من و دوست دوران بچگیم و زنم (۳)

با سلام خدمت دوستان بکن تو
دوستان قسمت قبلی خیلی طولانی شد و مجبور شدم آخر داستان و سکسمون را خلاصه کنم
تو این قسمت میخوام خلاصه سکسمون در اون دو روز را براتون تعریف کنم
اون روز ظهر بعد از اینکه دوتایی حلما را گاییدیم منو آرش باهاش حرف زدیم و گفتیم که تو دیگه این کارو انجام دادی پس تا فردا ظهر باهامون راحت باش و بزار به هر سه تامون خوش بگذره و باهامون راحت باش تا دیگه برای همیشه تمومش کنیم
اونم قبول کرد و اومد بین دوتامون خوابید و دوتایی حلما را تو بغل گرفتیم و یه چرت زدیم بعد ظهر که بیدار شدیم رفتیم دستشویی و اومدیم تو اتاق
حلما شلوار و بلوز دامن پوشیده بود رفت تلویزیون را روشن کرد و نشست کنارش
آرش گفت حلما چرا پوشیده میگردی و اونجا نشستی
گفتم حلما پاشو اون تاپ و دامن کوتاه را که همیشه برای خودم میپوشیدی را بپوش با همون تیپ بیا پیشمون
اول قبول نمی کرد خودم رفتم بلندش کردم و بهش گفتم قرارمون شد که باهم تا فردا ظهر راحت باشیم تا همه چی تموم بشه
اومد در کمد لباسی و همینجوری که داشت لباسش را پیدا می کرد من شروع کردم به لخت کردنش اجازه نداد که لختش کنم که آرش بلند شد و اومد پیشمون و گفت حلما اگه اینجوری رفتار کنی منم زیر حرفم میزنم و هیچ وقت تمومش نمیکنم
حلما شلوارشو ول کرد
منم بلوزش را کشیدم بالا که در بیارم
دیدم آرش با یه حرکت دامن و شلوار حلما را کشید پایین و لختش کرد
منم بلوزش را درآوردم
خواست سریع تاپ و دامن کوتاهش را بپوشه که گفتم مثل همیشه شورت و سوتین را هم دربیاره
حلما هم شورت و سوتین را باز کرد و با یه تاپ قرمز که جلوش تور بود و یه دامن مشکی کوتاه تا زیر باسن جلوی منو آرش ایستاد
گفتم بیا روی تشک بین منو آرش بخواب
اونم اومد و بین منو آرش نشست
منو آرش هم لخت شدیم و ازش خواستیم با کیرامون بازی کنه و ماهم با سینش و کسش بازی میکردیم
آرش گفت من بدجوری بلند کردم و میخوام بکنم
حلما را خوابوند و شروع کرد به خوردن سینهاش منم داشتم میخوردم که گوشیم زنگ خورد
بخاطر اینکه یه وقتی مامانم صدای آرش و حلما را نشنوه رفتم بیرون از اتاق تا باهاش حرف بزنم
حدود پنج شش دقیقه طول کشید وقتی برگشتم بیام اتاق صدای آرش را شنیدم که داشت به حلما میگفت باهام حرفای قشنگ بزن تا بهم خوش بگذره الان هم که علی نیست تا علی نیومده به کمی زن و شوهری خوش باشیم
حلما گفت چی بگم
گفت مثلا بگو عشقم خیلی دوست دارم
منو بکن
کسمو پر اب بکن
برام بچه درست کن و از این حرفای قشنگ
من بیرون موندم ببینم حلما چی میگه
حلما گفت علی کجاست
آرش منو صدا کرد و گفت علی کجایی
ولی من جواب ندادم
آرش گفت علی نیست زود باش
همون جوری که آرش داشت تو کس حلما تلمبه میزد حلما گفت آرش، عشقم، تو کسم تند تند تلمبه بزن
کسمو پرآب بکن، پردمو پاره کن، من ازت بچه میخوام.
آرش گفت ممنونم زن خوشگلم که بهم حرفای قشنگ میزنی تا بهم خوش بگذره
گفت حلما تا علی نیست سریع آبمو تو کست بریزم
گفت نه
نه همچین کاری کنی که بخدا قسم زندگیتو نابود میکنم
آرش گفت نزدیکه ارضا بشم اگه اجازه بدی آبمو تو کست بریزم این دیگه آخرین سکسم با توست
حلما گفت نه فقط سریع بکش بیرون و بریز دستمال
همون موقع اومدم داخل و آرش آبشو ریخت دستمال و حلما هم بلند شد و لباس پوشید
گفتم حلما منو آرش میریم بیرون و غروب برمیگردیم شام یه چیزی درست کن
گفت منم میخوام برم پیش سارا
منو آرش رفتیم بیرون و حلما هم رفت پیش سارا
شب برگشتیم خونه تا حلما شام آماده کرده بود و نشستیم شام خوردیم
بعد از اینکه سفره را جمع کرد رفت و تاپ و دامن کوتاهش را پوشید و اومد پیشمون نشست و گفت راستی هفته آینده قراره عشقت عروسی کنه
گفتم کی؟
گفت سارا هفته آینده میخواد عروسی کنه مارو هم دعوت کردن
منو آرش روی تشک لخت خوابیده بودیم که حلما اومد بینمون نشست و با کیرامون شروع به بازی کرد
دیگه از اون شرم و گریه خبر نبود
منو آرش هم با سینش بازی میکردیم و با یه دستمون هم روی رونش میکشیدیم تا کسش را لمس میکردیم
اسپری کله عقابی را برداشتم و نقطه حساس زیر کلاهک کیرم تا رگ زیرش را زدم تا موقع سکس هم دیر ارضا بشم و هم حس سکس را کامل ببرم
آرش هم استفاده کرد
حلما گفت شما همین جوری خیلی طول میکشه و اذیت میشم الان دیگه داغونم میکنید
آرش گفت امشب دوتا شوهرات میخوان حسابی گاییدنت بدن و کس و کونت را یکی بکنن
حلما یه خنده ریزی کرد و گفت مثل اینکه برنامه بدی برام ریختین باید فرار کنم
گفتم عشقم از امشب تا فردا ظهر باهامون راحت باش و بذار بهمون خوش بگذره و وسط سکس حرفای قشنگ بزن و بهمون بگو عشقم، عزیزم، و قربون صدقه هردومون برو تا حسابی لذت ببریم
حلما گفت باشه اگه تونستم میگم
تاپ و دامن حلما را درآوردیم و روی پاهاش همونجوری که نشسته بود سرمون را گذاشتیم و هم سینشو میمالیدم و هم میخوردیم
اونم دست تو موهامون میکشید و نوازشمون میکرد
ماهم گاهی دست توی رونش میکشیدیم و چوچولش را میمالیدیم
حدود نیم ساعت با همدیگه حال میکردیم
کیرامون بی حس شده بودن
آرش روی تشک دراز کشید و گفت عشقم بیا که بختت بلند شده
حلما گفت شوهر من چی دوست داره
آرش گفت کست را میخوام
حلما رفت و روی کیر آرش ژل ریخت و آروم آروم نشست تا کیر آرش کامل توی کسش رفت
بعدش روی سینه آرش خوابید و گفت شوهر اولم، عشقم، کونمم سهم تو شد برو لذتش را ببر
منم رفتم پشتش و کیرمو ژل زدم و یواش یواش کردم تو کون حلما

یه کمی نگه داشتم تا جا باز کرد و دوتایی شروع به تلمبه زدن کردیم
حدود یه ربع تو این پوزیشن بودیم و بعدش جامون را عوض کردیم و شروع به تلمبه زدن کردیم
حلما هم می گفت آفرین شوهرای گلم حسابی منو بگایید کس و کونمو پاره کنید که شروع به لرزیدن کرد و ارضا شد و بی حال روی آرش خوابید از روش بلند شدم و اومد روی تشک دراز کشید رفتم وسط پاهاش و کیرمو کردم تو کسش و شروع کردم به تلمبه زدن
پنج شش دقیقه که تلمبه زدم بلند شدم و آرش اومد جای من و حدود چهل دقیقه دوتایی نوبتی جامون را عوض میکردیم و تو کس حلما تلمبه میزدیم که حلما یه بار دیگه ارضا شد و دیگه حال تکون خوردن نداشت
خواستم بیام دوباره توی کسش تلمبه بزنم که اجازه نداد و گفت کسم خیلی میسوزه و دیگه طاقت ندارم
از کون سریع بکنید و آبتون را بیارید
داگی خوابید و رفتم کیرمو ژل زدم و کردم تو کونش
حدود ده دقیقه تو کونش تلمبه زدم
گفت خیلی خسته شدم و درد دارم دیگه نمیتونم
فردا آبتون را بیارید
گفتم من خیلی شهوتم بالاست و باید ارضا بشم
خلاصه حدود چهار پنج دقیقه دیگه تلمبه زدم و آبمو تو کونش خالی کردم و بلند شدم و آرش اومد و کرد تو کونش و شروع کرد به تلمبه زدن و چون آب من تو کونش خیلی لیز بود و یه کمی از آب من دور سوراخ کون حلما و کیر آرش حلقه زده بود
آرش هرکاری میکرد ارضا نمیشد
حلما گفت پاهام دیگه جون نداره و میخوام بخوابم
یه بالش گذاشتم زیر شکمش و خودش و آرش باهم خوابیدن روی تشک
همون جوری که حلما روی شکم خوابیده بود آرش توی کونش تلمبه میزد
آب آرش پس زده بود و بخاطر اسپری که زده بود میومد
حلما دیگه داشت ناله میکرد و میگفت آرش جان من بلند شو دیگه دارم از درد میمیرم
آرش گفت مگه خودت نگفتی امشب میخوام منو بگایی
گفت آرش، عشقم، شوهرم، دورت بگردم کونم بدجوری میسوزه
آرش گفت چند دقیقه دیگه تحمل کن تموم میشه
آرش خیلی تند تند تلمبه میزد و از خستگی عرق کرده بود و عرقش می ریخت روی حلما و چنان صدای شلپ شلوپی از برخورد آرش با باسن حلما بلند شده بود که نگو
چهار پنج دقیقه طول کشید تا آرش هم ارضا شد و آبشو ریخت تو کون حلما و با ناله کردن خوابید روی حلما و دیگه تکون نمیخورد و کیرش هم توی کون حلما بود
شاید ده دقیقه روی حلما خوابیده بود دیدم حلما دیگه چیزی نمیگه
آرش از روی حلما بلند شد و دستمال برداشت و داشت خودشو پاک میکرد منم دستمال برداشتم و باسن حلما را باز کردم که بزارم لای باسنش تا تشک را کثیف نکنه
دیدم کلی آب لای باسنش هست و کونش اینقدر باز شده که آب ازش زده بیرون
دستمال گذاشتم لای باسنش و گفتم برو دستشویی و خودتو خالی کن و بشور تا باهم بریم حموم
سه تایی رفتیم دستشویی و خودمون را شستیم و رفتیم حموم و خودمون را تمیز کردیم
منو آرش حلما را میشستیم و وقتی دستمو لای باسنش میکشیدم انگشتم میرفت تو کونش و متوجه شدم که حلما کونش چقدر گشاد شده
بعد حمام اومدیم توی اتاق و موهامونو با سشوار خشک کردیم و سه تایی رفتیم زیر پتو لخت خوابیدیم
حلما دستشو انداخت دور گردن من و آرش هم از پشت حلما را بغل کرد و از بس خسته بودیم چهار پنج دقیقه نشده همه خواب رفتیم
دوستان این داستان ادامه دارد و در قسمت بعدی سکس فردا صبح و بعدظهر قبل از اومدن مامانم را براتون تعریف میکنم
امیدوارم خوشتون بیاد

نوشته: علی

ادامه…

بازدید 19,518

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “من و دوست دوران بچگیم و زنم (۳)”

  1. ۳ قسمت نوشتی بدون حتی یک لایکچرا منتشر میشهقسمت بعدی ؟ 😞این قسمت هم بدون لایک

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید