چطوری کونی شدم😅

سلام من امیر هستم و یه جورایی تو محلمون همه می‌دونن که من پسرا و دخترا رو خفت میکنم و میکنمشون خوب حالا پیش خودتون میگید این چه ربطی به عنوان داستانم داره صبور باشید و همراه من بیاد تا براتون تعریف کنم
من توی یه روستا تو مازندران زندگی میکنم و میتونم بگم بخاطر کاری که به پسرا و دخترای روستا میکردم بخاطر آبروی خودشونو با من نمی گردن
پس برا من که همش دنبال کونو کس بودم یکم سخت بود که به این کارا ادامه بدم پس رفتم با ربات های تلگرامی که چت ناشناس با اطرافیان که معلوم نبود کی میشد رو برام میاورد با همین روش دوباره پسرا و دخترای زیادیو کردم تا اینکه یه دختر فوق‌العاده خوشگل که اندام واقعا خوبی داشت بهم درخواست چت میده و میگه دلش کیر میخوادو ازم میخواست برم بکنمش یه فاصلمون همش ۲۰کلومتر بود پس تخته گاز رفتم دختره هم آدرس خونشون داده بود و گفته بود مامان بابام خونه نیستن
وقتی رفتم اونجا و از نزدیک دیدنش دیدم صد برابر بهتر از عکسه
داشتم میترکیدم که گفت بریم تو منم خیلی دلم می خواد سریع رفتیم تو و ازم خواست که لخت بشم منم از خدا خواسته داشتم کامل لخت میشدم که وقتی داشتم شرتم درمیاوردم خم شدم تا از پام درش بیارم که یه چیزو رو سوراخ کونم احساس کردم رومو که برگرداندم دیدم دختره یه کیر داره دو برابر کیر من پشمام ریخته بود میخواستم بزنم به چاک که دیدم پدرش از در اومد تو و منو گرفت دستور پامو بست و اونم داشت لخت میشد از تعجب خشکم زده بود آخه تا حالا یه دوجنسه ندیده بودم
یهویی دیدم دختره داره سوراخ کونمو زبون میزنه پدره هم کیرشو میمالید به صورتم منم کلمو تموم میدادم تا ولم کنه که پدره چاقو آشپزخونه رو گرفت سمتم گفت اگه اذیت کنی مجبوریم خشن تر باشیم
دیگه دیدم چاره ای ندارم کیرشو تا ته خوردم و یه حس عجیبی داشت
طعمشو دوست داشتم یهویی دوجنسه کیرشو کرد تو کونم کیرش خیلی کلفتو بزرگ بود با اینکه درد داشت ولی عجیب بود که خیلی داشت بهم حال میداد پدره و بچه ابشونو ریختن روم به قدری زیاد بود که
کل بدنمو گرفت
یهویی پدره دستامو باز کرد و گفت خواستی خودتو بشور بهم برو
میخواستم سریع تر برم که دیدم دارم با سمت کیر دختره کشیده میشم
اصلا دست خودم نبود آروم آروم رفتم براش داشتم ساک میزدم پدره هم گفت پس خودتم دوست داری همون موقع پرید رومو کیرشو کرد تو کونم جفتشون انقدر منو کردن که هر سه مون از حال رفتیم بعدش خودمو تو حموم خونشون شستمو از اونجا زدم به چاک البته از اون موقع به بعد میگه کسیو خفت نمی‌کردم که بکنم خفتشون میکردم و میدادم بهشون طولیم نکشید که دورم شلوغ شد و کلی بکن پیدا کردم هرروز با یکی بودم الانم که دارم براتو می‌نویسم پیش همون پدرو دوجنسه ام
پایان

نوشته: امیر

بازدید 8,507

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “چطوری کونی شدم😅”

  1. خودت که هیچی. دوست دارم بدونم تو ذهن اون دو نفری که لایک کردن همچین کصشریو چی میگذشته

  2. خدا را شکر مطمئن هستم که هیچکدام از اعضای گی این سایت به اندازه راوی داستان بی شعور نیستند

  3. نویسنده تویی بقیه اداتو درمیارن .واقعا بسیار بسیار کص شعر .آفرین دیگه ننویس ملجوق.

  4. تا حالا همچین کسخلی توی بکن تو ندیده بودم میخوای کون بدی چرا مزخرفات میگی

  5. ببین چه کس‌شعری نوشتی که ،Fardatanham که زیر تمام داستانای سایت درخواست سکس میده هم ترجیح داده یه چیزی با ت کنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید