گی تو‌ سربازی

می‌خوام داستان گی با هم خدمتی خودم رو براتون تعریف کنم
قبل سربازی همیشه با بچه محلهامون لاس میزدیم و برام عادی بود
ولی وقتی رفتم سربازی تصمیم گرفتم خودمو نگه دارم تا اذیتم نکنن
همینجوری هم بود تا اینکه نیروی جدید اومد
یکیشون اسمش حسین بود اومد کنار تخت من خوابید
اوایل نشون میداد ادم خیلی با ادبیه و میگفت متاهلم
خیلی با هم حرف میزدیم ولی هیچ وقت حرف سکسی یا بدی به هم نمیزدیم
خوابگاه ما حدودا ۱۲ تخت داشت
یه شب که تو خوابگاه بودیم اکثر بچه ها رفته بودن سر پست
۳ یا چهار نفر بیشتر نبودیم
حسین دستش رو گذاشت رو کیر من
گفتم چیکار میکنی آروم گفت تو هیچی نگو خودتو بزن به خواب
منم از ترس اینکه کسی بفهمه هیچی نگفتم
اون نیم ساعت با کیر من بازی کرد ولی انقدر استرس داشتم آبم نیومد
اون شب تموم شد و من دیگه با حسین صمیمی نبودم
فقط در حد حرف زدن بود
این قضیه گذشت تا چند ماه بعد دیگه ما قدیمی شده بودیم و اکثر مواقع صبح گاه رو میپیچوندیم و نمیرفتیم
یه روز صبح بیدار کردن برای صبح گاه من رفتم زیر تخت قایم شدم
یهو دیدم حسین هم اومد زیر تخت گفت دارن خوابگاه رو میگردن برو اونور تر منم بیام قایم بشم
رفتم کنار اونم اومد پیش من دراز کشید
یهو دیدم افسر نگهبان داره خوابگاه رو میگرده
تو همون حال اون دوباره دستش رو گذاشت رو کیر من
منم نمیتونستم چیزی بگم
با شدت تمام کیرم رو میمالید نزدیک بود آبم بیاد که دستش رو گرفتم و رفتم اونور تر
این قضیه هم تموم شد
راستش من خوشم میومد از گی
ولی میترسیدم بفهمن برام دردسر بشه
همیشه به خودم میگفتم ۲ سال مثل آدم بمون بعد برو هر غلطی خواستی بکن
دوباره چند وقتی گذشت و من از حسین دوری میکردم ولی اون دیگه زده بود به سیم آخر با هر بهونه ای خودشو میمالید به من
یه روز دیدم تختش رو با یه سرباز دیگه عوض کرد و اومد کنار تخت من
یه شب که تا ۲ شب پست بودم اومدم با عجله لباسم رو در اوردم که بخوابم یه دفعه دیدم حسین دستش رو دوباره انداخت رو کیر من
منم دوباره ترسیدم تو خوابگاه همه خواب بودن
یه کم با کیرم ور رفت با یه دست دیگه هم بازوم رو گرفته بود
خیلی حشری شده بودم
دلم رو زدم به دریا منم دستم رو انداختم رو کیرش برای اولین بار براش مالیدن
کیرش نرم بود برعکس من که کیرم سفت بود اون برای من مالید و من مال اون
تو این بمال بمال چند بار داشتیم ارضا میشدیم که طرف مقابل دست اون یکی رو میگرفت تا نتونه بماله تا ارضا نشه
این قضیه چند شب همینجوری ادامه داشت
یه شب حسین داشت کیرمو میمالید داشت ابم میومد طبق معمول دستش رو گرفتم یعنی داره ابم میاد نمال
ولی اون دوباره مالید تا ابم اومد بعدش لپ منو بوسید و خوابید
فرداش تصمیم گرفتم من ابشو بیارم انقد مالیدن که آبش پاشید بیرون
یه حس چندشی داشتم ولی خوشم هم میومد
معلوم بود خیلی حال کرده چون ابش همینجوری اومد زیاد اومد
دیگه عادی شده بود برای هر دومون هر شب با کیر هم بازی میکردیم تا خوابمون ببره
یه روز وسط ظهر اومد خوابگاه بیدارم کرد گفت دارم میرم حموم میای با هم بریم
منم آروم بهش گفتم اینجا که نمیشه برامون حرف در میارن بیا بریم حموم عمومی
دستم رو مالید گفت پاشو بریم
واقعیت خودم هم از لاس زدن خسته بودم یه سکس کامل دلم میخواست
از طرف دیگه به حسین هم اعتماد کرده بودم
بلند شدم با هم رفتیم حموم عمومی یه حموم گرفتیم
رفتیم تو خیلی خجالت میکشیدیم از هم چون همیشه شب با هم لاس میزدیم و بدن هم دیگه رو ندیده بودیم
من یه کم لفت دادم تا اول اون لباسشو در بیاره
یهو برگشتم دیدم لخت لخت شده
بی انصاف عجله داشت بره سر اصل مطلب
منم لباسام رو در اوردم ولی شرتم رو در نیاوردم روم نمیشد
یهو دیدم اومد دستش رو انداخت رو کیرم گفت عجله کن این بهترین موقعیته
بعد شرتم رو در اورد
برای این که روم به روش باز بشه شروع کرد ازم لب گرفتن
واقعیت من از لب گرفتن پسر اصلا خوشم نمیاد
ولی اون اومده بود که کارو تموم کنه
بهم گفت بشین برام بخور،گفتم عمرا گفت ساک بزن منم برات ساک میزنم
وقتی اینجوری گفت شروع کردم براش ساک زدن اونم مثل اربابها واستاده بود و با دستش سر من رو ناز میکرد
در حین ساک زدن دیدم اگر من کاری نکنم امکان داره فردا به همه بگه و ابرو برام نزاره
انگشتم رو یواش یواش کردم تو کونش تا کامل رفت تو کونش اونم خوشش میومد
بهم گفت ۲ تا انگشتت رو بکن تو کونم ولی من گوش نکردم
بعد اینکه این کارو کردیم
اون شروع کرد برام ساک زدن واقعا حس قشنگی داشتم
خوشحال بودم که بالاخره بهش پا دادم برای گی
انگشتش رو یواش کرد تو کونم ولی چون هم زمان برام ساک میزد درد زیادی نداشتم
دیدم میخواد ۲ تا انگشت هم زمان بکنه تو کونم نذاشتم
بعدش گفت قنبل کن
منم قمبل کردم شروع کرد کیرش رو مالیدن به کون من
بعد یواش یواش سر کیرش رو کرد تو کونم خیلی دردم اومد نذاشتم بیشتر فشار بده اونم گوش کرد و بیشتر نکرد
چند بار کیرش رو در اورد و سر کیرش رو کرد تو کونم تا این که حس کردم کمرم داغ شد
حسین ابش اومده بود
با دستش آبش رو میمالوند به پشتم
بهم گفت الان چند ماهه من تو کف گی با تو هستم ولی راه نمی دادی
خیلی خوشحالم که کردمت
حالا بیا نوبت تو شد که منو بکنی
رفتم پشتش
گفت تف بزن روش سریع فرو کن تو
منم تف زدم به کیرم و تا آخر فشار دادم تو
اصلا دردش نیومد،جوری که شک کردم اصلا کیرم رفته تو یا نه
بهش گفتم حسین رفته تو کونت گفت آره تلمبه بزن تا ابت بیاد
فقط آبت رو نریز تو
منم با استرس شروع کردم تلمبه زدن
هر چی تلمبه زدم ابم نیومد و ارضا نشدم از پس استرس داشتم
دیگه کیرم رو در اوردم
گفت آبت اومد
الکی گفتم اره
گفت کجا ریختی گفتم ریختم زمین رفت تو چاه
دیگه لباس پوشیدیم رفتیم خوابگاه تو راه اعصابم خورد بود
از حسین حالم بهم میخورد حس نا امیدی داشتم که ارضا نشدم و عصبی بودم
یه بار تصمیم گرفتم وقتی خانوادم نیستن ببرمش خونه تا ابم بیاد تا وقتش رسید
فهمیدم خانواده رفتن مسافرت به حسین گفتم مرخصی بگیر بریم خونه ما هیچ کس نیست
اونم که خر کیف شده بود قبول کرد و ۲ تایی رفتیم مرخصی ساعتی گرفتیم رفتیم خونه ما
رسیدیم خونه یه چیزی خوردیم و حسین شروع کرد کیرم رو مالیدن
دیگه استرس نداشتم تازه میفهمیدم گی یعنی چی
کیرم رو در اورد شروع کرد ساک زدن رو هوا بودم
انقدر خوب ساک میزد که ۵ دقیقه نشد آبم اومد
هیچی نگفتم ریختم تو دهنش اونم اعتراض نکرد
بلند شد رفت تو دستشویی دهنش رو آب کشید با خنده اومد گفت قمبل کن
منم قنبل کردم کیرش رو کرد توش اینبار دیگه رحم نکرد و یواش یواش کرد تو کونم
کیرش کامل تو کونم بود
حس درد و لذت رو با هم داشتم
تند تلمبه زد تا ابش اومد ریخت تو کونم
چندشم میشد ولی دوباره حشری شدم و کیرم بلند شد
بهش گفتم قنبل کن
گفت تو که آبت اومد
گفتم ابم اومد ولی باید کون هم بکنم
تف زدم رو کیرم کردم تو چند دقیقه تلمبه زدم رو هوا بودم
جفتمون هم عرق کرده بودیم و داغ شده بودیم تا اینکه ابم اومد ریختم تو کونش خیلی حس خوبی داشتم
بالاخره آبم رو ریختم تو کونش یعنی فتح واقعی کردم حسین رو
سکسمون تموم شد برگشتیم کلانتری
یه گی کامل
امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: ابراهیم

بازدید 11,311

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “گی تو‌ سربازی”

  1. نمیدونم چرا تو‌ کلانتریها همه از دم کونی هستن ؟ از سرهنگ فرمانده بگیر تا سرباز اشخور

  2. کاشکی منم میتونستم برم سربازی یه دستی ب کونم بکشن ملت 🫠ولی طاقت سختیاشو ندارممعافم هستم (:ن بخاطر جسمانیی شرایط دیگه

  3. چقدر خوب که یه همدل با هم جفت و جور شدید و به قرایض همدیگه احترام گذاشتید .از شیراز هستم سن بالام مفعولم

  4. خیلی خوب بود و منو یاد سکس های دوران سربازی خودم انداخت البته من ارتش بودم ولی چند بار تو سربازی کونم گذاشتن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید