سلام اسم من فرید هستش و ۳۱ سالمه و مجردم با پدر و مادرم زندگی میکنم،صادقانه بگم کونی و مفعول نیستم و تا قبل از اون شب هرگز به کون دادن و ساک زدن حتی فکرم نکرده بودم،اما از بچگی بخاطر کون تپل و پوست سفیدم چند نفر تو فامیل دوست داشتن منو بکنن و حتی یکی دو بار به بهانه استخر منو بردن سونا و مثلا تو ماساژ یکم مالیدن کونمو اما معذب میشدم و زود میپیچیدم،حس خوبی نداشتم،تا حدود چند هفته پیش که شوهر عمم گفت بیا دو تایی بریم باغ کمک کن کود بریزیم پای درختا،من بچه تهرانم و باغشون دماونده،منم چون دیگه سنم رفته بالا فکر نمیکردم هنوز خطر کردنم تهدیدم میکنه،خلاصه رفتیم باغ و تا سر شب مشغول حمالی بودم تا اینکه رفتم گلاب به روتون دسشویی،کارمو که کردم تا پاشدم شلوار و شورتمو بکشم بالا از آینه دیدم یکی داره از لای در نگاهم میکنه،بازم معذب شدم و اومدم بیرون اما نگران بودم که شب چی میشه،سرتونو درد نیارم بعد از شام گفت مشروب بخوریم منم اشتباه کردم خوردم و یکم مست شدم خوابیدم،زود خوابم برد نمیدونم چقدر گذشت که حس کردم یه چیزی داره مالیده میشه به لبام،منم مست و بیحال بودم اما بازم دوست نداشتم چیزی که فکر میکردم درست باشه،تو تاریکی اروم چشممو یکم باز کردم دیدم شوهر عمم اروم داره کیرشو میماله به لبام،اینجا کم کم داشتم یجوری میشدم و خوشم میومد،اونم اروم اروم با همون کیرش لبامو یکم باز کرد و منم خودم دندونامو باز کردم کیرش اروم رفت تو دهنم،کلفت نبود زیاد اما یکم بلند بود،کم کم داشت به حلقم میرسید که ناخوداگاه اوق زدم اینجا بود که فهمید بیدارم و به روی خودم نمیارم دیگه ترسش ریخت،با همون کیر تو دهن اروم تاق بازم کرد و اومد روم شروع کرد تو دهنم عقب جلو کردن،منم داشتم لذت میبردم فقط میترسیدم آبشو خالی کنه تو دهنم چون متنفرم از آب کیر خوردن،یکم که تلمبه زد تو دهنم کشید بیرون و منم مثلا دارم تو خواب غلت میزنم دمر خوابیدم چون دهنم خسته شده بود ترس آب کیرم داشتم،اما کاش همونحا خالی میکرد،اروم اروم شلوارک و شورتمو کشید پایین و شروع کرد مالیدن کونم،صدای شلپ شلپ دستاش وقت مالیدن روی لپای تپل و بی موی کونم حشریم کرد،نوک انگشتشو تفی میکرد سوراخمو ماساژ میداد انقد اینکارو کرد تا سوراخم شل شد و اروم انگشتشو برد داخل،دردم میومد اما کیف میداد،سرتونو درد نیارم نیم ساعت حدودا با یه انگشت و دو انگشت سوراخمو ماساژ داد و گشاد کرد،بعد یکم وازلین زد دم سوراخم و اروم اومد روم،از استرس کونم داشت میلرزید اما جرات نداشتم بگم بیدارم اونم اینو میدونست کیرشو گذاشت رو سوراخم و خوابید روم دستشو اورد جلو دهنم و زیر گوشم فقط میگفت شششششششش ششششششش،سفت دهنمو گرفت و فشار داد سرش رفت تو من داشتم میمردم از درد اما جلو دهنمو گرفته بود و فشار رو زیاد کرد تا ته رفت تو سوراخم،دیگه نتونستم تحمل کنم داشتم میمردم از درد مجبور شدم یهو خودمو تکون بدم دستاشو برداره و واسه اینکه مقاومت کنم و بگم کونی نیستم شروع کردم آخ و اوخ کردن و فحش دادن و تقلا کردن که ولم کنه اما سفت تر کرد دستاشو و کلا احاطه کرد منو و زیر گوشم میگفت خواهش میکنم تحمل کن تروخدا تحمل کن الان تموم میشه هی قسمم میداد،منم دردم کم شده بود اما نمیخواستم بزارم راحت منو بکنه خجالت میکشیدم اما ولم نکرد تازه سوراخم باز شده بود شروع کرد به عقب جلو کردن و زیر گوشتم فقط میگفت جووووون کونت مثل عمت تنگ و تپله اونم مثل تو اولاش نمیذاشت از کون بکنمش اما من زیاد کردمش و الان دیگه فقط از کون میکنمش،اینا رو که میگفت کیرم داشت بلند میشد چون کون عمم واقعا تپله و من خیلی دوست داشتم بمالمش،راستش منم که داشتم لذت میبردم و یکم شل کردم،فقط گفتم نفسم بالا نمیاد وزنتو بردار از روم اونم پاشد و بدون اینکه در بیاره زیر شکممو گرفت و داگیم کرد،تو همون حال تیشرتمم دراورد و به بدبختی شلوارک و شورتمم کلا دراورد انداخت اونور باورم نمیشد لخت مادر زاد زیر شوهر عمم خوابیدم اونم لخت داره تو کونم تلمبه میزنه،چه صدایی میداد کوبیدنش تو کونم چه لرزشی داشت کون تپلم تو ضربه هاش،منم که تازه حشری شده بودم ازش در مورد کون عمم هی سوال میپرسیدم،اونم فهمید این حرفا حشریم میکنه دائم از تپل بودن و تنگی سوراخش میگفت،میگفت یه شب میارمت اینجا اونم باشه شب میکنمش توام بیا از لای در نگاه کن اخخخ که این حرفا دیوونم میکرد،چند دقیقه کرد منو بعد تندترش کرد یکم که گذشت یهو تا ته کرد توم و نگه داشت،نبض زدن کیرشو تو کونم حس کردم بعد حس کردم یه مایع داغ با فشار داره میخوره ته سوراخم،یکم نگهش داشت تا کیرش اروم شد بعد اروم درش آورد و منو تو همون حالت داگی با سوراخ پر آب کیر ولم کرد لباساشو برداشت رفت بیرون منم آب از کونم چکه میکرد با عذاب وجدان و ناراحتی لباسامو پوشیدم همونجوری رفتم زیر پتو خوابیدم اما لیزی آبش لای چاک کونم داشت دیوونم میکرد یکم کونمو به هم مالیدم کیف کردم و خوابم برد،صبح که پاشدیم از نگاه کردن به هم شرم داشتیم اما بعدش دیگه عادی شد،از اون به بعد دیگه نرفتم باغشون و دیگه سکس نداشتم اما لذتش هیچوقت از ذهنم نمیره،ببخشید طولانی شد
نوشته: فرید
12 پاسخ به “باغ شوهر عمه”
نوش جونت
میگن کسی با یه بار کون دادن کونی نمیشه ولی تو باور نکن جیگر 😁
رفتی باغش رو آباد کنی ولی باغچت رو شخم زد…
اگه داستانت واقعی باشه، خیلی باحاله. کونی رو که تا 31 سالگی سالم نگه داشتی، میدی دست شوهرعمه دیوث که برات بازش کنه خخخخخ تصور گاییده شدن یه پسر جوون با کیر کلفت شوهرعمه درست در زمانی که جامعه از خودت انتظار داره زن بگیری و کون بقیه رو پاره کنی اما قراره کون خودت پاره بشه. خخخخخ
عجب شوهر عمه کس کشی.زنشو نکنی خیلی خری.
تا حالا کون ندادی کونی نیستی اما از خوردن اب کیر بدت میاد؟ با همین جمله ما تهشو خوندیم که قبلا هم داده بودی و شوهر عمه هم میدونست کونی هستی اومد سراغت
جالبه که توی همه این داستانها از ارضا شدن خود مفعول هیچ خبری نیست…بابا جان مفعول هویج که نیست.اونم توی سکس بابد ارضا بشه.اینو یاد بگیرین و بفهمین
وقتی حال کردی، دوباره بزاربکنه
نوش جونت خوشبحالت
کون نیاز به تخلیه داره حداقل یه ذره تحقیق کنین داستانتون واقعی به نظر بیاد
تو کونی نبودی ، ما هم نفهمیدیممرتیکهبه زور تو دهن هر کی کنی بدش میاد ، تو دندوناتم باز کردی؟
دیگه اداتنگارو درنیار خب اگه قبلش نداده بودی چطور ازاب کیربدت میاد؟