سلام دوستان میخوام ادامه داستان خودمو سعیدو بنویسم، ببخشید قسمت قبل یه ایراداتی داشت که من با جزئیات تعریف نکردم چون خیلی طولانی میشد نخواستم حوصلتون سر بره ،یه سریاتون خوشتون امد گفتین ادامه بده که تصمیم گرفتم ادامشو بنویسم خلاصه بگذریم بریم ادامه داستان…اون روز از پیش سعید برگشتم نزدیکای غروب بود رفتم خونه انقدر که خسته بودم به مامانم گفتم واسه شام اگه خودم بیدار نشدم بیدارم نکنه رفتم بخوابم نشستم رو تختم درد بدی تو کونم پیچید انگار که یه چیز سفت مثل کیر هنوز تو کونمه دیگه دراز کشیدم و به ثانیه نرسیده خوابم برد .حدود یازده شب بیدار شدم همش مجبور بودم کج بشینم چون سوراخ کونم زیادی درد داشت رفتم تو هال مامانم گفت به به بالاخره بیدار شدی بیا شامتو گرم کن بخور دیگه داشتم از گشنگی میمردم شامو گرم کردم خوردم و برگشتم تو اتاقم
گوشیمو نگاه کردم دیدم سعید پیام داده بیداری؟ج دادم آره گفت رها نمیدونی از وقتی رفتی حال خرابم همش تو فکر کونتم لامصب عجب چیزی هستی گفتم سعید خیلی درد دارم نمیتونم دیگه، گفت جوجه نترس طبیعیه خوب میشی واسه اینکه هر بار انقدر دردت نیاد باید زود به زود بیایی کونت بزارم وگرنه فاصله بیوفته اذیت میشی گفتم من حالا حالاها نمیتونم بیام باید دردم خوب بشه گفت یادته که بعدش چه لذتی بردی هی میگفتی بکن تو کونم بازم بیایی همینجوری بهت لذت میدم من سعی کردم دردت نیاد اما این طبیعیه یکم درد داشته باشی ناسلامتی اولین بارته کون دادی .فردا کی مدرسه میری؟ گفتم صبح تا ظهر مدرسه ام گفت پس خوبه بعد ظهر مادر بزرگ رفت مغازه پیام میدم بیا .گفتم سعید بس کن گفتم که نمیتونم درد دارم،گفت تو بیا اگه نخواستی نمیکنمت فقط حال میکنیم،گفتم چجوری حال بکنیم؟گفت میایی لختت میکنم لباتو میخورم ممه هاتو میخورم با انگشتم اون چوچول نازتو انقد میمالم داغ شی مثل آتیش انقد کستو میلیسم که خودت بگی بکنمت تو که میدونی من زوری خوشم نمیاد تا خودت نخوایی اتفاقی نمیوفته قول میدم. گفتم نمیدونم حالا تا فردا گفت خوب منم باید مطمئن باشم میایی یا نه که بعد ظهر مرخصی بگیرم، گفتم حالا صبح بهت خبر میدم الان نمیتونم قول الکی بدم که گفت باشه ولی جون سعید سعی کن بیایی تو که میدونی چقدر مراعاتتو کردم نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره تا خودت نخوایی هیچی نمیشه مطمئن باش تو که دیگه منو میشناسی،گفتم باشه سعید خستم انقدر پیام نده گفت خوب الان چی تنته منم یه لباس گله گشاد تنم بود با یه شلوار گل گلی نارنجی😐تو دلم گفتم خدایی انتظار داری جلو خانوادم چی تنم باشه احمق آخه🤦♀️گفتم یه لباس گشاد با یه شلوار نارنجی گل گلی ،گفت اه این چه جورشه حسمو پروندی. گفتم پس چی ؟انتظار داری بگم لباس سکسی ؟نخیر از این خبرا نیست! گفت باشه بخواب جوجه صبح پیام میدم هماهنگ کنیم باهم ،گفتم باشه شب خوش بعدش دیگه تا نزدیکای ۳ صبح خوابم نبرد، همش تو فکر کون دادنم و کارایی که سعید باهام کرد بودم و مدام آب می پاشید بیرون از کسم ،شلوارم خیس شده بود دیگه عوضش کردم و کم کم خوابیدم، صبح ساعت هفت و نیم رفتم مدرسه و ظهر برگشتم دیدم سعید پنج بار پیام داده که میتونم برم یا نه؟ ج دادم اکیه مرخصی بگیر میام رفتم حمام یه دوش گرفتم امدم بیرون یه شورت و سوتین قرمز داشتم پوشیدم و لباس تنم کردم نزدیکای ساعت دو بود که نهارمو خوردم و دو و نیم از خونه زدم بیرون به بهانه خرید ماکت برای کاردستی مدرسه. پیام دادم به سعید که بیام؟ج داد آره بیا مادر بزرگ رفته،رفتم زنگ درو زدم امد درو باز کرد گفت بی سر صدا بیا تو، رفتم تو خونه سلام احوال پرسی کردیم گفت بیا تو اتاق رفتیم تو اتاق و درو بست تشک پهن کرده بود نشست منم رفتم کنارش نشستم گفت چخبر؟ گفتم خبری نیس ،گفت درد داری هنوز ؟اینو گفت خیلی خجالت کشیدم نمیدونم چطوریه آدم تو پیام خجالت نمیکشه اما طرفو که میبینی میخوای آب شی بری تو زمین .چیزی نگفتم گفت رها با توام نمیخوای حرف بزنی ؟گفتم خوبم گفت خوب چرا کج نشستی؟ گفتم سعید بس کن از این موضوع حرف نزنیم لطفا، گفت باشه جوجه بیا بغلم اینجوری اذیت میشی بیا با هم دراز بکشیم ،دراز کشیدم بغلم کرد دست برد تو گردنم نوازشم کرد مور مورم شد لباشو گذاشت رو لبام پلکام داغ شد ،با ولع و آروم طوری که کبود نشه لبامو میخورد و منم همراهیش میکردم ،هردومون بی اختیار هی امممم اممم میکردیم ازم جدا شد گفت میشه کش موتو در بیاری؟ گفتم آره صبر کن، نشستم کش مو رو در آوردم گفت لباساتم در بیار یکدفه دیگه نخوای پاشی لباسو و شلوارمو در آوردم چشمش که افتاد به سوتین و شورتم گفت جوووون قرمز پوشیدی برام اوففففف، گفتم آره دوس داری؟گفت خوراکمه جوجه دراز کشیدم از پشت بغلم کرد انقدر گردنمو لیس زد دیگه تو حال خودم نبودم انقد آههه کشیدم سعید حشری شد ،کیرش سفت شده بود هی میمالید در کونم و با دستش ممه هامو میمالید دستشو برد زیر سوتینم با نوک ممه هام بازی میکرد، دیگه داشت جونم از کسم در میرفت که دستشو برد تو شورتم وایییییییی شورتم خیس خیس بود، همینجوری آب میپاچید از تو کسم بیرون دستشو گذاشت رو چوچولم دیگه بدتر شدم حالم دست خودم نبود برم گردوند به پهلو رو به خودش سوتینمو داد بالا ممه هامو انقدر محکم میک میزد همه جاشو کبود کرد، بعد رفت سراغ کسم انقد چوچولمو لیسید سرشو گذاشت بین رونم منم از شدت شهوت و حشری بودنم رونامو فشار میدادم رو سرش زبونشو میزد رو چوچولم ضربه ای جیگرم حال میومد، دیگه حتی نمیتونستم چشامو باز کنم. همونجوری رونامو با دوتا دستش گرفته بود میگفت جووووون قربون کس نازت برم رها قربون چوچول داغت بشم کجا بودی تا حالا؟ بلند شد گفتم کجا؟ گفت صبر کن الان میام، رفت تو یه کاسه روغن جامد آورد اومد تو اتاق گفتم سعید کونم درد داره نمیشه بخدا این سری بیخیال،گفت کونت نمیزارم تا خودت نخوای فقط انگشتت میکنم حل کنیم اگه هم دردت اومد بگو نمیکنم ،گفتم باشه بیا .امد باز سرشو برد بین رون پاهام منم به پهلو بودم چوچولمو لیس میزد یهو حس کردم سوراخ کونم چرب شده دیدم داره با انگشت دور سوراخمو میماله با روغن هر چند دقیقه یه بار انگشت میکرد تو روغن میزد دور سوراخم، کم کم انگشتشو فرو کرد البته فقط یه بندشو انقد بند انگشتشو کرد تو در آورد اصلا درد نداشتم تا ته انگشتشو کرد توم بعد کمی دو انگشتی کرد تو کونم و چوچولمو میخورد و عقب جلو میکرد تو کونم گفتم وایییییی سعییییید دارم میمیرم دیگه آخخخخخ چه خوبه آییییییی آههههه گفت حال میکنی جوجه؟ قربون اون چوچول صورتیت برم قربون سوراخ کونت برم من، گفتم وای سعید بخور کسمو جونم داره در میاد باز شروع کرد ادامه دادن کسمو لیس میزد زبون میزد رو نوک چوچولم دیگه جونی برام نمونده بود از شهوت زیاد قلبم تند تند میزد انگشتشم تو کونم بود هی عقب جلو میکرد، گفت بسته بخواب رو شکمت کیرم داره میترکه میخوام بکنم تو کونت ،گفتم سعید بهت گفتم که درد داره کونم نمیتونم، گفت عزیزم نتونستی نمیکنمت،گفتم آخه… کلافه شد معلوم بود کل وجودش لبریز از حس شهوت و نیازه پوفی کشید گفت رها عزیزم گفتم که دردت اومد نمیکنم تو کونت انقدر کل کل نکن کیرم میخوابه ها! گفتم باشه، خوابیدم رو شکمم سر کیرشو روغن مالی کرد گذاشت دم سوراخ کونم فشار داد درد بدی پیچید دور سوراخم جیغ زدم گفت چیشد گفتم جون مادرت نکن سعید درد داره، گفت تحمل کن خوب میشه یکم دیگه فشار داد سر کیرش رفت تو بند زیر کلاهک کیرش تقه کرد دیگه نمیدونستم کجا برم انقدر له له زدم خییییلی درد داشت، نمیدونم شاید بخاطر این بود که دیروز کونم گذاشته بود آسیب دیده بودم که انقدر کونم درد داشت و میسوخت، گریم گرفت گفتم تو گفتی دردت بیاد نمیکنی! داره جونم در میاد پارم کردی بس کن درش بیار، زار میزدم ،گفت دیروز که خوب بودی عزیزم ضد حال نزن. گفتم الان از دیروز بدتره در بیار دیروز پارش کردی کونمو الان نمیتونم تحمل کنم، یه فشار دیگه داد نفسم رفت داشت تلمبه میزد همونجا، که گفتم سعید غلط کردم بخدا ادامه بدی نمیام دیگه ولم کن. یهو کیرشو کشید بیرون باز بند زیر کلاهک کیرش تقه کرد انقدر کونم میسوخت حد نداشت، گفت ببخشید رها بخدا فکر کردم مث دیروز عادت میکنی ببخشید چی شده تو ؟گفتم مگه نمیگم درد دارم الکی که نگفتم دیروز پارم کردی انتظار داری هر روز پشت سر هم بکنی تو کونم ؟نمیشه که، گفت باشه عشقم ببخشید دیگه، بغلم کرد یکم که گذشت باز شروع کرد گردنمو بوسیدن گفتم باز شروع نکن، گفت پس کیرمو چیکار کنم ؟گفتم بیا ایناهاش خوابید دیگه. گفت خوب بخاطر کولی بازی های تو خوابید، باهاش بازی کنی بلند میشه. گفتم نمیتونم گفت نمیکنم تو کونت میخوام بخوری برام ،منم اون کس نازتو انقد میک میزنم جونت در بیاد توله، انقد میخورم چوچولتو از حال بری اینارو که میگفت حشری میشدم باز ،گفتم پس کیرتو اول بشور چربه تازشم سرش رفته تو کونم من چندشم میشه ،گفت چشم رفت شستش و آمد. گفتم سعید من بلد نیستم گفت بلدی نمیخواد فقط با لبات باهاش بازی کن بخورش دندون نزن بهش گفتم باشه، سر کیرشو لیس زدم گفت اوفففف رها ،گفتم جون؟ گفت اینجارو، اشاره کرد به رگ کیرش که زیر کیرش بود گفت اینجارو با نوک زبونت تا سرش لیس بزن گفتم باشه، با نوک زبونم
لیس زدم تا سر کلاهکش یه آخ غلیظ کشید گفت جوووون بخورش توله سگ همش واسه خودته، کیرشو یکم که نیم خیز شده بود کردم تو دهنم عقب جلو کردم گفت رها دندون نزن درد داره هی سعی میکردم دندون نزنم یکم خوردم گفت خایه هامو بکن تو دهنت ،خایه هاشو لیس زدم کردم تو دهنم میگفت اههههههه توله سگ آخخخخخ بخور جنده چقد تو خوبی بعد خایه هاشو با دست زد بالا گفت زیر خایه هامو لیس بزن لیس زدم دیگه داشت کیف میکرد هی جون جون میکرد، کیرش عین سنگ شده بود باز ادامه دادم زیر خایه هاشو لیس میزدم چشماش خمار شده بود صداش پر از شهوت بود موهامو جمع کرد با دستش نگام میکرد میگفت بخور جنده، تو جنده خودمی هر روز باید بیایی کیرمو بخوری. کیرمو بکنی تو اون دهن خوشگلت بعدش بزارم تو کونت جیگرت حال بیاد جنده توله سگ چه چیزی هستی تو، منم کیرشو گرفتم کردم تو دهنم گفت آخخخخخ جوجه چه خوب بلدی جندگی کنی برام ،یکم دیگه کیرشو خوردم که سرمو کشید عقب گفت دراز بکش میخوام کس خوشگلتو بخورم جوجو دراز کشیدم افتاد به جون کسم انقدر چوچولمو لیس زد منم هی آههه آهه میکردم گفت داری حال میکنی جنده ؟گفتم آره سعید وای بخور کسمو جونم داره در میاد. انقدر چوچولمو با نوک زبونش لیس زد داشتم از حال میرفتم انگشتشو کرد تو کونم تند تند عقب جلو میکرد ضربه میزد تو کونم و کسمو میک میزد همینجوری ادامه داد تا اینکه جیغام بلند شد گفتم آخخخخخخ سعید آیییییی حال میده و با شدت آبم پاشید تو دهنش و بی حال افتادم، امد رو صورتم کیرشو کرد تو دهنم منم میخوردم براش گفت بخور جنده آخخخخ قربون اون دهن کوچولوت برم توله آخخخخخخ بعد تند تند کیرشو عقب جلو کرد گفت آخخخخخ جنده ای مث تو فقط به درد کردن میخوره فقط جون میده کیرمو بکنم تو دهنت و کونتو بگام جنده ،یهو کیرشو فشار داد ته حلقم یه آخ بلند کشید داشتم خفه میشدم تموم آبشو خالی کرد تو دهنم گفت بخور آبمو جنده نوش جونت بخور، تموم آبشو ریخت ته حلقم ناخواسته قورت دادم طعم بدی داشت اما نتونستم تف کنم بیرون. کیرشو کشید بیرون همینجوری لخت بغلم کرد و خوابید بعد حدودا نیم ساعتی پاشدم که چشماشو باز کرد گفتم من برم دیگه ،گفت باشه لباساتو بپوش لباسامو پوشیدم گفت بیا بغلم رفتم گفت رها عزیزم ناراحت نشی فحشت دادم دست خودم نیست از شدت حشری بودن اون لحظه لذت میبرم فوشت بدم وگرنه منظوری ندارم، گفتم اشکال نداره خودمم دوس دارم اینجوری. گفت تو جوجوی منی توله گونمو بوسید و منم خداحافظی کردم و برگشتم خونه…(دوستان بازم ببخشید اگه نگارشم خوب نبود من زیاد وارد جزئیات نشدم که حوصلتون سر نره این داستانمم ادامه داره اگه خوشتون امد تو نظرات بگید ادامشو مینویسم که آخرش چی شد و چی گذشت بهمون با تشکر از شما)
گوشیمو نگاه کردم دیدم سعید پیام داده بیداری؟ج دادم آره گفت رها نمیدونی از وقتی رفتی حال خرابم همش تو فکر کونتم لامصب عجب چیزی هستی گفتم سعید خیلی درد دارم نمیتونم دیگه، گفت جوجه نترس طبیعیه خوب میشی واسه اینکه هر بار انقدر دردت نیاد باید زود به زود بیایی کونت بزارم وگرنه فاصله بیوفته اذیت میشی گفتم من حالا حالاها نمیتونم بیام باید دردم خوب بشه گفت یادته که بعدش چه لذتی بردی هی میگفتی بکن تو کونم بازم بیایی همینجوری بهت لذت میدم من سعی کردم دردت نیاد اما این طبیعیه یکم درد داشته باشی ناسلامتی اولین بارته کون دادی .فردا کی مدرسه میری؟ گفتم صبح تا ظهر مدرسه ام گفت پس خوبه بعد ظهر مادر بزرگ رفت مغازه پیام میدم بیا .گفتم سعید بس کن گفتم که نمیتونم درد دارم،گفت تو بیا اگه نخواستی نمیکنمت فقط حال میکنیم،گفتم چجوری حال بکنیم؟گفت میایی لختت میکنم لباتو میخورم ممه هاتو میخورم با انگشتم اون چوچول نازتو انقد میمالم داغ شی مثل آتیش انقد کستو میلیسم که خودت بگی بکنمت تو که میدونی من زوری خوشم نمیاد تا خودت نخوایی اتفاقی نمیوفته قول میدم. گفتم نمیدونم حالا تا فردا گفت خوب منم باید مطمئن باشم میایی یا نه که بعد ظهر مرخصی بگیرم، گفتم حالا صبح بهت خبر میدم الان نمیتونم قول الکی بدم که گفت باشه ولی جون سعید سعی کن بیایی تو که میدونی چقدر مراعاتتو کردم نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره تا خودت نخوایی هیچی نمیشه مطمئن باش تو که دیگه منو میشناسی،گفتم باشه سعید خستم انقدر پیام نده گفت خوب الان چی تنته منم یه لباس گله گشاد تنم بود با یه شلوار گل گلی نارنجی😐تو دلم گفتم خدایی انتظار داری جلو خانوادم چی تنم باشه احمق آخه🤦♀️گفتم یه لباس گشاد با یه شلوار نارنجی گل گلی ،گفت اه این چه جورشه حسمو پروندی. گفتم پس چی ؟انتظار داری بگم لباس سکسی ؟نخیر از این خبرا نیست! گفت باشه بخواب جوجه صبح پیام میدم هماهنگ کنیم باهم ،گفتم باشه شب خوش بعدش دیگه تا نزدیکای ۳ صبح خوابم نبرد، همش تو فکر کون دادنم و کارایی که سعید باهام کرد بودم و مدام آب می پاشید بیرون از کسم ،شلوارم خیس شده بود دیگه عوضش کردم و کم کم خوابیدم، صبح ساعت هفت و نیم رفتم مدرسه و ظهر برگشتم دیدم سعید پنج بار پیام داده که میتونم برم یا نه؟ ج دادم اکیه مرخصی بگیر میام رفتم حمام یه دوش گرفتم امدم بیرون یه شورت و سوتین قرمز داشتم پوشیدم و لباس تنم کردم نزدیکای ساعت دو بود که نهارمو خوردم و دو و نیم از خونه زدم بیرون به بهانه خرید ماکت برای کاردستی مدرسه. پیام دادم به سعید که بیام؟ج داد آره بیا مادر بزرگ رفته،رفتم زنگ درو زدم امد درو باز کرد گفت بی سر صدا بیا تو، رفتم تو خونه سلام احوال پرسی کردیم گفت بیا تو اتاق رفتیم تو اتاق و درو بست تشک پهن کرده بود نشست منم رفتم کنارش نشستم گفت چخبر؟ گفتم خبری نیس ،گفت درد داری هنوز ؟اینو گفت خیلی خجالت کشیدم نمیدونم چطوریه آدم تو پیام خجالت نمیکشه اما طرفو که میبینی میخوای آب شی بری تو زمین .چیزی نگفتم گفت رها با توام نمیخوای حرف بزنی ؟گفتم خوبم گفت خوب چرا کج نشستی؟ گفتم سعید بس کن از این موضوع حرف نزنیم لطفا، گفت باشه جوجه بیا بغلم اینجوری اذیت میشی بیا با هم دراز بکشیم ،دراز کشیدم بغلم کرد دست برد تو گردنم نوازشم کرد مور مورم شد لباشو گذاشت رو لبام پلکام داغ شد ،با ولع و آروم طوری که کبود نشه لبامو میخورد و منم همراهیش میکردم ،هردومون بی اختیار هی امممم اممم میکردیم ازم جدا شد گفت میشه کش موتو در بیاری؟ گفتم آره صبر کن، نشستم کش مو رو در آوردم گفت لباساتم در بیار یکدفه دیگه نخوای پاشی لباسو و شلوارمو در آوردم چشمش که افتاد به سوتین و شورتم گفت جوووون قرمز پوشیدی برام اوففففف، گفتم آره دوس داری؟گفت خوراکمه جوجه دراز کشیدم از پشت بغلم کرد انقدر گردنمو لیس زد دیگه تو حال خودم نبودم انقد آههه کشیدم سعید حشری شد ،کیرش سفت شده بود هی میمالید در کونم و با دستش ممه هامو میمالید دستشو برد زیر سوتینم با نوک ممه هام بازی میکرد، دیگه داشت جونم از کسم در میرفت که دستشو برد تو شورتم وایییییییی شورتم خیس خیس بود، همینجوری آب میپاچید از تو کسم بیرون دستشو گذاشت رو چوچولم دیگه بدتر شدم حالم دست خودم نبود برم گردوند به پهلو رو به خودش سوتینمو داد بالا ممه هامو انقدر محکم میک میزد همه جاشو کبود کرد، بعد رفت سراغ کسم انقد چوچولمو لیسید سرشو گذاشت بین رونم منم از شدت شهوت و حشری بودنم رونامو فشار میدادم رو سرش زبونشو میزد رو چوچولم ضربه ای جیگرم حال میومد، دیگه حتی نمیتونستم چشامو باز کنم. همونجوری رونامو با دوتا دستش گرفته بود میگفت جووووون قربون کس نازت برم رها قربون چوچول داغت بشم کجا بودی تا حالا؟ بلند شد گفتم کجا؟ گفت صبر کن الان میام، رفت تو یه کاسه روغن جامد آورد اومد تو اتاق گفتم سعید کونم درد داره نمیشه بخدا این سری بیخیال،گفت کونت نمیزارم تا خودت نخوای فقط انگشتت میکنم حل کنیم اگه هم دردت اومد بگو نمیکنم ،گفتم باشه بیا .امد باز سرشو برد بین رون پاهام منم به پهلو بودم چوچولمو لیس میزد یهو حس کردم سوراخ کونم چرب شده دیدم داره با انگشت دور سوراخمو میماله با روغن هر چند دقیقه یه بار انگشت میکرد تو روغن میزد دور سوراخم، کم کم انگشتشو فرو کرد البته فقط یه بندشو انقد بند انگشتشو کرد تو در آورد اصلا درد نداشتم تا ته انگشتشو کرد توم بعد کمی دو انگشتی کرد تو کونم و چوچولمو میخورد و عقب جلو میکرد تو کونم گفتم وایییییی سعییییید دارم میمیرم دیگه آخخخخخ چه خوبه آییییییی آههههه گفت حال میکنی جوجه؟ قربون اون چوچول صورتیت برم قربون سوراخ کونت برم من، گفتم وای سعید بخور کسمو جونم داره در میاد باز شروع کرد ادامه دادن کسمو لیس میزد زبون میزد رو نوک چوچولم دیگه جونی برام نمونده بود از شهوت زیاد قلبم تند تند میزد انگشتشم تو کونم بود هی عقب جلو میکرد، گفت بسته بخواب رو شکمت کیرم داره میترکه میخوام بکنم تو کونت ،گفتم سعید بهت گفتم که درد داره کونم نمیتونم، گفت عزیزم نتونستی نمیکنمت،گفتم آخه… کلافه شد معلوم بود کل وجودش لبریز از حس شهوت و نیازه پوفی کشید گفت رها عزیزم گفتم که دردت اومد نمیکنم تو کونت انقدر کل کل نکن کیرم میخوابه ها! گفتم باشه، خوابیدم رو شکمم سر کیرشو روغن مالی کرد گذاشت دم سوراخ کونم فشار داد درد بدی پیچید دور سوراخم جیغ زدم گفت چیشد گفتم جون مادرت نکن سعید درد داره، گفت تحمل کن خوب میشه یکم دیگه فشار داد سر کیرش رفت تو بند زیر کلاهک کیرش تقه کرد دیگه نمیدونستم کجا برم انقدر له له زدم خییییلی درد داشت، نمیدونم شاید بخاطر این بود که دیروز کونم گذاشته بود آسیب دیده بودم که انقدر کونم درد داشت و میسوخت، گریم گرفت گفتم تو گفتی دردت بیاد نمیکنی! داره جونم در میاد پارم کردی بس کن درش بیار، زار میزدم ،گفت دیروز که خوب بودی عزیزم ضد حال نزن. گفتم الان از دیروز بدتره در بیار دیروز پارش کردی کونمو الان نمیتونم تحمل کنم، یه فشار دیگه داد نفسم رفت داشت تلمبه میزد همونجا، که گفتم سعید غلط کردم بخدا ادامه بدی نمیام دیگه ولم کن. یهو کیرشو کشید بیرون باز بند زیر کلاهک کیرش تقه کرد انقدر کونم میسوخت حد نداشت، گفت ببخشید رها بخدا فکر کردم مث دیروز عادت میکنی ببخشید چی شده تو ؟گفتم مگه نمیگم درد دارم الکی که نگفتم دیروز پارم کردی انتظار داری هر روز پشت سر هم بکنی تو کونم ؟نمیشه که، گفت باشه عشقم ببخشید دیگه، بغلم کرد یکم که گذشت باز شروع کرد گردنمو بوسیدن گفتم باز شروع نکن، گفت پس کیرمو چیکار کنم ؟گفتم بیا ایناهاش خوابید دیگه. گفت خوب بخاطر کولی بازی های تو خوابید، باهاش بازی کنی بلند میشه. گفتم نمیتونم گفت نمیکنم تو کونت میخوام بخوری برام ،منم اون کس نازتو انقد میک میزنم جونت در بیاد توله، انقد میخورم چوچولتو از حال بری اینارو که میگفت حشری میشدم باز ،گفتم پس کیرتو اول بشور چربه تازشم سرش رفته تو کونم من چندشم میشه ،گفت چشم رفت شستش و آمد. گفتم سعید من بلد نیستم گفت بلدی نمیخواد فقط با لبات باهاش بازی کن بخورش دندون نزن بهش گفتم باشه، سر کیرشو لیس زدم گفت اوفففف رها ،گفتم جون؟ گفت اینجارو، اشاره کرد به رگ کیرش که زیر کیرش بود گفت اینجارو با نوک زبونت تا سرش لیس بزن گفتم باشه، با نوک زبونم
لیس زدم تا سر کلاهکش یه آخ غلیظ کشید گفت جوووون بخورش توله سگ همش واسه خودته، کیرشو یکم که نیم خیز شده بود کردم تو دهنم عقب جلو کردم گفت رها دندون نزن درد داره هی سعی میکردم دندون نزنم یکم خوردم گفت خایه هامو بکن تو دهنت ،خایه هاشو لیس زدم کردم تو دهنم میگفت اههههههه توله سگ آخخخخخ بخور جنده چقد تو خوبی بعد خایه هاشو با دست زد بالا گفت زیر خایه هامو لیس بزن لیس زدم دیگه داشت کیف میکرد هی جون جون میکرد، کیرش عین سنگ شده بود باز ادامه دادم زیر خایه هاشو لیس میزدم چشماش خمار شده بود صداش پر از شهوت بود موهامو جمع کرد با دستش نگام میکرد میگفت بخور جنده، تو جنده خودمی هر روز باید بیایی کیرمو بخوری. کیرمو بکنی تو اون دهن خوشگلت بعدش بزارم تو کونت جیگرت حال بیاد جنده توله سگ چه چیزی هستی تو، منم کیرشو گرفتم کردم تو دهنم گفت آخخخخخ جوجه چه خوب بلدی جندگی کنی برام ،یکم دیگه کیرشو خوردم که سرمو کشید عقب گفت دراز بکش میخوام کس خوشگلتو بخورم جوجو دراز کشیدم افتاد به جون کسم انقدر چوچولمو لیس زد منم هی آههه آهه میکردم گفت داری حال میکنی جنده ؟گفتم آره سعید وای بخور کسمو جونم داره در میاد. انقدر چوچولمو با نوک زبونش لیس زد داشتم از حال میرفتم انگشتشو کرد تو کونم تند تند عقب جلو میکرد ضربه میزد تو کونم و کسمو میک میزد همینجوری ادامه داد تا اینکه جیغام بلند شد گفتم آخخخخخخ سعید آیییییی حال میده و با شدت آبم پاشید تو دهنش و بی حال افتادم، امد رو صورتم کیرشو کرد تو دهنم منم میخوردم براش گفت بخور جنده آخخخخ قربون اون دهن کوچولوت برم توله آخخخخخخ بعد تند تند کیرشو عقب جلو کرد گفت آخخخخخ جنده ای مث تو فقط به درد کردن میخوره فقط جون میده کیرمو بکنم تو دهنت و کونتو بگام جنده ،یهو کیرشو فشار داد ته حلقم یه آخ بلند کشید داشتم خفه میشدم تموم آبشو خالی کرد تو دهنم گفت بخور آبمو جنده نوش جونت بخور، تموم آبشو ریخت ته حلقم ناخواسته قورت دادم طعم بدی داشت اما نتونستم تف کنم بیرون. کیرشو کشید بیرون همینجوری لخت بغلم کرد و خوابید بعد حدودا نیم ساعتی پاشدم که چشماشو باز کرد گفتم من برم دیگه ،گفت باشه لباساتو بپوش لباسامو پوشیدم گفت بیا بغلم رفتم گفت رها عزیزم ناراحت نشی فحشت دادم دست خودم نیست از شدت حشری بودن اون لحظه لذت میبرم فوشت بدم وگرنه منظوری ندارم، گفتم اشکال نداره خودمم دوس دارم اینجوری. گفت تو جوجوی منی توله گونمو بوسید و منم خداحافظی کردم و برگشتم خونه…(دوستان بازم ببخشید اگه نگارشم خوب نبود من زیاد وارد جزئیات نشدم که حوصلتون سر نره این داستانمم ادامه داره اگه خوشتون امد تو نظرات بگید ادامشو مینویسم که آخرش چی شد و چی گذشت بهمون با تشکر از شما)
نوشته: رها
10 پاسخ به “وقتی به خواست خودم کونیش شدم (۲)”
آخرش همینه دیگه فقط میدی
عالیه
خوب و روون و بدون غلطو بدون استفاده از لغات خارجی و خالی بندی بود
جالب بود ادامه بده لطفا
داستانت تصویرسازی خوبی داشت
ای کاش باهاش ازدواج کنی چون خیلی خوب اومدین اینجا
خوب مینویسی ادامه بدهلایک 👍
هرچه هست شاد باشی …
عالی بود دمت گرم قلمت عالیه دختر هات وحشری یه نعمته خداهمچین دختری قسمت ماهم بکنه
قشنگ نوشتی