من همیشه یه پسر خجالتی بودم خب اینکه میگم خجالتی بودم منظورم قبلنا بود… قبل از اون اتفاق.
تابستون سال ۹۴ قرار شد بعد از دو ماه سخت کاری بریم شمال، دل تو دلم نبود. فکر اینکه قرار بود زیر آفتاب توی ویلا کنار استخر لم بدم و هیچ کاری نکنم خیلی خوب بود.
روز قبل از اینکه راه بیفتیم قرار بود برم و بال و کتف بگیرم برای فردا اما من خب گشاد کرده بودم و اصلا حالشو نداشتم، تو این فکر بودم که اونجا از رستوران غذا سفارش بدیم پس گوشیمو برداشتم تا به دوستم زنگ بزنم
بعد از چندتا بوق گوشی رو برداشت :
(( سلام چطوری علی ))
بهش گفتم که چی فکر میکنم ولی خب از اونجایی که اون نامزد کرده بود و سخت در تلاش بود تا پول برای عروسیش جمع کنه با پیشنهادم مخالفت کرد و صرفا با یه جمله ((نمیصرفد دادا)) منو متقاعد کرد که برم بیرون .
سوییچ رو برداشتم و زدم بیرون، توی ماشین یه اهنگ مشتی گذاشتم و شروع کردم به فاز گرفتن با اهنگ.
بعد از اینکه رسیدم به مرغ فروشی یکم تو ماشین موندم تا آهنگ مورد علاقم تموم بشه، لعنتی عاشق اون آهنگم هیچوقت آخرشو از دست نمیدم.
از ماشین پیاده شدم و داخل رفتم، در حالی که داشتم سفارش میدادم متوجه شدم یه خانمی وارد مغازه شد.
حتی نگاهشم نکردم اما با این حال احساس میکردم خوشگل باشه این شد که از مغازه اومدم بیرون تا از بیرون ببینمش؛ روسریش روی شونه ش افتاده بود و باعث شده بود موهاشو که کراتین کرده بود و از دور ابریشمی دیده میشد در معرض دید باشه شالش سفید و بود و روی مانتوی سیاه رنگش افتاده بود و یه شلوار سفید هم تنش بود، خب ناخودآگاه به کونش نگاه کردم و دیدم که شلوارش رفته لای چاکش؛ با دیدن این صحنه پوزخندی زدم ولی اون همون لحظه برگشت و دید من دارم پوزخند میزنم؛ خجالت کشیدم و سرمو انداختم پایین بعدش برگشتم و رو به خیابون منتظر موندم تا سفارشم اماده بشه
توی همین حین متوجه صدای پاش شدم که داشت نزدیک تر میشد. منم به روی خودم نیاوردم انگار ن انگار که تا الان داشتم دیدش میزدم تا اینکه صدام کرد :
(( خنده داره ؟؟؟))
جا خوردم !! توقع یه همچین چیزی رو نداشتم سرمو نیمه برگردوندم تا ببینم خودشه یا نه بعد جواب دادم :
(( فکر نمیکنم چیز خنده داری دیده باشم))
این جنده چی پیش خودش فکر میکرد؟
(( بیشعور هیز حداقل گردن بگیر ))
یه آبرومو دادم بالا و سمتش نیمه نگاه کردم هنوزم حتی سرمو برنگردونده بودم طرفش درست بود که داشتم کونشو دید میزدم ولی توقع نداشت که بخاطرش بحثو ادامه بدم؟؟
یه نفس عمیقی کشیدم و گفتم :
(( باشه معذرت میخوام از حضور متعالی ولی باید بگم که انگار حس لامسه تون خرابه بد نیست که دکتر رو ملاقات کنین ))
اگه منظورمو میفهمیدی خیلی خوشحال میشدم ولی من خیلی غیر مستقیم بهش گفتم بنظرم هم درستش همین بود نمیشد که بگم شلوارت رفته لای چاک کونت و خطش معلومه.
(( ایششش چه ادایی هم میاد مرتیکه هیز))
دیگه برگشتم سمتش، جا خورد و حالت تدافعی گرفت
(( نمیدونم میخوای چی بشنوی پس هرچی میخوای بگو و از جلو چشمام دورشو حوصله بحث ندارم و با اینکه ارزششو نداری ازت معذرت خواهی کردم ))
انگار آتیش گرفت یه قدم اومد سمتم و داد زد :
(( مرتیکه هول چی تو خودت دیدی صبر کن زنگ بزنم پلیس بیاد تا بهت بگم کی بی ارزشه من ؟ یا توی ندیده، خاک بر سرت کنن))
منو میگی اصلا یه کلمه از حرفاش به تخمم هم نبود پس ساکت وایسادم و نگاهش کردم، داشت خزعبل میگفت اخه کی بابت یه پوزخند پلیس خبر میکنه مگر اینکه بخواد به دروغ مظلوم نمایی کنه.
انگار که جواب ندادنم از صدتا فحش بدتر باشه عصبانی ترش کرد:
(( کصکش کله کیری ))
به چشماش که داشت از عصبانیت میسوخت نگاه کردم و در عین حال حوصلم سر رفته بود و کلا حواسم به داخل بود که سفارشم کی اماده میشه
نفسمو بیرون دادمو رفتم توی مغازه، پرسیدم آقا این سفارش ما آماده نشد ؟ پرسید چرا دارم میزارم مشما ببری داداش ولی بیرون چه خبره؟ گفتم : هیچی مثل اینکه یکی از مرغاتون از قفس فرار کرده
پلاستیکو گرفتم و رفتم بیرون و به دختره نگاه کردم که داشت بد نگام میکرد، گفتم :
ها ؟ میخوای بدونی به چی میخندیدم ؟ باشه. شلوارت رفته لای کونت.
دیگه بهش نگاهم نکردم
سوار ماشین شدم شیشه رو دادم پایین و آهنگ پلی کردم و با خودم گفتم که ازین به بعد دیگه تو رو دروایسی هیچکسی نمیمونم
موزیک ملایم شروع شد و منم به تکستاش گوش میکردم انگار که دقیقا میدونستم قبل از نوشتن این شعر چه غم سنگینی روی دوش نویسنده بوده :
I hang my hand out of window
Blow a little bit of smoke till i feel free
Pedal down one on one in high road
Till i hit the sunshine and some palm trees
تابستون سال ۹۴ قرار شد بعد از دو ماه سخت کاری بریم شمال، دل تو دلم نبود. فکر اینکه قرار بود زیر آفتاب توی ویلا کنار استخر لم بدم و هیچ کاری نکنم خیلی خوب بود.
روز قبل از اینکه راه بیفتیم قرار بود برم و بال و کتف بگیرم برای فردا اما من خب گشاد کرده بودم و اصلا حالشو نداشتم، تو این فکر بودم که اونجا از رستوران غذا سفارش بدیم پس گوشیمو برداشتم تا به دوستم زنگ بزنم
بعد از چندتا بوق گوشی رو برداشت :
(( سلام چطوری علی ))
بهش گفتم که چی فکر میکنم ولی خب از اونجایی که اون نامزد کرده بود و سخت در تلاش بود تا پول برای عروسیش جمع کنه با پیشنهادم مخالفت کرد و صرفا با یه جمله ((نمیصرفد دادا)) منو متقاعد کرد که برم بیرون .
سوییچ رو برداشتم و زدم بیرون، توی ماشین یه اهنگ مشتی گذاشتم و شروع کردم به فاز گرفتن با اهنگ.
بعد از اینکه رسیدم به مرغ فروشی یکم تو ماشین موندم تا آهنگ مورد علاقم تموم بشه، لعنتی عاشق اون آهنگم هیچوقت آخرشو از دست نمیدم.
از ماشین پیاده شدم و داخل رفتم، در حالی که داشتم سفارش میدادم متوجه شدم یه خانمی وارد مغازه شد.
حتی نگاهشم نکردم اما با این حال احساس میکردم خوشگل باشه این شد که از مغازه اومدم بیرون تا از بیرون ببینمش؛ روسریش روی شونه ش افتاده بود و باعث شده بود موهاشو که کراتین کرده بود و از دور ابریشمی دیده میشد در معرض دید باشه شالش سفید و بود و روی مانتوی سیاه رنگش افتاده بود و یه شلوار سفید هم تنش بود، خب ناخودآگاه به کونش نگاه کردم و دیدم که شلوارش رفته لای چاکش؛ با دیدن این صحنه پوزخندی زدم ولی اون همون لحظه برگشت و دید من دارم پوزخند میزنم؛ خجالت کشیدم و سرمو انداختم پایین بعدش برگشتم و رو به خیابون منتظر موندم تا سفارشم اماده بشه
توی همین حین متوجه صدای پاش شدم که داشت نزدیک تر میشد. منم به روی خودم نیاوردم انگار ن انگار که تا الان داشتم دیدش میزدم تا اینکه صدام کرد :
(( خنده داره ؟؟؟))
جا خوردم !! توقع یه همچین چیزی رو نداشتم سرمو نیمه برگردوندم تا ببینم خودشه یا نه بعد جواب دادم :
(( فکر نمیکنم چیز خنده داری دیده باشم))
این جنده چی پیش خودش فکر میکرد؟
(( بیشعور هیز حداقل گردن بگیر ))
یه آبرومو دادم بالا و سمتش نیمه نگاه کردم هنوزم حتی سرمو برنگردونده بودم طرفش درست بود که داشتم کونشو دید میزدم ولی توقع نداشت که بخاطرش بحثو ادامه بدم؟؟
یه نفس عمیقی کشیدم و گفتم :
(( باشه معذرت میخوام از حضور متعالی ولی باید بگم که انگار حس لامسه تون خرابه بد نیست که دکتر رو ملاقات کنین ))
اگه منظورمو میفهمیدی خیلی خوشحال میشدم ولی من خیلی غیر مستقیم بهش گفتم بنظرم هم درستش همین بود نمیشد که بگم شلوارت رفته لای چاک کونت و خطش معلومه.
(( ایششش چه ادایی هم میاد مرتیکه هیز))
دیگه برگشتم سمتش، جا خورد و حالت تدافعی گرفت
(( نمیدونم میخوای چی بشنوی پس هرچی میخوای بگو و از جلو چشمام دورشو حوصله بحث ندارم و با اینکه ارزششو نداری ازت معذرت خواهی کردم ))
انگار آتیش گرفت یه قدم اومد سمتم و داد زد :
(( مرتیکه هول چی تو خودت دیدی صبر کن زنگ بزنم پلیس بیاد تا بهت بگم کی بی ارزشه من ؟ یا توی ندیده، خاک بر سرت کنن))
منو میگی اصلا یه کلمه از حرفاش به تخمم هم نبود پس ساکت وایسادم و نگاهش کردم، داشت خزعبل میگفت اخه کی بابت یه پوزخند پلیس خبر میکنه مگر اینکه بخواد به دروغ مظلوم نمایی کنه.
انگار که جواب ندادنم از صدتا فحش بدتر باشه عصبانی ترش کرد:
(( کصکش کله کیری ))
به چشماش که داشت از عصبانیت میسوخت نگاه کردم و در عین حال حوصلم سر رفته بود و کلا حواسم به داخل بود که سفارشم کی اماده میشه
نفسمو بیرون دادمو رفتم توی مغازه، پرسیدم آقا این سفارش ما آماده نشد ؟ پرسید چرا دارم میزارم مشما ببری داداش ولی بیرون چه خبره؟ گفتم : هیچی مثل اینکه یکی از مرغاتون از قفس فرار کرده
پلاستیکو گرفتم و رفتم بیرون و به دختره نگاه کردم که داشت بد نگام میکرد، گفتم :
ها ؟ میخوای بدونی به چی میخندیدم ؟ باشه. شلوارت رفته لای کونت.
دیگه بهش نگاهم نکردم
سوار ماشین شدم شیشه رو دادم پایین و آهنگ پلی کردم و با خودم گفتم که ازین به بعد دیگه تو رو دروایسی هیچکسی نمیمونم
موزیک ملایم شروع شد و منم به تکستاش گوش میکردم انگار که دقیقا میدونستم قبل از نوشتن این شعر چه غم سنگینی روی دوش نویسنده بوده :
I hang my hand out of window
Blow a little bit of smoke till i feel free
Pedal down one on one in high road
Till i hit the sunshine and some palm trees
نوشته: Bone
9 پاسخ به “چطور شد که خجالت رو کنار گذاشتم”
وسطش آبت اومد داستان رو تموم کردی؟!!!این کجاش سکسی بود
متعجبم که چرا سایت این داستانو گذاشته…
دادا یک اصطلاح هست که بیشتر اصفهانی ها استفاده میکنن.خط اول من خیلی خجالتی هستم 😏🖕شما یک بیمار روان پریش تشریف داری .کسی که به علت پوشش به یک خانوم برچسب جنده بودن میزنه .حتی در یک داستان خیالی در واقع جمجمه خالی خودش رو نمایش گذاشته 🧜♂️
قشنگ بود. ممنون
حاجی این چی بود نوشتی انصافا. لا اقل بخاطر اینکه موضوع سکسی میکردی اخرش مینوشتی با کون خانمه جلق زدم . خودت به این خاطره نه چندان جذاب و نه چندان سکسی لایک میدی؟
ما میایم چار تا داستان بخونیم کیرمون راست بشه،اینو خوندم خوابید🤣🤣🤣🤣
کصکش کله کیری
آهنگ “Cabin Fever” از Diggy Graves ؟
خیلی چرت و بی ارزش نوشتی سروته نداشت