درود دوستان آرین هستم من ده روز آخر اسفند پارسال رو مدرسه نرفتم و تو خونه تکونی به خانواده کمک کردم ظرف دو روز همه کارها رو تموم کردیم بعدش آرایشگاه رفتم و یه دوش گرفتم تا حسابی سرحال بشم و خستگیم در بره . عصری مینا که یه کوچه پایین تر زندگی میکرد و پسرش همکلاسی منه به خونه ما اومد برای گرفتن برس و تی برای شستن قالی بعد از احوالپرسی از تمیزی شیشه ها و قالی ها راه پله و حیات تعجب کرد که مامانم بهش گفت همه اینا کار آرین هست مینا یه نگاهی بهم کرد و گفت ایول بابا دمت گرم پسر خیلی کارت درسته بعد به مامان گفت البته امید (همون پسرش)توکارا کمکم کرده ولی هنوز یه قالی و حیاط و حمام دستشویی مونده .
مامانم گفت شاید آرین فردا بتونه بیاد کمکت .
خوشم نیومد از این حرف (بازم حمالی خدا بسه دیگه . توی دلم ) ولی به روم نیاوردم و با لبخند ریزی گفتم چشم حتما (آخه جنده خانم من چرا باید بیام کمکت پس اون شوهر کونیت چیکارست . توی دلم). قرار شد فردا 9 صبح برم خونشون.
دو سه روزی هوا آفتابی و تقریبا گرم و مناسب فرش شستن بود . رسیدم امید در و باز کرد سلام کردم رفتم تو به مینا سلام کردم .
آرین جون مزاحمت شدیما .
نه مینا خانم من در خدمتم .
گفت میدونی که احمد (شوهر کونیش) از آخرای اسفند کلا تو شیفته وگرنه مزاحمت نمی شدم.
نه با با من در خدمتم (جنده کوسو . توی دلم)فقط دستور بده گفت
فرش تو هال لول شدست شما و امید بیارینش تو حیاط من هم برم آماده بشم . من تی شرت و شلوارمو در آوردم یه زیرپوش حلقه ای و شلوارک پوشیدم امید گفت پسر چه بدن سکسی داری خندیدم گفتم امید چرا ایستادی بدو بریم .
امید قرقر میکرد چرا باید ما بشوریم میتونست بده قالیشویی .
امید قر نزن بریم زود تمومش کنیم (مادر جنده . توی دلم)
فرش رو تو حیاط پهن کردیم و منتظر مینا موندیم .
امید گفت اخه تو این زمونه فرش تو خونه میشورن .
حالا یه روزه دیگه قر نزن .
تشت و برس و تی رو آوردیم و آماده شدیم.
گفتم امید تشت خونتون آبیه مامان جونت کونیه .
با پا زد زیر کونم گمشو دیوس و دنبالم کرد و کلی تو حیات شیطونی و سر و صدا راه انداختیم و کیف میکردیم.
مینا گفت آهای شیطونا چه خبره اومدین بازی یا کمک .
سر چرخوندم طرفش گفتم ما آماده ایییمممم یااااا ابوالپشم چی میدیدم مینا یه زیر پوش سفید مردونه چسبون پوشیده بود گردن سفید و شونه های صاف بازوهای خوش تراش که زیر نور خورشید برق میزد ممه های بزرگ و گرد و یکم آویزونش که توی اون زیرپوش تنگ قالب شده بود قشنگ هاله و نوک برجسته قرمزش از روی زیرپوش دیده میشد معلوم بود که اصلا سوتین نبسته وااای چه شکم صاف و کمر پر و باحالی . موهای سیاه و بلندش ریخته روی شونه هاش چقدر باحال و زیبا و جذاب بود. یه شلوارک مشکی پاش بود که از زیر شکم قشنگ طرح کوس تپلش معلوم بود.
من که تا حالا اصلا بهش فکر هم نمیکردم هنگ کردم (بابا اووووووف . توی دلم)
مینا گفت چته پسر بیا شروع کنیم امید یه نگاه به مامانش کرد بعدش به من که محو تماشای مینا بودم گفت بیا دیگه .
مینا رفت که نوک شیلنگ رو به شیر آب وصل کنه وااااااای چشمام چی میدید یه کون قلمبه توی اون شلوارک جذب که از کمر به پایین برجسته و گرد میشد مثل دو تا توپ که به پایین سنگینی میکرد با ریتم آروم راه رفتنش بالا و پایین میشدن با هر قدمی که بر میداشت یه لرزش کوچک داشتن که اوج زیبایی تمام کونش رو به نمایش گذاشت زیر باسن بزرگ خوشگلش تا زانو رانهای پر و باحالی داشت از زیر زانو تا مچ پاش ساق های سفید و تپل داشت.
من محو تماشای کون و پاهای مینا بودم .
مینا خم شد که شیلنگ رو به شیر آب ببنده ترکیب زیر پوش سفید با شلوارک مشکی زیبایی و برجستگی کون مینا رو چند برابر میکرد یکم از زیر پوشش بالا رفته بود کمر و پهلو سفید و پر مینا رو میشد دید . با خودش میگفت چرا نمیری تو وقتی به زور میخواست شیلنگ رو به شیر ببنده همه بدنش تکون باحالی میخورد .
رفتم جلو گفتم کمک میخوای .
سرشو بالا آورد تا حالا به قیافش دقت نکرده بودم چه چشمهایی داشت مشکی و درشت ابروهای کشیده که زیبایی چشماشو چند برابر میکرد لپهای سفید و لبهای قلوه ای داشت صورت خوشگلش از بس با شیر آب کلنجار رفته بود قرمز شد چه گردن صاف و قشنگی داشت تو حالت نشسته ممه هاش بزرگتر و گردتر بنظر میرسید حالا از نزدیک میتونستم یکم از چاک سینه هاشو ببینم .
مینا خانم اینجوری جا نمیره کبریت دارین ؟
فندک هست خوبه .
آره فندک بهتره.
امید مامان برو فندک رو از آشپزخونه بیار.
امید بدو رفت .مینا بلند شد وااای یه شونه و سرو گردن بلندتر از من بود باممه هاش کمتر از بیست سانت فاصله داشتم و از نزدیک چقدر خوشگل بودن نوک و هاله قرمزش چقدر ناز بود دستشو بالا برد و چندتا حرکت ورزشی باحال انجام داد کمرشو چرخوند و اروم خم شد وااااااای چه چاک سینه ایی ممه هاش سفید و براق و بی نقص بود. یواش با تنفس بالا اومد دستها و شونه هاشو به طرف بالا کشید و به سمت عقب خم شد کمرش چه انعطافی داشت نصف شکم سفید و صاف شو میتونستم ببینم قلبم تند تند میزد نمیدونید چقدر دلم میخواست همونجا بغلش کنم .
گفتم مینا خانم ورزشکاری شما .
آره جونم سه ساله ایروبیک و بدنسازی کار میکنم ولی نه زیاد سنگین تا بدنم سفت نشه .
آره مینا جون معلومه خیلی توپ و رو فرمی .
خندید و آروم لپمو کشید و گفت مرصی جونم تو هم بدن قشنگ و فیتی داری .
امید فندک رو اورد نوک شیلنگ رو باهاش گرم کردم و راحت تو شیر آب جا رفت .
مینا زد به بازوم و گفت بابا همه فن حریف دمت گرم اینکاره ای ها گفتم شما فقط دستور بده.
اول فرش با آب خیس کردیم بعدش پودر پاشیدیم روش سه تایی افتادیم به جونش بساب بساب.
من همه حواسم به مینا بود تمام لباسش خیس شده به تنش چسبیده بود انگار دیگه هیچی تنش نیست ممه هاش با تمام جزئیات توی چشمم بود شکم سفید و صافشو میدیدم خودمو بهش میچسبوندم وااای چقدر داغ بود نرمی بدش چه حس خوب بهم میداد میگفتیم و میخندیدم مینا من و امید رو کف مالی میکرد ما هم بهش آب میپاشیدیم دستمامونو کفی میکردیم بهش میزدیم چند بار که به عمد ممه هاشو مالیدم خودشو جمع میکرد و می خندید اووووف چه حالی میداد چقدر نرم بود امید قلقکش میداد منم مثل امید شروع کردم مینا از خنده ولو شد روی فرش و روی شکمش خوابید و میخندید شلوارکش به کون بزرگش چسبیده بود من محو اون حجم از کون مینا بودم امید پهلوهاشو قلقلک میداد من هم یه مشت کف گرفتم شروع کردم به مالیدن کونش وااای چه مزه ای داشت چقدر نرم لطیف بود تمام جونم لذت بود مینا خیلی میخندید گفتم الان فرصت خوبیه خودمو بالا کشیدیم کیرمو چسبوندم به کون بزرگ و نرم مینا وااای داشتم کونشو با تمام وجودم حس میکردم یه حس باحال پر از شهوت تنم از لذت میلرزید ولی برای اینکه سه نشه تو همون حالت امید و گرفتم و گفتم بسه دیگه . امید تقلا میکرد میخندید میگفت مامان خودمه به تو چه من کیرم قشنگ لای چاک کونش بود مینا هم بی حرکت بود کیر شق من دقیقا روی سوراخ کون مینا رفت کمرمو میچرخوندم روی کونش دست راستمو ستون کردم و با دست چپم پهلوشو گرفته بودم مینا تکون نمیخورد چقدر دوست داشتم ممه هاشو با دستم بگیرم خیلی کیف میکردم حالا کامل روی کونش تسلط داشتم کیرم از روی شلوارکم روی سوراخش بود و آروم فشار میدادم تمام جونم لذت بود. خواستم روش ولو بشم ولی ترسیدم برای همین به امید گفتم پاشو دیگه بسه کار داریما امید پا شد و گفت باشه مینا یواش دستشو ستون کرد روی دو زانو نشست من با کمی ترس منتظر واکنش مینا بودم با دوتا دستش موهاشو از روی صورت کنار زد سرو صورتشو بالا برد چشاش بسته بود یه نفس بلند کشید و بعد روی کونش نشست و با خنده گفت از دست شما دو تا خل و چل به پشت ما زد و گفت مشغول شین خوشحال بودم که چیزی نگفت برای همین یکم دلم گرم شد تقریبا نیم ساعت شستیم مینا پا شد تا آب بگیره رو فرش انگار لخت بوداوووووف کون گرد و بزرگش از پشت شلوارک خیس چقدر باحال بود ممه هاش انگار بزرگتر و یکم سربالا شدن و نوکش قرمزتر . فرش رو کامل آب کشیدیم لول کردیم خیلی سنگین شده بود امید سر فرش و گرفت مینا وسطش منم ته فرش پشت مینا چشمم به کونش بود به هر زحمتی بود بلندش کردیم ببریم به دیوار ایستاده تکیه بدیم آبش بره تو این فاصله چند بار خودمو از پشت بهش چسبوندم دیگه خیالم راحت بود چیزی نمیگه کیر شق من روی کون مینا مانور میداد به کون خوشگل و بزرگش حس مالکیت داشتم حال کردن تو این موقعیت خیلی باحال و هیجان انگیز بود.
ساعت حدودای ده و نیم بود دست و رو شستیم روی تخت حیات نشستیم مینا یه سینی که توش میوه شیرینی و شربت بود آورد جا باز کردیم که مینا وسط بشینه لپ هاش گل انداخته بود و یکم صداش میلرزید کامل مشخص بود حالت معمولی نداره آروم نمیگرفت هی خودشو جابجا میکرد مشغول خوردن شدیم یهویی مینا دست تو گردن من و امید کرد ما رو به خودش چسبوند و شروع کرد به تشکر کردن وااای چقدر بدنش داغ بود .
گفت خوب حالا مونده حیات و حموم دستشویی بعدش فرش رو روی تاپ وسط حیات پهن کنیم و تمام. دستاتشو با هیجان بهم میزد و میخندید یه جوری بود انگار آتیش داشت نفسهای عمیق میکشید و خودشو فشار میداد گونه هاش قرمز بود یهو به پشت روی تخت دراز کشید و دو تا دستشو بالای سرش برد اووووف کس تپلش توی چشمم بود شکم صاف سفیدش زده بود بیرون خودشو به چپ و راست کش میداد یهو بلند شد و گفت آماده هستین بریم مرحله بعد دوتایی باهم گفتیم آره بریم .
امید مامان شما تی و شیلنگ رو بگیر حیات و دروازه رو بشور باید تا ظهر کارها تمام بشه بازیگوشی ممنوع من و آرین هم میریم برای حمام دستشویی امید یه نگاهی به من کرد و گفت چشم .
مینا جلوی من راه افتاد کون بزرگش جلوی من میرقصید رفتیم تو در رو بست وسط هال مینا یهو برگشت و روبروی من ایستاد (وااای آرین بگا رفتی الانه که دعوات کنه.توی دلم)با ترس نگاهش کردم مثل آدمهای خشمگین بود تند نفس میکشید تمام صورتش قرمز بود انگار داشت از چشم هاش آتش می بارید دستاشو آورد جلو با انگشتاش موهای ریخته شده روی پیشونی و چشامو آروم کنار زد و نوازش کرد قلبم داشت هزار تا میزد کف دستشو روی صورتم کشید انگشت اشارشو روی لبم گذاشت و برد زیر چونه یکم سرمو بالا آورد چشماشو ریز کرد آروم گفت امروز چیکار کردی.
گفتم چیو مینا خانم .
گفت همون کاری که امروز کردی موقع فرش شستن دلم ریخت خواستم چیزی بگم ولی انگشتش رو گذاشت روی لبم گفت هیسسسس فقط گوش کن یک ساعته منو تحریک کردی آتیش توی جونم انداختی دیگه حتی نمیتونم روی پاهام وایستم دست خودم نیست دارم میسوزم باید ارضا بشم میفهمی چی میگم .
گفتم ارضا بعد با انگشتم اشاره کردم من شما رو .
گفت آره . گفتم مینا خانم یعنی میگی من شما رو بکنم؟
گفت آره نشون دادی بلدی چیکار کنی خیلی خوب تحریکم کردی پدر منو درآوردی ولی الان باید بهم قول بدی این یه راز بین من و تو بمونه البته الان دیگه چاره ای ندارم باید بهت اعتماد کنم .
من سرمو برگردوندم و با اشاره دست گفتم پس امید .
گفت اون سرش گرمه تو کاریت نباشه فقط بهم قول بده .
دلم از هیجان داشت میترکید گفتم قول میدم خندید و گفت جوووووون جرات پیدا کردم با دستام ممه هاشو گرفتم و یکم مالیدمشون دستمو گرفت خیلی داغ بود گفت اینجوری نه الان فقط از کون تحریک هستم دیگه طاقت ندارم انگار هزار تا مورچه روی سوراخ کونم هستن و یه میله داغ توش فقط باید زن باشی تا بفهمی چی میگم باید کونمو بکنی فهمیدی .
گفتم چشم هرچی شما بگی .
از روی شلوارکم کیرم رو گرفت تمام وجودم لرزید .
گفت پسر چه سیخی کردی بعدش ایستاد من سرم بالا کردم تا بهتر ببینمش تنم میلرزید با دوتا دستش صورتمو گرفت یه لبخند باحال زد و آروم برگشت خودشو بهم چسبوند یه آخ باحال گفت کیرم لای چاک کونش بود خودشو از پشت بهم میمالید من هنوز هنگ بودم صدای نفس هاش با داغی و نرمی کونش خیلی حال میداد خودشو عقب و جلو میکرد یه دفعه دستمو گرفت و منو برد تو اتاق خواب کنار میز آرایش و گفت آرین وقتی شروع کردی تا نگفتم تمام نکن حتی اگه آبت هم اومد ادامه بده باشه جونم. گفتم چشم خیالت راحت .
خم شد شلوارک منو دراورد یه نگاه به کیر من کرد با نوک انگشت سرشو لمس کرد و گفت چه خوبه چه شقه مثل یه میله خودکار نازک و درازه بعد تو مشتش گرفت چند بار عقب و جلو کرد آروم فشارش داد خم شد نوکشو بوسید تمام بدنم جنبید خیلی کیف کردم از روی میز کمی کرم برداشت و مالید به کیرم و حسابی چربش کرد هنوز باورم نمیشد نمی دونستم خوابم یا داشتم با امید فیلم پورن میدیدم.
مینا ایستاد گفت آماده ای جونم گفتم آره آروم برگشت یکم خم شد و شلوارکشو آروم داد پایین ووووییییی کون مینا جلوی من بزرگ و درخشان مثل آینه دوتا توپ سفید که به طرف پایین سنگینی میکرد چه چاک خوشکلی اون وسط داشت دستامو جلو بردم و برای اولین بار لمسش کردم نرم بود داغ بود آروم فشارش دادم و مالیدمش مینا با دستهاش دو طرف میز آرایش رو گرفت و خم شد پاهاشو باز کرد اووووف سوراخ قرمز کونش رو دیدم وااای چه کوس سفید و تپلی زیرش بود با انگشت سوراخ قرمز و داغش رو لمس کردم تمام بدنش لرزید یکم فشار دادم با صدای نازی گفت آاااای کیر شقم داشت میترکید چه هیجانی داشتم دستهام از نهایت شهوت میلرزید حالا خودم بازیگر فیلمهای پورن بودم دیگه طاقت نیاوردم دستمو حلقه کردم دور کمرش یکم خودشو پایین کشید خودمو چسبوندم بهش اولین لمس کیرم روی بدن یک زن آاااااااخ کیرم روی سوراخ کونش بود یه فشار دادم سوراخ تنگ کونش و لیزی کیرم چه ترکیب باحالی شده بود کیرم تا ته توی کونش رفت مینا با ناز و حرارت میگفت آرین آرین جون کیرتو قربون خودتو قربون کونشو میچرخوند توی سوراخش داغ و لیز بود گفت شروع کن محکم بکن کمرشو گرفته بودم و با تمام زورم می کوبیدم از سوراخش به توی کونش یه راهروی لیز تنگ و داغ حس میکردم که کیرم توش رفت و آمد میکرد صدای آخ و جون و اوف مینا با نفسها و حرکات بدنش همراه با برخورد کیرم با اون راهروی تنگ و داغ و لیز خیلی بهم حال میداد تمام جونم لذت بود اولین تجربه سکسم عالی و بینظیر بود خر کیف بودم داشتم کون یک زن خوشگل رو میکردم دیگه شهوت نمیزاشت فکر کنم غرق لذت بودم خوب اولین بارم بود بدنم منقبض شد یه ساکشن عالی طولانی و لذت بخش داشتم محکم گرفتمش و آبم با تمام فشارمی پاشید توی کونش.
مینا با صدای باحالی گفت آاااای آاای خنک شدم وااااااای یخ شدم اوففففف جووووونممممم جاااااان من ادامه دادم مینا دست چپش رو برد روی کوسش با دست راست کمر منو گرفت و فشار میداد یهو یه پیچی به بدنش داد جمع شد و آه بلند کشید سرشو بالا برد با حرکت بدن و پیچ تاپ کمرش و جمع شدن بدنش چند تا نفس عمیق کشید و بی حرکت شد سرشو پایین برد و آروم نفس میکشید یکم بی حرکت موند بعدش یواش برگشت صورتش باز شده بود یه لبخندی زد و دستشو بالا آورد کف دستش به مایع سفید چسبناک بود گفت میدونی این چیه گفتم نه چیه گفت این همونه که یکساعته داشت منو خفه میکرد آب کوسم که تو برام درش آوردی با انگشتم لمسش کردم لزج و داغ بود گفتم آب کس زن اینه خندید و بغلم کرد و گفت مرسی جونم راحتم کردی.
انگار بین زمین و آسمون بودم هنوز باورم نمیشد چه حس خوبی داشتم سبک و سرحال بودم .
مینا گفتم من میرم دوش بگیرم تو هم برو دستشویی یه جیش بکن سبک بشی گفتم چشم . لذتبخش ترین جیشیدن زندگیمو داشتم تجربه میکردم از حموم صدای دوش آب می اومد من کیرو خایه هامو با مایع شستم کیرم خیلی داغ بود انگار یه قلب توش کار گذاشتن که پر تپش میزد.
بیرون که اومدم مینا داشت موهاشو خشک میکرد تا منو دید لبخند زد و با چشمک باحال گفت خسته نباشی بلا گفتم مرصی بعدش گفت ذلیل نشی پسر چقدر آب ریختی توی کونم دهنم سرویس شد تا تخلیه کنم چه کمری داری شیطون بلا مینا یه تاپ قرمز پوشیده بود که ممه هاشو خیلی خوش حالت جمع و سربالا کرده بود شونه های پر و بازوهای خوش تراشی داشت یه شرت سرمه ای لنگه کوتاه پوشیده بود موهاشو هوایی داد بود و دم اسبی بست که قیافش جذاب تر شده بود تا منو دید راه افتاد سمت در حال تا از کنار من رد شد دلم دوباره لرزید چه بوی خوبی میداد شسته و تر و تازه کونش توی اون شرت گردتر و خوش حالت شده بود پاهای سفید و خوش تراشش بلندتر و کشیده تر بنظر میومد در هال رو باز کرد خودشو خم کرد و گفت امید مامان مشغولی واااااای لپهای کونش از لنگه شورت زد بود بیرون اووووف چه سفید و برفی بود امید گفت آره دارم حیاتو میشورم گفت آفرین حیات که تمام شد برو سراغ دروازه داخل و خارج رو حسابی بشور و برق بنداز.
در رو بست با لبخند اومد طرفم دستمو گرفت گفت ذلیل مرده تو چقدر داغ و باحالی از کجا یاد گرفتی تا حالا چند تا رو مثل من کردی گفتم بخدا اولین بار بود یه نگاه به من کرد و گفت جوووووون چه افتخاری نصیبم شد منو بغل کرد و کلی قربون صدقم رفت حرفهای قشنگش باعث شد من دوباره راست کنم گفت آاااااااخ تو که دوباره سیخ کردی پسر قربون اون کیر قلمی برم بعد منو کشید تو اتاق خواب روبروم ایستاد گفت شنیدی میگن طرف میخاره با لبخند گفتم اهوم گفت فدات بشم من الان میخوام اون مورچهها بودن روی سوراخ کونم الان اومدن روی کوسم تو الان سلطان منی هر کاری دوست داری بکن من مال تو هستم دستام رو بردم روی ممه هاش
آروم فشار دادم نرم و لطیف بود تمام گردی سینه هاشو لمس کردم شکمش رو نوازش کردم آروم تاپشو بالا دادم وااای یه شکم صاف و سفیدی دستمو گذاشتم روی شکمش تنش لرزید نرم بود یه بوس کردم چقدر داغ بود تاپ رو دادم بالا ممه هاش دیده شد آاااای گرد و سفید دوتا قله برفی نوک قرمز و برجسته با هاله های باحال گرفتم تو دستم اولین لمس قشنگ زندگیم روی سینه های یک زن زیبا و داغ نوکشو بوسیدم بو کردم تو دهنم گذاشتم و مکیدم مینا تاپشو در آورد دو تا قله های قشنگش حالا توی دستهای من بود میخوردم و لیس میزدم چه حالی میکردم صدای جووونهای مینا گوش نواز بود نرمی بدنش حس رویایی بهم میداد آروم و با لبخند رفت روی تخت دراز کشید کنارش نشستم تاپمو در آوردم صورتش گل انداخته بود لبامو گذاشتم روی لبش و بوسیدمش یه آااااااه کشید لباشو می بوسیدم خودمو کشیدم روش موهاشو گرفتم آروم کشیدم سرشو بالا آورد و با دهن باز آه میکشید ممه هاشو بغل کردم و می بوسیدم شکمش رو با زبونم لیس زدم دستشو برد روی کوسش و آه میکشید و چنگش میزد زانوهاشو جمع کرد و شورتشو در آورد با فشار آروم دستش سرمو بردم پایین همه بدنش تاپ میخورد صدای آه قشنگی از خودش در می آورد چشمم به کوس مینا افتاد دو تا لپ سفید با به چاک باحال اولین لمس زندگیم روی کوس زن رو تجربه کردم داغ و نرم مینا به چپ و راست تاپ میخورد و آه میکشید بوسیدمش روش زبون کشیدم بازش کردم توش صورتی بود داغ بود زبون زدم روش و کلی کوسشو لیسیدم مینا آااااه میکشید شورتمو در آوردم کیرم شق بود و تپش تندی داشت حتی خایه هام سفت شده بود با دستم کوسشو مالیدم انگشتم رو کردم توش تمام لایه های کوسشو لمس میکردم خیس و داغ شده بود تمام بدنش پیچ و تاپ میخورد آروم ناله میکرد و موهاشو میکشید و آاااخ میگفت دهنش باز بود صورت قشنگش قرمز شده بود لبامو گذاشتم روی لبش روش خوابیدم و بغلش کردم مامان امید حالا مال من بود حس پیروزی داشتم تمام بدنش زیرم بود ممه های خوشکلش توی بغلم تاپ میخورد کیرم اولین لمس روی کوس زن رو تجربه کرد خیس و لیزبود بدنم لرزید با یه حس پر از لذت فشاردادم تا ته رفت تو کوسش تنگ و داغ بود اون حس رو نمیشه گفت یه لذت بینظیر لایه های تنگ و داغ کوسش رو حس میکردم که کیرم با شدت توش رفت و آمد میکرد مینا منو محکم گرفته بود و با تمام وجود اااه میکشید و به خودش میپیچید ضربات محکمی میزدم اولین گاییدن کوس تو زندگیم پر از زیبایی و شهوت بود مینا پاهاشو جمع کرد و شکمش رو بالا داد سرشو به سمت عقب برد و با صدای بلند آخ میگفت و چند بار کمرشو به شدت تکون داد داغی آبشو روی کیرم حس کردم پاهاش جم شد یک آه بلند کشید و آروم گرفت مینا بی حرکت بود کیرمو آروم درآوردم روی کیرم یه داغی پر از لذت حس میکردم قلبم تند میزد کنارش دراز کشیدم شروع کردم به بوسیدن بازوهاش با دستم ممه هاشو میمالیدم و فشار میدادم رفتم نزدیک صورتش مینا با لبخند گفت میخوای پدرمو در بیاری بس نیست لباشو بوسیدم گفتم شما اولین عشق زندگی من هستین خیلی دوستتون دارم تو خوشگلترین زن دنیایی دوستت دارم مینا جون محکم بغلم کرد و گفت فدات بشم پر احساس من چه حرفهای قشنگی میزنی جیگرم حال اومد صورتشو بوسیدم گردن قشنگشو لیس زدم بوسیدم دوباره نفسهاش تند شد و آروم ناله میکرد ممه هاشو میخوردم و نوکشو مکیدم شکمش و لیس زدم آروم خندید و خودشو جمع کرد و گفت اوووف قلقلکم میاد دستاشو دادم بالا زیر بازوهای سفید و پنبه ایشو بوس میکردم زیر بغلشو با زبونم لیس زدم صدای جااااااان گفتم مینا خیلی باحال بود گفت جوووووون چه حالی میده تا حالا تجربه نکردم اووووف چقدر خوبه این کار دوست دارم آااااااااخ باحاله زیر گوشش گفتم مینا خانم میشه برگردین یه نگاه پر معنا کرد و با لبخند و قر گفت چشم سلطان برگشت روی شکمش دراز کشید کون بزرگ و سفیدش پهن شد موهای بلندشو از پشتش کنار زدم با نوک انگشتام پشت و پهلوهاشو نوازش کردم کمرشو مالیدم تیغه دستمو تو چاک کون مینا کشیدم خودشو جمع کرد بدنش لرزید همه کونشو بغل کردم تکونش دادم مثل موج دریا حرکت میکرد گفتم مال خودمه دیگه به هیچکی نمیدمش مینا فقط میخندید و جون میگفت کونشو حسابی خوردم و مالیدم و بوسیدم خیلی کیف میکردم انگشت اشاره دست راست رو گذاشتم روی سوراخ قرمزکونش و با به فشار آروم فرو کردم توش مینا یه آاای ناز گفت و بی حرکت شد انگشت اشاره دست چپم رو گذاشتم روی چاک کوس خوشکلش و فرو کردم توش انگشتامو تو کوس و کونش میچرخوندم و داخل و خارج میکردم صدای ناله های باحال مینا دیونم میکرد و محکمتر میکردم انگشتامو در آوردم دلم میخواست دوباره اون راهروی تنگ و داغ رو با کیر شقم حس کنم دو طرف چاک کونشو باز کردم کیرمو گذاشتم روی سوراخش و فشار دادم توی کونش روش دراز کشیدم و شروع کردم به گائیدن مینا بالش و فشار میداد و ااااااه میکشید کونش مثل یه بالش پر قو نرم بود اون راهروی تنگ توی سواخش خیلی بهم کیف میداد نشستم روی کونش و موهاشو گرفتم کشیدم و شروع کردم به گائیدن کونش صدای اوف و جون مینا اتاق رو پر کرد خیلی کیف میداد مخصوصا وقتی کیرمو توی کون داغش میچرخوندم کیرمو کشیدم بیرون پاهاشوباز کردم کوسش قرمز شده بود کیرمو گذاشتم روی چاک کوس مینا و فشار دادم مینا گفت جااااااان تا ته رفت توی کوسش شروع کردم به گائیدن مامان امید مینا به بالش چنگ میزد و آااااه میکشید یهو زانوهاشو جمع کرد زیر شکمش و کمرشو دوباربه بالا و پایین حرکت داد و با صدای بلند آاااااااه کشید و آروم شد من به شدت کوسشو میگائیدم دیگه داغی شهوت نمیزاشت به چیزی فکر کنم بدنم منقبض شد شروع یک ساکشن لذتبخش و بینظیر همراه با ناله های ریز من از گلو و پاشیدن دیوانه کننده آب من توی کوس مینا تند نفس میکشیدم و ولو شدم روش آروم خودمو کنار زدم مینا روشو کرد طرف من و گفت وااای چقدر دلو میخواد فقط بخوابم دهنم سرویس شد بچه پدرم در اومد بلند شد و به من گفت برو دوش بگیر گفتم چشم .
از حموم بیرون اومدم مینا سفره گذاشته بود عدس پلو با ماست . سالاد . پیاز و نوشابه همین موقع امید اومد تو اتاق و گفت تمام شد من و مینا هم با هم گفتیم ما هم تمام شد و بعد کلی خندیدم امید دوش گرفت نشستیم سر سفره مینا با یه چشمک و لبخند گفت آرین پیاز بخور برات خوبه امید گفت برای من خوبه بخورم گفت اره مامان واسه تو هم خوبه بخور جونم و کلی خندیدیم بعده ناهار فرش رو پهن کردیم دیگه کارم تمام شد مینا برای تشکر اول امید و بغل کرد و بوسید بعد منو بغل کرد و در گوشم گفت این بار عجله ای شد دفعه بعد بیا حسابی سر فرصت حال کنیم.
پایان قسمت اول
دوستان امیدوارم لذت برده باشین اگه نقدی هست در خدمت هستم .
مامانم گفت شاید آرین فردا بتونه بیاد کمکت .
خوشم نیومد از این حرف (بازم حمالی خدا بسه دیگه . توی دلم ) ولی به روم نیاوردم و با لبخند ریزی گفتم چشم حتما (آخه جنده خانم من چرا باید بیام کمکت پس اون شوهر کونیت چیکارست . توی دلم). قرار شد فردا 9 صبح برم خونشون.
دو سه روزی هوا آفتابی و تقریبا گرم و مناسب فرش شستن بود . رسیدم امید در و باز کرد سلام کردم رفتم تو به مینا سلام کردم .
آرین جون مزاحمت شدیما .
نه مینا خانم من در خدمتم .
گفت میدونی که احمد (شوهر کونیش) از آخرای اسفند کلا تو شیفته وگرنه مزاحمت نمی شدم.
نه با با من در خدمتم (جنده کوسو . توی دلم)فقط دستور بده گفت
فرش تو هال لول شدست شما و امید بیارینش تو حیاط من هم برم آماده بشم . من تی شرت و شلوارمو در آوردم یه زیرپوش حلقه ای و شلوارک پوشیدم امید گفت پسر چه بدن سکسی داری خندیدم گفتم امید چرا ایستادی بدو بریم .
امید قرقر میکرد چرا باید ما بشوریم میتونست بده قالیشویی .
امید قر نزن بریم زود تمومش کنیم (مادر جنده . توی دلم)
فرش رو تو حیاط پهن کردیم و منتظر مینا موندیم .
امید گفت اخه تو این زمونه فرش تو خونه میشورن .
حالا یه روزه دیگه قر نزن .
تشت و برس و تی رو آوردیم و آماده شدیم.
گفتم امید تشت خونتون آبیه مامان جونت کونیه .
با پا زد زیر کونم گمشو دیوس و دنبالم کرد و کلی تو حیات شیطونی و سر و صدا راه انداختیم و کیف میکردیم.
مینا گفت آهای شیطونا چه خبره اومدین بازی یا کمک .
سر چرخوندم طرفش گفتم ما آماده ایییمممم یااااا ابوالپشم چی میدیدم مینا یه زیر پوش سفید مردونه چسبون پوشیده بود گردن سفید و شونه های صاف بازوهای خوش تراش که زیر نور خورشید برق میزد ممه های بزرگ و گرد و یکم آویزونش که توی اون زیرپوش تنگ قالب شده بود قشنگ هاله و نوک برجسته قرمزش از روی زیرپوش دیده میشد معلوم بود که اصلا سوتین نبسته وااای چه شکم صاف و کمر پر و باحالی . موهای سیاه و بلندش ریخته روی شونه هاش چقدر باحال و زیبا و جذاب بود. یه شلوارک مشکی پاش بود که از زیر شکم قشنگ طرح کوس تپلش معلوم بود.
من که تا حالا اصلا بهش فکر هم نمیکردم هنگ کردم (بابا اووووووف . توی دلم)
مینا گفت چته پسر بیا شروع کنیم امید یه نگاه به مامانش کرد بعدش به من که محو تماشای مینا بودم گفت بیا دیگه .
مینا رفت که نوک شیلنگ رو به شیر آب وصل کنه وااااااای چشمام چی میدید یه کون قلمبه توی اون شلوارک جذب که از کمر به پایین برجسته و گرد میشد مثل دو تا توپ که به پایین سنگینی میکرد با ریتم آروم راه رفتنش بالا و پایین میشدن با هر قدمی که بر میداشت یه لرزش کوچک داشتن که اوج زیبایی تمام کونش رو به نمایش گذاشت زیر باسن بزرگ خوشگلش تا زانو رانهای پر و باحالی داشت از زیر زانو تا مچ پاش ساق های سفید و تپل داشت.
من محو تماشای کون و پاهای مینا بودم .
مینا خم شد که شیلنگ رو به شیر آب ببنده ترکیب زیر پوش سفید با شلوارک مشکی زیبایی و برجستگی کون مینا رو چند برابر میکرد یکم از زیر پوشش بالا رفته بود کمر و پهلو سفید و پر مینا رو میشد دید . با خودش میگفت چرا نمیری تو وقتی به زور میخواست شیلنگ رو به شیر ببنده همه بدنش تکون باحالی میخورد .
رفتم جلو گفتم کمک میخوای .
سرشو بالا آورد تا حالا به قیافش دقت نکرده بودم چه چشمهایی داشت مشکی و درشت ابروهای کشیده که زیبایی چشماشو چند برابر میکرد لپهای سفید و لبهای قلوه ای داشت صورت خوشگلش از بس با شیر آب کلنجار رفته بود قرمز شد چه گردن صاف و قشنگی داشت تو حالت نشسته ممه هاش بزرگتر و گردتر بنظر میرسید حالا از نزدیک میتونستم یکم از چاک سینه هاشو ببینم .
مینا خانم اینجوری جا نمیره کبریت دارین ؟
فندک هست خوبه .
آره فندک بهتره.
امید مامان برو فندک رو از آشپزخونه بیار.
امید بدو رفت .مینا بلند شد وااای یه شونه و سرو گردن بلندتر از من بود باممه هاش کمتر از بیست سانت فاصله داشتم و از نزدیک چقدر خوشگل بودن نوک و هاله قرمزش چقدر ناز بود دستشو بالا برد و چندتا حرکت ورزشی باحال انجام داد کمرشو چرخوند و اروم خم شد وااااااای چه چاک سینه ایی ممه هاش سفید و براق و بی نقص بود. یواش با تنفس بالا اومد دستها و شونه هاشو به طرف بالا کشید و به سمت عقب خم شد کمرش چه انعطافی داشت نصف شکم سفید و صاف شو میتونستم ببینم قلبم تند تند میزد نمیدونید چقدر دلم میخواست همونجا بغلش کنم .
گفتم مینا خانم ورزشکاری شما .
آره جونم سه ساله ایروبیک و بدنسازی کار میکنم ولی نه زیاد سنگین تا بدنم سفت نشه .
آره مینا جون معلومه خیلی توپ و رو فرمی .
خندید و آروم لپمو کشید و گفت مرصی جونم تو هم بدن قشنگ و فیتی داری .
امید فندک رو اورد نوک شیلنگ رو باهاش گرم کردم و راحت تو شیر آب جا رفت .
مینا زد به بازوم و گفت بابا همه فن حریف دمت گرم اینکاره ای ها گفتم شما فقط دستور بده.
اول فرش با آب خیس کردیم بعدش پودر پاشیدیم روش سه تایی افتادیم به جونش بساب بساب.
من همه حواسم به مینا بود تمام لباسش خیس شده به تنش چسبیده بود انگار دیگه هیچی تنش نیست ممه هاش با تمام جزئیات توی چشمم بود شکم سفید و صافشو میدیدم خودمو بهش میچسبوندم وااای چقدر داغ بود نرمی بدش چه حس خوب بهم میداد میگفتیم و میخندیدم مینا من و امید رو کف مالی میکرد ما هم بهش آب میپاشیدیم دستمامونو کفی میکردیم بهش میزدیم چند بار که به عمد ممه هاشو مالیدم خودشو جمع میکرد و می خندید اووووف چه حالی میداد چقدر نرم بود امید قلقکش میداد منم مثل امید شروع کردم مینا از خنده ولو شد روی فرش و روی شکمش خوابید و میخندید شلوارکش به کون بزرگش چسبیده بود من محو اون حجم از کون مینا بودم امید پهلوهاشو قلقلک میداد من هم یه مشت کف گرفتم شروع کردم به مالیدن کونش وااای چه مزه ای داشت چقدر نرم لطیف بود تمام جونم لذت بود مینا خیلی میخندید گفتم الان فرصت خوبیه خودمو بالا کشیدیم کیرمو چسبوندم به کون بزرگ و نرم مینا وااای داشتم کونشو با تمام وجودم حس میکردم یه حس باحال پر از شهوت تنم از لذت میلرزید ولی برای اینکه سه نشه تو همون حالت امید و گرفتم و گفتم بسه دیگه . امید تقلا میکرد میخندید میگفت مامان خودمه به تو چه من کیرم قشنگ لای چاک کونش بود مینا هم بی حرکت بود کیر شق من دقیقا روی سوراخ کون مینا رفت کمرمو میچرخوندم روی کونش دست راستمو ستون کردم و با دست چپم پهلوشو گرفته بودم مینا تکون نمیخورد چقدر دوست داشتم ممه هاشو با دستم بگیرم خیلی کیف میکردم حالا کامل روی کونش تسلط داشتم کیرم از روی شلوارکم روی سوراخش بود و آروم فشار میدادم تمام جونم لذت بود. خواستم روش ولو بشم ولی ترسیدم برای همین به امید گفتم پاشو دیگه بسه کار داریما امید پا شد و گفت باشه مینا یواش دستشو ستون کرد روی دو زانو نشست من با کمی ترس منتظر واکنش مینا بودم با دوتا دستش موهاشو از روی صورت کنار زد سرو صورتشو بالا برد چشاش بسته بود یه نفس بلند کشید و بعد روی کونش نشست و با خنده گفت از دست شما دو تا خل و چل به پشت ما زد و گفت مشغول شین خوشحال بودم که چیزی نگفت برای همین یکم دلم گرم شد تقریبا نیم ساعت شستیم مینا پا شد تا آب بگیره رو فرش انگار لخت بوداوووووف کون گرد و بزرگش از پشت شلوارک خیس چقدر باحال بود ممه هاش انگار بزرگتر و یکم سربالا شدن و نوکش قرمزتر . فرش رو کامل آب کشیدیم لول کردیم خیلی سنگین شده بود امید سر فرش و گرفت مینا وسطش منم ته فرش پشت مینا چشمم به کونش بود به هر زحمتی بود بلندش کردیم ببریم به دیوار ایستاده تکیه بدیم آبش بره تو این فاصله چند بار خودمو از پشت بهش چسبوندم دیگه خیالم راحت بود چیزی نمیگه کیر شق من روی کون مینا مانور میداد به کون خوشگل و بزرگش حس مالکیت داشتم حال کردن تو این موقعیت خیلی باحال و هیجان انگیز بود.
ساعت حدودای ده و نیم بود دست و رو شستیم روی تخت حیات نشستیم مینا یه سینی که توش میوه شیرینی و شربت بود آورد جا باز کردیم که مینا وسط بشینه لپ هاش گل انداخته بود و یکم صداش میلرزید کامل مشخص بود حالت معمولی نداره آروم نمیگرفت هی خودشو جابجا میکرد مشغول خوردن شدیم یهویی مینا دست تو گردن من و امید کرد ما رو به خودش چسبوند و شروع کرد به تشکر کردن وااای چقدر بدنش داغ بود .
گفت خوب حالا مونده حیات و حموم دستشویی بعدش فرش رو روی تاپ وسط حیات پهن کنیم و تمام. دستاتشو با هیجان بهم میزد و میخندید یه جوری بود انگار آتیش داشت نفسهای عمیق میکشید و خودشو فشار میداد گونه هاش قرمز بود یهو به پشت روی تخت دراز کشید و دو تا دستشو بالای سرش برد اووووف کس تپلش توی چشمم بود شکم صاف سفیدش زده بود بیرون خودشو به چپ و راست کش میداد یهو بلند شد و گفت آماده هستین بریم مرحله بعد دوتایی باهم گفتیم آره بریم .
امید مامان شما تی و شیلنگ رو بگیر حیات و دروازه رو بشور باید تا ظهر کارها تمام بشه بازیگوشی ممنوع من و آرین هم میریم برای حمام دستشویی امید یه نگاهی به من کرد و گفت چشم .
مینا جلوی من راه افتاد کون بزرگش جلوی من میرقصید رفتیم تو در رو بست وسط هال مینا یهو برگشت و روبروی من ایستاد (وااای آرین بگا رفتی الانه که دعوات کنه.توی دلم)با ترس نگاهش کردم مثل آدمهای خشمگین بود تند نفس میکشید تمام صورتش قرمز بود انگار داشت از چشم هاش آتش می بارید دستاشو آورد جلو با انگشتاش موهای ریخته شده روی پیشونی و چشامو آروم کنار زد و نوازش کرد قلبم داشت هزار تا میزد کف دستشو روی صورتم کشید انگشت اشارشو روی لبم گذاشت و برد زیر چونه یکم سرمو بالا آورد چشماشو ریز کرد آروم گفت امروز چیکار کردی.
گفتم چیو مینا خانم .
گفت همون کاری که امروز کردی موقع فرش شستن دلم ریخت خواستم چیزی بگم ولی انگشتش رو گذاشت روی لبم گفت هیسسسس فقط گوش کن یک ساعته منو تحریک کردی آتیش توی جونم انداختی دیگه حتی نمیتونم روی پاهام وایستم دست خودم نیست دارم میسوزم باید ارضا بشم میفهمی چی میگم .
گفتم ارضا بعد با انگشتم اشاره کردم من شما رو .
گفت آره . گفتم مینا خانم یعنی میگی من شما رو بکنم؟
گفت آره نشون دادی بلدی چیکار کنی خیلی خوب تحریکم کردی پدر منو درآوردی ولی الان باید بهم قول بدی این یه راز بین من و تو بمونه البته الان دیگه چاره ای ندارم باید بهت اعتماد کنم .
من سرمو برگردوندم و با اشاره دست گفتم پس امید .
گفت اون سرش گرمه تو کاریت نباشه فقط بهم قول بده .
دلم از هیجان داشت میترکید گفتم قول میدم خندید و گفت جوووووون جرات پیدا کردم با دستام ممه هاشو گرفتم و یکم مالیدمشون دستمو گرفت خیلی داغ بود گفت اینجوری نه الان فقط از کون تحریک هستم دیگه طاقت ندارم انگار هزار تا مورچه روی سوراخ کونم هستن و یه میله داغ توش فقط باید زن باشی تا بفهمی چی میگم باید کونمو بکنی فهمیدی .
گفتم چشم هرچی شما بگی .
از روی شلوارکم کیرم رو گرفت تمام وجودم لرزید .
گفت پسر چه سیخی کردی بعدش ایستاد من سرم بالا کردم تا بهتر ببینمش تنم میلرزید با دوتا دستش صورتمو گرفت یه لبخند باحال زد و آروم برگشت خودشو بهم چسبوند یه آخ باحال گفت کیرم لای چاک کونش بود خودشو از پشت بهم میمالید من هنوز هنگ بودم صدای نفس هاش با داغی و نرمی کونش خیلی حال میداد خودشو عقب و جلو میکرد یه دفعه دستمو گرفت و منو برد تو اتاق خواب کنار میز آرایش و گفت آرین وقتی شروع کردی تا نگفتم تمام نکن حتی اگه آبت هم اومد ادامه بده باشه جونم. گفتم چشم خیالت راحت .
خم شد شلوارک منو دراورد یه نگاه به کیر من کرد با نوک انگشت سرشو لمس کرد و گفت چه خوبه چه شقه مثل یه میله خودکار نازک و درازه بعد تو مشتش گرفت چند بار عقب و جلو کرد آروم فشارش داد خم شد نوکشو بوسید تمام بدنم جنبید خیلی کیف کردم از روی میز کمی کرم برداشت و مالید به کیرم و حسابی چربش کرد هنوز باورم نمیشد نمی دونستم خوابم یا داشتم با امید فیلم پورن میدیدم.
مینا ایستاد گفت آماده ای جونم گفتم آره آروم برگشت یکم خم شد و شلوارکشو آروم داد پایین ووووییییی کون مینا جلوی من بزرگ و درخشان مثل آینه دوتا توپ سفید که به طرف پایین سنگینی میکرد چه چاک خوشکلی اون وسط داشت دستامو جلو بردم و برای اولین بار لمسش کردم نرم بود داغ بود آروم فشارش دادم و مالیدمش مینا با دستهاش دو طرف میز آرایش رو گرفت و خم شد پاهاشو باز کرد اووووف سوراخ قرمز کونش رو دیدم وااای چه کوس سفید و تپلی زیرش بود با انگشت سوراخ قرمز و داغش رو لمس کردم تمام بدنش لرزید یکم فشار دادم با صدای نازی گفت آاااای کیر شقم داشت میترکید چه هیجانی داشتم دستهام از نهایت شهوت میلرزید حالا خودم بازیگر فیلمهای پورن بودم دیگه طاقت نیاوردم دستمو حلقه کردم دور کمرش یکم خودشو پایین کشید خودمو چسبوندم بهش اولین لمس کیرم روی بدن یک زن آاااااااخ کیرم روی سوراخ کونش بود یه فشار دادم سوراخ تنگ کونش و لیزی کیرم چه ترکیب باحالی شده بود کیرم تا ته توی کونش رفت مینا با ناز و حرارت میگفت آرین آرین جون کیرتو قربون خودتو قربون کونشو میچرخوند توی سوراخش داغ و لیز بود گفت شروع کن محکم بکن کمرشو گرفته بودم و با تمام زورم می کوبیدم از سوراخش به توی کونش یه راهروی لیز تنگ و داغ حس میکردم که کیرم توش رفت و آمد میکرد صدای آخ و جون و اوف مینا با نفسها و حرکات بدنش همراه با برخورد کیرم با اون راهروی تنگ و داغ و لیز خیلی بهم حال میداد تمام جونم لذت بود اولین تجربه سکسم عالی و بینظیر بود خر کیف بودم داشتم کون یک زن خوشگل رو میکردم دیگه شهوت نمیزاشت فکر کنم غرق لذت بودم خوب اولین بارم بود بدنم منقبض شد یه ساکشن عالی طولانی و لذت بخش داشتم محکم گرفتمش و آبم با تمام فشارمی پاشید توی کونش.
مینا با صدای باحالی گفت آاااای آاای خنک شدم وااااااای یخ شدم اوففففف جووووونممممم جاااااان من ادامه دادم مینا دست چپش رو برد روی کوسش با دست راست کمر منو گرفت و فشار میداد یهو یه پیچی به بدنش داد جمع شد و آه بلند کشید سرشو بالا برد با حرکت بدن و پیچ تاپ کمرش و جمع شدن بدنش چند تا نفس عمیق کشید و بی حرکت شد سرشو پایین برد و آروم نفس میکشید یکم بی حرکت موند بعدش یواش برگشت صورتش باز شده بود یه لبخندی زد و دستشو بالا آورد کف دستش به مایع سفید چسبناک بود گفت میدونی این چیه گفتم نه چیه گفت این همونه که یکساعته داشت منو خفه میکرد آب کوسم که تو برام درش آوردی با انگشتم لمسش کردم لزج و داغ بود گفتم آب کس زن اینه خندید و بغلم کرد و گفت مرسی جونم راحتم کردی.
انگار بین زمین و آسمون بودم هنوز باورم نمیشد چه حس خوبی داشتم سبک و سرحال بودم .
مینا گفتم من میرم دوش بگیرم تو هم برو دستشویی یه جیش بکن سبک بشی گفتم چشم . لذتبخش ترین جیشیدن زندگیمو داشتم تجربه میکردم از حموم صدای دوش آب می اومد من کیرو خایه هامو با مایع شستم کیرم خیلی داغ بود انگار یه قلب توش کار گذاشتن که پر تپش میزد.
بیرون که اومدم مینا داشت موهاشو خشک میکرد تا منو دید لبخند زد و با چشمک باحال گفت خسته نباشی بلا گفتم مرصی بعدش گفت ذلیل نشی پسر چقدر آب ریختی توی کونم دهنم سرویس شد تا تخلیه کنم چه کمری داری شیطون بلا مینا یه تاپ قرمز پوشیده بود که ممه هاشو خیلی خوش حالت جمع و سربالا کرده بود شونه های پر و بازوهای خوش تراشی داشت یه شرت سرمه ای لنگه کوتاه پوشیده بود موهاشو هوایی داد بود و دم اسبی بست که قیافش جذاب تر شده بود تا منو دید راه افتاد سمت در حال تا از کنار من رد شد دلم دوباره لرزید چه بوی خوبی میداد شسته و تر و تازه کونش توی اون شرت گردتر و خوش حالت شده بود پاهای سفید و خوش تراشش بلندتر و کشیده تر بنظر میومد در هال رو باز کرد خودشو خم کرد و گفت امید مامان مشغولی واااااای لپهای کونش از لنگه شورت زد بود بیرون اووووف چه سفید و برفی بود امید گفت آره دارم حیاتو میشورم گفت آفرین حیات که تمام شد برو سراغ دروازه داخل و خارج رو حسابی بشور و برق بنداز.
در رو بست با لبخند اومد طرفم دستمو گرفت گفت ذلیل مرده تو چقدر داغ و باحالی از کجا یاد گرفتی تا حالا چند تا رو مثل من کردی گفتم بخدا اولین بار بود یه نگاه به من کرد و گفت جوووووون چه افتخاری نصیبم شد منو بغل کرد و کلی قربون صدقم رفت حرفهای قشنگش باعث شد من دوباره راست کنم گفت آاااااااخ تو که دوباره سیخ کردی پسر قربون اون کیر قلمی برم بعد منو کشید تو اتاق خواب روبروم ایستاد گفت شنیدی میگن طرف میخاره با لبخند گفتم اهوم گفت فدات بشم من الان میخوام اون مورچهها بودن روی سوراخ کونم الان اومدن روی کوسم تو الان سلطان منی هر کاری دوست داری بکن من مال تو هستم دستام رو بردم روی ممه هاش
آروم فشار دادم نرم و لطیف بود تمام گردی سینه هاشو لمس کردم شکمش رو نوازش کردم آروم تاپشو بالا دادم وااای یه شکم صاف و سفیدی دستمو گذاشتم روی شکمش تنش لرزید نرم بود یه بوس کردم چقدر داغ بود تاپ رو دادم بالا ممه هاش دیده شد آاااای گرد و سفید دوتا قله برفی نوک قرمز و برجسته با هاله های باحال گرفتم تو دستم اولین لمس قشنگ زندگیم روی سینه های یک زن زیبا و داغ نوکشو بوسیدم بو کردم تو دهنم گذاشتم و مکیدم مینا تاپشو در آورد دو تا قله های قشنگش حالا توی دستهای من بود میخوردم و لیس میزدم چه حالی میکردم صدای جووونهای مینا گوش نواز بود نرمی بدنش حس رویایی بهم میداد آروم و با لبخند رفت روی تخت دراز کشید کنارش نشستم تاپمو در آوردم صورتش گل انداخته بود لبامو گذاشتم روی لبش و بوسیدمش یه آااااااه کشید لباشو می بوسیدم خودمو کشیدم روش موهاشو گرفتم آروم کشیدم سرشو بالا آورد و با دهن باز آه میکشید ممه هاشو بغل کردم و می بوسیدم شکمش رو با زبونم لیس زدم دستشو برد روی کوسش و آه میکشید و چنگش میزد زانوهاشو جمع کرد و شورتشو در آورد با فشار آروم دستش سرمو بردم پایین همه بدنش تاپ میخورد صدای آه قشنگی از خودش در می آورد چشمم به کوس مینا افتاد دو تا لپ سفید با به چاک باحال اولین لمس زندگیم روی کوس زن رو تجربه کردم داغ و نرم مینا به چپ و راست تاپ میخورد و آه میکشید بوسیدمش روش زبون کشیدم بازش کردم توش صورتی بود داغ بود زبون زدم روش و کلی کوسشو لیسیدم مینا آااااه میکشید شورتمو در آوردم کیرم شق بود و تپش تندی داشت حتی خایه هام سفت شده بود با دستم کوسشو مالیدم انگشتم رو کردم توش تمام لایه های کوسشو لمس میکردم خیس و داغ شده بود تمام بدنش پیچ و تاپ میخورد آروم ناله میکرد و موهاشو میکشید و آاااخ میگفت دهنش باز بود صورت قشنگش قرمز شده بود لبامو گذاشتم روی لبش روش خوابیدم و بغلش کردم مامان امید حالا مال من بود حس پیروزی داشتم تمام بدنش زیرم بود ممه های خوشکلش توی بغلم تاپ میخورد کیرم اولین لمس روی کوس زن رو تجربه کرد خیس و لیزبود بدنم لرزید با یه حس پر از لذت فشاردادم تا ته رفت تو کوسش تنگ و داغ بود اون حس رو نمیشه گفت یه لذت بینظیر لایه های تنگ و داغ کوسش رو حس میکردم که کیرم با شدت توش رفت و آمد میکرد مینا منو محکم گرفته بود و با تمام وجود اااه میکشید و به خودش میپیچید ضربات محکمی میزدم اولین گاییدن کوس تو زندگیم پر از زیبایی و شهوت بود مینا پاهاشو جمع کرد و شکمش رو بالا داد سرشو به سمت عقب برد و با صدای بلند آخ میگفت و چند بار کمرشو به شدت تکون داد داغی آبشو روی کیرم حس کردم پاهاش جم شد یک آه بلند کشید و آروم گرفت مینا بی حرکت بود کیرمو آروم درآوردم روی کیرم یه داغی پر از لذت حس میکردم قلبم تند میزد کنارش دراز کشیدم شروع کردم به بوسیدن بازوهاش با دستم ممه هاشو میمالیدم و فشار میدادم رفتم نزدیک صورتش مینا با لبخند گفت میخوای پدرمو در بیاری بس نیست لباشو بوسیدم گفتم شما اولین عشق زندگی من هستین خیلی دوستتون دارم تو خوشگلترین زن دنیایی دوستت دارم مینا جون محکم بغلم کرد و گفت فدات بشم پر احساس من چه حرفهای قشنگی میزنی جیگرم حال اومد صورتشو بوسیدم گردن قشنگشو لیس زدم بوسیدم دوباره نفسهاش تند شد و آروم ناله میکرد ممه هاشو میخوردم و نوکشو مکیدم شکمش و لیس زدم آروم خندید و خودشو جمع کرد و گفت اوووف قلقلکم میاد دستاشو دادم بالا زیر بازوهای سفید و پنبه ایشو بوس میکردم زیر بغلشو با زبونم لیس زدم صدای جااااااان گفتم مینا خیلی باحال بود گفت جوووووون چه حالی میده تا حالا تجربه نکردم اووووف چقدر خوبه این کار دوست دارم آااااااااخ باحاله زیر گوشش گفتم مینا خانم میشه برگردین یه نگاه پر معنا کرد و با لبخند و قر گفت چشم سلطان برگشت روی شکمش دراز کشید کون بزرگ و سفیدش پهن شد موهای بلندشو از پشتش کنار زدم با نوک انگشتام پشت و پهلوهاشو نوازش کردم کمرشو مالیدم تیغه دستمو تو چاک کون مینا کشیدم خودشو جمع کرد بدنش لرزید همه کونشو بغل کردم تکونش دادم مثل موج دریا حرکت میکرد گفتم مال خودمه دیگه به هیچکی نمیدمش مینا فقط میخندید و جون میگفت کونشو حسابی خوردم و مالیدم و بوسیدم خیلی کیف میکردم انگشت اشاره دست راست رو گذاشتم روی سوراخ قرمزکونش و با به فشار آروم فرو کردم توش مینا یه آاای ناز گفت و بی حرکت شد انگشت اشاره دست چپم رو گذاشتم روی چاک کوس خوشکلش و فرو کردم توش انگشتامو تو کوس و کونش میچرخوندم و داخل و خارج میکردم صدای ناله های باحال مینا دیونم میکرد و محکمتر میکردم انگشتامو در آوردم دلم میخواست دوباره اون راهروی تنگ و داغ رو با کیر شقم حس کنم دو طرف چاک کونشو باز کردم کیرمو گذاشتم روی سوراخش و فشار دادم توی کونش روش دراز کشیدم و شروع کردم به گائیدن مینا بالش و فشار میداد و ااااااه میکشید کونش مثل یه بالش پر قو نرم بود اون راهروی تنگ توی سواخش خیلی بهم کیف میداد نشستم روی کونش و موهاشو گرفتم کشیدم و شروع کردم به گائیدن کونش صدای اوف و جون مینا اتاق رو پر کرد خیلی کیف میداد مخصوصا وقتی کیرمو توی کون داغش میچرخوندم کیرمو کشیدم بیرون پاهاشوباز کردم کوسش قرمز شده بود کیرمو گذاشتم روی چاک کوس مینا و فشار دادم مینا گفت جااااااان تا ته رفت توی کوسش شروع کردم به گائیدن مامان امید مینا به بالش چنگ میزد و آااااه میکشید یهو زانوهاشو جمع کرد زیر شکمش و کمرشو دوباربه بالا و پایین حرکت داد و با صدای بلند آاااااااه کشید و آروم شد من به شدت کوسشو میگائیدم دیگه داغی شهوت نمیزاشت به چیزی فکر کنم بدنم منقبض شد شروع یک ساکشن لذتبخش و بینظیر همراه با ناله های ریز من از گلو و پاشیدن دیوانه کننده آب من توی کوس مینا تند نفس میکشیدم و ولو شدم روش آروم خودمو کنار زدم مینا روشو کرد طرف من و گفت وااای چقدر دلو میخواد فقط بخوابم دهنم سرویس شد بچه پدرم در اومد بلند شد و به من گفت برو دوش بگیر گفتم چشم .
از حموم بیرون اومدم مینا سفره گذاشته بود عدس پلو با ماست . سالاد . پیاز و نوشابه همین موقع امید اومد تو اتاق و گفت تمام شد من و مینا هم با هم گفتیم ما هم تمام شد و بعد کلی خندیدم امید دوش گرفت نشستیم سر سفره مینا با یه چشمک و لبخند گفت آرین پیاز بخور برات خوبه امید گفت برای من خوبه بخورم گفت اره مامان واسه تو هم خوبه بخور جونم و کلی خندیدیم بعده ناهار فرش رو پهن کردیم دیگه کارم تمام شد مینا برای تشکر اول امید و بغل کرد و بوسید بعد منو بغل کرد و در گوشم گفت این بار عجله ای شد دفعه بعد بیا حسابی سر فرصت حال کنیم.
پایان قسمت اول
دوستان امیدوارم لذت برده باشین اگه نقدی هست در خدمت هستم .
نوشته: کچل خان
12 پاسخ به “خاطرات ده روز آخر اسفند (۱)”
ای کاش احمد آقا اینقدر قدرتی کونت نمیذاشت که مغزت تکون بخوره مرسی رو مرصی بنویسی و خلاصه کلا سواد از یادت بره!!
خوب بود یاد دوس دخترم افتادم
یه شب جدید و یه کستان جدیدبارک الله
اقا اینو به هوای فرش شستن بردن بد جور کونش گذاشتن
ده روز اخر اسفند میدونی چقدر سرده که لباست خیس بشه سگ لرز میزنی نه این که راحت بگردی و حال کنی
نوشته: جغوز خان
راستشو بگو کلک به ناظم مدرسه کون دادی ده روز آخر رو بپیچونی؟
زرزدی ملجوق
نوشتن داستان با صحبت کردن پیش بچه محلات فرق میکنه.
حالا راستش هم میگفتی شاید بهتر بود حدسم اینه آره رفتی خونه امید به اصطلاح خونه تکانی همان نظافت و پاکسازی خونه کمک کنی اما نه برای شستن فرش چرا اینکه الان سال هاست که رسم فرش شویی داخل خونه منسوخ شده وقتی سبزی قورمه رو آماده و خورده شده بصورت بسته بندی شده ازسوپری سرکوچه میخری دیگه کسی دست به شستن فرش نمیزنه / بلی رفتی خونه امید نظافت خونه در حد پاک کردن پنجره و دیوار کمک کنی که بابای امید بدنت دیدی بهددهم از خجالت تو درآمد تو یه فرصت مناسب تو کونت گذاشت 😂 خب همین میگفتی خیلی جالب بود دیگه خجالت نداره .
عالی بود
تو کدوم مدرسه اینقدر داستان نوشتن از نوع سکسی یاد میدن 😅😅البته کس و کون کردن مثل عمو جانی🤣🤣🤣