برای اولین بار در مدرسه (٣ و پایانی)

از اون ماجرا چند روزی می گذشت، نه نوید سمتم می آمد نه من کاری بهش داشتم. محمد هم ازم پرسید چی شد نوید پیچوندمش و گفتم با حرف حلش کردم. چهارشنبه رفتم مدرسه و نوید اول صبح بهم گفت مسیح امروز عصر باید بیای خونمون. گفتم باز چرا مگه قرار نشد بیخیال بشی، من که کاری که گفتی رو کردم. نوید گفت آره ولی میخوام اینبار دوستانه بیای و بیشتر حال کنیم.مامانم اینا رفتن مسافرت به خانوادت بگو شب میای پیش من. شام از بیرون میگیرم کلی خوش میگذرونیم. به اجبار قبول کردم با اینکه میدونستم دیگه آتویی ازم نداره که بتونه اذیتی کنه.با خوانوادم هماهنگ کردم که شب بمونم پیش نوید. رفتم خونشون ، در رو که باز کرد یه تیشرت لش پوشیده بود با یه شلوارک بسکتبال که جنس پارچش خیلی لخت و لیز بود. دست دادم بهش و رفتم تو، تا آخر شب هیچ اتفاقی نیفتاد جز بگو بخند و بازی و شوخی های معمول. شام رو که خوردیم نوید رفت نشست رو مبل زانوشو خم کرد تو شکمش و فرو رفت تو مبل و تلویزیون نگاه کرد یه جوری گشاد نشسته بود که پاچه شلوارکش افتاده بود پایین رونش و یه مقداری از کیرش که خواب بود و سرش کج رو به کنار بود از روبه رو مشخص بود.معلوم بود شورت پاش نیست چون شلوارک جوری جمع شده بود که یه تکون کوچیک لازم بود تا سوراخ کونشم مشخص بشه. انقد این پسر سفید و بی مو بود که آدم باورش نمیشد. منم مات کیر خوابش بودم که کلش از لای پاچه شلوارکش معلوم بود.نوید منو نگاه کرد و یه نگاهی به خودش و بیرون افتادن کیرش کرد بعد با خنده گفت هوووووی چه خبرته مسیح انگار تا حالا ندیدی مال کسیو. گفتم راستش مال محمد رو همون روز برا اولین بار دیدم و بعدشم که مال تورو دیدم دیگه برا کسیو ندیدم. گفت خب بیا ببین بعدشم شلوارکش رو از پاش دراورد و باز همونجوری زانوش رو جمع کرد و نشست. چشمام داشت در میومد از دیدن این صحنه وجالبتر اینکه کیرش همونجوری مونده بود و راست نکرده بود، یه مقداری از سوراخ کونشم مشخص بود که اونم رنگش روشن به نظر می آمد.نوید گفت میخوای توهم لخت بشی؟
گفتم : تو دوست داری منم لخت بشم؟
ن: آره خب چرا که نه من که لختم میبینی که
منم به تابعیت از نوید شلوار و شورتم رو در اوردم و نشستم کنارش رو مبل.
ن: مسیح چرا کیرت انقدر گندست حتی از مال محمدم بزرگتر بود اون روز دیدم
م : نمیدونم به خدا من برا کسیو ندیده بودم که بدونم مال من بزرگتره
ن : میشه بهش دست بزنم دیگه؟
م : والا الان که لختم و کنارت نشستم فکر نکنم اگر قرار بود نبینی یا دست نزنی لخت میشدم
نوید نشست کنارم و شروع کرد با کیرم و تخمم بازی کردن و مالیدنشون. صورتشو نزدیک کیرم کرد و داشت کامل براندازش میکرد و تخمام رو هم همینجور با دقت نگاه میکرد.بدون اینکه سرش رو بلند کنه گفت مسیح یه سوال بپرسم راستشو میگی
م : اهوم
ن : تا حالا کسی برا کیرت رو خورده؟
م : نه چطور؟
ن : من دیدم یکی برا یکی دیگه میخورد
م : کی میخورد برا کیو؟
ن : مامانم برا بابام
برق ازم پرید بلند شدم صاف نشستم و با تعجب گفتم جلو تو اینکار رو میکردن؟
ن : نه خره تو اتاق خودشون بودن فکر میکردن من خوابم. منم بلند شدم برم آب بخورم دیدم صدا میاد از اتاقشون وقتی دقت کردم دیدم دارن این کار رو میکنن. کیر تو تقریبا اندازه مال بابامه مسیح
م : بعدش چی شد
ن : هیچی باهم سکس کردن و بابام گذاشت تو کون مامانم فکر کنم
م : تو اونم دیدی
ن : اره دیگه اولش خشکم زده بود ولی بعدش که دقت کردم دیدم کیرم سیخ شده ولی پیش خودم فکر میکردم مامانم خیلی داره حال میکنه هم وقتی برا بابام می خورد هم وقتی بابام میکردش
م : اوه اوه تو چقدر تجربه داری گوجه فرنگی
ن : نگو دیگه بهم گوجه
م : خب گوجه فرنگی هستی دیگه
نوید یهو عصبانی شد و محکم با مشت زد تو تخمم و گفت دیگه بهم نگو گوجه فرنگی. از درد به خودم میپیچیدم و تخمم رو گرفته بودم تو دستم. خیلی درد عجیبی گرفته بود.نوید که به خودش اومد فهمید چه گندی زده و هول شده بود و هی میگفت مسیح ببخشید معذرت میخوام نمیخواستم انقد محکم بزنم ، تو رو خدا ببخشید. خیلی دردت گرفته مسیح؟ دستت رو بردار ببینم چی شد.
منم هلش دادم گفتم عوضی این رفاقتته ولم کن. بلند شدم شورتم رو بپوشم که نوید زودتر برش داشت و گفت ببخشید به خدا نمیخواستم اینجوری بهش بشین برات میمالم دردش خوب بشه.اصلا بذار حوله گرم کنم بزارم روش برات بهتر بشه
منم که هنوز درد داشتم بدون اینکه جوابشو بدم همونجوری بدون شورت نشستم رو مبل. نوید دوید تو آشپزخونه و یه حوله با یه سطل آب گرم آورد و حوله رو کرد تو آب و چلوند و گذاشتش رو تخمم و کیرم. خیلی دردش کمتر شد ولی بازم درد میکرد.بهم گفت دراز بکش که بتونم برات کمپرسش کنم.منم دراز کشیدم و اونم تند تند حوله رو تو آب گرم فرو میکرد و وقتی گرم میشد میچلوندش و میذاشت رو تخمم. بعد چند بار تکرار نوید پرسید بهتری؟ گفتم اره بهترم. حوله رو برداشت و رفت تو آشپزخونه و با یه ظرف تو دستش اومد نشست پهلوم. تا اومدم پاشم گفت بخواب کار دارم. در ظرف رو باز کرد ،یه روغن توش بود یکم مالید به دستش و شروع کرد کیرم و تخمم رو باهاش ماساژ دادن.یکم که گذشت دردم اروم شده بود و کیرم دوباره راست شده بود. همینجوری هم داشت با دستای کوچیکش کیرمو میمالید. یکم که گذشت دوباره گفت مسیح منو بخشیدی؟ گفتم اره
ن : مسیح میخوای جبران کنم؟
م : چجوری ؟ لابد منم بزنم تو تخمت
ن : نه مثل مامانم برات میخورم یا اصلا مثل بابام که مامانم رو میکرد تو منو بکن
چشمام گشاد شد گفتم میفهمی چی میگی نوید یا جو گرفتت؟
ن : نه به خدا من تورو خیلی دوست دارم برا همین نمیخوام ناراحتت کنم برا اینکه جبران کنم حاضرم اون کارهایی رو که گفتم بکنم
م : چرت نگو بابا ، یعنی من الان بگم بخور میخوری؟
بدون اینکه جوابی بده یه نگاه بهم کرد و کیرم کرد تو دهنش
دهنم باز مونده بود از حرکتش هم برا جالب و با حال بود هم تعجب کرده بودم که نوید داره این کارو میکنه برام. اونم سفت و سخت مشغول خوردن بود و تند تند داشت بالا پایین میکرد کیرمو، البته بعد که تجربم بیشتر شد فهمیدم خیلی خوب نمیخورده .
بهش گفتم از کجا یاد گرفتی؟ همون که دیدی مامانت انجام میداد؟
ن : اولش رو آره ولی بعد رو خیار خیلی این کار رو کردم. تازه یه کار دیگم کردم
م : چیکار کردی؟
ن : همون خیار رو کردم تو کونم تا بفهمم چه حسی داره
م : خب چه حسی داشت؟
ن : اولش خیلی دردم میامد ولی الان به نظرم دردش کمتر شده و وقتی خیار رو میکنم تو کونم زیر تخمام قلقلک میاد
با تعریف ها و خوردنش کیرم سیخ سیخ شده بود.نوید بلند شد باز روغن ریخت رو کیرم .گفتم چیکار میکنی؟ نوید گفت هیس مسیح هیچی نگو.شاید کارم غلط باشه ولی میخوام با تو انجامش بدم. بعدشم اومد بالای مبل و پاهاشو گذاشت دو طرف شکمم و نشست روم و کیرمو گرفت دستش و تنظیم کرد و نشست رو کیرمو فرو کرد سر کیرم رو تو کونش.
انگار بهم برق وصل کرده باشن کیرم وارد یه جای فوق العاده داغ شده بود که عین کش دور کیرم رو گرفته بود. زبونم بند اومده بود و نمی فهمیدم دورم چه اتفاقی داره میافته. قیافه نوید رو که دیدم متوجه شدم صورتش از درد سرخ شده و لبای خوشگلش رو که انگار دفعه اول بود میدیدمش رو گاز گرفته از درد اما هی بیشتر خودش رو روی کیرم فشار میداد. تقریبا نصف کیرم رفته بود تو کونش که دیگه حرکت نکرد. گفتم نوید خوبی؟ گفت هیچی نگو مسیح. هم خیلی درد دارم هم انقدر دوست دارم که میخوام تو نفر اول باشی که ازم این لذت رو میبری. تو اون حالت و وسط فشار نصفه نیمه ای که رو کیرم می آورد گفتن از همون اول سال ازت خوشم اومده بود و سعی میکردم بهت نزدیک بشم. در عوض هر بار میومدم سمتت مسخرم میکردی و بهم میگفتی گوجه فرنگی تا اون روز که تونستم ازت آتو بگیرم. اولشم نمیخواستم به اینجا بکشه ولی انقدر بهت علاقه پیدا کردم که نشد. بعدشم یواش یواش اومد پایین و لباشو چسبوند به لبم. چون تجربه داشتم قبل باهاش همراهی کردم و دوتایی هرچند نابلد ولی حسابی لبای همو خوردیم. تو این حین نوید سعی میکرد رو کیرم بشین پاشو کنه. داشتم لبشو میخوردم که حین کردم یکم بیشتر از معمول داره لبامو میک میزنه و میکشه تو دهنش و یه صدای هوم یا آه خفه می گفت که دیدم یه چیزی ریخت رو شکمم و خیس شد شکمم.چند ثانیه همینجوری موندیم تا نوید از روم بلند شد ولی هنوز کیرم تو کونش بود. گفتم چی شد؟ گفت هیچی انقد حال داد که آبم اومد. بعدش تند تر رو کیرم بشین پاشو کرد تا حس کردم داره آبم میاد. دیگه بعد چند دفعه تجربه اومدن آبم میفهمیدم داره چه اتفاقی می افتد ولی این بار بازم فرق میکرد. وقتی به نوید گفتم یکم سرعتش رو بیشتر کرد منم پهلوش رو گرفتم و سعی کردم عمیق تر ارضا بشم و محکم تر تلمبه بزنم انقد تند این اتفاق افتاد و عمیق ارضا شدم که اصلا نفهمیدم کل کیرمو کردم تو کون نوید بیچاره و اونم از فشاری که بهش آوردم و درد رنگش کبود شده.اومدن آبم که تموم شد تازه فهمیدم چی شده خواستم در بیارم کیرمو که با صدای گرفته گفت یواش تورو خدا بذار خودش در بیاد.کونم خیلی درد گرفته مسیح. یکم که صبر کردیم کیرم خوابید و یواش از کونش اومد بیرون.همزمان با بیرون اومدنش یه عالمه آب کیر از کون نوید سر خورد روی بدن خودم و مبل و زمین. نوید خوابید پهلوم و چشماش رو که نگاه کردم نیمه باز بود. تازه داشتیم میدیدم این پسر چقدر خوشگله. چشمای عسلی روشن که تا حالا بهش دقت نکرده بودم و لبهایی کوچولو و جمع و جوری که انگار بهش رژ لب زدن.چشماش رو بوسیدم و گفتم ببخشید اذیت شدی نوید جونم. یه خنده ای کرد و گفت به تو خوش گذشت؟
گفتم آره خیلی حس خوبی بود واقعا ممنونم. نوید گفت همین که بهت خوش گذشته برام کافیه.چشماش رو بست و خوابید
منم طاقباز و لخت تو بغلش دراز کشیدم و به این فکر میکردم که چی شد که اینجوری شد.یعنی از فردا رابطه منو نوید چجوری میشه و هزار تا سوال دیگه که یواش یواش چشمام سنگین شد و خوابم برد…
پایان

نوشته: مسیحا

بازدید 19,067

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “برای اولین بار در مدرسه (٣ و پایانی)”

  1. سلام داداش داستان جمعو جور و قابل درکی بود اگر تونستی ادامشو تو دوران جوانی بنویس جالب بود و روان

  2. من وقتی این قسمت رو دیدم، تازه متوجه شدم که این سری بوده و از دستم در رفته. بنابراین از قسمت اول خوندم و چقدر هم مطابق نوع روابط همون دهه ۷۰ هست.اما چرا پایانی؟؟ حتما روابط شما بعدش ادامه داشته یا تغییراتی کرده‌. از نظر قوانین سایت هم هنوز ۲ قسمت دیگه جا داری. پس لطفاً ادامه بده اینو اگر برات امکان داره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید