روز خاص (۱)

خب سلام به دوستان
یکی از خاطرات زندگیم رو نوشته م که امیدوارم خوشتون بیاد…این خاطره م برای ۱۹/۲۰ سالگیم هستش که دوران خیلی خوب و عجیبی بود برام و تکرار نشدنی
خب من سامی ام ،یه پسر که فقط اسم پسر رو یدک میکشه،کلی از حرکات و رفتار و حتی میمیک اش دخترونست
یه ولی خب به خاطر جامعه ،خانواده،طرز فکر ی که هست تو ایران نمیشد خودم باشم و همیشه از خودم فراری بودم
من ،یه پسر سفید که اگه به جایی از بدنش دست میزدن قرمز میشد،۱۸۰قد وزن۸۰،تو پر بودم و بیشتر پایین تنم رشد می‌کرد تا بالا…
همیشه شلوار های مام استایل،یا بگ میپوشیدم که زیاد تو چشم نباشه کونم یا کلا پایین تنه‌م.

راستش خیلی دوست داشتم حتی کونم بزرگتر از این باشه ،کلا من به مادرم رفتم ،از سمت مادری پایین تنه خوبی داریم و رون و کون خوب و تو چشمی داریم
برای من این یه چیز با ارزش بود یه جورایی خیلی دوست داشتم بدنمو
بیشتر اوقاتی که تو خونه بودم تو اتاق درو قفل کردم و خودمو تو آینه قدی میدیدم ،لذت داشت واسم، و بر عکس آلت خیلی کوچیکی داشتم(۹سانت) که زیاد برام مهم نبود ،ازش راضی بودم
یه روزهایی که کسی خونه نبود و تنها میشدم لباس های سکسی مادرم یا خواهرمو می پوشیدم،عکس میگرفتم ،فیلم می گرفتم ،و خودمو توشون میدیدم و لذت خاصی داشت واسم
با همون لباسا جق میزدم ،با خودم ور میرفتم …
خیلی مزه داشت برام کسایی که مثل من تجربه شو داشتن میدونن چی میگم…
وقتم میخواستم برم حموم ،قبلش تنقیه میکردم و توی حموم کلی خودمو انگشت میکردم و ارضا میشدم …
ولی خب همیشه دوست داشتم سکس واقعی و داغ رو تجربه کنم ،حسرتی بود برام که نگم براتون…

اینستا مو میدیدین اکثر فالورام پسرایی بودن که دوست داشتم ،اکثرا خارجی بودن ولی خب دوستام یا آدمای رندومم بودن توشون …
یادمه چند بار خواهرم بهم میگفت چرا هرچی پسر فالو میکنی ،انگار پسرای پیجم فالوش کرده بودن…
خب منم مثل همه دوست داشتم سکس‌و تجربه کنم ،نیاز جنسی داشتم، حسم رو همیشه سرکوب میکردم
ولی خب نمیخواستم خودمو تو دردسر بندازم ،تو سایت یا فضای مجازی با خیلیا چت میکردم،که شخص مورد اعتماد و مورد نظرمو پیدا کنم… ولی نه
نمیشد خیلی سخت بود برام اعتماد کردن ،میدونم همه اینو تجربه کردن…اعتماد کردنو.
خب من چندتا دوست داشتم که با دوتاشون خیلی صمیمی بودم ،رضا و کیان، تقریبا هم سن بودیم
اونا همیشه با دخترا بودن ،حتی کیان همزمان با چند تا دختر بود خیلیم تعریف می‌کرد که حال میده …ولی من حسی به این قضیه نداشتم
کیان بارها بهم میگفت که مثلا بیا با این دختره اوکی شو یا زنگ میزد میگفت خونمون خالیه دوتا دختر آوردم میایی؟منم میپیچوندم اونم عصبی میشد فحش میداد میگفت چرا تو اینجوری ای؟بعد زنگ میزد به رضا ،چون با من خیلی صمیمی تر بود اول به من می‌گفت
شاید بگید خیلی خری که نمی‌رفتی ،ولی واقعا نمیشد،حسی نداشتم ،بهم حال نمی‌داد و از طرفیم دوست نداشتم سایز آلتمو کسی بدونه …حتی یکی دوبار رفته بودم تو این جمع ها ولی یه جوری پیچوندم همیشه …بگذریم
خب کیان خیلی هوامو داشت،با رضا معمولی بودیم،این دوتا باشگاه میرفتن و بدنشون خوب بود …منم دوست داشتم برم باشگاه ،اینام خیلی میگفتن بیا ،توکه تایم داری چرا نمیری …
منم قبول کردم،قرار شد برم ،قبلش زنگ زدم به کیان گفتم :کیان از کی برنامه بگیرم ؟گفت :بیا هستن بچه ها ،زیادن حالا تو بیا…
اوکی دادمو ،یه شورتک گشاد با یه تیشرت گشاد کتونی و حوله گذاشتم تو ساک برداشتم و رفتم
ظهر بود ،باشگاه نهایت 10 نفر بودن
بعد از ثبت نام…کیان اومد تو رخت کن گفت من و رضا تمرینمون تمومه میخوای بمونیم؟گفتم نه میخواین برید ،برید…
گفت اوکی قرار داریم ،پس میریم،یهو گفتم کیان راستی برنامه رو چکار کنم؟
گفت اها خوب شد گفتی ،ببین اون پسره رو میبینی داره پرس سینه میزنه با انگشت نشونش داد گفتم خب؟گفت برو پیشش بگو من رفیق کیانم ،بعدش خودش میدونه بهش گفتم بقیشو ،فقط باید بدنتو ببینه دیگه… گفتم اوکی …بچها رفتن منم اسمشو یادم رفت بپرسم…
پسره داشت پرس سینه میزد ،وقتی ستش تموم شد بلند شد رفت جلو آینه یه فیگور گرفت … چه بدنی داشت واقعا …
قد حدود190/195اینا بود و یه بدن عالی ،بازو های بزرگ و تیکه ،شکم ،سینه ، پا همه چیزش تیکه و کات بود …
همینجوری که محوش بودم رفتم سمتش سلام دادم ،گفتم من رفیق کیانم
کلی تحویل گرفت گفت سامی جان خوبی ؟ممنون،تقریبا صورت من تا یکم بالای سینش بود…و بزور نگاهمو رو صورتش نگه داشتم …
چون سولار رفته بود بدنش یکم رنگ گرفته بود چون عرق داشت برق میزد …
گفت خب برو تو رختکن لباساتو در بیار بدنتو ببینم ،منم در حالی که داشتم خودمو تو بغلش فرض میکردم اوکی دادمو رفتم رختکن
دو دیقه بعد اومد یه نگاه انداخت (جز یه شورت هفتی چیزی نداشتم)گفت بچرخ چرخیدم ،یه سری توضیحاتو داد بعدشم برنامه رو…پیش خودم میگفتم الان منو ببینه چشماش گرد میشه میگه چه کونی داره
ولی خیلی جنتلمن و عادی بود انگار نه انگار یه من جلوش لخت شدم…
رفتم تو سالن که شروع کنم،اصن هول شده بودم ،خیلی چهره ی موجه و جذابی داشت ،ازینا که الکی خوشتون میاد ازش …صداش چهرش بدنش …همه چی خوب
یهو گفت سامی جان ،اول خب گرم کن ،برو طناب بزن یا دوچرخه و تردمیل…
بعد از گرم کردن گفت ببین تا چند هفته با خودم تمرین کن تا دستت بیاد ،هرچی میگفت سری قبول میکردم :))))بعد از دو تا حرکت یهو یادم اومد که اسمشو نپرسیدم:)
بهش گفتم ببخشید من اسمتو نپرسیدم ،خندید گفت من علیرضام…
یکی دوروز بود تمرین میکردیم باهم ،تایم باشگامو باهاش فیکس کرده بودم
تو هر حرکت بهم میگفت که اصولش چجوریه
مثلا چجوری بشینم یا وایسم موقع حرکت
خب روزی که پا داشتیم موقع اسکات زدن بود …اسکات از حرکات مورد علاقه مم بود:)))
گفت قشن منو نگاه کن یاد بگیر ،یه ست زد ،گفت خب همینجوری که زدم میزنی ،وزنشو کم کرد و منم شروع کردم
وایساد دقیقا پشتم ،یه وجب فاصله بود بین کونمو شرتش…حواسم پرت شد اصن ،یهو گفت چیکار میکنی ،اشتباهه اینجوری نه ،دوباره توضیح داد و گفت اگه خواستی بگو کمکت کنم ،منم سریع گفتم بکن:))
کمرمو گرفت تو حرکتی که میزدم کمک میداد
و خیلی یه جوری شده بودم …
تو این چند وقت متوجه نگاهش به کونم شده بودم ،پیش خودم گفتم بزار یه شورتک جذب یا کشی بپوشم ببینم واکنشش چیه…
تو رختکن ،با هم بودیم یکی دو نفر دیگه ام بودن اونور تر
شورتک مو پوشیدم ،رفتیم تو سالن، شروع کردیم
پیش خودم گفتم من باید یه کاری کنم علیرضا حشری بشه روم ،واقعا تو فشار بودم .نمیتونین تصور کنین چقدرررر
اینم هی جلوی چشمم بود با شرت …
گفتم علیرضا چند سالته ،گفت 31 ،یهو ریختم پایین اصن : |
گفتم اصلا بهت نمیخوره خندید گفت قربونت اره میگن همه
گفتم سولار کجا میری گفت طبقه بالا ،میخوای بیای؟گفتم نمیدونم بنظرت برم سولار یا سفید باشم بهتره؟یهو چشمامو نگاه کرد یا مکث گفت نمیدونم ولی سفید
فهمیدم خوشش میاد از بدنم
ولی باید مطمئن تر میشدم
گفتم خب پس ولش کن،بعد از تمرین بریم استخر باشگاه؟ گفت اوکی بزار به دوست دخترم بگم نمیام
رفتیم تو رختکن ،مایو پوشیدیم،واسه من خیلی تنگ بود و میدیدم خیلی داره دید میزنه کونمو،دوش گرفتیم رفتیم تو استخر دو نفر بودن کنار استخر
یکم که شنا کردیم …داشتم منفجر میشدم از شدت حشریت همش شبا شرتم خیس بود…
گفتم علیرضا سکس واسه ورزش خوبه؟گفت اره خیلی یکی از شاخصه های بدن خوب سکس منظمه…
گفتم یعنی چجوری ،گفت حداقل هفته ای یک بار دیگه خوبه …گفتم پس هیچی
گفت چطور ؟گفتم هیچ،گفت بگو عه،گفتم من اصلا سکس نداشتم آخه
یکم خندید گفت خب با یکی اوکی شو ،کیان که خیلی دست و بالش بازه توام رفیق شی
گفتم نه آخه نمیشه ،یهو کنجکاو شد گفت چی نمیشه؟گفتم حالا بعدا میگم اینجا نمیتونم،کنجکاو تر شد اومد نزدیک آروم گفت بگی کسی نمیشنوه
مثل بمب ساعتی بودم ،هر لحظه امکان داشت بترکم از استرس…
گفتم ببین به هیچکس نگفتم آخه،…نمیتونم بگم
گفت بگو ،من تو رفیقیم دیگه…
گفتم راستش زیاد با دخترا نمیتونم ارتباط بگیرم ،خوشم نمیاد…
یکم تعجب کرد مکث کرد همینجوری که تو آب بود گفت بیا بریم تو سونا،رفتیم …گفت دقیقا منظورت چیه ؟نمیتونی درخواست سکس کنی از دخترا؟یا چی؟
گفتم نه کلا نمیخوام با دخترا سکس کنم ،و قلبم داشت از جا کنده میشد
یه دقیقه سکوت کردیم ،من پایینو نگاه میکردم اونم منو
گفت خب پس میخوای چیکار کنی؟
گفتم هیچی ،کاری نمیکنم …
دوباره سکوت شد
چند دقیقه بعد گفت ببین سامی راستش من میخوام یه چیزی بهت بگم نمیدونم چیه واکنشت گفتم بگو
گفت ببین میدونم ازم خوشت میاد …دیدم چجوری نگام میکنی ،اشکالی نداره ولی ما نمیتونیم باهم باشیم…
گفتم چرا؟گفت خودت دلیلشو میدونی ،منم دوست دختر دارم… همینجوری که صحبت می‌کرد داشت رونمو و مایوی تنگمو نگاه می‌کرد، کسیم نبود …
ولی دوربین داشت متاسفانه
گفتم میدونم ،ولش کن،بریم؟و رفتیم
فرداش نرفتم باشگاه ،زنگ زد جواب ندادم
ساعت 7،8شب بود پیام داد بیا جلوی پارک محل کارت دارم حتما واجبه…
رفتم پیشش تو ماشینش نشستم ،یکم صحبت کردیم یخمون باز شد ،گفت ببین سامی حس منم بهت خوبه، منم ازت خوشم میاد ولی خودت قبول کن نمیشه که باهم باشیم ،جفتمون اذیت میشیم…
دلو زدم به دریا با اشک تو چشمام گفتم حداقل بیا سکس فرند باشیم ،تورو خدا ،من خیلی اذیت میشم ،هر روز دارم بتو فکر میکنم شب و روز خودمو تو بغلت تصور میکنم…
یهو دستمو گرفت منم سریع بغلش کردم ،گفتم من خیلی نیاز دارم به یه نفر ،لطفا درکم کن…
خودمو جم و جور کردم رفتم خونه…
آخر شب پیام داد سامی باشه فقط سکس فرند ولی بیشتر نشه…
وای نمیدونین چجوری خوشحال بودم
پیام داد فردا میتونی بیای خونه م ؟گفتم آره، گفت ساعت 5 بیا ،لوکیشن فرستاد
فردا شد،بدن بی مو امو شیو کردم ،خودمم تمیز کردم ،آماده ی اماده،نمیتونم بگم چه حس خوبی داشتم ،وقتی کسیو که دوست دارم رو حالا میخوام باهاش سکس کنم…شرت نپوشیدم ،با یه اسلش و تیشرت گشاد…
5 شد .زنگ زدم گفتم درو بزن ،رفتم بالا ،طبقه اول بود ،در باز بود اروم رفتم تو
چه بوی اودی چه فضای رمانتیکی ،خونه روشن و فضای دلگرمی داشت بوی خوبی میومد…از تو اتاق لخت بایه شورتک اومد گفت بشین الان میام ،نشستم رو کاناپه چند دقیقه بعد اومد کنارم ،گفت بچی فکر میکنی ؟گفتم نمیدونم همچی…گفت استرس داری؟گفتم اوهوم…صورتمو نوازش می‌کرد گفت بیا بشین رو پام ،نشستم رو پاهاش صورتمون روبروی هم بود اومد جلو لبمو بوسید ،چشممو بستم ،گفت میدونی خیلی منتظر این لحظه بودم…روز اولی که دیدمت کونت چشممو گرفت ،حالا اینجا تو دستامه
تیشرت مو درآورد…
لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد خوردن لبام ،ممه هامو سفت ماساژ میداد و میمالوند
صورتمو سینم قرمز شده بود انقدر که خورده بود
بلندم کرد ،خودش نشسته بود ،گفت لختشو ببینم…
شلوارمو آروم درآوردم دید شرت نپوشیدم با ذوق گفت جووون شرتم که نپوشیدی سامی دوتا محکم اسپنک زد بهم ولی دوست داشتم …
گفت چقدر کیرت کوچیکه ولی چقدر کونت بزرگه لعنتی ،سوراختم که صورتی جوون…گفت بشین جلوم و پاشد وایساد
وای چه صحنه ای ،عین فیلمای پورن بود برام
لحظه شماری میکردم ببینم کیرش چه شکلیه
شرتکشو آروم داد پایین و هولی شتتتت!
یه کیر 18 سانتی و کلفت و سنگین افتاد بیرووون
چشمام داشت آلبالو گیلاس می چید
گفت میبینی سامی ،بیا زیرش ببینم رفتم زیر کیرش ،کیرشو میمالوند به صورتمو لبام
خیلی حشری شده بودم ،حد نداشت…گفت بخور کیرمو،شروع کردم به خوردن هی درمی آورد کیرشو میزد رو لبام و زبونم میگفت جووون
میگفت دوست داری؟جواب ندادم ،گفت ببین یا جوابمو بده با منم چیزی نمیگم دیگ
چون خیلی داشتم لذت می‌بردم از حرفاش گفتم باشه
گفت کیرمو دوست داری؟ اره
دوست داری بکنمت؟اره اره
دستمو گرفت برد تو اتاق ،نور قرمز ملایم روشن بود گفت برو رو تخت داگی شو
رفتم،داگی شدم کونمو دادم بالا کمروپایین انگار ده ساله کون میدم:)
گفت جون چه کونی،یه ژل مخصوص آورد،زد به سوراخم ،با انگشتش می‌مالید و آروم فرو می‌کرد تا جا باز کنم
چند دقیقه بعد گفتم بگو چی میخوای ازم تا بکنم
گفتم کیرتو میخوام،گفت اعتراف کن کونی ،یکم مکث کردم دوباره گفت ،منم گفتم آره عزیزم من کونیم کیرتو میخواممم
یه جوون گفت و کیرشو مالید رو سوراخم
آروم سرشو فرو کرد ،درد شروع شده بود و تحمل درد واز طرفی لذت
گفتم اروم،گفت اوکی،یکن سرشو عقب جلو کرد و آروم فرو کرد کیرشو تو کونم
همچی آروم پیش می‌رفت و در حین کردن کونمو می‌مالید با دستای عضله ایش اسپنک میزد تا لذتش چند برابر شه
گفت سامی خیلی کونت خوبه به کی رفته؟
چیزی نگفتم اونم چیزی نگفت …
ناله میکردم و آه م زیرش بلند شده بود ،کیرتو هی در میورد دوباره فرو می‌کرد خیلی خوب بود:) حشری بودم خیلییی،چشمام هیچی نمی‌دید فقط لذت بود
گفتم علیرضا؟جونم عزیزم. جرم بده عشقم دوست دارم کونیه تو باشم…
اونم یهو از خود بیخود شد…هرچی خواست بهم گفت : کونی من کیه؟منم عزیزم
با کیرش میزد رو کونم بعد می‌کرد توش حشری تر میشدم
برمگردوند پاهامو باز کرد کیرشو هول داد توکونم
با حرص نگام می‌کرد و تلمبه میزد ،بدنم میلرزید،سینه م بالا پایین میشد اومد روم دستشو گذاشت رو گردنم،یجور که هارد شه
گفت میبینی کونی؟ببین چجوری دارم میگامت
هر کاری برام لذت داشت حتی فحش دادناش
یهو گفت میبینی مادرجنده؟مادرتو میگام
گفتم اوهوم بگا
همین که اینو گفتم تند تر شد یه جون گفت
یهو کیرشو دراورد ابشو با تمام وجود پاشید روم ،تا صورتمم پاشیده بودم
همه جام آب کیری شده بود
نفس نفس میزد ،افتاد رو تخت کنارم
یکم که آروم شدیم با دستمال آبشو پاک کرد از همه جام صورتمو پاک نکرد
گفتم ابمو بخور با انگشتش آبشو می آورد تو دهنم، کم بود و کمی شور
گفت دوست داشتی عزیزم؟گفتم خیلی عشقم
گفت میخوای آبتو بیارم گفتم نه یکم بغلش کردم خوابیدم پیشش،بلند شدم لباس بپوشم گفت خیلی وقت بود ابم اینجوری نیومده برو سامی ،گفتم مگه دوست دخترت ارضات نمیکنه؟گفت چرا ولی اینجوری که نه
با تو راحت بودم،گفتم منظورت فحشه؟گفت کلا میگم ،منم گفتم تو سکس اشکالی نداره عزیزم,،صورتمو شستم اماده شدم که برم اومد جلوم لبمو بوس کرد،گفت بازم قرار بزاریم؟گفتم حالا بزار برم :)تو دلم گفتم حتماااا،بعدشم رفتم خونه ،حموم
7/8بار سکس داشتیم با هم که دوست دخترش فهمیده بود مجبور شدیم دور بشیم از هم…بعضی وقتا تو محل میبینمش همونجوریه و جذاب؛)
امیدوارم دوست داشته باشید ببخشید اگه بد نوشتم
بوس

نوشته: Ritaly

بازدید 19,294

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “روز خاص (۱)”

  1. قشنگ نوشتی. مهم اینه از زندگیت لذت ببری و به کسی آسیب نزنی. هر کسی هم هرچی دوست داره بگه.

  2. نوش جون کونت عزیزمواقعا هیچ لذتی بالاتر از کون دادن به کیس دلخواهت نیست

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید