خلاصه مینویسم وسط امتحانا بودکه با کمکهای پسر داییم اولین قرارو گذاشتیم که باهم حرف بزنیم من بیتجربه اون بنده خدا میخواست حرف عاشقانه بزنه منم حواسم کجاها بود بد کلی کس وشعر که هیچیشون یادم نموند کلی خودمو بهم مالیدم که سه نشه بلند شدیمو رفتیم امتحان بعداز اون قرار رید… ناچار به پسر دایی جریانوگفتم که بابا من از شق درد مردم اون بنده خدا هم قرار بعدی رو گذاشت توخونه ی خودشون که به زحمت خالیش کرده بود منم از خدا خواسته رفتم ولی چیزی دیدم که فکرشو نمیکردم سمیه خانوم از ارایش سنگ تموم گذاشته بود بد از احوال پرسی که منم دهنم خشک شده بود گفتم یه چیزی هست که روم نمیشه بگم اونم گفت بگو رودربایسی نکن گفتم بیا در گوشت بگم فهمید منظورم چیه امد جلو منم بوسو چسبوندمو گرفتمش توبغلم سینهاشو گرفتم که خودشو کشید کنار نگذاشت منم رفتم طرفش گفتم اگه ظرفیت نداشتی خوب نمیومدی سرشو انداخت پایین دوباره گرفتمش توبغلم شروع کردم لبشو بخوردن وسینهاشو مالیدن مانتوشو که در اوردم فقت یه سوتین پلنگی تنش بود من که تا اون موقع سینه به اون بزرگی ازنزدیک ندیده بودم داشت ابم میومد وقتی سوتینشو باز کردم باورم نمیشد چه سینهای قشنگ و سفیدی داشت سر سینشو کردم تو دهنم باعجله شروع بخوردن کردم اون بیچاره چشاش باز نمیشدو لبشو گاز گرفته بودکه تو حال خودمون بودیم شلوارشو در اوردم ولی خودم لباسام تنم بود بلند که شدم لباسمو درارم دوباره شروع کرد به زدن حرفهای الکی خوابیدم روش که دستشو گذاشته بود جلوش همینجور که داشتیم بهم ور میرفتم دست کرد کیرمو گرفت منم تو فضا بودم شروع کرد باهاش ور رفتن بدبرگشت سره کیرمو خیس کردو گذاشت دم سوراخ کونش گفت فشار نده خودم میکنم گفتم بذار بکنم جلو گف هیسسس اهسته اهسته تاته کیرم رفت تو کونش وای چه حالی میداد خیلی داغ وتنگ بود اهسته شروع کردم به تلمبه زدن اونم مثل من داشت از همجاش عرق میریخت اخ و اوخ میکرد منم صورتم وسط شونهاش بود و سینهاش تو دستام که حس کردم ابم میخوا بیا کمرشو محکم گرفتم ابمو ریختم تو کونش واقعا حال داد از جام نمیتونستم بلند شم چند ماهی باهم بودیم خیلی دوستش داشتم ولی پسر خالش امد عقدش کرد اوایل ناراحت بودم ولی بعدها که دیدم رفته سر زندگیش خوشحال شدم و بد از عقدش هرگز بهش برای سکس فکر نکردم ولی هیچ کاری شیرینی دفعه ی اول رو نداره امید وارم هرجا هست خوشبخت باشه.
نوشته: دلخوش
4 پاسخ به “اولین تجربه سکس توی امتحانات”
چی بگم والا. وا میذارم به دوستان. من نظری ندارم
چی بگم بهت حالا نمیخواهم فحش بدم اما خودت بفهم که این داستان از یک جای دیگه کپی کردیgive_rose
دوستان پس چیزی نگفتید بذارید چراغا روشن کنمdrinksکیرم تو کونت چرا نمیگی کونت میخاره با فحش از خارش میفته
تو محله شما هم مثل محله همه جقیا یدونه دافففف هست که سهمه کونیه داستان نویسه!!!