سلام، اسم من سالیه. این داستان مربوط به چند ماه پیشه و واقعیه. متاسفانه همون موقعی که کون دادم و هنوز کل جزئیات یادم بود متن رو ننوشتم امیدوارم همه چیش یادم مونده باشه و لذت ببرید.
قبلش اینو بگم این اولین تجربه کونی بودن من نیست من قبلا هم یه پارتنر داشتم که مربوط به سالها پیش میشه و بعد از اونم دیگه برام پیش نیومد. ی چیز دیگه ام بگم بیشترین لذت کونی بودن برای من لذتهای ذهنیه، ینی تصور اینکه یه زنم یا حس تحقیر شدن پشتش وگر نه از بعضی جنبههای کونی بودن حتی چندشم میشه. مثلا با اکراه و از روی کاندوم ساک میزنم. حالا شاید این اکراه بریزه بعدا نمیدونم.
داستان ازین قراره که من مدتهاست بی کیر موندم و گاه گاهی دلم هوس کیر میکنه توی تلگرام این گروها میگردم سراغ کیر و چن مورد پیش اومده که تا یه قدمی رفتم و منصرف شدم. به دلایلی نمیتونم راحت اعتماد کنم و وسواسیم اما این یکی مورد رو پذیرفتم و رفتم به چند دلیل. اولا طرف مقابل که اسمش مهدی بود رو اول توضیح بدم چطوری بود. یه پسر ۲۸ ساله خیلی خوشگل بود که پیشنهاد دو طرفه داد و من ازش خواستم فقط سافت سکس کنیم و قبول کرد و توی همون اولش که قرار بود عکس بدیم عکس کونشو هم فرستاد و من از یه طرفم وسوسه شدم برای کونش:) و دو طرفه رو ترجیح میدادم و به نظرم آدم امنتری میومد. از طرفی دیگه من عاشق زن پوشیم. ولی لباس ندارم چون میریزمشون دور هر چند وقت یک بار که کسی نفهمه. وقتی بهش گفتم گفت میره برام لباس زیر زنونه میخره و حس خوبی داشت این رفتارای محترمانش که میشد حس کرد لاشی نیس میشه بهش اعتماد کرد. من وسوسه زن پوشی و کیر و همه چی سرمو داغ کرد آدرس خونشونو گرفتم و بالاخره بعد سالها تصمیم گرفتم به یک نفر اعتماد کنم. تو راه با مترو رفتم جنوب جنوب شهر تهران. توی دلم استرس شدید بودا بعد به خودم اینجوری دلداری میدادم که حالا تا سر کوچه برو اونجا اگه منصرف شدی نمیخواد بری ولی قدمام هی سنگین تر میشد هر چقدر نزدیک میشدم و معدهام وقتی استرس خیلی زیاد بهم وارد میشه عصبی واکنش نشون میده حس میکردم لازمه برم دستشویی حسابی معدهام بهم ریخته بود از طرفی دلم بود. به سر کوچشون رسیدم زنگ زدم آدرس رو که داد فهمیدم خونشون طبقه اوله نگران بودم تو کوچه کسی ببینمتم بس که شلوغ بود و در آپارتمونشون هم باز بود من تا اومدم برم تو راهرو خودمو ببینم دیدم درو باز کرد و تو عمل انجام شده بودم رفتم تو سلام دادیم و اومدم تو خونشون. خیلی هیکلی بود و قدش بلند بود و سفید بعد من نمیدونستم چیکار کنم رفتم یه گوشه نشستم بعد دید گفت خجالت نکش راحت باش کلی تدارک دیده بود از میوه و … خوشم اومد. یه چیزی راجع به ظاهرمون بگم من تیشرت پوشیده بودم و شلوار لی اونم پیراهن سادهای پوشیده بود هیچ کدوم واقعا معلوم نبود که گی هستیم. منظورم اینه که مثل گیهای پارک دانشجو شلوار لی چسبان و اینا نمیپوشم هیچ کس بیرون منو ببینه نمیفهمه کونیم. البته بدنم یه خورده دخترونه هست و مو ندارم بیبی فیس و بدون ریشم اما اصلا از روی ظاهرم لو نمیره کونیم.
بهش گفتم تو بیشتر تمایل داری بات باشی یا تاپ که گفت تاپ منم گفتم بیشتر باتم ولی قول دادیم که فقط لاپایی باشه که گفت آره اوکیه. گفت لخت شو بریم حموم جلوی هم لخت شدیم من یه جوجوی سفید بودم در مقابل هیکل قویاش ولی خب بدنش درسته که شیو بود ولی اصلا حس زنانه رو نمیداد. به همین خاطر منم تصمیم گرفتم کامل بات باشم فقط اون بکن باشه. وای خیلی وقت بود اینو تجربه نکردم. به خاطر اینکه خجالتمون بریزه رفتم کیرشو لمس کنم که هنوز نیمه خواب بود داشت بیدار میشد. بعد با هم رفتیم حموم. خیلی عضلانی بود من تو بغلش واقعا عین یه جوجو بودم از پشت بغلم میکرد بازوشو می گرفتم سرمو میذاشتم رو بازوهای قویش خیلی پر آرامش بود تو حموممون. یه صحنههایی خودمو میچسبوندم به دیوار سرمو و باسنمو میدادم عقب جوری که کمرم قوس پیدا کنه آه و ناله و آرامش بود همش تمام اون استرس تموم شده بود شل شده بودم تو بغل این مرد قوی. خیلی حواسش بود که کاری که اوکی نیستمو نکنه مثلا میخواست کیرمو ساک بزنه با یه اشاره فهمید خوشم نمیاد ادامه نداد منم تصمیم گرفتم کیرشو بکنم تو دهنم منتهی چون چندشم میشد با کاندوم این کارو میکردم. ازش خواستم با کیرش سیلی بزنه بهم و با این خیس شدن زیر دوش عین شلاق میخورد به صورتم خیلی حال میداد. چیزی که واقعا درد داشت و ازش خیلی لذت میبرد گاز گرفتن رون و نوک سینهها بود از تو حموم آروم آروم شروع کرد من تا حالا تجربش نکرده بودم رو ابرا بودم اسپنک که میزد گاز که میگرفت مالیدن خودم بهش آخخخخخ.
بعد اومدیم بیرون حوله رو آورد خودش خشکم کرد. خودشو هم خشک کرد و بهم لباس زنونههامو داد پوشیدم تو همون تایم داشت خودشو خشک میکرد و من تو آینه خودمو دیدم حال کردم. یه جوراب ساق بلند شیشهای یه شورت مشکی یی و یه سوتین بنفش. اومد افتاد به جونم به پوزیشنای مختلف باهام ور رفت و بعد آهنگ گذاشت من ترجیح میدادم صدای آه و ناله خودمونو بشنویم ولی خب ابهتش نمیذاشت اعتراضی کنم. توی چند تا پوزیشن خودشو مالید بهم و وقتی نزدیک بود که آبش بیاد می کشید کنار منو داگی کرد. و شرتمو یکم نه کامل کشید پایین اول یکم سوراخمو خورد من داشتم زمینووو گاز میگرفتم با دستام زمینو چنگ میزدم اصن تو حال خودم نبودم از لذت بعد شروع کرد افتاد روم و با انگشتش تو سوراخم میکرد که من خیلی حااال کرده بودم آهم در اومده بود که گفت ای جان نقطه جی تو پیدا کردم و بعد به کنار خوابوند. من هم یه خورده ترسیده بودم ازش که نکنه تصمیم بگیره توش کنه هم با انگشتش وازلین کاری کرده بود کونمو و هم به خاطر اینکه وحشی تر شده بود. سینه مو گاز میگرفت و مجبووور بودم با دست سرشو فشار بدم عقب که ول کنه یک آن حس کردم دیگه لذت نمیبرم بیشتر داره دردم میاد و میخواستم زودتر آبش بیاد از زیرش خلاص شم. واسه همین کیرشو وقتی بغل به بغل خوابیده بودیم و از پشت بغلم کرده بود گرفتم تو دستم اون جلو عقب که میکرد منم با دستم براش میزدم که زود آبش بیاد. بعد تهش گفت خسته شدم پوزیشنو عوض کنیم. نشست یه جا و من رفتم بغلش روبرو جوری که سینههام جلوی صورتش باشه نشستم رو پاش و حالا من بودم که باید خودمو میمالوندم بهش اون صرفا یه جا نشسته بود. من خودمو میمالوندم به کیرش که واقعا بزرگ بود و کلفت بعد سی میکردم عین جنده توی پورنا باشم سرمو میگرفتم به سمت سقف دستمو میبردم تو موهام و گاهیم سرشو میگرفتم نزدیک میکردم به سینه ام که یهو دیدم سوتینمو باز کرد انداخت اونور خیلی حشری بود منم توی حال خودم بودم توی این حال سواری میکردم رو کیرش که گفت نزدیکه آبم بیاد دراز کشیدم رو زمین تا بیاد جق بزنه آبش بریزه رو شکم و سینههام. خیلیییی سخت آبش میومد یه چیز جالب در موردش این بود که وقتی میخواست لذت ببره دستشو به کیرش گاهی اوقات نمی زد یا به تخماش بلکه کنارای زیر تخماشو نیشگون میگرفت واقعا حشری بود و واقعا لذت بردم زیرش و بعدم یه سختی آبش اومد و پاشید کل سینه و شکم حتی جوراب شلواری رو با آب یکی کرد. بعد آبش اومد گفت نوبت توئه من گفتم من نمیخوام باید زودتر برم ترسیده بودم ای کاش میذاشتم حال کنم بعد آبشو پاک کردم با دستمال کاغذی و جوراب شلورریو در نیاوردم شلوار لینو روی همون جوراب شلواری پوشیدم رفتم خونه توی مسیر خونه نگران بودم خونه متوجه جوراب پام بشن. بعد بهم مهدی پیام داد بعدش که برای فردا ام هستی من گفتم خیلیی حال کردم آره
ازش پرسیدم چن نفرو قبلا کردی خیلی حرفه ای هستی گفت سه چهار نفر کلا که فکر کنم دروغ میگفت.
بعدشم گفت این شری بیای دهنتو دوس دارم پر آب کیر کنم اوق بزنی و اینا فهمیدم سری اول یه خورده خودشو کنترل کرده ولی خب از این وسواسی بودن من و این که تو سوراخ نمیدم خوشش نمیاد خودشم فهمیدم یه خورده جا زدم وقتی علی رغم اینکه کیرشو دوست داشتم و ازش تشکر کردم که چه حالی داد و گفت باشه بیا همین مثل این سری سکس میکنیم دوباره ولی یهو بلاک کرد و دیگه فرصت نشد.
توی مسیر برگشت از یه طرف به خودم میگفتم دیگه از این کارا نمیکنم از یه طرف دیگه خوشم اومده بود. اینقدر خوشم اومده بود که وقتی تو مسیر برگشت بلاکم کرد گذاشتم بعد چن وقت با یه اکانت دیگم بهش پیام دادم البته نگفتم همون قبلیم تا اول قرار بذاریم کیرشو تو عمل انجام شده بذارم. :))
ولی نشد. و نهایتا هم دیگه ندیدمش
امیدوارم خوشتون بیاد این داستان همش واقعی بود
داستانای دیگمو هم سعی میکنم بذارم لذت ببرید
من اینقدر حال کرده بودم باش که با یه اکانت دیگه چن وقت بعد بهش پیام دادم
قبلش اینو بگم این اولین تجربه کونی بودن من نیست من قبلا هم یه پارتنر داشتم که مربوط به سالها پیش میشه و بعد از اونم دیگه برام پیش نیومد. ی چیز دیگه ام بگم بیشترین لذت کونی بودن برای من لذتهای ذهنیه، ینی تصور اینکه یه زنم یا حس تحقیر شدن پشتش وگر نه از بعضی جنبههای کونی بودن حتی چندشم میشه. مثلا با اکراه و از روی کاندوم ساک میزنم. حالا شاید این اکراه بریزه بعدا نمیدونم.
داستان ازین قراره که من مدتهاست بی کیر موندم و گاه گاهی دلم هوس کیر میکنه توی تلگرام این گروها میگردم سراغ کیر و چن مورد پیش اومده که تا یه قدمی رفتم و منصرف شدم. به دلایلی نمیتونم راحت اعتماد کنم و وسواسیم اما این یکی مورد رو پذیرفتم و رفتم به چند دلیل. اولا طرف مقابل که اسمش مهدی بود رو اول توضیح بدم چطوری بود. یه پسر ۲۸ ساله خیلی خوشگل بود که پیشنهاد دو طرفه داد و من ازش خواستم فقط سافت سکس کنیم و قبول کرد و توی همون اولش که قرار بود عکس بدیم عکس کونشو هم فرستاد و من از یه طرفم وسوسه شدم برای کونش:) و دو طرفه رو ترجیح میدادم و به نظرم آدم امنتری میومد. از طرفی دیگه من عاشق زن پوشیم. ولی لباس ندارم چون میریزمشون دور هر چند وقت یک بار که کسی نفهمه. وقتی بهش گفتم گفت میره برام لباس زیر زنونه میخره و حس خوبی داشت این رفتارای محترمانش که میشد حس کرد لاشی نیس میشه بهش اعتماد کرد. من وسوسه زن پوشی و کیر و همه چی سرمو داغ کرد آدرس خونشونو گرفتم و بالاخره بعد سالها تصمیم گرفتم به یک نفر اعتماد کنم. تو راه با مترو رفتم جنوب جنوب شهر تهران. توی دلم استرس شدید بودا بعد به خودم اینجوری دلداری میدادم که حالا تا سر کوچه برو اونجا اگه منصرف شدی نمیخواد بری ولی قدمام هی سنگین تر میشد هر چقدر نزدیک میشدم و معدهام وقتی استرس خیلی زیاد بهم وارد میشه عصبی واکنش نشون میده حس میکردم لازمه برم دستشویی حسابی معدهام بهم ریخته بود از طرفی دلم بود. به سر کوچشون رسیدم زنگ زدم آدرس رو که داد فهمیدم خونشون طبقه اوله نگران بودم تو کوچه کسی ببینمتم بس که شلوغ بود و در آپارتمونشون هم باز بود من تا اومدم برم تو راهرو خودمو ببینم دیدم درو باز کرد و تو عمل انجام شده بودم رفتم تو سلام دادیم و اومدم تو خونشون. خیلی هیکلی بود و قدش بلند بود و سفید بعد من نمیدونستم چیکار کنم رفتم یه گوشه نشستم بعد دید گفت خجالت نکش راحت باش کلی تدارک دیده بود از میوه و … خوشم اومد. یه چیزی راجع به ظاهرمون بگم من تیشرت پوشیده بودم و شلوار لی اونم پیراهن سادهای پوشیده بود هیچ کدوم واقعا معلوم نبود که گی هستیم. منظورم اینه که مثل گیهای پارک دانشجو شلوار لی چسبان و اینا نمیپوشم هیچ کس بیرون منو ببینه نمیفهمه کونیم. البته بدنم یه خورده دخترونه هست و مو ندارم بیبی فیس و بدون ریشم اما اصلا از روی ظاهرم لو نمیره کونیم.
بهش گفتم تو بیشتر تمایل داری بات باشی یا تاپ که گفت تاپ منم گفتم بیشتر باتم ولی قول دادیم که فقط لاپایی باشه که گفت آره اوکیه. گفت لخت شو بریم حموم جلوی هم لخت شدیم من یه جوجوی سفید بودم در مقابل هیکل قویاش ولی خب بدنش درسته که شیو بود ولی اصلا حس زنانه رو نمیداد. به همین خاطر منم تصمیم گرفتم کامل بات باشم فقط اون بکن باشه. وای خیلی وقت بود اینو تجربه نکردم. به خاطر اینکه خجالتمون بریزه رفتم کیرشو لمس کنم که هنوز نیمه خواب بود داشت بیدار میشد. بعد با هم رفتیم حموم. خیلی عضلانی بود من تو بغلش واقعا عین یه جوجو بودم از پشت بغلم میکرد بازوشو می گرفتم سرمو میذاشتم رو بازوهای قویش خیلی پر آرامش بود تو حموممون. یه صحنههایی خودمو میچسبوندم به دیوار سرمو و باسنمو میدادم عقب جوری که کمرم قوس پیدا کنه آه و ناله و آرامش بود همش تمام اون استرس تموم شده بود شل شده بودم تو بغل این مرد قوی. خیلی حواسش بود که کاری که اوکی نیستمو نکنه مثلا میخواست کیرمو ساک بزنه با یه اشاره فهمید خوشم نمیاد ادامه نداد منم تصمیم گرفتم کیرشو بکنم تو دهنم منتهی چون چندشم میشد با کاندوم این کارو میکردم. ازش خواستم با کیرش سیلی بزنه بهم و با این خیس شدن زیر دوش عین شلاق میخورد به صورتم خیلی حال میداد. چیزی که واقعا درد داشت و ازش خیلی لذت میبرد گاز گرفتن رون و نوک سینهها بود از تو حموم آروم آروم شروع کرد من تا حالا تجربش نکرده بودم رو ابرا بودم اسپنک که میزد گاز که میگرفت مالیدن خودم بهش آخخخخخ.
بعد اومدیم بیرون حوله رو آورد خودش خشکم کرد. خودشو هم خشک کرد و بهم لباس زنونههامو داد پوشیدم تو همون تایم داشت خودشو خشک میکرد و من تو آینه خودمو دیدم حال کردم. یه جوراب ساق بلند شیشهای یه شورت مشکی یی و یه سوتین بنفش. اومد افتاد به جونم به پوزیشنای مختلف باهام ور رفت و بعد آهنگ گذاشت من ترجیح میدادم صدای آه و ناله خودمونو بشنویم ولی خب ابهتش نمیذاشت اعتراضی کنم. توی چند تا پوزیشن خودشو مالید بهم و وقتی نزدیک بود که آبش بیاد می کشید کنار منو داگی کرد. و شرتمو یکم نه کامل کشید پایین اول یکم سوراخمو خورد من داشتم زمینووو گاز میگرفتم با دستام زمینو چنگ میزدم اصن تو حال خودم نبودم از لذت بعد شروع کرد افتاد روم و با انگشتش تو سوراخم میکرد که من خیلی حااال کرده بودم آهم در اومده بود که گفت ای جان نقطه جی تو پیدا کردم و بعد به کنار خوابوند. من هم یه خورده ترسیده بودم ازش که نکنه تصمیم بگیره توش کنه هم با انگشتش وازلین کاری کرده بود کونمو و هم به خاطر اینکه وحشی تر شده بود. سینه مو گاز میگرفت و مجبووور بودم با دست سرشو فشار بدم عقب که ول کنه یک آن حس کردم دیگه لذت نمیبرم بیشتر داره دردم میاد و میخواستم زودتر آبش بیاد از زیرش خلاص شم. واسه همین کیرشو وقتی بغل به بغل خوابیده بودیم و از پشت بغلم کرده بود گرفتم تو دستم اون جلو عقب که میکرد منم با دستم براش میزدم که زود آبش بیاد. بعد تهش گفت خسته شدم پوزیشنو عوض کنیم. نشست یه جا و من رفتم بغلش روبرو جوری که سینههام جلوی صورتش باشه نشستم رو پاش و حالا من بودم که باید خودمو میمالوندم بهش اون صرفا یه جا نشسته بود. من خودمو میمالوندم به کیرش که واقعا بزرگ بود و کلفت بعد سی میکردم عین جنده توی پورنا باشم سرمو میگرفتم به سمت سقف دستمو میبردم تو موهام و گاهیم سرشو میگرفتم نزدیک میکردم به سینه ام که یهو دیدم سوتینمو باز کرد انداخت اونور خیلی حشری بود منم توی حال خودم بودم توی این حال سواری میکردم رو کیرش که گفت نزدیکه آبم بیاد دراز کشیدم رو زمین تا بیاد جق بزنه آبش بریزه رو شکم و سینههام. خیلیییی سخت آبش میومد یه چیز جالب در موردش این بود که وقتی میخواست لذت ببره دستشو به کیرش گاهی اوقات نمی زد یا به تخماش بلکه کنارای زیر تخماشو نیشگون میگرفت واقعا حشری بود و واقعا لذت بردم زیرش و بعدم یه سختی آبش اومد و پاشید کل سینه و شکم حتی جوراب شلواری رو با آب یکی کرد. بعد آبش اومد گفت نوبت توئه من گفتم من نمیخوام باید زودتر برم ترسیده بودم ای کاش میذاشتم حال کنم بعد آبشو پاک کردم با دستمال کاغذی و جوراب شلورریو در نیاوردم شلوار لینو روی همون جوراب شلواری پوشیدم رفتم خونه توی مسیر خونه نگران بودم خونه متوجه جوراب پام بشن. بعد بهم مهدی پیام داد بعدش که برای فردا ام هستی من گفتم خیلیی حال کردم آره
ازش پرسیدم چن نفرو قبلا کردی خیلی حرفه ای هستی گفت سه چهار نفر کلا که فکر کنم دروغ میگفت.
بعدشم گفت این شری بیای دهنتو دوس دارم پر آب کیر کنم اوق بزنی و اینا فهمیدم سری اول یه خورده خودشو کنترل کرده ولی خب از این وسواسی بودن من و این که تو سوراخ نمیدم خوشش نمیاد خودشم فهمیدم یه خورده جا زدم وقتی علی رغم اینکه کیرشو دوست داشتم و ازش تشکر کردم که چه حالی داد و گفت باشه بیا همین مثل این سری سکس میکنیم دوباره ولی یهو بلاک کرد و دیگه فرصت نشد.
توی مسیر برگشت از یه طرف به خودم میگفتم دیگه از این کارا نمیکنم از یه طرف دیگه خوشم اومده بود. اینقدر خوشم اومده بود که وقتی تو مسیر برگشت بلاکم کرد گذاشتم بعد چن وقت با یه اکانت دیگم بهش پیام دادم البته نگفتم همون قبلیم تا اول قرار بذاریم کیرشو تو عمل انجام شده بذارم. :))
ولی نشد. و نهایتا هم دیگه ندیدمش
امیدوارم خوشتون بیاد این داستان همش واقعی بود
داستانای دیگمو هم سعی میکنم بذارم لذت ببرید
من اینقدر حال کرده بودم باش که با یه اکانت دیگه چن وقت بعد بهش پیام دادم
نوشته: سالی
10 پاسخ به “کونی شدن مجدد، بعد از سالها دوری از کیر”
کونی که خارش میکنه خودش سفارش میکنهواقعا نمیدونم چرا ادای تنگا رو در میاریدخب بده دیگه، هم خودت حال میکنی هم طرفت
چرا از همون موقع که بچه اید نمیاید به من بدید که تضمینی هی بکنمتون
6666sevda@تو به عنوان یه روانشناس هم بیشعوری هم بیسواداز کی تا حالا هموسکشوالیته قابل درمان شده
روانشناس کسخل، تا بوده همین بودهیه عده همجنسگرا بودن هستن و خواهند بودفقط به خاطر گسترش شبکه های اجتماعی و اینترنت و این داستانا برای توی کسخل مشهود ترهدر یک کلام،اللهم اشفع کل کساخیل
بالاخره ی داستان واقعی خوندیم تو این سایتمنم تقریبا ی همچنین کاری و کردم و با ترس و لرز تا مرز قرار رفتم اما طرف مقابل بود ک با اینکه تاپ بود چند دقیقه قبلش بلاکم کرد و بعدشم دیگه واقعا ترسیدم بخوام اعتماد کنم
خودت یک تنه ریدی به زبان و ادبیات فارسی
منم دقیقا همینجوری با یه نفر حال کردم دقیقا مثل تو
عالی بود صراحتت حرف نداره🌹
jentعزیز خیلی ممنونم از تعریفت
آخ خیلی جاهای داستان رو دوست داشتم جز قسمتی که تو نشدی ! حالم گرفته شد ، قرار بود دوطرفه باشه