو دستم جا نمیشد و هر بار که به سرش دست میزدم نفس محکمی میکشید و یه جون بلندی میگفت کمی که با کونم بازی کرد دوباره یه درد شدیدتری بهم دست داد و جیغ زدم که گفت کم کم داره باز میشه دو تا انگشتشو توی کونم جا کرده بود . همینجوری سرشو نزدیک گوشم کرده بود و حرف میزد بهم گفت میدونی چند وقته من تو کفتم فقط فکر نمیکردم بشه اینطور راحت تورت کرد منم هیچی نمیگفتم و فقط گوش میدادم یه بوس محکم دیگه از صورتم کرد و بلندم کرد دوباره گذاشتم روی میز دراز کشیدم خم شد و پاهامو انداخت دور گردنش شروع کرد به خوردن کونم طوری کونمو میخورد که واسم خیلی عجیب بود . چطور چندشش نمیشد زبونشو میکرد داخل کونم در میآورد و هر از گاهی بلند میشد صورتمو میبوسید و بهم میگفت عجب خوشمزهای توله سگ . حدود ۱۰ دقیقه که کونمو خورد سرشو برداشت و بلند شد و کیرشو آروم گذاشت دم کونم و گفت شاید یکم دردت بیاد ولی تحمل کن اولش سخته ولی بعداً دردش کمتر میشه با گریه گفتم تو رو خدا آقا ستار نکنین که گفت ای جانم شکلات شیری من …
کیرشو آروم فشار داد تو که احساس کردم از وسط نصفم کردن بلند داد زدم و خواستم بلند شم که ستار محکم گرفتتم و و از رو میز برم داشت و گذاشت رو زمین و خوابید روم محکم بغلم کرده بود طوری که نمیتونستم تکون بخورم یکم از روغن زیتون ریخت تو دستاش و کیرشو محکم مالید محکم گرفتتم و یه لحظه یه درد عجیبی تو بدنم پیچید یه لحظه فکر کردم جونم دراومد ستار یه داد بلندی کشید و یه سیلی محکم از لمبر کونم زد لباشو آورد چفت کرد روی لبهام آروم عقب جلو میکرد و من از شدت درد داشتم میمردم و طوری منو بغل کرده بود که نه میتونستم تکون بخورم و نه میتونستم داد بزنم چرا که طوری لبهامو چفت کرده بود با لبهاش که حتی نمیتونستم نفس بکشم . رفته رفته دردش بیشتر میشد بعد از کمی برخورد شکمش رو روی کونم احساس کردم و فهمیدم تمام کیرش رو توی کونم جا کرده همینطور تلمبه میزد و من گریه میکردم لباش رو از لبام کشید با صدای بلند آه و ناله میکرد و قربون صدقم میرفت کیرش رو کشید بیرون که باز یه درد عجیبی احساس کردم و با دیدن صحنه ای وحشت زده شدم کیرش پر خون بود و ستار بهم گفت عزیزم این خونه بکارتته بالاخره مال خودم شدی با دستمال کاغذی کیرش رو پاک کرد و منو به حالت سگی نشوند و دوباره کیرس رو کرد تو کونم جیغ بلندی زدم و ستار با صدای بلند گفت جون ده دقیقهای همینطور منو گایید بعد کمی داد و فریادش بلندتر شد و تلمبههاش رو شدت بخشید گفت کوچولو دارم میام کجا بریزم من هیچی نمیگفتم و آروم گریه میکردم یه داده بلندی کشید تند تند آه آه میکرد احساس کردم آب داغی روی رودههام پمپاژ کردن بعد از چند لحظه منو خوابوند رو زمین و افتاد افتاد روم داشتم له میشدم بعد از کمی برم گردوند و منو گذاشت رو سینهاش و تند تند بوسم میکرد و اشکامو پاک میکرد دستم رو یمالید روی موهای سینهاش و با این کار خیلی حال میکرد راستی ستار سینهاش و پاهاش پر از مو بود و من توی قلبم این خصوصیتش رو دوست داشتم .
بلندم کرد و بردتم تو حموم آبو باز کرد و شروع کرد بدنم رو شستن در حین حموم منو نشونده بود رو پاش و با شامپو بدنم رو میمالید همش بوسم میکرد و قربون صدقم میرفت بهم گفت کوچولوی من امروز دفعه اولت بود واسه همین دردش بیشتر بود از این به بعد دیگه درد زیادی حس نمیکنی فقط بوسم میکرد سر و بدنم رو شست و بدن و سر خودش رو هم شست و آوردتم بیرون و با حوله خشکم کرد از شدت درد نمیتونستم راه برم و همش تو بغلش اینور اونورم میکرد یه پنبه رو آغشته به الکل و کرم کرد و بعد از اینکه یه بوس محکم از سوراخ کونم کرد پنبه رو فشار داد تو کونم که به شدت درد کرد که بهم گفت نگران نباش خوب میشه عشقم .
کمی همینجوری روی پاهاش نشستم تا بدنم خشک شد بعدش لباسام رو تنم کرد و گفت میتونی بری خونتون گفتم آره میخوام برم خونمون گفت فردا میای چیزی نگفتم و سرم رو انداختم پایین یه بوس محکم از صورتم کرد و گفت فردا میای که گفتم اگه مثل امروز اذیتم کنی نه نمیام شادی تو صورتش پیچید و یه لب ازم گرفت و گفت آخ من فدات بشم هفتهای یه بار اینطوری میکنیم و بقیه روزا فقط میخورمت و میدم به دهنت که گفتم باشه با شنیدن جواب مثبت من بلندم کرد و پرتم کرد بالا و چرخوندتم لبامو میبوسید تو بغلش تا دم در برد و چهار تا ۵۰ هزار تومانی گذاشت تو جیبم منم چیزی نگفتم و از دستم گرفت و تا دم درمون رسوند رفتم خونه دیدم بابای سگم نعشه گوشهای از خونه افتاده و مامانم هنوز نیومده رفتم انباری و درو محکم بستم بیصدا یک ساعت گریه کردم درد کونم از یه طرف تجاوزی که بهم شده بود از طرف دیگه بهم فشار میآورد و دوست داشتم خودمو بکشم ولی ته دلم یه محبتی به ستار پیدا کرده بودم و این واسم عجیب و چندش آور بود احساس میکردم از بین این همه درد و بی پناهی شاید ستار یه پناهگاه واسم باشه همینجور تو این فکرا بودم که خوابم برد.
اگه دوست داشتین ادامه خاطرهام رو واستون تعریف میکنم
نوشته: امیر
12 پاسخ به “تجاوزی بعد تجاوز (۲)”
الکل زد به سوراخ کونت !؟پسر جان اصلاً میدونی الکل چیه و وقتی به زخم بخوره چه اتفاقی میفته ؟امیدوارم به هیچ انسانی چه از نظر روحی ، گفتاری و جسمی تجاوز نشه. زخم و دردی که انسان از تجاوز میخوره هیچ وقت خوب نمیشه.اگر مورد تجاوز قرار گرفتی امیدوار حال دلت خوب بشه.
کونی شدنت مبارک
همه هم امیر هستنداصلا خوب نبود و چندش بودنعشه نهنشعه درسته به معنی کیف و سرخوشی از استعمال مواد مخدر
دوست عزیز، داستان ات قشنگ بود و هست.با اطمینان ادامه بده چرا که مشخصا، بلدی بنویسی و خودت بهتر این مورد رو میدانی.موفق باشی
خیلی جالب مینویسی ادامه بده
منم کونیماولین بار یکم درد داشت ولی الان کونی بودنمو دوس دارم😊
بقیه شو تعریف کن
فارق از همه چی مهارت نویسنده تو انتقال احساسات طرفین خیلی عالی و کم نظیر بودباریکلا ادامه بده
عالی بود، لطفا ادامه اش هم بنویس✨
چقدر دلم خواست جات باشممم
۲۴۰۰۰ نفر خوندندهیچکس لایک ندادهمیدونی چرا 🐐
اگه خواستی تا باب میل خودت بکنمت