سلام دوستان میخوام براتون اولین خاطره مو بنویسم از دوم سوم راهنمایی بود که توسط یکی از رفیقام با جق اشنا شدم و بعد هام هم سکس و …
یه دونه پسر دائی دارم ک دختر بازی میکنه و کلا خراب دختر و … هستش این بنده خدا از اونجائی که خیلی باهم راحت هستیم و میومد از شارژ و پول میگرفت و پیام بازی میکرد و سر قرار میرفت یه جورائی بهم وابسته شده بود نزدیک سه سال پیش بود که بعد از چند ازدواج که توو فامیلمون شد چند تا از فامیلامون رفتن مسافرت و کلید خونه رو دادن به من که شب اونجا باشم و …
منم زدم به پسر دائی که بیاد و تنها نباشم اون بنده خدا هم دمش گرم اومد و شب اول از که پیش هم بودیم از دوست دختراش برام میگفت و برام تعریف میکرد منم گوش میدادم و …
شب دوم هم به همین طریق منتهی شب دوم موقع خواب دیگه راحت فقط با شرت چند متر اون طرف تر از من خوابید منم که عادت دارم شب ها بیدار و فوتبال میدم اون شب بدن سقید و رون و پاهای سفیدش رو میدم تحریک شده بودم اون شب همش خودم رو بهش نزدیک میکردم و چند باری هم روو کونش دست میکشیدم و رسیدیم به صب و صب اول وقت بیدار شدم و با کیرم بازی میکردم و کیرم 20 سانتی میشه و میگفتم که اگه این کیر 20 سانتی بره توو این کون سفید چی میشه و …
چای و صبحانه رو خودم درست کردم و خوردم پسردائی رو بیدارش کردم اما این مگه بیدار میشد هی این طرف و اون طرف غلت میزد و کونش بازم تحریک میکرد منو منم که بهش چسپیده بودم و به بهانه هل دادن از خواب بیدار کردنش خودم رو روش انداخته بود و اون انگار نه انگار تا اینکه رفتم بهش در گوشش با شوخی گفتم که بلند شوو با این کون سفیدت که داره حالم یه جوری میشه و مست میشم این بنده خدا هم فک میکرد شوخی میکنم و به روی خودش نمیاورد و من هم پر رو تر میشدم و و بیشتر حال میکردم و کونش دیگه قشنگ توو دستم بود دیگه طاقت نیاوردم گفتم بلند شو دیرم شده اگه بلند نشی شرتت رو در میارم و کونت میزارم که هیچی نگفت منم لجم در اومده بود و شرتش رو در اوردم وای خدا چی میدیدم یه کون سفید و نرم دگه از خود بی خود شده بودم و کیرم رو هم در آوردم و روو کونش میمالوندم دیدم هیچی نمیگه خودم کامل لخت کردم و اونم لخت بود دیگه کیرم رو گذاشتم در سوراخ کونش و گفتم بلند میشی یا بکنم تووو ؟ هیچی نگفت و منم دیگه شروع کردم و میکردمشاون تخت رو شکمخوابیده بود منم تلمبه میزدم لامصب چه حالی میداد روو ابرا بودم کیرم رودر آوردم و رفتم بالا سرشدو سه بار با کیرم روو لباش و صورتش میزدم و بهش فحش میدادم که لامصب توو که کونی بودی چرا زودتر بهم نگفتی که دیشب و پریرشب جرت بدم ؟ اون بنده خدا هم مونده بود چی بگه به انواع و اقسام روش ها کونش گذاشتم یه چهل دقه قشنگ بهم کون میداد و منم میکردمش تا اینکه گفت تمومش کن من با تمام وجود کیرم رو بیرون کشیدم ریختم روو کونش بلند شد و بدون سرو صدا صبحانه خورد و باهم اومدیم بیرون و …
یه دونه پسر دائی دارم ک دختر بازی میکنه و کلا خراب دختر و … هستش این بنده خدا از اونجائی که خیلی باهم راحت هستیم و میومد از شارژ و پول میگرفت و پیام بازی میکرد و سر قرار میرفت یه جورائی بهم وابسته شده بود نزدیک سه سال پیش بود که بعد از چند ازدواج که توو فامیلمون شد چند تا از فامیلامون رفتن مسافرت و کلید خونه رو دادن به من که شب اونجا باشم و …
منم زدم به پسر دائی که بیاد و تنها نباشم اون بنده خدا هم دمش گرم اومد و شب اول از که پیش هم بودیم از دوست دختراش برام میگفت و برام تعریف میکرد منم گوش میدادم و …
شب دوم هم به همین طریق منتهی شب دوم موقع خواب دیگه راحت فقط با شرت چند متر اون طرف تر از من خوابید منم که عادت دارم شب ها بیدار و فوتبال میدم اون شب بدن سقید و رون و پاهای سفیدش رو میدم تحریک شده بودم اون شب همش خودم رو بهش نزدیک میکردم و چند باری هم روو کونش دست میکشیدم و رسیدیم به صب و صب اول وقت بیدار شدم و با کیرم بازی میکردم و کیرم 20 سانتی میشه و میگفتم که اگه این کیر 20 سانتی بره توو این کون سفید چی میشه و …
چای و صبحانه رو خودم درست کردم و خوردم پسردائی رو بیدارش کردم اما این مگه بیدار میشد هی این طرف و اون طرف غلت میزد و کونش بازم تحریک میکرد منو منم که بهش چسپیده بودم و به بهانه هل دادن از خواب بیدار کردنش خودم رو روش انداخته بود و اون انگار نه انگار تا اینکه رفتم بهش در گوشش با شوخی گفتم که بلند شوو با این کون سفیدت که داره حالم یه جوری میشه و مست میشم این بنده خدا هم فک میکرد شوخی میکنم و به روی خودش نمیاورد و من هم پر رو تر میشدم و و بیشتر حال میکردم و کونش دیگه قشنگ توو دستم بود دیگه طاقت نیاوردم گفتم بلند شو دیرم شده اگه بلند نشی شرتت رو در میارم و کونت میزارم که هیچی نگفت منم لجم در اومده بود و شرتش رو در اوردم وای خدا چی میدیدم یه کون سفید و نرم دگه از خود بی خود شده بودم و کیرم رو هم در آوردم و روو کونش میمالوندم دیدم هیچی نمیگه خودم کامل لخت کردم و اونم لخت بود دیگه کیرم رو گذاشتم در سوراخ کونش و گفتم بلند میشی یا بکنم تووو ؟ هیچی نگفت و منم دیگه شروع کردم و میکردمشاون تخت رو شکمخوابیده بود منم تلمبه میزدم لامصب چه حالی میداد روو ابرا بودم کیرم رودر آوردم و رفتم بالا سرشدو سه بار با کیرم روو لباش و صورتش میزدم و بهش فحش میدادم که لامصب توو که کونی بودی چرا زودتر بهم نگفتی که دیشب و پریرشب جرت بدم ؟ اون بنده خدا هم مونده بود چی بگه به انواع و اقسام روش ها کونش گذاشتم یه چهل دقه قشنگ بهم کون میداد و منم میکردمش تا اینکه گفت تمومش کن من با تمام وجود کیرم رو بیرون کشیدم ریختم روو کونش بلند شد و بدون سرو صدا صبحانه خورد و باهم اومدیم بیرون و …
دیگه از اون به بعد شده بود کونی خودم و همیشه کونش میکردم و بهش شارژ میدادم الانم که رفته سربازی هر وقت میاد ما رو بی نصیب نمیزاره دمش هم گرم.
نوشته: bookijoon
11 پاسخ به “کون سفید پسردائی”
زنده باد گی
درباره من
بدون تا خیرانداز چهل دقیقه کردیازاونورم کیرت رو کامل ردی تو کونش نه دردش اومد هیچیم نگفتیه کم داستان واقعی تر بنویس
اون حتما مرده بوده که وقتی گذاشتی تو کونش بازم ازخواب بیدارنشد.جقی برو جقتو بزن با این داستان سراییت ابروی نویسنده هارو نبر
میخواستم فش بدم ولی دوستان دیگه بی نصیبت نذاشتن دمشون گرم
کس شک چهل دقیقه کردی ابت نیومده گفت بکش بیرون تمومش کن کشیدی بیرون ابت اومد لاشی تو خودت چونیبده بکنیم ابته ای
ای کونکش جقی عاغا پسرا چرا جقی شدن
18مشهدهستم پايه گی هركي هست بگه
kire oon bande khoda too koonet az pahna jaghi to khodet koonii
اون بنده ی خدا گفتنت تو حلقم
لابد اول صبح کونش هم خالی خالی بود و هیچ کثافتکاری هم نشد؟بابا داستان هممینویسین یه خلاقیتی بخرج بدین.مثلا کافی بود بنویسی صبح بلند شد رفت حموم بعد که لخت اومد خفتش کردی و کردیش