گی با برادر زن حشری (1)

سلام خدمت تمامی اعضای بکن تو . اول از همه بگم که داستان گیه و صفر تا صدش واقعیتیه که برام هفته پیش اتفاق افتاد … همیشه توی بکن تو داستان ها رو میخوندم ولی فکر نمیکردم یه روزی بخوام خودم چیزی رو بفرستم . خب اول یه معرفی از خودم میکنم که ایمانم اصالتا شیرازی هستم ۳۰ سالمه بایسکشوالم پوست گندمی قدم ۱۸۸ و وزنم ۹۰ . بدنسازی کار میکنم . سایزم هم ۱۶ ولی کلفت . دو سال پیش همین مواقع بصورت سنتی نامزد کردم و بعد از یک ماه به ازدواج ختم شد . من یه برادرزن دارم اسمش آریاس که ۱۸ سالشه و از لحاظ ظاهری واقعا چیزی کم نداره قدش حدودا ۱۷۵ و وزنش هم فکر میکنم حدود ۶۵ کیلویی باشه پوستش هم سفید و چیزی که خیلی توی صورتش دیده میشه لبای قلوه ای و صورتی شه . قبل از اینکه ازدواج کنم چند تا پسر رو کردم و واقعا همون لذتی رو بهم میداد که با یه دختر سکس داشتم . چند باری یه پیج توی اینستا استوری های باشگاهمو ریپلای میکرد و حرفای سکسی میزد ولی خودشو معرفی نمیکرد منم از وقتی ازدواج کرده بودم دیگه با پسر سکس نداشتم . عکس کونشو میفرستاد یا حرفای سکسی میزد بالاخره هرجوری بود میخواست منو حشری کنه . منم جواب نمیدادم یا در حد یه لایک . حدود یک ماه پیش یه شب که خانومم واسه مراسم زنونه با مادرش رفته بود و آریا هم خونمون بود بعد از اینکه دوش گرفتم حوله رو دور خودم پیچیدم و رفتم سراغ گوشیم . دیدم همون پیجه باز پیام داده و عکس کونش رو فرستاده بود . یه کون شیو و تمیز با سوراخ صورتی . فقط لایکش کردم ولی کیرم نیمه بیدار شده بود ، یهو حوله از دور کمرم سر خورد و افتاد . تا اومدم درستش کنم یهو متوجه نگاه اریا شدم که کیرمو دید میزد و تا متوجه من شد نگاهشو دزدید . نمیدونم چرا ولی یه قلقلکی تو دلم شد گفتم نکنه این پیج فیک مال آریاس . بی تفاوت وارد اتاق شدم و یه شورت اسلیپ مشکی پوشیدم و همونجوری رفتم توی سالن . بهش گفتم پایه ای چند تا پیک بزنیم که بدون اینکه ازش اکی بگیرم رفتم سراغ یخچال و مشروب و چند تا خرت و پرت اوردم نشستم پشت اپن . بهش اشاره کردم و اونم اومد نشست صندلی بغل خودم . هر از گاهی که داشتیم میخوردیم میدیدم که نگاهش روی اعضای مختلف بدنم میچرخه و بیشتر کیرمو نگاه میکنه . هی اون تعریف میکرد و منم گوش میدادم و نمیتونستم هیچ حرکتی بزنم چون راستش تخمشو نداشتم و میگفتم اگه یک درصد حسم اشتباه باشه زندگیم میره رو هوا . یهو با دستش زد رو رونم و گفت چجوری انقد گندش کردی که خندیدیم و بهش گفتم تو فکر کن زیادی تلمبه زده . یه جوون کش داری گفت و بعدش تو چشام نگاه کرد . یه جو سنگینی بینمون حاکم شده بود که یهو صورتشو اورد نزدیک و دیگه نفهمیدم چی شد فقط یادمه که داشتم لباشو میخوردم . گردنشو میشکوند منم دیوونه وار لب پایینش رو مک میزدم . اوردمش روی خودم و دستمو انداختم دور کمرش و اونم پاشو دور صندلی حلقه کرد . کونش کامل با کیرم در تماس بود هیچی نمیگفت فقط نفسشو میداد بیرون . بهترین لحظات عمرم بود اون لحظه . تی شرتش رو درآورد و نوک سینه هاش رو توی همون حالت میخوردم . صداش بالاخره در اومده بود و هر از گاهی میگفت یواش وحشی . بلندش کردم و رفتیم تو اتاق . روی تخت رو کمر خوابیدم . اونم یباره اومد سراغ شورتم . با زبونش شقی کیرمو از روی شورت لیس میزد . همش توی ذهنم میگفتم چجوری یه پسر ۱۸ ساله میتونه انقد هات و کار بلد باشه . شورتم رو درآورد و کیرم رو گرفت توی دستش . نگاش کردم و گفتم بخور کیرمو داغی دهنتو میخوام . بهم لبخند میزد و آروم بین دستاش تکونش میداد و بهم گفت دیدی آقا ایمان آخر کیرتو بدست آوردم ، دو سمت صورتشو گرفتم و آوردم بالا ، لبشو خوردمو گفتم مال خودته جوجه . سرش رو دزدید و کیرمو با یه حرکت جا کرد تو دهنش . جوری واسم ساک میزد که توی این ۳۰ سال عمرم تجربه نکرده بودم . با زبونش از دسته کیرم تا سرش میکشید و بعدش نوکش رو مک میزد . یه ۵ دقیقه ای که ساک زد بلند شدم و با یه حرکت اوردمش زیر خودم . شلوارشو در اوردم و باورم نمیشد این کون یه پسر باشه . تا خواستم سوراخشو بخورم گفت یه لحظه صبر کن میخوام برم دستشویی . فهمیدم میخواد خودشو تمیز کنه . بعد از یکی دو دقیقه که اومد داگی روی تخت نشست و منم شروع کردم به خوردن سوراخش . همزمان انگشتش هم میکردم . تنگ بود ولی نه اینکه تا حالا نداده باشه . وقتی قشنگ جا باز کرد کشو رو باز کردم و کاندوم آوردم که بکشم روی کیرم از دستم گرفت و گفت نمیخوام با کاندوم . میخوام داغی کیرت رو حس کنم . منم بدون هیچی قبول کردم . روی کمر خوابوندمش دوتا پاشو دادم بالا … گفت آبتو بریز همون داخل فقط هر موقع خواست بیاد بگو بهم . سر کیرم رو آروم فرستادم داخل . نگاهم تو نگاهش بود . هیچی نمی گفت فقط لب پایینش رو گاز میگرفت . نتونستم خودمو کنترل کنم و تا دسته کل کیرمو با یه حرکت جا دادم تو کونش . یه جووون گفت و با دو تا دستش باسنم رو فشار داد سمت خودش . شروع کردم به تلمبه زدن و اونم همش قربون صدقم میرفت و چشاش کامل تغییر وضعیت داده بود و شهوت ازشون میریخت . کمرم همیشه سفت بود ولی نمیدونم اینسری چرا میخواستم انقدر زود ارضا بشم بعد از ۶ ۷ دقیقه تلمبه زدن آبم داشت میومد و بهش گفت دارم میشم . با دستش واسه خودش جق میزد . همزمان سرعت تلمبه هام رو زیاد کردم و لبام رو گذاشتم رو لباش و با چندتا ضربه کل آبمو تو کونش خالی کردم . چند دقیقه ای توی همون حالت ازش لب گرفتم و کنارش روی تخت افتادم . ازش یه تشکر کردم که اونم لبامو بوسید و گفت مرسی از خودت . بهش گفتم از این به بعد هر موقع سکس خواست به خودم بگه و اونم یه چشم غلیظی تحویلم داد … بهترین سکس عمرم بود . چند بار دیگه هم سکس داشتیم که اگه خوشتون اومد اونا رو هم واستون میزارم .

نوشته: ایمان

ادامه…

بازدید 18,393

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “گی با برادر زن حشری (1)”

  1. فقط اعدام حال شما نجس های اوبنه ای رو جا میاره 🤮🤮🤢🤢💩💩💩💩🖕🖕🖕

  2. خوب و روون بود اماااااگمونم از یکماه پیش دیگه زنت رو نکردی و همش داری برادرش رو میکنی 😁اگر سکس اولت یکماه پیش بوده و بعدش هم چندتا سکس دیگه باهاش داشتی یعنی کلا یکماه گذشته رو کون خوابیده بودی 😂👉

  3. از مدیر سایت میشه خواهش کنم هر کسی سایز آلت مبارکشون رو نوشت حذف بکنید لطفا . با این تفاسیر همه ایران کیرشون بالای ۲۶ سانته بجز من و اونایی که به خاطر کوتاهی آلت پله های دادگاه رو بالا پایین میکنن

  4. افرین کار‌خوبی میکنی بکن دائمیش باش نزار ب غریبه ها رو بندازه یوقت مریضی نگیره هفته ای یبار کونشو ابیاری کن هم ثواب کردی هم حالشو بردین😍😋🔥

  5. بنظرم اینگونه سکس انجام نشود به چند دلیل بهتره بهتره اولا. مفعول ظلم در جق حواهرش کرده دوما این فاعل گه برادر همسرش کرده درواقع سنگ بنای فساد رو تو کانون خانواده اش تو نسل خودش با دست خودش بنا کرده است بعدا ها اگر بچه دار شد و بچه اس کونی شده که میشه طبیعیه است و هز الان باید منتظر چنین روزی باشه چون بچه حلال زاده به دایی اش میره ! دایی کونی خوب دیگه خواهر زاده اش هم کونی خواهد شد مطب سوم که اینوع سکس فامیلی درست نیست فردا این پسر که مفعول داماد خودش شده اگر زن بگیرد. همین داماد که تو کونش گداسته هوس کوس زنش هم می‌کند دامادی که امروز برادر همسر خودش کرده بعد ها زن برادر همسرش رو هم میگاد !

  6. خیلی خوشم اومد بازم بنویس معلوم بود واقعیه چون کاملا حس کردم انگار تو همون لحظه اونجام

  7. یه دونه از این شوهرخواهر باحالا نصیب ما نشد هعیییییچقدر این فانتزی رو داشتم در کل نوجوانی و حتی همین حالا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید