سلام اسم من طاهاست ۲۰سالمه یه پسر سفید لاغر که از بچگی عاشق پسر بودم با پسرای زیادی هم خوابیدم یکمم سخت پسندم
جونم بهتون بگه که تو شهر ما یه گیمنت هست من هرشب اونجا پاتوقم بود
یه پسره هم بود حدودا ۲۵ساله به اسم حمید یه بدن لاغر قد متوسط پوست سفید یه کون ناز کوچیک (من عاشق کون ناز متوسطم )
خلاصه مهر این کون افتاد او دل ما هرشب میرفتم کیمنت تا یه شب تونستم باهاش صحبت کنم ازون پسرای تخس بود که همزمان ده تا دخترو ساپورت میکنه و یه لیتری عرق سرمیکشه ولی با همه اینا خوش تیپ و خوش لباس بود ز همه مهم تر کونش منو دیوونه میکرد
به جایی رسیده بودم که واسه دیدنش لحظه شماری میکردم و قبل از امدنش تو گیمنت خودمو میرسوندم یه شب اگه نمی امد من روانی میشدم خلاصه عاشقش شده بودم
کم کم بیرون میرفتیم تو ماشین مشروب میخوردیم دس تو دس پارک میرفتیم تو تاریکای پارک لب میگرفتیم کیرشو واسش از رو شلوار میمالیدم
ولی بهش میکفتم من کون تورو ببینم غش میکنم اونم میخندید و می گفت جووون
این رابطه چن ماهی طول کشیدو من دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم از بعد اشنایی با او حتی یه جغ خالی هم نزده بودم حشرم بالا بود
شب پیامش دادم بریم مشروب بخریم اونم کفت بریم
نشستم تو ماشین رفتم یکم خرید کردم و رفتم خونشون
نشستیم سه تا پیک زدیم من بهش گفتم حمید من راسش عاشقت شدم بدون تو نمیتونم الانم امدم که با هم بخوابیم باز یه لبخند زدو گفت تو جون بخواه من لپام گل انداخ از خوشحالی می خواسم پرواز کنم
……یهو دیدم پاشد اینهو فیلما لباسشو دراورد شلوارشم دراورد
با شرت امد نشست تو بغل من هی کونشو میکشد رو کیرم دیگه داشتم میترکیدم اب دهنم راه افتاده بود که دیدم چرخید لبو گذاشت رو لبم و دکمه های لباسم و واکرد هردومون سفید یه حال عجیبی بود
یکم سینه هامو خورد و رفت تا شلوارم بکشه پایین دیدم کیرش دو برابر منه نا غافل دس کردم تو شرتش کیرشو گرفتم یه لحظه چشام پرید ولی وای چه کیری داشت اصلا فقط میخواستی بخوریش شلوارمو کشید پایین شرتمم کشید پایین دهنشو اورد جلو تا ساک بزنه من هوری ریختم اینقد عاشقش شده بودم که لباش که امد رو کیرم من فقط می گفتم تورو خدا نکن من میمیرم
سرشو اورد بالا گفت تو وجودمنی واسه تو نخورم واسه کی بخورم !
بلند شد شرتشو کشید پایین یا خدا من این کونو دیدم فقط نگاش کردم انقد مات بودم که خودش امد دسمتمو گرفت زد به کونش گفت بدک نیستما من تو این حال میگفتم من حلاکتم پسر حلاک
دیدم تشست دوتا پیک ریخت گفت بزن من لخت عمینجور که نگاه کونش میکردم پیکو رفتم نفهمیدم اطلا چی خوردم
نا غافل رفتم سمت کیرش خوابیدم رو زمین جوری که کونمو ببینه شروع کردم کیرشو خوردن بلند شدم نشستم تو بغلش لبامو گذاشتم رو لبش انقد خوردم که خشک شد
از بس بهش علاقه داشتم نمی خواستم رابطمون خراب بشه واسه همین گفتم خوب اون از من بزرک تره دوسم داره منم دوسش داره خوشکله تو دل بروه می تونیم همیشه با هم باشیم
همینجور که تو بغلش نسشته بودم کییرشو با دست برم سمت سوراخ کونم یکم دور کونم چرخوندم که یهو دیدم خودش دست به کار شد کمر منو گرف خوابوند رو زمین ویه توف زد سر کیرش
یه نگاه کردم دیدم واقعا دارم میدم من که یه عمر بچه هارو با هزار دوز و کلک خوابودنم امروز دارم خودم میدم
یه لحظه خشکم زد ولی باز ادامه دادم خودمو گذاشتم در اختیارش اونم اروم اروم کیرشو کرد تو سوراخ کونم یکم فشار داد من از بس عاشقش اون بودم لبامو گاز گرفتم که نبادا صدای اهمو بشنوه
کیرش که رفت تو سوراخم یه لحظه داغ شدم حس اینکه کیرش تو کونمه من و دیوونه کرد انگار وجودش تو منه لذتو از چشاش میفهمیدم خوب وقتی میدیدم لذت میبره منم حال میکردم
یکم تلمبه زد و پوزیشن عوض کرد تا اینکه ابش امد ابشو ریخ تو کونم و خم شد لبمو گاز گرفتو افتاد روم من که برای اولین بار بود داده بودم و از شدت درد داشتم میمردم فقط خودمو نکه داشتم تا اون حالش و بکنه بلند شد خودشو تمیز کرد منم تمیز کرد و نشست دوتا یک ریخت گفت بزنیم پیک و زدم دیدم سرشو گذاشت رو پام جوری که لباش میخورد به کیرم زبونشو میکشد به کیرم منم داغ داغ بودم داشتم حال میکردم که گفت میدونم امده بودی منو بکنی ولی ورق برگشت اینو که گفت یکم ناراحت شدم دستو پام شل شد کیرم خوابید
یه نگاه به من کرد گفت تو خواب ببینی منو بکنی
دیگه متوجه شدم که همه اینا نقشه بوده که منو لخت کنه بکنه
من خرم خودم بهش دادم بدون مقاومت پاشدم از درد نمیتونستم راه برم لباسامو پوشیدم از خونشون زدم بیرون انگار شکست عشقی خوردم نمیدونستم کجا برم عاشقش شده بودم همش نگاش جلو صورتم بود ولی دلمم نمی خواس اینقدر ساده کونی بشم
یه چند روز تو خونه موندم فقط گریه کردم دلم براش تنگ شده بود برا خنده هاش برا حرف زدنش ولی خوب یادم که میمومد با م جی کار کرده داغون میشدم من خودم با خلیا خوابیدم ولی خوب هیچکدومشون مث من هم کونی و بی کس نشده بودن بعد چهار روز دیدم پیام داده طاها سلام منو ببخش ولی خوب قبول کن از من زشت بود به یه پسر ۲۰ساله کون بدم منو یه شهری میشناسن
ولی دوست دارم اینو خودتم میدونی …
جوابشو ندادم تصمیم گرفتم انتقام بکیرم
انتقام کونی کردنمو !
بعد از یه ماهی بهش پیام دادم سلام حمید امشب کجایی باهم بریم مشروب بخریم دلم برات تنگ شده راسی یه مدتی هس سوراخم هواشو کرده
دیدم جواب دادم خونم بیا
پاشدم رفتم خونشون از در که رفتم تو دیدم لخت نشسته چشمم خورد به کیرش اصلا یه حالی شدم سوراخ کونم دل دل میزد رفتم جلو صورتشو بوس کردم بهش گفتم دلم برات تنگ شده بود
و نشستم یکم باهم کس شر گفتیم و مشروب خوردیم شیشتا پیک که خردیم دیدم پاشد امد جلو دکمه های لباسمو واکرد شلوارمم کشید پایین دوتا زد رو لپای کونم دیدم وجودم داره میره سمت کیرش اصلا فقط می خواستم کیرش تو سوراخم باشه همین پاشدم خودمو انداختم تو بلغش کونمو کردم عقب گفتم بکن توش فقط بکن توش تا قلبم از سینه بیرون نیومده اونم کیرشو یه تف زد گذاشت رو سوراخم یهو فشار داد تو منم دیگه نتونسم یه داد زدم بعد اروم اروم تا ته کرد تو شروع کرد تلمبه زدن من جنازه فقط کونمو شل گرفته بودم که لذت ببرم یهو دیدم بدنم مور مورشد و یه حس کردم ابم داره میادش نکاه کردم دیدم کیره شخ واساده سرخ شده یهو بدنم شل شد ابم پاشید بیرون دیگه رسما کونی شده بودم ابنه ای خالی ولی چه حالی داد انگار یه حس عجیب غریب بود دوس داشتم دوباره تکرار میشد
اونم ابش امدو کشید بیرون …
از اون روز تا امشب که می خوام برم پیشش تقریا ۱۸باری بهش دادم
هربارم میرم که بکنمش ولی خوب کیرشو که میبینم فقط می خوام بکنتم …
جونم بهتون بگه که تو شهر ما یه گیمنت هست من هرشب اونجا پاتوقم بود
یه پسره هم بود حدودا ۲۵ساله به اسم حمید یه بدن لاغر قد متوسط پوست سفید یه کون ناز کوچیک (من عاشق کون ناز متوسطم )
خلاصه مهر این کون افتاد او دل ما هرشب میرفتم کیمنت تا یه شب تونستم باهاش صحبت کنم ازون پسرای تخس بود که همزمان ده تا دخترو ساپورت میکنه و یه لیتری عرق سرمیکشه ولی با همه اینا خوش تیپ و خوش لباس بود ز همه مهم تر کونش منو دیوونه میکرد
به جایی رسیده بودم که واسه دیدنش لحظه شماری میکردم و قبل از امدنش تو گیمنت خودمو میرسوندم یه شب اگه نمی امد من روانی میشدم خلاصه عاشقش شده بودم
کم کم بیرون میرفتیم تو ماشین مشروب میخوردیم دس تو دس پارک میرفتیم تو تاریکای پارک لب میگرفتیم کیرشو واسش از رو شلوار میمالیدم
ولی بهش میکفتم من کون تورو ببینم غش میکنم اونم میخندید و می گفت جووون
این رابطه چن ماهی طول کشیدو من دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم از بعد اشنایی با او حتی یه جغ خالی هم نزده بودم حشرم بالا بود
شب پیامش دادم بریم مشروب بخریم اونم کفت بریم
نشستم تو ماشین رفتم یکم خرید کردم و رفتم خونشون
نشستیم سه تا پیک زدیم من بهش گفتم حمید من راسش عاشقت شدم بدون تو نمیتونم الانم امدم که با هم بخوابیم باز یه لبخند زدو گفت تو جون بخواه من لپام گل انداخ از خوشحالی می خواسم پرواز کنم
……یهو دیدم پاشد اینهو فیلما لباسشو دراورد شلوارشم دراورد
با شرت امد نشست تو بغل من هی کونشو میکشد رو کیرم دیگه داشتم میترکیدم اب دهنم راه افتاده بود که دیدم چرخید لبو گذاشت رو لبم و دکمه های لباسم و واکرد هردومون سفید یه حال عجیبی بود
یکم سینه هامو خورد و رفت تا شلوارم بکشه پایین دیدم کیرش دو برابر منه نا غافل دس کردم تو شرتش کیرشو گرفتم یه لحظه چشام پرید ولی وای چه کیری داشت اصلا فقط میخواستی بخوریش شلوارمو کشید پایین شرتمم کشید پایین دهنشو اورد جلو تا ساک بزنه من هوری ریختم اینقد عاشقش شده بودم که لباش که امد رو کیرم من فقط می گفتم تورو خدا نکن من میمیرم
سرشو اورد بالا گفت تو وجودمنی واسه تو نخورم واسه کی بخورم !
بلند شد شرتشو کشید پایین یا خدا من این کونو دیدم فقط نگاش کردم انقد مات بودم که خودش امد دسمتمو گرفت زد به کونش گفت بدک نیستما من تو این حال میگفتم من حلاکتم پسر حلاک
دیدم تشست دوتا پیک ریخت گفت بزن من لخت عمینجور که نگاه کونش میکردم پیکو رفتم نفهمیدم اطلا چی خوردم
نا غافل رفتم سمت کیرش خوابیدم رو زمین جوری که کونمو ببینه شروع کردم کیرشو خوردن بلند شدم نشستم تو بغلش لبامو گذاشتم رو لبش انقد خوردم که خشک شد
از بس بهش علاقه داشتم نمی خواستم رابطمون خراب بشه واسه همین گفتم خوب اون از من بزرک تره دوسم داره منم دوسش داره خوشکله تو دل بروه می تونیم همیشه با هم باشیم
همینجور که تو بغلش نسشته بودم کییرشو با دست برم سمت سوراخ کونم یکم دور کونم چرخوندم که یهو دیدم خودش دست به کار شد کمر منو گرف خوابوند رو زمین ویه توف زد سر کیرش
یه نگاه کردم دیدم واقعا دارم میدم من که یه عمر بچه هارو با هزار دوز و کلک خوابودنم امروز دارم خودم میدم
یه لحظه خشکم زد ولی باز ادامه دادم خودمو گذاشتم در اختیارش اونم اروم اروم کیرشو کرد تو سوراخ کونم یکم فشار داد من از بس عاشقش اون بودم لبامو گاز گرفتم که نبادا صدای اهمو بشنوه
کیرش که رفت تو سوراخم یه لحظه داغ شدم حس اینکه کیرش تو کونمه من و دیوونه کرد انگار وجودش تو منه لذتو از چشاش میفهمیدم خوب وقتی میدیدم لذت میبره منم حال میکردم
یکم تلمبه زد و پوزیشن عوض کرد تا اینکه ابش امد ابشو ریخ تو کونم و خم شد لبمو گاز گرفتو افتاد روم من که برای اولین بار بود داده بودم و از شدت درد داشتم میمردم فقط خودمو نکه داشتم تا اون حالش و بکنه بلند شد خودشو تمیز کرد منم تمیز کرد و نشست دوتا یک ریخت گفت بزنیم پیک و زدم دیدم سرشو گذاشت رو پام جوری که لباش میخورد به کیرم زبونشو میکشد به کیرم منم داغ داغ بودم داشتم حال میکردم که گفت میدونم امده بودی منو بکنی ولی ورق برگشت اینو که گفت یکم ناراحت شدم دستو پام شل شد کیرم خوابید
یه نگاه به من کرد گفت تو خواب ببینی منو بکنی
دیگه متوجه شدم که همه اینا نقشه بوده که منو لخت کنه بکنه
من خرم خودم بهش دادم بدون مقاومت پاشدم از درد نمیتونستم راه برم لباسامو پوشیدم از خونشون زدم بیرون انگار شکست عشقی خوردم نمیدونستم کجا برم عاشقش شده بودم همش نگاش جلو صورتم بود ولی دلمم نمی خواس اینقدر ساده کونی بشم
یه چند روز تو خونه موندم فقط گریه کردم دلم براش تنگ شده بود برا خنده هاش برا حرف زدنش ولی خوب یادم که میمومد با م جی کار کرده داغون میشدم من خودم با خلیا خوابیدم ولی خوب هیچکدومشون مث من هم کونی و بی کس نشده بودن بعد چهار روز دیدم پیام داده طاها سلام منو ببخش ولی خوب قبول کن از من زشت بود به یه پسر ۲۰ساله کون بدم منو یه شهری میشناسن
ولی دوست دارم اینو خودتم میدونی …
جوابشو ندادم تصمیم گرفتم انتقام بکیرم
انتقام کونی کردنمو !
بعد از یه ماهی بهش پیام دادم سلام حمید امشب کجایی باهم بریم مشروب بخریم دلم برات تنگ شده راسی یه مدتی هس سوراخم هواشو کرده
دیدم جواب دادم خونم بیا
پاشدم رفتم خونشون از در که رفتم تو دیدم لخت نشسته چشمم خورد به کیرش اصلا یه حالی شدم سوراخ کونم دل دل میزد رفتم جلو صورتشو بوس کردم بهش گفتم دلم برات تنگ شده بود
و نشستم یکم باهم کس شر گفتیم و مشروب خوردیم شیشتا پیک که خردیم دیدم پاشد امد جلو دکمه های لباسمو واکرد شلوارمم کشید پایین دوتا زد رو لپای کونم دیدم وجودم داره میره سمت کیرش اصلا فقط می خواستم کیرش تو سوراخم باشه همین پاشدم خودمو انداختم تو بلغش کونمو کردم عقب گفتم بکن توش فقط بکن توش تا قلبم از سینه بیرون نیومده اونم کیرشو یه تف زد گذاشت رو سوراخم یهو فشار داد تو منم دیگه نتونسم یه داد زدم بعد اروم اروم تا ته کرد تو شروع کرد تلمبه زدن من جنازه فقط کونمو شل گرفته بودم که لذت ببرم یهو دیدم بدنم مور مورشد و یه حس کردم ابم داره میادش نکاه کردم دیدم کیره شخ واساده سرخ شده یهو بدنم شل شد ابم پاشید بیرون دیگه رسما کونی شده بودم ابنه ای خالی ولی چه حالی داد انگار یه حس عجیب غریب بود دوس داشتم دوباره تکرار میشد
اونم ابش امدو کشید بیرون …
از اون روز تا امشب که می خوام برم پیشش تقریا ۱۸باری بهش دادم
هربارم میرم که بکنمش ولی خوب کیرشو که میبینم فقط می خوام بکنتم …
نوشته: طاها
14 پاسخ به “عشق کون کونیم کرد”
ک خادمین جانهیچکس مثله خودت نمیتونست برینه تو سایت
تا وسطاش خوندم،نفهمیدم لیلی کی بود،مجنون چی شد!!!
از رو اسم تخمی داستان میشد فهمید چه اسیدیهفقط خوندمش که یکم بخندم 😂😂خداییش خیلی سم بود، هر سری میره بکنه گاییده میشه 🤣😂 فقط خواهشا هنگام دادن نیاید داستان بنویسد که اصلا رو ننویسی اطلا، هلاک نه حلاکمن ریدم تو اون نونی که معلم ادبیات تو برد سر سفرش 🤦🏻♂️😂
طرف خرج ده تا دختر میاده بعد با تو تو پارک لب تو لب میشده 🤦♂️🤦♂️🤦♂️ریدم دهنت
شاعر میفرماید:یه کص کردم یه کون دادم جریمهسزای کون کن ناشی همینه
کونی کهدخارش میکنه خودش سفارش میکنه
خیلی وقته کامنت ننوشتم.اون بار اول که بهش دادی هنوز کونی نشده بودی. اما بار دوم که نتونستی خودتو نگه داری، دیگه گوزیدی؛ کونی شدی رفت. الانم که رسما کونی هستی و بدتر از اون، اینه که کونی همون یک نفر هستی. چون دیگه نه میتونی و نه بهت حال میده به کسی غیر از اون کون بدی. منم یکیو همینطوری کونی خودم کردم. البته بدون مشروب و با سر سالم.کون دادن و حتی کونی کسی شدن اشکالی نداره. برو حالشو ببر اما خودتو جایی وابسته نکن که این خیلی بده
اتفاقا کون دادن بهتر از کردنه اینو من میگم بهت که هم کردم هم دادم ولی هیچی مثل کون دادن لذت نداره
آها🗿
😂😂😂😂😂😂نکنیمون کون کن انتقامت محشر بودا 😂😂😂
باز شروع شد کص نوشتن اینایی که دستشون تو شورتشونه و کص تلاوت میکنن و از هر ۱۰ تا کلمه یدونه اش درسته البته که یه اتفاق متفاوت افتاد و این دوست کونیمون به جای ور رفتن با کیرش انگشت میکنه تو کونش🤣🤣
داستانت قشنگ بود.و کیسی رو دوست دارم ک تو دوست داری.لاغر
ادامه بده
خیلی خوب بود به این کونی ها که بد گفتن کاریت نباشه عالی بود یه پسر اینجوری پیدا کردن خیلی سخته – مهم نیست بدی یا بکنی مهم اینه که لذت ببری – پسرای امروزه همه کونی شدن هرچی دنبال بکن میگردیم پیدا نمیشه