خبر این که من کونیم تو محل پخش شده بود.
یه دوستی داشتم اسمش حسین بود.
دفعه اول اون با خوردن سینه هام حشریم کرد منم با کمال میل بهش دادم.
تا این که ازم سیر شد و رفت به همه گفت که منو هر روز میکرده.
شاید باورتون نشه اما اینقدر خوش سکس بود که الانم حاضرم بهش بدم.
من یک پسرم اما دوست دارم شیرین صدام بزنن.
سینه هام درشته.و من کلا میدم که یه نفر سینه هام رو بخوره.یعنی یه نفر زبونش به نوک سینم بخوره تا کیرشو با تخماش نخورم ول نمیکنم.سعی میکنم عکس سینه هام کونمو واستون تو این داستان بذارم.
خلاصه سرتون رو درد نیارم.
یه پسره بود تو محلمون به اسم جواد.یه نگهبانی داشت کنار زمین فوتبال.از وقتی فهمیده بود من کونیم خودشو کشت که منو بکنه.من فتیش آدم های زشت رو دارم.آدم هایی که مثل هیولا منو میخورن و لیسم میزنن.
جواد هم خیلی زشت بود .من با تمام وجود میخواستم بهش بدم اما خوب دوست داشتم ناز کنم.بعضی وقتا آرزو میکردم که خفتم کنه.اخه هر شب که رد میشدم علنی می گفت امشب بهت فکر میکنم و جق میزنم.فکر کنم دیوونه بود.این حرفاش بیشتر حشریم میکرد.جواد یه نوچه داشت به اسم امیر.امیر از اون زشت تر با این تفاوت که خیلی چاق بود.من چند وقتی بود داشتم به امیر پا میدادم.بغل های طولانی واسه احوال پرسی.دستم رو عمدا از جلوی کیرش رد میکردم که بهش بخوره.
یه شب فوتبال تمام شد و من و امیر داشتیم تو ماشین پیپر میزدیم.دستشو گذاشت روی پام و شروع کرد به ماساژ دادن.
من میگفتم مرسی پاهام واقعا درد میکنه.دلم میخواست همون موقع کیرشو بخورم.کم کم که متوجه شد این کار حشریم میکنه دستشو اورد بالا و سینه هام رو مالید.منم که حساس رو این مساله بهش گفتم اگه همین الان بخوریش بهت میدم.
با عجله تی شرتمو زد بالا و سینه ام. و خورد.
من تو بهشت بودم.داشتم حسابی حال میکردم.صدای نفس نفس زدنش موقع خوردن دیوونم میکرد.
بهش گفتم کوچه خلوت سراغ داری که بهت بدم؟
که یهو گفت کلید اتاق جواد دستمه.
منو بگو.از خوشحالیداشتم بال در میاوردم.
گفتم جواد نیست؟
گفت نه رفته.
با خوشحالی رفتیم تو اتاق .
هنوز در رو قفل نکرده بود که من تمام لباس هام رو در اورده بودم و آماده بودم که بدم.امیر اومد یکی از دست هاشو تفی کرد و نوک سینه ام رو گرفت.اون یکی سینه ام هم شروع کرد خوردن.
منو اینهمه خوشبختی اخه محال بود.
بعد شروع کرد وسط خوردن سینه ام با اون دستش کونم رو فشار میداد.انگشتشو میکرد تو سوراخم.نرمی کنم باعث شده بود هی ازم تعریف کنه.
داشتم تو بغلش از خوشحالی دیونه میشدم. از لذت خوردن سینه هام و مالیدن کونم.
یهو در باز شد.
کسی نبود جز جواد.
جوادی که تشنه کون من بود داشت به منی نگاه میکرد که سینه هام تو دهن امیره و کونم تو دستشه.لخت لخت.
من اولش فکر کردم اتفاقیه
که یهو جواد گفت: امیر.گرمش کردی واسم؟
یعنی کلش برنامه ریزی بود که جواد منو بکنه.
شاید حس کنید کن ترسیده بودم.اما من اون موقع خوشحال ترین کونی روی زمین بودم.اما دلم خواست خودم رو لوس کنم.
رفتم یه گوشه خجالتی وایسادم.اکبر به جواد گفت اگه سینه هاشو بخوری باهات نرم میشه.
جواد و امیر لباساشون رو کامل در اوردن.منو با زور خوابوندن رو زمین.شروع کردن مالیدن من.خوردن سینه هام و بوس کردنم.
قسم میخورم.بهترین لحظه های زندگیم بود.
بعدش دیگه نوبت من بود.شروع کردم یه دل سیر واسه دوتاشون خوردن.کیرشون رو با کمال میل و لذت میخوردم.اونا هم هی ازم تعریف میکردن.
جواد از ساک زدنم خیلی خوشش اومده بود.به امیر گفت تو برو از ون بکنش منم میذارم این کونی کیرمو بخوره.من با نگاه مظلومانه به جواد گفتم.میشه به امیر بگی اول کونمو یکم بخوره؟
امیر یه خرده من من کرد مه نه نمیخوام اما جواد همونطور که کیرش تو دهنم بود امیرو مجبور کرد کونمو بخوره.امیر اولش خوشش نیومد اما بعد از چند ثانیه شروع کرد با میل خوردن.
اصلا باورم نمیشد.امیر داشت کونمو میخورد.جواد هم کیرش تو دهنم بود.دیگه صبرم تمام شد و به امیر گفتم جرم بده.امیر یه بار کونم گذاشت و بک بارک با ساک آبش اومد.جواد یکبار با ساک آبش اومد.اما دوبار کونم گذاشت.
بهشون گفتم اگر مثل حسین منو لو ندین همیشه بهتون میدم.
هنوز که کسی چیزی نفهمیده.و من الان کونی این دو نفرم.
به نظرتون حسین منو از دست داده؟
خیلی خوشحال میشم اگه راجع به عکس کونم و سینه ام نظر بدید.


یه دوستی داشتم اسمش حسین بود.
دفعه اول اون با خوردن سینه هام حشریم کرد منم با کمال میل بهش دادم.
تا این که ازم سیر شد و رفت به همه گفت که منو هر روز میکرده.
شاید باورتون نشه اما اینقدر خوش سکس بود که الانم حاضرم بهش بدم.
من یک پسرم اما دوست دارم شیرین صدام بزنن.
سینه هام درشته.و من کلا میدم که یه نفر سینه هام رو بخوره.یعنی یه نفر زبونش به نوک سینم بخوره تا کیرشو با تخماش نخورم ول نمیکنم.سعی میکنم عکس سینه هام کونمو واستون تو این داستان بذارم.
خلاصه سرتون رو درد نیارم.
یه پسره بود تو محلمون به اسم جواد.یه نگهبانی داشت کنار زمین فوتبال.از وقتی فهمیده بود من کونیم خودشو کشت که منو بکنه.من فتیش آدم های زشت رو دارم.آدم هایی که مثل هیولا منو میخورن و لیسم میزنن.
جواد هم خیلی زشت بود .من با تمام وجود میخواستم بهش بدم اما خوب دوست داشتم ناز کنم.بعضی وقتا آرزو میکردم که خفتم کنه.اخه هر شب که رد میشدم علنی می گفت امشب بهت فکر میکنم و جق میزنم.فکر کنم دیوونه بود.این حرفاش بیشتر حشریم میکرد.جواد یه نوچه داشت به اسم امیر.امیر از اون زشت تر با این تفاوت که خیلی چاق بود.من چند وقتی بود داشتم به امیر پا میدادم.بغل های طولانی واسه احوال پرسی.دستم رو عمدا از جلوی کیرش رد میکردم که بهش بخوره.
یه شب فوتبال تمام شد و من و امیر داشتیم تو ماشین پیپر میزدیم.دستشو گذاشت روی پام و شروع کرد به ماساژ دادن.
من میگفتم مرسی پاهام واقعا درد میکنه.دلم میخواست همون موقع کیرشو بخورم.کم کم که متوجه شد این کار حشریم میکنه دستشو اورد بالا و سینه هام رو مالید.منم که حساس رو این مساله بهش گفتم اگه همین الان بخوریش بهت میدم.
با عجله تی شرتمو زد بالا و سینه ام. و خورد.
من تو بهشت بودم.داشتم حسابی حال میکردم.صدای نفس نفس زدنش موقع خوردن دیوونم میکرد.
بهش گفتم کوچه خلوت سراغ داری که بهت بدم؟
که یهو گفت کلید اتاق جواد دستمه.
منو بگو.از خوشحالیداشتم بال در میاوردم.
گفتم جواد نیست؟
گفت نه رفته.
با خوشحالی رفتیم تو اتاق .
هنوز در رو قفل نکرده بود که من تمام لباس هام رو در اورده بودم و آماده بودم که بدم.امیر اومد یکی از دست هاشو تفی کرد و نوک سینه ام رو گرفت.اون یکی سینه ام هم شروع کرد خوردن.
منو اینهمه خوشبختی اخه محال بود.
بعد شروع کرد وسط خوردن سینه ام با اون دستش کونم رو فشار میداد.انگشتشو میکرد تو سوراخم.نرمی کنم باعث شده بود هی ازم تعریف کنه.
داشتم تو بغلش از خوشحالی دیونه میشدم. از لذت خوردن سینه هام و مالیدن کونم.
یهو در باز شد.
کسی نبود جز جواد.
جوادی که تشنه کون من بود داشت به منی نگاه میکرد که سینه هام تو دهن امیره و کونم تو دستشه.لخت لخت.
من اولش فکر کردم اتفاقیه
که یهو جواد گفت: امیر.گرمش کردی واسم؟
یعنی کلش برنامه ریزی بود که جواد منو بکنه.
شاید حس کنید کن ترسیده بودم.اما من اون موقع خوشحال ترین کونی روی زمین بودم.اما دلم خواست خودم رو لوس کنم.
رفتم یه گوشه خجالتی وایسادم.اکبر به جواد گفت اگه سینه هاشو بخوری باهات نرم میشه.
جواد و امیر لباساشون رو کامل در اوردن.منو با زور خوابوندن رو زمین.شروع کردن مالیدن من.خوردن سینه هام و بوس کردنم.
قسم میخورم.بهترین لحظه های زندگیم بود.
بعدش دیگه نوبت من بود.شروع کردم یه دل سیر واسه دوتاشون خوردن.کیرشون رو با کمال میل و لذت میخوردم.اونا هم هی ازم تعریف میکردن.
جواد از ساک زدنم خیلی خوشش اومده بود.به امیر گفت تو برو از ون بکنش منم میذارم این کونی کیرمو بخوره.من با نگاه مظلومانه به جواد گفتم.میشه به امیر بگی اول کونمو یکم بخوره؟
امیر یه خرده من من کرد مه نه نمیخوام اما جواد همونطور که کیرش تو دهنم بود امیرو مجبور کرد کونمو بخوره.امیر اولش خوشش نیومد اما بعد از چند ثانیه شروع کرد با میل خوردن.
اصلا باورم نمیشد.امیر داشت کونمو میخورد.جواد هم کیرش تو دهنم بود.دیگه صبرم تمام شد و به امیر گفتم جرم بده.امیر یه بار کونم گذاشت و بک بارک با ساک آبش اومد.جواد یکبار با ساک آبش اومد.اما دوبار کونم گذاشت.
بهشون گفتم اگر مثل حسین منو لو ندین همیشه بهتون میدم.
هنوز که کسی چیزی نفهمیده.و من الان کونی این دو نفرم.
به نظرتون حسین منو از دست داده؟
خیلی خوشحال میشم اگه راجع به عکس کونم و سینه ام نظر بدید.


نوشته: داریال( شیرین شما)
15 پاسخ به “کون دادن بعد از فوتبال”
عالی ولی اگه پارتنر داری دیگه عکس نذار بقیه دلشون میخواد😅
اوهه عجب کونی هوس کردم سیخبزنم
سینه جا افتاده ای داری خیلی ازش کار کشیدیکونت حرف نداره خوردنی کردنی مالیدنیحسین خنگه حتما از دستت داده خیلی خر تشریف داره
ای جون تو باشگاه خیلی بچه های خوبی هستن کراش دارم ولی خجالت میکشم 😔
اجازه بدی منم طالب بدنت شدم
وای اون ممه تو بخورم من کاش هر دقیقه بودی برات میخوردمشچرا کم عکس گذاشتی جیگرکونتم که خوردنیه آخه
میایی پی وی ؟نیم ساعت سینتومیلیسم
اووووووف عجب کون وسینه ای خداییش خوردن داره 😍😍😍❤❤❤😋😋😋
چرا اینقدر سینه داری سایزت چنده؟
اکبر کی بود
ارمینم ۱۸.داستانی حرفه ای بلدم.💦
خوشبحالت به آرزوت رسیدی 😐😊
هیچ لذتی بالاار از کون دادت نیست عزیزم ، هر چقدر دوست داری بده و از کونت لذت ببر
خوردنی
چند سالتهه