من 25 سالم بود و اون پرستار 27-28 ساله، از نگاهش فهميده بودم اهل حاله ولي اصلا تو فكر دوستي باهاش نبودم، يك ساعت بعد رفتم نزديك ايستگاه پرستاري رو صندلي ها نشستم كه فوتبال نگاه كنم كه متوجه شدم حواسش كامل به منه و زير نظرم داره، حول شده بودم، هم ميخواستم باهاش دوست بشم هم ميترسيدم كه اومد جلو و حال همسرم رو پرسيد و گفت اگه چايي ميل داريد واستون بيارم ولي من كه حول شده بودم بهش گفتم نميخورم و اونم رفت، يكي 2ساعت گذشت و من هرجا چشم انداختم پيداش نكردم، با خودم گفتم حتما شيفتش تموم شده و رفته و يه آه از روي حسرت كشيدم و رفتم بالا سر همسرم كه متوجه شدم اون خانوم مسن حالش بد شده و داره بالا مياره، يكي از پرستارا اومد بالا سرش و گفت همراهش بره يه تي بياره و اينجا رو تميز كنه ولي اون كه همراه نداشت، از روي محبت من حاضر شدم اين كار رو انجام بدم، وقتي اومدم كه از يه پرستار تي بگيرم چشمم افتاد به اون پرستاره-اسمش پريسا بود- قد بلند و هيكل تو پري داشت وجوري آرايش كرده بود كه انگار اومده عروسي، بسيار هم لوند و اهل حال بود و از من خيلي خوشش اومده بود، وقتي ديدمش ازش پرسيدم پس يه دفعه كجا غيبتون زد؟ جواب داد چه طور؟ مونده بودم چي جواب بدم كه گفت نميدونستم باهام كار داريد وگرنه نميرفتم، شيفتش تموم شده بود و لباسش رو عوض كرده بود وآماده رفتن بود، بهش گفتم تخت كنار بيمار من حالش بد شده و اگه ميشه يه تي به من بديد تا اونجا رو تميز كنم، گفت تا نيم ساعت ديگه خدمتكار مياد، گفتم تا اون موقع اتاق بوي بد ميگيره بعد با هم رفتيم سمت انبار كه به من تي بده، وقتي رفتيم داخل قلبم داشت تند تند ميزد، ميخواستم بهش پيشنهاد بدم ولي اصلا روم نميشد تا اينكه وقتي تي رو برداشتم يه تكه از چوب دستش رفت داخل انگشتم، همين كه صدام رفت بالا گفت چي شد؟ گفتم رفت تو دستم، اومد دستم رو گرفت و به انگشتم نگاه كرد، واااااي…. چه دستاي گرمي داشت، حرارت بدنش داشت منو ميسوزوند، از لرزش دست و صداش فهميدم اونم حالش خرابه، همين كه داشت دستم رو ميماليد بهش گفتم واقعا پرستار به مريض محرمه؟ گفت آره ،گفتم مريض هم به پرستارمحرمه؟ يه مكثي كرد و گفت بستگي داره كه بخواد چيكار كنه ، گفتم مثلا در حد يه لب محرمه؟ گفت در همين حد آره ،صورتش با صورت من يه وجب فاصله داشت، لبمو گذاشتم رو لبش، هر دو چشمامون رو بسته بوديم و صداي قلبمون توي اتاق پيچيده بود، من كه ديگه رو پا بند نبودم ، اون شيرين ترين لب زندگيم بود، توي اوج حال بوديم كه يه دفعه يه صدايي اومد و هردومون 2متر پريديم بالا، تازه فهميديم صداي تي بوده كه افتاده روي زمين، ولي ما هردو دست وپامون رو گم كرده بوديم، نميدونستيم كدوم سمت فرار كنيم ، يكم كه آروم شديم بهش گفتم داري ميري خونه؟ گفت آره ، گفتم ميشه من برسونمت؟ گفت باشه و جدا جدا رفتيم سمت ماشين من.
ساعت از دوازده شب گذشته بودواطراف ماشين من قو پر نميزد، همين كه سوار شديم 2باره لبامون رفت رو هم، بهم گفت بد جوري حشري شده، منم كه حالم از اون بدتر بود بي مقدمه زيپ شلوارم رو دادم پايين و كيرمو دادم دستش، جوري مك ميزد كه داشت ارضا نشده آبم رو ميكشيد، انگار داشت از باك ماشين بنزين ميكشيد، آن چنان آبم رو تو دهنش پاشيدم كه تا ته حلقش رفته بود، يكم كه حالم جا اومد گفتم بريم خونه ما؟ اونم كه ديگه چشماش باز نميشد قبول كرد، وقتي رفتيم خونه حتي به من فرصت نداد كه لباسم رو در بيارم و يكم بدنش رو بخورم، گفت اينقدر حشريم كه احتياجي به اين كارا نسيت، وقتي ميكردمش جوري دادو بيداد ميكرد كه در دهنش رو گرفته بودم، اون حشري ترين كسي بود كه به عمرم ديده بودم
فرستنده: aminagha
35 پاسخ به “پرستار حشری”
تا حالا داستان به این بدی نخوندم اه اه اه
ALLIII BOOOOODKHOSHAM UMAD MANAM MESLE UNAM
زنتو چی کار کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی داستان خوبی بودکوتاه و مختصرحوصله آدم رو سر نمیبردفقط کاش بیشتر سکسی می نوشتیممنونبازم بذار
حتما عالی است
hdhgdhgbd
مادر …دلم نمیاد فوش بدم ولی یه بار دیگه از این کس شرا در مورد پرستارا یا دکترا بنویسی کردمت.من پدر مادرم پرستارن تو چه میدونی که چقد تو بیمارستان زحمت میکشن .بعد میای برای ارضا فکر خودت از این کس شرا مینیویسی کس کش
از دو حالت خارج نيست: يا خاطرهست يا داستان.اگر خاطرهست: زنت بخاطر حال و حول تو قرص ضدبارداري خورده بود كارش به بيمارستان كشيد! تو اونو با استفراغ يه پيرزن تو اتاقش ول كردي رفتي با پرستاره…؟! بعد ميگي بهترين لب زندگيت بود؟! اهل فحش دادن نيستم وگرنه ميگفتم اي كير توي اون لبت بياد!اگر داستانه: حداقل ميگفتي زنم بادفتق گرفته بود بردمش بيمارستان؛ تا ملت نگن نويسندهش عجب آدم پفيوزيه!
واسه ادمهای نامرد نباید نظر بدی ارزش ندارن نامرد
ماشاال… ما چقدر منتقد. تحلیلگر. کارشناس و پژوهشگر مسایل سکسی داریم!!!
ای کیرم تو کونتاین کدوم بیمارستانه که همراه مریض زن مذکرهادرسشو بده تا بیام اون بیمارستان رو بکنم تو کونت
موقعی که تو داشتی پرستارو تو خونتون میکردی من هم زنتو تو بیمارستان گاییدم خیلی حشری بود
اون موقعی که زتتو ول کردی یه دکتره اومد کردش دوباره قرص خورد حالسش بد شد هر شب اونجا بود میدادtoo hich farhangi khianat ghabele ghabool nist kasaei ke az shenidane in dastana haleshoon mishe moshkele ravani daran avalishe khodet
کوچیک بودم دلم پرستار حشری می خواست
من معمولا نظر نمی دم ولی در مورد این داستان تخمیت باید بگم:اولا آخه بچه کونی ، کدوم بیمارستان شیفتش ساعت 12 شب تموم میشه که پرستارش اونموقع بخواد برهدوما اگه یه پرستار به یه کونی مثل تو به این راحتی حال بده یه دکتر مرد هم به همین راحتی زنتو که اونجا تنها خوابیده ترتیبشو میده .آخه کیرم توی حلقت ، اینم داستان بود که نوشتی
اه_يه امشب فحش ندادما_ولي تو كوني نميذاري_واقعأ كس شعر گفتي_خب زنت چي شد؟خائن خوك صفت_ديوس كم شعر بگو_هي ميخام فحش ندم نميشه_اصلاحيه نميخواد؟اين جسورو sex funكجان؟
کیرم تو کس تمام نوامیست راستی تو که ناموس نداری. پس کیرم تو کس خواهرو مادرو زن و همه کست.
hichi nadaram beam hamin
نگفتی سرم زود تموم میشه زنت پیدات نکنه چون حالش خوب نیست سریع میاد خووووووونه ؟؟؟؟!!! :W
آخه اینم داستان بوداز کی تا حالا تو بخش زنان همراه مرد راه میدن،تو که داستانو نوشتی حد اقل یه بار دیگه میخوندی ویرایشش میکردی،مگه قرار نشد بری تی بیاری! پس تکلیف استفراغ وسط اتاق چی شد.اه اه اه اه اه اه اه اه اه
بچه ها فش ندین بچه خاست یخورده از فانتزی های سکسیش بنویسه ولی فانتزیش واقعا تخمی و پر اشکال بود مثل اینکه تا حالا بیمارستان نرفته مخصوصا بخش زنان که مردا رو ساعت ملاقت راه میدن حد اقل یخورده فیلم میدیدی اطلاعات درباره بیمارستان بدست میاوردی!!!
اخه کوس خول ادم زنشو که مریضه ول میکنه میره دنبال جنده ها
خاک بر سر بی وجدانت که خیانت کردی فقط همینو می تونم بگم
عالی بود اگه آدرس اون پرستارو بهم بدین منم میرم مریض میشم
sara joon to asabeto khord nakon bia be hamdige fkr konim
خاک تو سر ملت که پرستار هر جور بر خورد کنه یه چیزی زر میزنن… یا میگن بداخلاقه یا لاس میزنه…بهتره فکر مریض خودتو اصلاح کنی … احتمالا اشتباها رفتی بمارستان خصوصی باهات مثل آدم برخورد کردن پررو شدی اسکل بی جنبه …
حداقل بعدش خانومت رو هم میکردی که بعد به کسی دیگه نده
he he
واقعا که زر زر اضافه کرد قبول داری
کس شعر =)))))))
در خدمتیم بانو لب تر کن
من درخدمتم نازنین خانوم خواستی خصوصی پیام بده با اونقدر حشریت کنم که بری رو ابرااااا
عزیزم بیا تا خودم برات بکنم توشخصوصی پیام بده تا ایدی بدم
بیا تا خودم برات بذارم توش خصوصی پیام بده تا ایدی بدم بهت
مگه مجبورین دروغ بگین خوب