به برادر شوهرم تو شمال کون دادم!

من نگار هستم 33 سالمه و 8 ساله که با رضا ازدواج کردم، این داستان ماجرای واقعی کون دادنم به محمد برادر شوهرم که 46 سالشه، تو شمال هست.
من و همسرم با خانواده شوهرم رفته بودیم شمال و یک ویلا گرفتیم، برادر شوهرم منو خیلی دوست داشت و منم همینطور و با هم رابطه جنسی داشتیم. هفته ای یکبار بهش میدادم، شوهرم نمیدونست که برادر بزرگش کس زنشو میکنه.
داستان اولین کس دادنم به برادرشوهرم، توی بکن تو هست… به قدری کیر محمد بزرگ بود که همش دوست داشتم یا بخورمش یا بهش بدم.
دومین روز سفرمون به شمال بود، طبق معمول صبح همه بیدار شدن و بعد از صبحانه محمد نزدیکم شد و جوری که کسی نفهمه بهم گفت : یه بهانه بیار دو نفری بریم بیرون ، دلم هواتو کرده! کون میخوام
این حرف رو که زد فهمیدم برام برنامه داره. من تو ویلا با یه تاپ سفید و شلوار جذب سفید بودم که کون بزرگم تو چشم میزد. منم چند مرتبه وقتی کسی نبود، جلوی محمد خم شدم و قمبل کردم ، اونم داغ کرده بود و چشمش دنبال کون زن داداشش بود.
محمد برادر شوهرم با صدای بلند گفت من ماشین را میبرم تعویض روغنی ، منم با صدای بلند گفتم صبر کن محمد منم تا یه جایی باهات میام می‌خوام پیاده روی کنم. شوهرم گفت بزار باهم بریم گفتم : دوست دارم امروز تنها باشم و از سکوت دریا لذت ببرم، بذار عصری باهم میریم عشقم.
شوهرم یه اخمی کرد و بهم گفت باشه فقط زود بیا ناهار میریم رستوران…
من و محمد سوار ماشین شدیم ، محمد یه نگاهی کرد و بهم گفت با اون چشمای عروسکیت کیرمو میخوری، بهش چشمک زدم… با هم رفتیم جاده ساحلی و یک آپارتمان نقلی اجاره کردیم یه ۱ ساعتی تا واحد رو تحویل بده طول کشید، دیگه داشتم هلاک میشدم.
برادر شوهرم کلید واحد رو انداخت و رفتیم تو تا درب رو بست رو به من شد و لباشو چسبوند به لبام…
منم با شوخی بهش گفتم عجله نکن اول برو خونه رو بگرد ببین کسی نباشه منم میرم دستشویی…
چون اولین بار بود میخواست کون منو بکنه ، خیلی استرس داشتم چون کیرش کلفت بود و سایزش از کیر شوهرم خیلی بزرگتر بود، یه وازلین همراهم آورده بودم، برداشتمش و رفتم تو دستشویی ، کونمو خوب تمیز کردم اول با انگشت چرخوندم توش و بعد سر شلنگ آب رو میذاشتم توش و تخلیه میکردم. وقتی خوب خوب تمیز شد وازلین رو برداشتم و با انگشت داخل رو پر وازلین کردم.
رفتم سمت اتاق دیدم از پشت بغلم کرد و شروع کرد به بوسیدن و لب گرفتن، منم هر کاری خواست کردم و کیر بزرگش رو درآورد داد دستم، اون لبه تخت بود و منم پایین پاهاش شروع کردم به خوردن کیرش ، آنقدر از کاری که امروز انجام داد تا منو گیر بیاره بکنه حشری بودم که کیرشو می‌خوردم و به صورتم و چشمام میمالیدم. اونم ناله میکرد می‌گفت عجب کس ی هستی زن داداش هرزه ی من
آروم بلندم کرد و خوابید رو تنم بعد کیرشو گذاشت تو کسم و شروع کرد تلمبه زدن، آنقدر محکم میکرد که تشک فرو میرفت.
رفته رفته داغ شدیم و لب میگرفتیم، بهم گفت بخواب رو پهلو ، منم چرخیدم، برادر شوهر سکسیم پشتم دراز کشید و دو دستی کونم رو گرفت و از هم باز کرد.
گفت جون عجب کون صورتی و تنگی ، با سر رفت لای کونم و سوراخم رو لیس میزد، خیلی حال میداد تا حالا شوهرم این کارو نکرده بود. فقط گاهی وقتا میذاشت تو کونم و ارضا میشد. برای همین ما زیاد رابطه از عقب نداشتیم. اما حالا با برادر شوهرم داشت بهم حال میداد، کونم قلقلک میشد و حس تحریک داشتم.
محمد وازلین رو برداشت و ازش زد در سوراخم و ماساژ میداد، ازم یک لب اساسی گرفت و انگشتشو کرد تو کونم ، جان چه حالی داد… یواش یواش دو انگشته کرد تو سوراخم. کیرشو گذاشت دم کونم و آروم فرو میکرد و نگه می‌داشت خیلی لذت بخش بود، در گوشم بهم میگفت این کون تنگ ماله منه… کار بلد بود و بدون اینکه اذیت بشم با کمی درد کیرش رفت تو کونم و شروع کرد عقب و جلو کردن اولش درد وحشتناکی داشت اما کم کم درد تبدیل به لذت شد.
من تو بغلش بودم و برادر شوهر با کیر کلفتش داشت کونمو میگایید و شوهرم هم فکر میکرد پیاده روی هستم.
محمد کیرشو درآورد و کرد تو کسم و شروع کرد محکم تلمبه زدن بعدش منو روی شکم خوابوند و کیرشو محکم و سریع کرد تو سوراخ کونم ، یک لحظه شوک شدم اما درد زیادی نداشت و خیلی حال داد چون سوراخم گشاد شده بود. انقدر محکم کیرشو میکرد تو کونم و خودشو چسبوند به بدنم که خیس عرق شده بود.
زنگ گوشیم خورد، شوهرم پشت خط بود ، گوشی رو جواب ندادم … بلند گفتم ببخشید شوهر عزیزم جواب ندادم، زن جندت داره به داداشت کون میده… وقتی این جمله رو شنید کیرش بزرگتر شد و تلمبه هاش محکم تر… چند دقیقه محکم کونمو کرد و منو چرخوند و روی کمر درازم کرد. روی من دراز کشید و کیرشو دوباره گذاشت تو کونم… گفت: جون کون سفید تو دادی من بکنم عروسک
همینجوری رفت روی زانوهاش و ایستاده تر شد و کیرشو کشید بیرون دور کیرش خونی بود بهش گفتم چیکار کردی گفت طبیعیه و پیش میاد. لامصب کونمو پاره کرده بود البته خیلی زود خوب شد. احتمالا واسه تلمبه هاش بوده. کیرشو تمیز کرد و کردش تو کسم بعد از ۱ دقیقه آب داغشو کامل ریخت تو کسم و ازم لب می‌گرفت. من و برادر شوهرم تازه تصمیم گرفته بودیم که بدون کاندوم سکس کنیم و اونم طبق عادت بیرون نکشید و همش خالی شد تو کسم.
نیم ساعت همدیگرو بغل کردیم و بعدش سریع رفتیم ویلا ، منم آرایشم رو ترمیم کردم. تا شب کونم درد میکرد و شوهرم متوجه شده بود که راحت نمیتونم بشینم و همش نگام میکرد، منم به برادر شوهر نگاه میکردم و تو دلمون بهش می خندیدیم.

نوشته: نگار

بازدید 7,775

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

32 پاسخ به “به برادر شوهرم تو شمال کون دادم!”

  1. سکس با محارم و برادر شوهر ومشابه واقعاریسک‌بالایی داره و خطرناک و البته کسخولها در پی آن…وگرنه آدم عاقل امکان نداره برای کسی لنگاشوبده بالا که یه عمر کناردستشه

  2. کصشعر تموم هستش ، خیلی به ندرت پیدا میشه که برادر به زنت داداشش نظر داشته باشه ، مثل ناموس خودش میمونه ، از لحاظ اسلام بعد فوت برادر، میشه با زنش ازدواج کنی که من خیلی کم دیدم همین کار هم بکنند.هم زنه هم مرده جفتشون حس خیانت رو دارن پس بعید میدونم بشه. اتفاقا یک زید داشتم شیرازی بودش و حسابی جنده بود و ازش همین سوال رو کردم.گفتش اگه تو خواهرم رو بگیری من بهت میدم اما اگه من برادرت رو بگیرم بهت نمیدم . با اینکه باهاش حسابی سکس داشتم

  3. نویسنده طوری از شوهرش حرف میزنه که انگار دشمنشه و میخواد انتقام بگیره خخخ

  4. دوست من لطفا گوه نخور… یجوری طبیعی از هرزگی حرف میزنی انگار تو این جامعه نیستی درسته امثال تو لاشی پیدا میشن ولی شوهر بدبخت چه گناهی کرده… حتما شوهر توام زن اون یارو رو می‌کنه و تو دلشم شما تخمشم نیستین… کسخول… کون گلابی

  5. این خود محمد کوصکش زنا زاده است که چشمش دنبال زن داداششه ولی اون تخم باباش هم حسابش نکرده

  6. من حرفی در مورد داستان ندارم بگم یه کامنت آموزشی می‌خوام بذارمهمزمان از کون و کس بکنه اونم بدون مراقبت، باعث عفونت میشه

  7. متاسفانه هستند آدمای که همچین کاری بکنند و البته کار هر کسی نیست که بعد از سکس با زن برادرش بتونه تو چشمای برادرش نگاه کنه مطمئنا سعی میکنه مستقیم به صورت برادرش نگاه نکنه وقتی باهاش حرف می زنه

  8. مادرجن.ده ها هزار بار گفتیم دست به ک.یر ننویسین توهمیای جق.ی ک.یرم تو اون طرز نوشتن جقیتون ک ادم یه بند میخونه میفهمه یه ج.ق زاده ک.یری نوشته

  9. جنده ها جدیدا به خودشون افتخار هم میکنن!! احسنت حنده خانمآفرین زن داداش هرزه

  10. کوس کشا خودشان خرند مردم را مثل خودشان فرض می کنند توازهرجنده جنده تری ازهرکونی کونی تر چون خودتو جای زن گذاشتی پخک همون به اسم خودت کستان گاییدن زن داداشت رد بنویس

  11. چه نگارش تخمی و کیری ای داری. حداقل یه بار خودت بخون ببین میتونی بفهمی چی نوشتی؟ کاری به داستان و خوب و بد و راست و دروغش ندارم.‌ قرار نیست که همه ی داستانها واقعی باشن. میتونه تخیلی باشه و از فانتزیهایی که دلتون میخواد یا خوشتون میاد بنویسید ولی سعی کنید یه جوری بنویسید که انگار واقعیت داره و جذابش کنید. ولی بازم میگم از همه مهمتر نگارش داستانه که آدم بتونه راحت بخونه و بفهمه چی نوشتی.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید