فاعلم بهرام (۲)

سلام دوستان
این داستان ادامه داستان فاعلم بهرام (۱) هست . البته داستان که غلطه ، خاطره ست از سالها پیش که بگم چطور تحت نظر بکن های قلدر و خشن کونی شدم ، وگرنه منم خیلی دلم میخواد یه بکن حرفه ای باشم که صبح تا شب روی کص زن تلمبه بزنم اما…
و حالا ادامه ماجرا…
اون روز تموم شد و دیگه بهرام فهمید یه کونی ثابت دیگه به اکیپ کونیاش اضافه شده . دقیقا انگار حرمسرای کونیها داشت . کسی هم عقلش نمیرسید که به خانوادش بگه و شکایتش کنند . هممون میترسیدیم بقیه بگن این کونیه ، حالا یکی نیست بگه هممون هم بیخبری کونیش هستیم و از هم پنهون میکنیم .
خلاصه چند روزی گذشت ، من جذب بهرام شده بودم و از حمایت و پشتیبانیش دلم گرمتر میشد .
در واقع من سوگلی حرمسرا بودم واسه بهرام ، کون فتح نشدنی و درجه یک منطقه زیرپای بهرام رفته بود . کیف میکردم وقتی میومد تو کوچه و هوامو داشت ، خودمونیم خدایی خاطرخواهمم شده بود .
یه روز از محله بغلی اومدن واسه فوتبال ، چندتاشون از ما بزرگتر بودن و خشن بازی میکردن ، ولی به هرحال ما افتادیم جلو و در آستانه برد بودیم که زورشون گرفت و بازی رو بهم زدن و به بحث کشیده شد ، دوتاشون با من درگیر شدن و خب راستش دوتاشون بزرگتر بودن و منو زدن .
از رفیقای پا به فرارم ناامید شدم دیگه ، که یهو با یه لگد یکیشون مثل حیوون پرت شد
بععللللله ، آقا بهرام رسید
جوری کتکشون زد که انگار ارث پدرشونو برده بودن ، و هی میگفت چند نفر پریدین رو یه نفر ، آخه اولش دوتا بودن ولی آخراش تقریبا پنج نفر بودن و همشون بزرگتر بودن .
اما آقابهرام ادبشون کرد ، اومد منو بلند کرد و لباسامو تکوند و دستمو گرفت و ماساژ داد ، گفت دورت بگردم چیزیت نشده؟!؟
واای قند تو دلم آب شد . گفتم نه خوبم
گفت بخدا اگه نمیخواستم بیام ببینم چیزیت شده یا نه ، الان هیچکدومشون نمیتونستن تا خونشون راه برن
هی با حرفاش تو دلم یه شور و شوقی جون میگرفت که بیشتر خودمو بهش نزدیک بدونم ، و حس تملک پیدا کنم که من مال اونم .
یه گوشه نشسته بودیم اینقدر بهم محبت کرد که نشسته بودم تو بغلش و خودمو هی بیشتر میچسبوندم بهش ، صورتمو میبردم نزدیک که بوسم کنه ، بوسم که میکرد من دلم غنج میرفت ، کاملا احساس خودباختگی و مالک داشتن ، حس شیرینی بود .
گفت بیا بریم یه آب به دست و صورتت بزن و لباساتو بتکون و بعد برو خونه ، اون لحظه اصلا نمیفهمیدم سکس و اینا چیه ، فقط دلم میخواست باهاش برم هرجا رفت . باهاش رفتم تا در خونشون .
درو باز کرد و دستمو گرفت و بردم کنار روشویی ، خودش آب زد به صورت و لباسامو تمیز کرد ، و بعدش تو حیاط روی یه صندلی نشست و منو گذاشت تو بغلش و دوباره محبت و مالش و حرفای قشنگ ، اینبار دفعه اول که رفتم جلو و بوسم کرد دیگه برگشت تو کار نبود .
همونجوری هی تو صورتم نفس میکشید و گرماش میخورد به من .
یهو سرمو دور داد و لبامو خورد ، لبامو که میخورد من خوشم اومد ، راستش وقتی تحریک بشی به بات بودن فقط هورمونهای زنانه درونت تحریک میشه .
من دقیقا احساسم این بود که یه دخترم و نازک و لطیف و ظریفم
و اون دوست پسرمه که ضمخت و سفت و سخته
و از خوردن لب لذت میبردم . ناخودآگاه دستم انداختم دور گردنش و اساسی دل به کار دادم .
تا تقریبا ده دقیقه گذشت ، چشمامونو باز کردیم و تو صورت هم با لبخند نگاه کردیم ، گفت حاضری؟! گفتم واسه چی؟! گفت که همینجوری با عشق بریم جلو؟ گفتم اره عزیزم
وقتی گفتی عزیزم تو قیافش دقیقا معلوم بود که پیروز شده
بردم سمت دستشویی و خودش یادم داد که قبل سکس چطوری خودمو تمیز کنم ، خجالت میکشیدم اما میخواستم سریعتر کاری که میگه انجام بدم . خلاصه اومدم بیرون
رفتیم داخل ، یه مبل قدیمی گذاشته بود و رفتیم نشستیم .
لباسمو درآورد و منو خوابوند توی بغلش و خم شد شروع کرد به خوردن سینه هاام
واای چه حس قشنگی ، اینقدر این حرکت یه پسر رو تحریک میکنه به زن بودن که خود زن چنین تحریکی نداره . شاید باورتون نشه ، بعد از اینهمه سال هنوز که هنوزه توی حموم خودارضاییم اینجوریه که میچسبم به دیوار ، تف میکنم رو سینه هام و با انگشت و دوتا دستم نوک سینه هامو هی میمالم ، فقط با یه انگشت که حس کنم زبون شوهرمه و در عرض ۱۵ثانیه با این کار آبم میاد ، شدیدا علاقه به زن بودن دارم ، جوری که تو فکر تغییر جنسیتم .
خلاصه اون لحظه تصور کنید من چه حسی بهم دست داده بود ، جوری بود که اگه تمام دنیا میومدن پشت در اون خونه و میگفتن بیا بیرون و اینکارو نکن ، من بهرام رو به همه دنیا ترجیح میدادم .
اون لحظه اولین باری بود که تحت تاثیر شهوت ناخودآگاه صدام نازک و زنونه شد و ناله های بکن تو میکردم .
عشق و علاقه به بهرام توی وجودم شروع میشد
متوجه شدم یه چیزی زیر کمرم رشد کرده و کیر آقابهرام بدجور بلند شده .
بهرام بلندم کرد و نشستم کنارش ، اینبار بدون اینکه کیرش بهم مالیده بشه سینه هامو میخورد ، میخواست کیرش بخوابه و موفق هم شد
وقتی کیرش خوابید گفت حالا برام بخور ، میخوام ببینم توی دهنت بلند میشه .
من خودم عمرا فکر نمیکردم اینقدر از جون و دل ساک بزنم براش ،
نشستم پایین مبل بین پاهاش و یه جوری پریدم واسه خوردن کیرش که انگار تنها راه زنده بودنم بود . بهرام داشت کیف میکرد . تو آسمونا بودیم .
کیرش تو دهنم بلند شد . واقعا تا الان کیر به خوشفرمی و خوشمزگی اون ندیدم .
چنین آدمایی فقط با نشون دادن کیرشون میتونند یه شهر رو کونی یا جنده کنند .
بلند شدیم و وایسادیم تو بغل هم ، البته اون روی مبل نشسته بود ولی خودشو جوری شق کرد که به قد من رسید(امیدوارم متوجه منظورم بشین که چه حالتی رو میگم)
یه دستش دور کمرم بود ، و یه دستش روی سینه چپم و دهنش روی سینه راستم و دوباره شهوتمو توی اوج رسوند .
نمیدونیم میتونین تصور کنید یا نه ، اون لحظه مثل دخترهای حشری دوتا دست من به عقب کشیده بود و سرم رفته بود بالا و استایل و ژست من کاملا دخترونه بود ، عین دختری در اوج شهوت که از شدت حشر بیهوش میشه .
این صحنه هنوز توی ذهنم مرور میشه و باعث جلقی شدنم هست .
شلوارمو درآورد ، دیگه کامل لخت بودم ، منو به حالت داگی تنظیم کرد رو مبل و نشست و شروع به خوردن سوراخم کرد .
با تجربه اون لذت بنظرم تنها راه اینکه بخواین یکی رو از کون بکنید اینه که سوراخ کونشو با جون و دل بخورید و لیس بزنید . مثل همون لحظه خودم .
من که زیر خوردن دوام نیاوردم و از داگی افتادم به حالت خوابیده ، توان نگه داشتن خودمو نداشتم .
اونم هی وسطای خوردن یکی یکی انگشتاشو اضافه میکرد و جای کیرشو باز میکرد .
تا اینکه خوابیدیم رو زمین و همینو ادامه داد
نمیدونم چرا با دیدن کیر و تف انداختن روی کونم و کیرش اینقدر تحریک میشدم .
بهرام گفت عزیز دلم آماده ای زنم بشی؟
منم که فراموش کردم پسرم بهش گفتم مگه تا حالا نبودم؟
یه تف دیگه انداخت رو کونم و با کیرش مالیدش به سوراخم و آروم آروم کیرشو کرد داخل ، یکم درد داشتم ولی بخاطر بهرام چیزی نبود ، خوابید روم و گذاشت همونجوری بمونه ، بغلم کرده بود و هی بوسم میکرد ، منم کیف میکردم . کم کم آروم شروع کرد تلمبه زدن ، حالا داشتم معنی لذت کیر رو میفهمیدم ، لذتش فقط اونجاست که متوجه میشی سوراخ خودت بخاطر شهوت خیلی داغ شده و لذت بیشترش اینه که میبینی یه کیر داخلته که داغیش از سوراخ خودت بیشتره .
دیگه حس اینکه شوهر دارم کامل بود . با تلمبه هاش حال میکردم .
هی بلندم میکرد و توی حالتای مختلف کونمو میکرد . هر پوزی یه لذتی داشت . اگه فاعلت کاربلد باشه ، و حتی تو بار اولت باشه و اصلا به مفعولی فکر نکرده باشی اما چون فاعلت ماهره شک نکن با جون و دل کونیش میشی ، اونم توی شرایط من که انگار سرنوشت رقم خورده بود که به اون درجه از زنانگی برسم .
توی حالت داگی بودیم که همزمان خم شد روم و هم داگی بودیم هم بدنامون به هم چسبیده بود ، یکی از بهترین حالتا ، اهل دلاش میفهمن . دستاش دورم بود و همزمان بغلم کرده بود و بهم میگفت:
توی کوچه دعوات شده بود؟
آره ، از من بزرگتر بودن زور میگفتن
غلط کردن ، مگه من مرده باشم
خوب شد تو اومدی
همیشه من حواسم هست بهت
ممنون بهرام جونم
دستشو میشکنم که به تو کتک بزنه
مرسی عزیزم
تو فقط مال منی . تنها دستی که میتونه تورو کتک بزنه دست شوهرته
با لبخند و رضایت حرفشو تایید میکردم
(آقا داشت زمینه های تحقیری رو در من بوجود میاورد و منم کاملا مطیع و خودخواسته شده بودم)
اینکار برای اینکه بعدا کمی خشن تر سکس بکنه لازم داشت .
منم که هرچی میگفت فقط چشم میگفتم .
بعد از حرفاش با یه تلمبه سنگین همونجوری پهن شدم و اونم خوابید روم ، یکم با تلمبه سنگینش دردم اومد ، اما چون همچنان در بغلش بودم و بوسم میکرد احساس امنیت و آرامش بر درد غلبه داشت .
تلمبه هاش کمی محکمتر شد ، من میگفتم آخ واای اووف
و اونم میگفت جوونم جووون
یه لحظه حس کردم اون گوشت داغ درون کونم بزرگ و کوچک میشه
بله ، نبض کیرش بود ، باور کنید اینم لذتش عجیبه
ووااای ، یه لحظه آبش ریخت داخلم ، چقدر داغ بود ، از داغی کص و کیر و کون بیشتره .
اگه زمانی توشی دادین لذتتون رو با ریختن آب داخل کامل کنید .
آبش کامل خالی شد و از روم بلند نشد تا کیرش خوابید و کم کم دراومد ،
بهم گفت بلند نشو ، شورتشو داد دستم و گفت بگیر جلو سوراخت و باز برو دستشویی ، رفتم وباز اومد بهم گفت چکار کنم و تمیزم کرد .
اینجا سکس دوم ما به خوبی تموم شد. داستان سکس سوم هم مینویسم خیلی جذابتره .
حالا من خودم موندم که اینجوری یه کونی با علاقه شدید به زنانگی شدم
یا نه ، از اول قرار بوده زن باشم و جسم مرد داشتم
بازم اینجا باید به این نکته اشاره کرد که تجاوز در سن کم این بدی رو داره که من بجایی نرسیدم که قدرت تعقل داشته باشم و بدونم مردم یا زنم .
شاید چند سال بعد مشخص میشد ترنسم و با عمل تغییر جنسیت از شر این جسم خلاص میشدم ، حتی پیش دکتر هم رفتم ، موضوع تایید نشدن ترنس بودنم اینه که با خودم آشنایی نداشتم ، ظاهرم به همون جسم اعتماد کرده و باطنم به احساس زنانگیم ، چون هم علاقه به زن بودن دارم هم علاقه به دادن و هرزگی ، شاید اگه کونی نمیشدم الان خیلی چیزا فرق میکرد . شاید اصلا مرد کامل میبودم ، ولی متاسفانه توی جامعه بعضی افراد هستن که اینگونه اجازه نمیدن حتی شما خود واقعیتو پیدا کنی و فقط به فکر کیرشون و کردن هستن . اگه کسی خیری سراغ داشته باشه ممنون میشم کمکم کنه برای تغییر جنسیت ، البته که بعدش از این کشور میرم ، یا اگه کسی تمایل داشت از این شهر میرم و باهاش زندگی میکنم ، تمام اشتیاق من برای آینده اینه که شوهر داشته باشم ، نه اینکه زن داشته باشم .
درد و دل های منو بخونید و کمکم کنید ، ممنونم ازتون ، لایک نمیخوام ، تعریف یا فحش واسه داستان نمیخوام ، فقط کمکم کنید که مرحمی باشه واسه دلم ، ممنونم

نوشته: مفعول اجباری

بازدید 7,552

3 پاسخ به “فاعلم بهرام (۲)”

  1. اینجوری که تو از کون دادنت نوشتی ادم مطمئن که حسابی هم لذت بردی شذید و الان باشه میدی خیلی باید خوشگل و کردنی باشی با یه کون قلمبه

🔥

داغ ایرانی

در حال دریافت ویدئوها...
۷ روز پیش ۰:۳۳
👁 ۳.۳K ❤️ ۱۰۶
۷ روز پیش ۱:۵۴
👁 ۴.۵K ❤️ ۱۶۱
۷ روز پیش ۰:۱۶
👁 ۴.۹K ❤️ ۴۱۹
۷ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۹K ❤️ ۰
۱۲ ساعت پیش ۴۵:۵۶
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۹۶۶
۷ روز پیش ۱:۳۰
👁 ۱.۷K ❤️ ۱۲۸
۷ روز پیش ۰:۱۸
👁 ۲.۲K ❤️ ۱۱۱
۴ ساعت پیش ۰:۲۵
👁 ۹.۶K ❤️ ۲۸۷
۷ روز پیش ۱:۲۴
👁 ۴.۳K ❤️ ۳۹۹
۷ روز پیش ۱:۳۲
👁 ۸.۳K ❤️ ۵۸۵
۷ روز پیش ۱۲:۰۰
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۳۳۲
۷ روز پیش ۳:۰۵
👁 ۳.۳K ❤️ ۳۶۹
۷ روز پیش ۱:۵۳
👁 ۱۶.۷K ❤️ ۴۳۶
۷ روز پیش ۸:۰۲
👁 ۱۱.۵K ❤️ ۸۷۳
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۸.۶K ❤️ ۴۵۸
۷ روز پیش ۱:۰۸
👁 ۱۵.۷K ❤️ ۷۵۹
۷ روز پیش ۹:۰۵
👁 ۴.۷K ❤️ ۱۸۴
۷ روز پیش ۹:۳۶
👁 ۲.۰K ❤️ ۱۰۱
۷ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۹K ❤️ ۱۹۴
۷ روز پیش ۵:۳۸
👁 ۲.۹K ❤️ ۴۶۹
۷ روز پیش ۱:۲۱
👁 ۳.۷K ❤️ ۲۸۰
۴ روز پیش ۰:۴۹
👁 ۶.۱K ❤️ ۹۲۴
۷ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲.۲K ❤️ ۲۲۶
۷ روز پیش ۰:۲۱
👁 ۲۱.۴K ❤️ ۶۸۳
۷ روز پیش ۱:۳۸
👁 ۵.۰K ❤️ ۹۱۴
۷ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲.۵K ❤️ ۴۸۱
۸ ساعت پیش ۰:۰۰
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۲۵۱
۷ روز پیش ۵:۲۹
👁 ۱۹.۰K ❤️ ۴۳۵
۷ روز پیش ۵:۰۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۹۸
۷ روز پیش ۱:۳۰
👁 ۲.۵K ❤️ ۳۰۵
۷ روز پیش ۲:۳۵
👁 ۳.۲K ❤️ ۲۹۵
۷ روز پیش ۰:۵۷
👁 ۳.۸K ❤️ ۵۰۵
۷ روز پیش ۰:۳۱
👁 ۵.۲K ❤️ ۲۶۵
۷ روز پیش ۳:۲۱
👁 ۵.۵K ❤️ ۲۷۸
۷ روز پیش ۱۴:۴۷
👁 ۲۳.۱K ❤️ ۱۸۳
۷ روز پیش ۱۱:۲۹
👁 ۱۹.۱K ❤️ ۹۱۳
۷ روز پیش ۱:۳۴
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۶۱
۷ روز پیش ۱:۴۹
👁 ۲۲.۹K ❤️ ۹۹۹
۷ روز پیش ۳:۱۰
👁 ۱۹.۴K ❤️ ۴۵۸
۷ روز پیش ۰:۵۶
👁 ۷.۳K ❤️ ۲۰۳
۷ روز پیش ۰:۱۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۶۹
۷ روز پیش ۰:۵۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۲۶
۵ روز پیش ۱:۲۰
👁 ۶.۱K ❤️ ۱۷۴
۷ روز پیش ۱:۳۴
👁 ۴.۰K ❤️ ۴۶۲
۷ روز پیش ۱:۰۰
👁 ۲۲.۵K ❤️ ۵۶۳
۴ روز پیش ۵:۱۶
👁 ۱۲.۸K ❤️ ۴۶۲
۷ روز پیش ۳:۳۸
👁 ۲.۲K ❤️ ۰
۵ روز پیش ۱:۰۰
👁 ۶.۷K ❤️ ۲۱۶
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن