لذت سکس با کیری غیر از شوهر (۱)

سلام … من و پریسا هستم…دختری حشری و همسری خیانت کار…
سال1399 با وحید ازدواج کردم ، پس از 5سال دوستی و 2سال هم نامزدی و عقد،بخاطر کرونا مجلس عروسی سبک و خلوتی داشتیم.
قبل از ازدواج سکسهای زیادی با وحید داشتم .پرده کوسم ارتجاعی بود و سکسهایمان واقعی بود.
همسرم (وحید) 28 ساله سبزه رو ,هیکلی معمولی و کیری با اندازه 14cm, او کارمند ست و شیفتهای کاری او بخصوص شیفت شب من را کلی میرنجونه.
من 26 ساله، مربی شنا هستم.سفید پوست و کم مو هستم.قدم 168 وزن 42 باسنی گرد با گودی کمر زیبا.سینه سایز 75.
مستاجر هستیم داخل مجتمع 5طبقه .واحد روبرویی خانمی تنها 35 ساله بنام مهتاب همسایه ما هستش.شیفت کاری من صبح تا ظهر و 4 روز در هفته کار میکنم حقوق کمی دارم .چندباری که صبح بطرف کارم میرفتم مهتاب را داخل راه پله می‌دیدم ،سلام و احوال پرسی میکردیم.یکی از اون روزها از من پرسید و کارم را واسش توضیح دادم.بعدش هم واسه ثبت نام به استخر اومد که آموزش شنا کردن ببینه.
هیکل خوبی داشت یکم توپر با اندامی برجسته سینه های بزرگ و زنانه.
چند ماهی گذشت و این طول زمان باعث دوستی عمیق من و مهتاب شد.بیشتر وقتها خانه همدیگر بودیم .وحید هم کاملا در جریان بود و اعتراضی نداشت به رفت و آمد ما .او زنی مطلقه بود و 4 سالی بود که جدا شده بود.تیپ معمولی واسه رفت و آمد داشت مثل خودم و زنی نسبتا مذهبی بود برعکس من! هروز غروب به مسجد روبروی خانه میرفت برای نماز و به من هم اسرار میکرد ولی من اهل نماز نبودم و نمی‌رفتم.
دوستی ما عمیق و عمیق تر میشد تا آنجا که شب‌هایی که وحید تا صبح شیفت کاری بود کنار همدیگه بودیم.
یکروز پیاده تو مسیر استخر بودیم که پسری جوان با موتورسیکلت در حال ردشدن من را انگشت کرد و ایستاد و کیرشو مالید .مهتاب و من با ترس فرار کردیم و تا ظهر موقع برگشت هیچ حرفی از این حادثه نزدیم تا وقتی که رسیدیم خانه مهتاب.وحید شیفت بود طبق معمول و موقع ناهار مهتاب گفت، چه حسی داشتی اون پسره کونتا انگشت کرد من گفتم حس ترس اونم منا اذیت میکرد و دوتایی به این موضوع می‌خندیم.
اون متوجه سردی سکسهای زناشویی من شده بود و می‌گفت همه مردها همینجوری هستند.منم هم بخاطر همین سردی و اخلاق گندش از شوهرم جدا شدم.من خجالت می‌کشیدم موقعی که مهتاب از این صحبت‌ها میکرد ولی رفته رفته عادی شد .من هم کنجکاو بودم که یک زن تنها چه داند نقدی داره …آخه مهتاب شاغل نبود و زندگی مالی نسبتا خوبی داشت! آهان شاید مهریه گرفته…یکروز ازش پرسیدم اونم گفت که شوهرش مهریه نداشته که بده و سوال من را در جواب گفت.
من صیغه هستم .من فوضول تر شده بودم بیشتر ازش می‌پرسیدم اونم کاملا شرح داد که ی مرد پول دار 58ساله اسمش هم مجید هستش خرجم را او میده و…
پرسیدم ازش که بیشتر وقتها بامن یا خونه ایی پس چه موقع با مجید سر می‌کنی .در جواب خندید و گفت هفته ایی 2بار بعد از نماز مغرب اونم یکی دو ساعت و…
کاملا از شرح زندگی یکدیگمون طی ای چند وقت مطلع شده بودیم و روزهایی که مهتاب میرفت پیش دوست پسرش از قبل بمن می‌گفت .فرداش هم با جزییات کامل تعریف میکرد که چی بینشون گذشته و حاجی (مجید) حتی تو چه وضعیتی باهم سکس کردند.
از دوستی من و مهتاب ۵ماهی می‌گذشت و تو این ماها من و وحید ۶بار سکس داشتیم که اونم فقط ۲بار من ارضا شدم.درصورتی که مهتاب هفته ایی یک یا دوبار سکس باکیفیت داشت .هردو به اتفاقات شخصیمون آگاه بودیم .من یکم حسودی میکردم ولی خب که چی …
با تجارب مهتاب لباس های سکسی و لختی تو خونه میپوشیدم و کارهای زیادی کردم که مهتاب بمن می‌گفت ولی وحید اصلا دگرگون نشد.
یکروز که از استخر بر می‌گشتیم مهتاب گفت که مجید دعوتم کرده رستوران .وحید شیفته ! پریسا بیا تو هم بریم …من قبول نکردم ولی با اصرار زیاد مهتاب با خجالت قبول کردم .زوری باهاش همراه شدم. مجید واسمون اینو گرفته بود سوار شدیم رفتیم رستوران صفحه.
من خیلی میترسیدم که آشنایی منا ببینه ولی مهتاب می‌گفت ترس به دلت راه نده.در عوض خجالتم هم می‌گفت مجید خیلی خوبه .میبینیش حتما ازش خوشت میاد.اون روز من یه مانتو مشکی معمولی تا وسط رون و شلوار لی دمپا لول زخمی و ی شال قهوایی بسر داشتم و چون از قبل نمی‌دانستم موقع پوشیدن لباسم توی استخر شرت نپوشیده بودم البته بیشتر وقتها موقع برگشت از استخر شرت نمیپوشیدم.
رسیدیم سر میزی که مجید از قبل نشسته بود سلام مهتاب و بعد سلام من و نشستیم.مجید تعارف زیادی میکرد که به به این پریسا خانمی که مهتاب همش تعریفشو میکنه پس ایشونه.خوشحالم از آشنایی شما.منم هم در عوض جواب میدادم.مهتاب کنار مجید نشسته بود و من روبروی آنها.مجید در اولین نگاهی که دیدم با تعریف‌های مهتاب اختلافی نداشت.مردی سبزه رو با ریش و مو جوگندمی .قدبلند و هیکل و شکم بزرگ با تیپی که بیشتر به بازاریهای قدیمی میخورد.غذاهارو آوردند و مشغول خوردن شدیم .مهتاب کم کم حرفهای سکسی با مجید میزد من هم خجالتم بیشتر و بیشتر میشد جوری که ناهارمو نصفه کمتر خوردم.
یکدفعه مهتاب رو به من و صحبتی که با مجید داشت گفت که منو تو پیرمرد و پیرزن سکسهامون بیشتر از این پریسا و شوهرش هست…
من داغ شدم و از تعجب ز
چشمهایم به مهتاب خیره شد .مجید هم که این وضعیت من رو دید در جواب گفت که خب پریسا دختر لوند و خوشتراشی هست که شوهرش دیگه از ی شریک جنسی چی میخواد؟ مهتاب ادامه داد اره بابا پریساهم خیلی اذیتم ولی حیف که وحید هم خوبه .عاشق همدیگرند وگرنه…
من پریدم وسط حرف مهتاب گفتم آقا مجید ممنون از دعوت شما من باید برگردم شوهرم الانه که برگرده.مهتاب گفت چرا الکی میگی وحید که تا غروب شیفته.منم چشم زهره ایی به مهتاب زدم گفتم که نه شیفتش زود تموم شده امروز.مجید لبخندی زد و گفت خواهش میکنم هرجور راحتی پریسا جان ولی اگه تعارف می‌کنی یا خجالت و اگه دوست داری منا مهتاب میریم باغ میتونی شماهم تشریف بیارید.
وای ی لحظه شوکه شدم چرا این مرتیکه این حرف رو زد .چه فکری در مورد من کرده و مهتاب آخه چی از من به این یارو گفته…که این پیشنهاد و با پرویی بمن گفت.دوست داشتم کلی فحش بدم به این مرتیکه و همچنین مهتاب کثافت. ولی یکم مکث کردم و در جواب ادب گفتم انشالله یکروز با همسرم مزاحمتون میشیم.مجید گفت واقعا ! خیلی خوشحال میشم حتما بیایید قدمتون به چشم.پس با مهتاب هماهنگ کنید .با عجله خداحافظی کردم و مهتاب تا درب رستوران باهام اومد می‌گفت ناراحت نشو پری جونم شوخی میکردیم.من با اخم بهش گفتم شوخی زشتی بود مهتاب ازت انتظار نداشتم.خداحافظ
سوار تاکسی تا خونه همش تو فکر این اتفاقات بودم عجیب لای پاهام خیس شده بود .کسم ترشح کرده بود و دما و ضربان قلبم بشدت بالا رفته بود.رسیدم خونه و هزار فکر خیال تو سرم می‌گذشت .احساس عجیبی داشتم انگار مجید با ای هرفش شهوتیم کرده بود…
دوش گرفتم و ی لباس خواب مشکی براق تا لپ کونم و تا بالا نیمی از سینه هامو میپوشوند (مهتاب واسم خریده بود ) را پوشیدم و منتظر وحید. آقا تشریف آوردند ی نگاهی بمن کرد و گفت این چیه تن کردی پری؟
من با زوق خراب وحید خیلی مسخره ایی با حوس پوشیدم منتظر تو که باهم سکس کنیم !بعد تو… پرید وسط حرفم بقلم کرد .ازم چنتا لب گرفت منم تو اون وضعیت کیرشو از روی شلوار گرفتم و میمالیدم دست دیگه من هم دور گردنش بود .۳دقیقه تو این وضعیت گفت عشقم قبول ولی خیلی گشنمه اول شام بعدش یه دوش بگیرم و بعدش سکس کنیم.
چاره ایی جز قبول کردن نداشتم زود بساط شامو ردیف کردم و از عمد شرتم هم درآوردم که بیشتر وحید را تحریک کنم .سفره رو رو زمین پهن کردم و چهار زانو روبروی وحید نشستم .کسم لخت دقیقا تو خط نگاه وحید بود ولی کثافت یکی دوبار بیشتر نگاهش نکرد و بیشتر نگاهش به تلویزیون بود.بعد شام هم بهونه چایی و بهونه حمام و بعدش آقا خوابش برد…! من از شدت احساسی که داشتم نمی‌دانستم گریه کنم یا بمیرم.
واقعا چرا …تا اونجا که من میدونستم هر مردی عاشق چنین هیکل سکسی با اون چهره جذابی که من داشتم میشد تازه تو این لباس خواب ؟؟؟ رفتم لباس درآوردم لخت کنار وحید دراز کشیدم به امید اینکه بیدار بشه منو بکنه (دوره عقد چندین بار نصفه شب وسط خوابمون بیدار می‌ شدیم و سکس میکردیم.) صبح بیدار شدم وحید رفته بود سرکار.منم شیفت کاریم نبود .نزدیک ساعت ۱۰ صبح درب خانه زدند.مهتاب بود با پرویی اومد داخل .من باهاش سنگین بودم ولی بعد از کلی زبون ریختن و عذرخواهی دلمو بدست آورد منم ساده .اون نفرتی که ازش داشتم فراموش شد.ازش پرسیدم قبل دیدارم با مجید از من حرفی زده بودی که گفت آره مگه عیبی داشت؟ تازه ی چنتا عکس هم از تو بهش نشون داده بودم .سریع گفتم ببینم چه عکسی ‍؟ سه تا عکس نشونم داد که خب با مانتو و حجاب کامل بود ولی یکی از این عکسها خونه مهتاب بود سلفی گرفته بودیم من با تاپ آبی بندی ! واااب خط سینه هام و گردن و بازوهام کامل پیدا بود داخل عکس.رو به مهتاب گفتم احمق من شوهر دارم شوهرم کارمند به اورگان قضایی آخه این چه عکسیه که نشونش دادی. خندید و گفت این که چیزی نیست گوشی را پلی کرد ی فیلم ۴ دقیقه ایی از رقص من و مهتاب بود که یشب که وحید شیفت بود باهم میرقصیدیم این کثافت چطور نمودنم با گوشیش فیلم ضبط کرده بود.گوشیا گرفتم با تعجب به فیلم نگاه میکردم .گوشیشو رو مبل کاشته بود من و مهتاب کامل توی کادر میرقصیدیم مهتاب که واش کن من با ی ساپورت تنگ قرمز و تاپ سفید بندی .کل شکم و نافم و از بالا هم خط سینه و … تویه فیلم هم کلی قر کمر و رقص باسن و تازه مهتابم کلی انگشتم میکرد.
وااای وااااای زدم زیر گریه نمی‌دونستم غیر از گریه چیکار کنم.
مهتاب اومد در آغوشم گرفت و با خنده گفت شوخی کردم و کلی قسم به جون خودش و منو و ایل طایفه…باور کردنش سخت بود ولی باور کردم گوشیشو گرفتم فیلم و پاک کردم و گفتم مهتاب دوست دارم تنها باشم.
مهتاب با ناراحتی رفت ولی حقش بود.
رفتم تو فکر اگه این فیلمو مجید دیده باشه چی .خب ببینه مگه چیه ؟ تو فیلم که کوس نمی‌دادم میرقصیدیم.تو همین فکرها بودم که دستم رسید به کوسم و خیال پردازی میکردم که اگه ساپورت نداشتم با شرت و سوتین بودم توی ویدیو حتما مجید تو کفم جلب میزد .اوووو‌ف…
تو این خیال کثیف ولی باحال یکدفعه آب کسم فوران کرد .ااااخخ بدنم قفل شده بود …چه هیجانی و تجربه خود ارضایی بود .نفس کنان رفتم دستشویی تو آینه دستشویی به خودم نگاه میکردم و تنها سوالی که توی ذهنم بود این که چطور میتونم خودم راضی کنم کیری غیر از وحید را تجربه کنم…

خوانندگان گرامی این داستان بعلت طولانی بودنش سعی میکنم توی چند قسمت واستون نگارش کنم.قسمتهای بعدی منتظر اتفاقات باحال و انفجار کیر و کوستون باشید…

پریسا…

نوشته: پریسا

بازدید 16,158

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

40 پاسخ به “لذت سکس با کیری غیر از شوهر (۱)”

  1. با این سطح از سواد نوشتاری سعی میکنی بگی که نویسنده خوبی هستی که خود اینم رومخه، بماند که بعضی جاها باید دو سه بار جمله رو میخوندی تا بفهمی اون کلمه چه معنی ای داره.

  2. کلا خیانت و این جور چیزا رو نشر ندین میخوایین جندگی کنین لازم نیس همه جا جار بزنینمن میگم تخم شعور زندگی کردن و تعهدو تاهلو تو ایران ملخ خورده میگین ن

  3. سر و ته نداشتسوژه جغ نبودهیچ چیز یه داستان رعایت نشده بودکلا پشمختی پشم هم براش زیاده

  4. من و پریسا هستم؟من و پریسا… هستم!جای خالی را پر کنید:۱-ابله۲-بی‌سواد۳-خالی‌بند۴-الدنگ

  5. کوسشعر محض با جمله بندی مزخرف سکس های زیادی کردی .ولی از مهتاب خجالت میکشیدی از نوشتن ت لهجه ت معلومه لطفا دیگه ننویس

  6. ادامه بدهفعلا نمیتونم قضاوت کنممن نمیدونم تایپ کردن چه ربطی به سواد داره بالاخره اشتباه تایپی وجود داره

  7. قد 168 وزن 42،بفرمایید مای استخون دیگه چرا خودت رو خسته می کنی،اون چه کسخلی که با تو سکس کرده،یارو تو چوب بکنه بیشتر حال می کنه،خوبه حالا هیکل درست و حسابی هم نداری وگرنه الان آبادیتون رو آباد می کردی،من یه سوال واسم پیش میاد موقعی که یه همچین داستان هایی رو می خونم،چرا یه سری ها که وجود بله گفتن رو ندارند بله می‌گن،واقعا زن و مرد هم فرقی نداره،تو که می خوای بعد از ازدواج لنگاتو واسه یکی دیگه بدی بالا یا تویی که بعداز ازدواج زبون پیدا می کنی و واسه ما خانم باز میشی خوب گوه می خوری سر سفره عقد می‌گی بله،فقط تنها حرفی که میشه به اینجور آدم ها گفت اینکه،وجودت رو گاییدم که وجودت واسه چهارچوب خونتون هم ننگه.(✊مرگ بر آمریکا😲).

  8. ههههیییی کس مُراد ههههیییی،چیه گل سکینه من رو صدا کردی،کس مراد میگم هوا خوبه چرا گَله رو آوردی تو،گل سکینه هوا بارونی خو نمی بینی،ای بابا قلي بلند شو برو کردن تعطیله شوهرم گوسفند ها رو آورد.

  9. تم داستانت بد نیست ولی طرز نوشتاریت افتضاحه . اگر بتونی بصورت فارسی محاوره ای بنویسی فکر کنم بیشتر مورد پسند قرار بگیره

  10. یه چیزی فقط میتونم بگم اونم اینه اگه به من باشه جفتتون رو جوری بکنم که تو به شوهر اونم به حاجی دیگه نده

  11. کیرم تو سطح شعورت خب کونکش تو که دنبال دادنی چرا ازدواج کردی😐مجردی کص میدادی واقعا درکتون نمیکنم

  12. دوستان عزیزشما دریک فضای اجتماعی وفرهنگی هنری یا زندگی عادی نیستیم که بخوایم این نظرات رو بزاریم.دوستی گفته تعهد وتاهل رو رواج بدیم.درجواب این دوست یک نکته رو اشاره کنم،درسته حرف شما متین هست وخوبه.اما این رو فراموش نکنید عزیزان که ما وارد یک سایت داستان سکسی شدیم چرا چون خواستیم تحریک یاارضاو…بشیم وخودتون میدونید کسی که تعهد وتاهل و وفا وادب داره خب داستان زندگیش هیچ هیجانی نداره وقرارنیست اتفاقی بیافته که ماتحریک بشیم وچون رابطه هاشون خصوصی وپنهان هست.کسایی که تعهد دارن به زندگی سالم دریک دسته هستند وکسانی که دنبال ازادی بی غیدوشرط هستندهم دریک دسته جداگانه.حالا ما انتخاب کردیم بیایم دسته ازادی بی غیدوشرط وحال دنیوی وازاول قبول وانتخاب کردیم مطالب روبخونیم وقطعا متن وفاداری اینجاحداقل پیدانمیشه.پس شما ابتدابایدبدونی کجاقرارداری وباید طبق اون نظربدی.ادم هایی که زندگی سالم وپرعشق ووفادارن هم کم نیستن شمانباید متاسف باشی فقط جایی که اومدین نیست ودلیل نمیشه حکم کلی صادرکنید.اگر فضای واردشده شما فضای افرادمتعهدبود واین شخص خطاکار اونوقت نظرتون حق بود.پس دوستانی که تحمل این خیانت ها ومطالب منفی روندارن نباید بیان اینجا که مناسب نیست.اینطوری کمتراذیت میشن.خواهشاکمی درک کنید درچه موقعیتی قراردارین.اینجا هرچی آب وتاب خیانت وسکس ها غیرطبیعی تر و اقراق امیزباشه تحریک امیزترهست.وقرارنیست شما به اینکه نویسنده مردهست یازن ویادروغه یاراست فکرکنین اصلا هرچی باشه شما ببینید حس تحریک پذیری تداعی شده وحال داده یانه طبق اون نظربدین.واصلا قرارنیست شماخودتوجاش بزاری وبگی چرتوپرت میگی.وخیلی حرفاهست که خیلی طولانی میشه تاهمینجابسنده میکنم.تشکر

  13. کیر وحید ومجید نہ بلکہ کیرگرگاس تو قاپ کونت بچہ کونے کس ھم مگہ فوران مےکنہ خوب شیرفلکہ شو دست کارے نمےکردے گلوپ

  14. ۱لکنت زبان گرفتم۲لابد قسمت بد هم میری باغ بهش کوس میدی با همسایه جندت و تمام دیگه میشی جنده چون اون همسایه ات در حال دادن به اون دوست پسرش ازت فیلم گرفته

  15. ۱ لکنت زبان گرفتم۲ لابد قسمت بد میری با دوستت بعد اون دوست پسرش تورم میکنه بعد اون دوستت مثل سری قبل ازت فیلم میگیره و تو جنده به تمام معنا میشی

  16. فقط تا جایی که قد و وزن گفتی خوندمآخه گوزو قد ۱۶۸ با وزن ۴۲!!! یعنی ۲۳ کیلو کمتر از حد نرمالآدم و یاد گرسنگان آفریقا میندازهیعنی سلطان جق خاور میانه هم هیکلش از این هیکل کیری که تو توصیف کردی بهترهفقط اومدم بهت بگم کیر زرافه دشت های نامیبیا تو استعداد نویسندگی و قلمتکسکش مگه کسی مجبورت کرده که بنویسی

  17. جلب چیه؟همون حکمی ک قاضی میده برا گرفتن آدم یا ی نفر میگن خیلی جلبه باکسی سازگاری نداره؟؟؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید