صدای آقای حسینی بود ناظم مدرسه که میگفت هر دو تا بیاین بیرون امیر زیپ شلوارشو کشید پایین عین گلوله از تو دستشویی مدرسه فرار کرد حسینی داد زد که وایسا ولی اون رفت که رفت من موندم و آقای حسینی ناظم مدرسه گفت داشتی چه غلطی میکردی برو دم دفتر تا بیام من شایانم 17 سالمه سال آخر دبیرستانم قدم 160 و وزنم نزدیک 50 کیلو با موهای قرمز چشای سبز و صورت کک مکی هنوز نمیدونم گی هستم یا ترنس ولی کونی کلاسمونم زنگای اخر تو دستشویی برای چنتا از بچه ها ساک میزنم عاشق مزه اب کیرم گاهی هم بچه ها کیرشون تو سوراخم عقب جلو میکنن ولی همه گی خروسن تا من بیام حال کنم آبشو ریخته تو سوراخم و رفتن زنگ اخر بود امیر این قدر کونم دستمالی کرد تو کلاس که رفتیم دستشویی که براش ساک بزنم که گیر افتادم اقای حسینی ناظم مدرسمونه یه مرد قد بلند نزدیک 190 لاغر و خیلی جدی که کل مدرسه ازش حساب میبرن زنگ خورده بود و کسی تو مدرسه نبود ایستاده بودم دم دفتر معلما یکی یکی اومدن خدافظی کردن بعضی پرسیدن چیکار کردی مگه که اقای حسینی اومد بالا همه رفته بودن فقط در دفتر مدیر باز بود و یکی از معلمام و مدیر تو دفتر بودن که اقای حسینی گفت برو تو دفتر من تا بیام و رفت دفتر مدیر رفتم دفتر ناظم و ایستادم دم در چند دیقه بعد اقای حسینی اومد و گفت بیا تو رفتم تو در و بستم دفترش یه اتاق بود با یه میز جلسه که رو به روی میز ایستادم نشست پشت میزش و گفت چه غلطی می کردی سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم گفت با توام چه غلظی تو دستشویی میکردی اون کی بود باهاش تو دستشویی بودی سرمو انداخته بودم پایین و چیزی نمیگفتم که گفت مگه با تو نیستم چیکار میکردین اون تو بغض کردم و اشکم سرازیر شد اقا تورو خدا ببخشید گه خوردم که گفت زوری برده بودت یا خودت باهاش رفتی باز هیچی نگفتم گفت با توام جواب منو بده اگه زوری برده بودت بگو گفتم نه اقا خودم باهاش رفتم بهم گفت چرا باز هیچی نگفتم گفت بهت میگم چرا باش رفتی گفتم اخه اقا از خجالت سرخ شده بودم و اشکام سرازیر بود که پاشد اومد سمتم از رو میز دستمال کاغذی بهم داد و گفت پاک کن اشکاتو زنگ میزنم خانوادت فردا بیان ببینم باید چیکار کنیم که افتادم به التماس کردن اقا توروخدا آبرومو نبرین نزارین بابام بفهمه اقا تورو خدا هر کاری بخواین میکنم اقا به خانوادم چیزی نگین که اقای حسینی گفت برو دم در وایسا تا زنگ بزنم بابات بیاد که در دفتر زده شد آقای اسکندری مدیر مدرسه اومد تو گفت چیکار کرده ؟ حسینی گفت هیچی رفتم سرویس میبینم آقا داره برا یکی ساک میزنه بهش میگم زوری بردنت میگه نه خودم رفتم مدیرمون خندید گفت اره؟ سرمو انداختم پایین مدیر اومد تو و در و بست حسینی ادامه داد حالا میخوام زنگ بزنم خانواده بیان جمعش کنن که پردیم وسط حرفش نه اقا تورو خدا به خانوادم چیزی نگین هرکاری بخواین میکنم فقط ابرومو که اسکندری اومد نزدیکم و گفت هر کاری ؟
دیدم که یه چشمک زد به اقای حسینی و دستشو اورد زیر چونم سرمو بلند کرد و گفت در بیار فرمتو ببینم من هنوز وسط دفتر ایستاده بودم که اقای اسکندری رفت نشست پشت میز جلسه که حسینی بهم گفت مگه نگفت در بیاری فرمتو تو شوک بودم نمیدونستم باید چیکار کنم که اسکندری گفت هولش نکن مگه نگفتی حاضری هر کاری بکنی پس حالا پسر خوبی باش و لباساتو خودت در بیار بزار روی میز نترس کاریت نداریم میخوایم ببینیم بلایی سر بدنت نیاورده باشه دکمه های پیراهن فرمم را باز کردم و پیراهنم و گذاشتم روی میز کنارم و ایستادم که حسینی گفت باقیش کفشامو در اوردم و شلوارم را هم در اوردم گذاشتم رو پیراهنم حالا با یه شورت وسط دفتر ناظم بودم که حسینی گفت همشو گفتم اخه اقا که اقای اسکندی گفت اذیتش نکن شاید میخواد تیکه اخرو شما زحمتشو بکشی که اقای حسینی بلند شد و گفت چشم اومد سمت من بلندم کرد و گذاشتم لبه میز و گفت خودم برات در بیارم ؟ خجالت کشیدم فهمیدم که برنامه دیگه زنگ زدن به خانواده نیست همیشه فانتزی اینو داشتم که به حسینی بدم و حالا لخت رو به روش بودم دستشو انداخت از پشت شورتم را در اورد و گذاشت کنار باقی لباسام و گفت پس گفتی هر کاری حاضری بکنی گفتم اره دستمو گرفت گذاشت روی کیرش از روی شلوار و گفت ببینم پس چه میکنی شروع کردم به مالیدن کیرش از روی شلوار که صورتشو اورد جلو لباشو گذاشت روی لبام و زبون داغش تو دهنم چرخید مزه نیکوتین سیگار تلخی میداد و هر لحظه کیرش زیر دستم گرم تر و بزرگتر میشد که کمری شلوارش را باز کرد و دکمشو باز کرد یه شورت پا دار طوسی داشت کیرش را گرفت و گفت ببینم چیکار میکنی از میز اومدم پایین کیرشو گرفتم توی دستم بلند بود ولی باریک 19 سانتی میشد که سرشو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم براش ساک زدن وای تا حالا هر چی خوردم دول بود به این میگن کیر که ناله حسینی بلند شد گفت معلومه حسابی تمرین داشتی با دو تا دستم براش جق میزدم و تو دهنم عقب جلوش می کردم که بلندم کرد گذاشتم روی میز شلوارش را کشید بالا و دکمشو بست و از زیپ کیرشو گذاشت بیرون رفت سمت میزش و به مدیرمون گفت بفرمایید اسکندری گفت شما مشغول باش میام رفت از تو میز یه چیزی اورد و اومد سمت من پاهامو باز کرد و گفت بزار چک کنم ببینم یه مایع سرد مالید دور سوراخم و انگشت وسطش را کرد تو سوراخم رو کرد به اسکندی گفت خیلی تمرین داشته پاهامو باز کرد و گذاشت رو شونش سر کیرش را روی سوراخم میمالید تا ناله منم بلند شد سرشو هل داد تو سوراخم که ناله من بلند تر شد سانت به سانت گرمی کیر بلندش را توی سوراخم داشتم حس میکردم که تا تخماش حالا جا داد توی سوراخم میتونستم گرمی وبلندی کیرشو زیر نافم حس کنم بار اولی بود که با یه همچین چیزی داشتم گاییده می شدم که ضربه هاشو شروع کرد و تلنبه هاش تو سوراخم شروع شد اسکندری بلند شد اومد سمت من و دو تا دستاما گرفت کشید سمت خودش حالا وسط میز بودم و حسنی داشت با کیرش سوراخمو حسابی پر و خالی میکرد گردنم از سمت دیگه میز افتاده بود پایین که دیدم اسکندری زیپشو باز کرد و یه چیز کلفت سیاه انداخت بیرون باورم نمیشد کیرش به کلفتی مچ دستم بود و هنوز خواب چند باری زد رو صورتم و بهم گفت دهنتو باز کن سر کیر کلفتش را گذاشت تو دهنم و شروع کرد به گاییدن دهنم چشم باز کردم سوراخم داشت با کیر حسینی پر و خالی میشد و دهنم با کیر کلفت اسکندری گاییده میشد که صدای ناله حسینی بلند شد ابشو بمپ می کرد تو سوراخ تنگم و با هر پمپ مایع داغی روده هامو پر میکرد کشید بیرون و یه اسپنک زد در کونم و اسکندری کشید از دهنم بیرون وای عجب کیری داشت دیوث کلفت و بلند نصفشم تو دهنم جا نمیشد چرخوندم روی میز سمت خودش و بهم گفت بیا پایین اومدم پایین و خم شدم روی میز داگی جلوش ایستادم لای کونم را با دو تا دستاش باز کرد و گفت عجب سوراخ صورتی داره حسینی گفت اره لامصب تنگم هست همه آبمو کشید کونی که اسکندری کیرشو با دستش گرفت و چند باری روی سوراخم کشید با دو تا دستش دو طرف کمرم را گرفت سر اون کیر کلفت و گذاشت روی سوراخم و با یه فشار تا نصفه جا داد توم قشنگ پاره شدنم را حس کردم چشمام از درد سیاهی رفت ولی راه فرار ی نبود زبونش را کشید روی کمرم تا رسید به لاله گوشم لاله گوشمو شروع کرد به مکیدن گفت شلش کن تا حال کنی بدنمو شل کردم با حرکت بعدی تا دسته اون کیر کلفت جا داد توسوراخم و شروع کرد به خوردن گوش و گردنم جا که باز کرد شروع کرد به گاییدن سوراخم تازه داشتم معنی گاییده شدن را زیر این کیر درک میکردم همه وجودم درد و لذت بود اون قدر تو سوراخم عقب جلو کرد که نالم رفت بالا و اب کیرم پاشید بیرون تجربه لذتی وصف نشدنی برای یه کونی زیر یک بکن هم سن باباش که با کیر کلفتش داشت کونش را می گایید بلندم کرد گذاشتم روی میز پاهامو باز کرد و سوراخ کونم که الان یه غار شده بود را با کیرش نشونه گرفت و شروع کرد به گاییدن سوراخم که دیگه بی حس شده بود اونقدری تلمبه زد تا آبشو خالی کرد تو سوراخم آبی که باز رودها مو پر می کرد و داغیش لذت وصف نشدنی داشت از سوراخم کشید بیرون نای بلند شدن نداشتم زیپشو کشید بالا و رفت سمت حسینی گفت بلندش کن بره و رفت بیرون و در و بست حسینی اومد سمتم بلندم کرد از روی میز داشتم تلو تلو میخوردم دیدم کیرش باز راسته نشست روی صندلی و گذاشتم روی کیرش اصلا کیرش را حس نمیکرد عین یه بچه تو بغلش پایین و بالا میشدم و لذت و درد را با هم تجربه میکردم .
دیدم که یه چشمک زد به اقای حسینی و دستشو اورد زیر چونم سرمو بلند کرد و گفت در بیار فرمتو ببینم من هنوز وسط دفتر ایستاده بودم که اقای اسکندری رفت نشست پشت میز جلسه که حسینی بهم گفت مگه نگفت در بیاری فرمتو تو شوک بودم نمیدونستم باید چیکار کنم که اسکندری گفت هولش نکن مگه نگفتی حاضری هر کاری بکنی پس حالا پسر خوبی باش و لباساتو خودت در بیار بزار روی میز نترس کاریت نداریم میخوایم ببینیم بلایی سر بدنت نیاورده باشه دکمه های پیراهن فرمم را باز کردم و پیراهنم و گذاشتم روی میز کنارم و ایستادم که حسینی گفت باقیش کفشامو در اوردم و شلوارم را هم در اوردم گذاشتم رو پیراهنم حالا با یه شورت وسط دفتر ناظم بودم که حسینی گفت همشو گفتم اخه اقا که اقای اسکندی گفت اذیتش نکن شاید میخواد تیکه اخرو شما زحمتشو بکشی که اقای حسینی بلند شد و گفت چشم اومد سمت من بلندم کرد و گذاشتم لبه میز و گفت خودم برات در بیارم ؟ خجالت کشیدم فهمیدم که برنامه دیگه زنگ زدن به خانواده نیست همیشه فانتزی اینو داشتم که به حسینی بدم و حالا لخت رو به روش بودم دستشو انداخت از پشت شورتم را در اورد و گذاشت کنار باقی لباسام و گفت پس گفتی هر کاری حاضری بکنی گفتم اره دستمو گرفت گذاشت روی کیرش از روی شلوار و گفت ببینم پس چه میکنی شروع کردم به مالیدن کیرش از روی شلوار که صورتشو اورد جلو لباشو گذاشت روی لبام و زبون داغش تو دهنم چرخید مزه نیکوتین سیگار تلخی میداد و هر لحظه کیرش زیر دستم گرم تر و بزرگتر میشد که کمری شلوارش را باز کرد و دکمشو باز کرد یه شورت پا دار طوسی داشت کیرش را گرفت و گفت ببینم چیکار میکنی از میز اومدم پایین کیرشو گرفتم توی دستم بلند بود ولی باریک 19 سانتی میشد که سرشو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم براش ساک زدن وای تا حالا هر چی خوردم دول بود به این میگن کیر که ناله حسینی بلند شد گفت معلومه حسابی تمرین داشتی با دو تا دستم براش جق میزدم و تو دهنم عقب جلوش می کردم که بلندم کرد گذاشتم روی میز شلوارش را کشید بالا و دکمشو بست و از زیپ کیرشو گذاشت بیرون رفت سمت میزش و به مدیرمون گفت بفرمایید اسکندری گفت شما مشغول باش میام رفت از تو میز یه چیزی اورد و اومد سمت من پاهامو باز کرد و گفت بزار چک کنم ببینم یه مایع سرد مالید دور سوراخم و انگشت وسطش را کرد تو سوراخم رو کرد به اسکندی گفت خیلی تمرین داشته پاهامو باز کرد و گذاشت رو شونش سر کیرش را روی سوراخم میمالید تا ناله منم بلند شد سرشو هل داد تو سوراخم که ناله من بلند تر شد سانت به سانت گرمی کیر بلندش را توی سوراخم داشتم حس میکردم که تا تخماش حالا جا داد توی سوراخم میتونستم گرمی وبلندی کیرشو زیر نافم حس کنم بار اولی بود که با یه همچین چیزی داشتم گاییده می شدم که ضربه هاشو شروع کرد و تلنبه هاش تو سوراخم شروع شد اسکندری بلند شد اومد سمت من و دو تا دستاما گرفت کشید سمت خودش حالا وسط میز بودم و حسنی داشت با کیرش سوراخمو حسابی پر و خالی میکرد گردنم از سمت دیگه میز افتاده بود پایین که دیدم اسکندری زیپشو باز کرد و یه چیز کلفت سیاه انداخت بیرون باورم نمیشد کیرش به کلفتی مچ دستم بود و هنوز خواب چند باری زد رو صورتم و بهم گفت دهنتو باز کن سر کیر کلفتش را گذاشت تو دهنم و شروع کرد به گاییدن دهنم چشم باز کردم سوراخم داشت با کیر حسینی پر و خالی میشد و دهنم با کیر کلفت اسکندری گاییده میشد که صدای ناله حسینی بلند شد ابشو بمپ می کرد تو سوراخ تنگم و با هر پمپ مایع داغی روده هامو پر میکرد کشید بیرون و یه اسپنک زد در کونم و اسکندری کشید از دهنم بیرون وای عجب کیری داشت دیوث کلفت و بلند نصفشم تو دهنم جا نمیشد چرخوندم روی میز سمت خودش و بهم گفت بیا پایین اومدم پایین و خم شدم روی میز داگی جلوش ایستادم لای کونم را با دو تا دستاش باز کرد و گفت عجب سوراخ صورتی داره حسینی گفت اره لامصب تنگم هست همه آبمو کشید کونی که اسکندری کیرشو با دستش گرفت و چند باری روی سوراخم کشید با دو تا دستش دو طرف کمرم را گرفت سر اون کیر کلفت و گذاشت روی سوراخم و با یه فشار تا نصفه جا داد توم قشنگ پاره شدنم را حس کردم چشمام از درد سیاهی رفت ولی راه فرار ی نبود زبونش را کشید روی کمرم تا رسید به لاله گوشم لاله گوشمو شروع کرد به مکیدن گفت شلش کن تا حال کنی بدنمو شل کردم با حرکت بعدی تا دسته اون کیر کلفت جا داد توسوراخم و شروع کرد به خوردن گوش و گردنم جا که باز کرد شروع کرد به گاییدن سوراخم تازه داشتم معنی گاییده شدن را زیر این کیر درک میکردم همه وجودم درد و لذت بود اون قدر تو سوراخم عقب جلو کرد که نالم رفت بالا و اب کیرم پاشید بیرون تجربه لذتی وصف نشدنی برای یه کونی زیر یک بکن هم سن باباش که با کیر کلفتش داشت کونش را می گایید بلندم کرد گذاشتم روی میز پاهامو باز کرد و سوراخ کونم که الان یه غار شده بود را با کیرش نشونه گرفت و شروع کرد به گاییدن سوراخم که دیگه بی حس شده بود اونقدری تلمبه زد تا آبشو خالی کرد تو سوراخم آبی که باز رودها مو پر می کرد و داغیش لذت وصف نشدنی داشت از سوراخم کشید بیرون نای بلند شدن نداشتم زیپشو کشید بالا و رفت سمت حسینی گفت بلندش کن بره و رفت بیرون و در و بست حسینی اومد سمتم بلندم کرد از روی میز داشتم تلو تلو میخوردم دیدم کیرش باز راسته نشست روی صندلی و گذاشتم روی کیرش اصلا کیرش را حس نمیکرد عین یه بچه تو بغلش پایین و بالا میشدم و لذت و درد را با هم تجربه میکردم .
نوشته: mt
13 پاسخ به “ناظم مدرسه”
باحال بود
آفرین جیگر خوب توصیف کردی،حسابی پسرم و بیدار کردی
موهای قرمز، چشمای سبز، صورت کک مکی؛ آن شِرلی هستی؟!
عالی بود
خوبه با همین فرمون برو جلو، بعد خدمت مقدس کون بازی و بعد پایگاه ابنه ای های بسیجی؛به ریاست پایگاه بسیج که برسی دیگه نونت تو روغنه و سکوی پرتابت میشه به شغل های مدیریتیو تا اون موقع حداقل 313 نفر گاییدنت که البته غمت نباشه ها همشون از یاران امام زمان هستند.پیش بسوی قله های پیشرفت
تو ایرلند و اروپاشم کم پیش میاد هر ستارو داشته باشن تو که یه خاور میانته بس کن فدای تود آخه واقعیت نه ولی فانتزی خوبی بود
به به
انه شرلی چگونه گاییده شدی
پس به سلامتی وگشادی کونت ودرسایه کیرآقای مدیر ومعاون والطاف شهوت بی انتهایشان دیپلم راگرفتی ومدارک بالاتر هم میگیری
باز هم توهمات یک پدوفیل مریض بدبخت زشت بی ریخت که خودشو جای پسر هیفده ساله تصور میکنه و جق میزنه و تعریف میکنه تا جقی های پدوفیل کصکش دیگه لایکش کنن و اونا هم جق بزنن و بی غیرتی ادمین های سایت که فعالیت های پدوفیلی به تخم مبارکشون هم نیست
هوف اوبی مدرسه دمت گرم بچه
ایول ایول حتما ناظمتونم( بابا دول دراز )بوده.
همینکه غلط املایی نداری خوبه