اولین بار در مدرسه (٢)

بعد از اینکه نوید اون قضیه رو دید تا اخر زنگ نفهمیدم کجام ، منگ بودم و ترسیده بودم. نمیدونستم عکس العمل نوید چی میتونه باشه. میخواد به ناظم بگه یا به بچه ها یا حتی میخواد ازم چه باجی بگیره
زنگ که خورد پام نمیکشید برم تو حیاط.محمد هم که تا اخر زنگ نیومد تو کلاس و بیرون موند. همه بچه ها رفتن من موندم و نوید و یه کلاس خالی.
اومد کنارم نشست و یکم نگاهم کرد. یه جوری نگاه میکرد که با اینکه نگاهش ترسناک نبود ولی من زهره ترک شده بودم. گفتم خب بگو چیکار باید بکنم.
ن: اول باید بهت بگم که من کامل دیدم چکار کردید
م: اونو که فهمیدم میگم برا تو چکارکنم؟ چیزی بخرم برات از بوفه؟
ن: فکر کردی میتونی منو با خوراکی خر کنی؟
م: نه به خدا گفتم شاید شرطت این باشه.
ن: نه خیر
م: خب بگو چی میخوای
ن: چندتاست ها
م: چاره ای ندارم بگو بتونم انجام میدم
ن: نتونی که میگم به همه چی دیدم ، پس باید انجام بدی
بد جایی گیر کرده بودم. نه میتونستم بگم برو هرکاری میخوای بکن نه جرات داشتم تن به هرکاری بدم به خاطر سوتیم
با ترس گفتم تو پسر خوبی هستی میدونم اذیتم نمیکنی
نوید یجوری من و من کرد و گفت : نه نمیخوام اذیتت کنم ولی چندتا کار هست که میگم انجام بدی
واقعا هیچ راهی نداشتم پای آبروم وسط بود. دوست نداشتم بچه ها مسخرم کنن و بگن جقی چون دیده بودم تو مدرسه بهم دیگه میگن جقی، از طرف دیگه اگر ناظم میفهمید دیگه بدتر میشد. پای خانواده می آمد وسط و اخراج.
خلاصه با هزار ترس و لرز گفتم باشه بگو
گفت اول از همه که باید نشون بدی بهم
گفتم چیو نشون بدم زشته
ن: باشه نشون نده منم میرم تو حیاط میگم به بچه ها
م: نه نرو باشه باشه نشون میدم، دیگه
ن: همون کاری که برا محمد کردی برا منم باید بکنی
م: نوید دیونه شدی دوباره یکی ببینه بدبخت بشم
ن: خب بریم خونه ما برام انجام بده
م: باشه خونتون میشه انجامش بدیم، بازم چیزی هست؟
ن: فعلا نه ولی چیزی بیاد تو ذهنم میگم بهت
زنگ خورد رفتیم در خونه ما و به مامانم گفتم میرم خونه نوید برا درس.چون قیافه نوید خیلی بچه مثبت بود مادرم شک نکرد
خونشون یه واحد آپارتمان قدیمی بود سه کوچه پایینتر از خونه ما.وارد راه پله شدیم و رسیدیم طبقه خونه نوید.
در رو باز کرد منتظر بودم مامانش بیاد جلو ولی خونشون ساکت ساکت بود. پرسیدم کسی خونتون نیست ؟ گفتش : مادرم پرستار بیمارستان هستش اکثر اوقات خونه نیست، بابام هم چند سال پیش فوت کرده.گفتم : خدا بیامرزه، خب چیکار کنیم الان؟
نوید گفت فعلا ناهار بخوریم تا بعدش بهت میگم
ناهار رو گرم کرد و خوردیم.موقع خوردن زیر چشمی نگاهش میکردم، موهای فرفری قرمز و لبای کوچیک البته قدش هم خیلی نسبت به من کوتاه تر بود.کلا جثه بزرگی نداشت و توی مدرسه هم به خاطر همین با کسی دعوا نمی کرد و خیلی گوشه گیر بود.ناهار رو خوردیم و نشستیم جلو تلویزیون. گفت خب مسیح نمیخوای نشون بدی؟
در لحظه انقدر استرس گرفتم که کیرم تو کوچیک ترین حالت ممکنش قرار گرفت.
گفتم باشه همینجا نشون بدم؟
گفت نه برو تو کوچه دربیار، همین جا نشون بده دیگه
شلوار مدرسمون کمر کش بود، کش شلوار رو کشیدم پایین همزمان شورتم رو هم کشیدم پایین وقتی کیرمو دیدم خندم گرفت انقد جمع شده و کوچیک بود.نوید گفت قشنگ بکش پایین شلوارتو میخوام ببینم.
شلوار و شورتم رو تا زانو کشیدم پایین و وایسادم. بدنم خیس عرق بود برا بار اول بود اینجوری جلو کسی وایساده بودم و حسابی خجالت میکشیدم.
نوید اومد جلوم وایساد و گفت چه باحاله مال تو
گفتم : مگه مال تو چجوریه؟
ن: میخوای ببینی؟
م: اگر عیبی نداره نشون بده
بدون معطلی نوید هم شلوار مدرسش رو با شورتش کشید پایین. یه شورت آبی آسمونی پاش بود وقتی یواش یواش سرم رو بالاتر آوردم دیدم چقدر رونش سفید و بدون مو هستش همینجور سرم رو بالاتر آوردم تا دیدم وای چقدر کیرش کوچیکه با اینکه تقریبا سیخ شده بود ولی نصف مال منم نمیشد.داشتم به همین فکر میکردم که نوید گفت: اوه مال تو داره سیخ میشه ولی چقدر گندست مال تو. میتونم دست بزنم بهش؟ گفتم هرجور راحتی
گرفت دستش و شروع کرد مالیدن، دستای گرم و نرمی داشت.گفت تو نمی مالی ؟ انگار یهو یادم افتاد که قرار بود من براش جق بزنم
سریع گرفتم تو دستم و شروع کردم مالیدن.
شلوارو شورتش رو از پاش دراورد و نشست رومبل.گفت بیا اینجا بمال برام
نشستم کنارش و دوباره شروع کردم مالیدن.کیرش سفید بود با سر صورتی کمرنگ و انقدر قشنگ بود که حس بدی نمیداد بهم.
نوید یهو پاشد و رفت سمت اتاقش از پشت که نگاهش کردم دیدم چه کون سفید و نقلی داره و هیچ مویی هم نداشت کونش
گفتم کجا میری؟ گفت میرم اتاق کرم بردارم میخوای بیا اینجا . گفتم آره تو اتاق بهتره. فقط نوید مامانت نیاد
گفت نترس مامانم غروب میاد حالا خیلی وقت داریم. بعدشم ولو شد رو تختش و قوطی سرمه ای کرم نیوآ رو گرفت سمتم.
کرم رو از دستش گرفتم و یکمی زدم به کیرش و شروع کردم دوباره مالیدن.نوید هم چشماشو بسته بود و تو حال خودش بود. حس کردم کیرش یکم باد کرد و بیضه هاش جمع تر شد. دستمو محکم گرفت و گفت آبم داره میاد تند تر بزن.منم تند تند شروع کردم به مالیدن که یهو کیرش شروع کرد پمپاژ ولی آبش نمیپاشید غلیظ بود و از سر کیرش سر میخورد رو دست من.چند ثانیه همینجوری گذشت تا چشماشو باز کرد و گفت مرسی خیلی خوب بود بازم بعدا باید برام بزنی.میخواستم پاشم برم دستمو بشورم که گفتش نرو صبر کن نوبت تواه.گفتم اخه دستم کثیفه گفت آبمو بمال به کیرت با آب من برات میمالم تا آبت بیاد.قبول کردم دراز کشیدم رو تختش و دستم رو که با آبش خیس بود مالیدم به کیرم.کیرمو گرفت دستش و گفت چشاتو ببند که زودتر آبت بیاد. بعدشم شروع کرد تند تند برام جق زدن.حسش خیلی بهتر از دست محمد تو کلاس بود برام و همین اینکه با لیز بودن کیرم خیلی بیشتر حال میداد. خیلی طول نکشید که حس کردم دوباره داره همون حس بهم دست میده. بدون اینکه چشمم رو باز کنم گفتم نوید فکر کنم وقتشه. یه لحظه حس کردم نوید جابه جا شد تا چشمم رو باز کردم نوید لباشو محکم چسبوند به لبم و تندتر شروع کرد جق زدن. یجوری شوک شده بودم که نگو از یه طرف داشتم به لحظه ارضا نزدیک میشدم از یه طرفم نوید داشت لبامو میخورد. چند ثانیه نشد که جوری ابم پاشید بالا که حس کردم الانه که بپاشه رو سقف. تند تند آب ازم خارج میشد و دوباره اون حس خلسه اومده بود سراغم. ضمن اینکه این بار نوید با آون لبای سرخش حسابی لبامو میخورد.وقتی پمپاژ کردن کیرم تموم شد نویدم لبشو برداشت و چشم تو چشم شدیم. نمیدونستم چی باید بگم ولی توی ناخودآگاهم میفهمیدم که یه در بزرگ به روم باز شده که قراره برام خیلی سورپرایز و اتفاقهای جدید داشته باشه…
دوستان گلم ببخشید طولانی شد امیدوارم تونسته باشم اون حس بار اول رو براتون القا کرده باشم…
اگر پسند بشه میتونم قسمت های بعدی رو هم بنویسم که البته برمیگرده به نظر دوستان…

نوشته: مسیحا

بازدید 14,034

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “اولین بار در مدرسه (٢)”

  1. نمیدونم این بچه مچه هارو کی راه داده تو این سایتآخه جق زدن برای هم هم تعریف داره ک اومدی اینجا وقت مارو گرفتیوالا بخدا من ی عالمه کص و کون کردم ولی تاحالا انقدر اعتماد بنفس نداشتم بیام اینجا داستانشو تعریف کنماونوقت توی بچه کون میای اینجا از جق زدنت مینویسی ؟

  2. من اولین بار این حسو با همکلاسیم تجربه کردم رفتیم خونشون واسم ساک میزد یهو انگشتشو گذاشت رو سوراخم کم کم میزد توم انقد حال داد بهش گفتم بیشتر بذار توم اونم سوراخمو حسابی انگشتی کرد یهو گفتم وای مامان ریختم آبمودیدم همکلاسیمم آبش اومده رو رونای سفید و بی مو منبهش گفتم بذار بمونه توم همینجوری تو بغلش خابم برد

  3. سلام به همه عزیزانی که محبت کردند و افتخار دادن بهم و داستان رو خوندن و نظر دادنچشم با افتخار حتما ادامه میدم این داستان روو در مورد افرادی که نپسندیدن باید عرض کنم این به سبک نوشتاری هستش که ممکنه مورد پسند باشه یا نباشهاگر مورد پسند نیست اول عذرخواهی میکنم دوم اینکه اجباری وجود نداره برای خواندن داستان و سوم اینکه این هم یه بخشی از زندگی و تجربه هست مثل خیلی تجربه های جنسی دیگهاگر شما هم فکر میکنید خاطراتی دارید که میتونید به اشتراک بذارید یا توان نویسندگی دارید حتما بنویسید به شخصه تشویق میکنم هر کسی رو که داستان بنویسهبا احتراممسیحا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید