سلام دوستان بکن تو
من سوسن ۲۱ ساله سینه ۷۰ وکون ۴۶سایز شلوارم است وکون نسبتا بزرگی دارم
همیشه از بچگی به جنس مخالف خودم علاقه داشتم ولی به خاطر اینکه من بالاخره دختر بودم هیچ کاری نمیتونستم بکنم و فقط وقتایی که میرفتم حمام با واسه خودم بازی میکردم و شاید هم سر شامپویی چیزی رو یواش روش میمالیدم و حالم خراب میشد و کیف میکردم و من یه دختر کاملا خوشگلی هستم ولی من علاقه زیاد به سکس داشتم و دارم
ماجرا از اون روزی شروع شد که واسه من دوتا خواستگار اومد و یکی از اونها بچه تهران و پولدار بود و واسش فرقی نمیکرد که من چجوری بگردم با چادر و یا بی چادر میگفت برام خودت مهمی و من به این آقا پسر که اسمش رضا بود جواب بله دادم و وارد زندگی مشترک زناشویی شدیم. و اونیکی که شوتی بیش نبود رد کردم.
ازدواج و عروسی سر گرفت و رفتیم سر خونه و زندگی که بعد از ۲ سال تصمیم گرفتیم بریم ماه عسل ،ماه عسل که رفته بودیم مونیخ وقتی که واسه شنا میخواستم برم به رضا عشقم گفتم من چه جوری برم واسه استخر و شنا روم نمیشه با لباس هم نمیتونم برم بهم گفت نترس دیگه اینجا که کسی تو رو نمیشناسه و در ضمن یکی دید بزنه که چیزی نمیشه و منم بهم بر خورد که چرا همچین حرفی زده
روز دوم بود من نرفتم عشقم رفت شنا و اومد روز سوم بهش گفتم به تو خوش میگذره ،به من ولی نه، خوب من چیکار کنم و گفت هر کاری دوست داری بکن،منم حرصم در اومده بود لباس پوشیدم باهاش رفتم استخر تو محوطه و دقت کردم دیدم اینا که لباس پوشیدن چه کیرهای بزرگی دارن از روی شورت کاملا بزرگیش معلوم بود وای به حال اینکه بیدار بشه و بره تو من یا کسی دیگه و کس منم یه جوری شد و آب ازش راه افتاده بود و آب انداخت و من زیر چشمی به این کیرها یواش نگاه میکردم.و شب حسابی به شوهرم کوس دادم و کرد و کونم هی انگشت میکرد و بهتون بگم که کلا کیرش نازک و آخر اخرش ۱۱ سانته.
خلاصه اون روز سپری شد و فردای اون روز که رضا واسه شنا میرفت منم لباس شنا پوشیدم و راه افتادم دنبالش ، گفت به به سوسن خانم میخوان به آب بزنن و گفتم آره دیگه میخوام حال هوا عوض کنم رفتیم تو محوطه و مشغول شنا بودم که یهو از زیر آب اومدم بیرون و چشام چهارتا شد یه سیاهپوست آفریقایی جلوی چشم ما بود که بعدا فهمیدم اهل کشور گومبابا بود. ظاهرا تازه اومده بود دم استخر تو محوطه و نشسته بود و کیرش خوابیده و دو برابر اندازه کیر رضا جون بود و سیاه سیاه و دوباره دلم خواست که ای کاش مال من بود و منو میکرد و یه دفعه دیدم شوهرم داره من رو و کیر سیاه پسره رونگاه میکنه ،
بهم گفت بیا بریم بالا و رفتیم تو سوئیت خودمون طبقه دوم که بودیم تو هتل گفت عزیزم ببین هر کسی یه اندازه داره من از دست تو ناراحت نیستم از دست اون ناراحتم که با اون لباس ناجور بدون شرت اومده
من ازت میخوام بهش فکر نکنی و شروع به مشروب خوردنکرد من هم که تا حالا نخورده بودم ۲ تا ته پیک خوردم و رضا شروع کرد ور رفتن با من و کردن به محض اینکه خواست بکنه هی فکر من درگیر کیر بزرگ افریقایی بود و تا سرش کرد تو آبم اومد گفت ها چیه کیر آفریقایی روت تاثیر گذاشته و یه مکثی کرد گفت آفریقایی بکنه توش جر وا جرت بدهمن تعجب کرده بودم و داشتم حال میکردم که دوباره ارضا شدم و رضا جونم پاچیت تو من ، بعد از تموم شدن کار عشقم گفت ببینم من با تو راحتم و بهت اطمینان دارم مشکلی ندارم هرجا خواستی بری برو فقط مواظب خودت باش من خسته هستم و خوابش برد
منم دوباره کیر میخواستم خودم شستم و رفتم بیرون دیدم سیاهپوسته رفته شرت پوشیده و اومدم استخر داره شنا میکنه منم سریع دویدم بالا لباس مجددا عوض کردم و پریدم پایین، تو آب یواش یواش رفتم سمتش اونم استقبال کرد و متوجه شدم فارسی بلده و شروع به سوال کرد. گفت: تودودوخ؟ گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی واسه چی اومدید؟ و من گفتم واسه ماه عسل و اونم گفت: رودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی منم واسه برنامه کاریم اومدم. بعدش تعارف کرد بریم بالا تو اتاقش که منم من و من کردم و گفت: لودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی نترس ما مشکلی نداریم و دوتا پیک باهم میخوریم. خلاصه رفتم بالا تو اتاقش وارد شدم عجب بوی عطری میومد شروع به صحبت مجدد کردیم و بهش گفتم میشه یه چیزی بپرسم که خندهاش گرفت و گفت: سودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی میدونم چی میخوای میگی که شورت نداشتم و زدیم زیر خنده و گفت: پودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی اگه دوست داری مال خودته و منم گفتم آره میخوام ولی میترسم آخه واسه شما خیلی بزرگه و واسه شوهر من ۱۱ ثانت که تعجب کرد گفت: چودودوخ! گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی خوابیده واسه من ۱۵ ثانته ولی نگران نباش راحت میشی بعد از این کوس دادن به من و کوس من آب انداخته بود چه جوری . شروع به ور رفتن با من کرد و دست زدم به کیرش دیدم لامصب اندازه نصف دست من و کلفتی اش به اندازه مچ دستم یه ۲ سانت بزرگتر بود شدو رفت پایین شورت منو در آورد گفت: شودودوخ! گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی ای کلک آبت ببین چه راه افتاده ، حق داری کیر به این خوبی و بزرگی دیدی حق هم داری. شروع به خوردن کرد و منم دیگه تو حال خودم نبودم دیدم یواش گذاشت دم کس من و داره فشار میده بهش گفتم یواش یواش خیلی بزرگه که هی کله کیرش رو فشار میداد و تو نمیرفت تقریبا ۵ دقیقه ای هی فشار میداد که یه دفعه کیرش نگه داشت همون دم سوراخ کسم که تو نمیرفت و آبش ریخت تو کوسم و چقدر لامصب آب داشت وداغ بود. وقتی کارش تموم شد رفتم بالا دیدم رضا هنوز خوابه و رفتم دوش گرفتم و اومدم کنارش خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم رفته پایین غذا گرفته اومده بالا بهش گفتم رضا خواب دیدم اون سیاهه منو با کیرش کرده و کلی خندید و گفت خوب اونم بکنه تو فانتزی هات چی میشه فقط بپا واقعا نکنتت چون کیرش خیلی بزرگ و توی تو نمیره ، و بدبخت قابل از اینکه دو بار هم آب کیرش ریخته تو کس زنت و کلی خندیدم و اونم خندید و تا آخر روز ماه عسل ۶ بار دیگه کس منو کرد و جرم داد الان کاملا باز بازم با خیال راحت توش میره
من سوسن ۲۱ ساله سینه ۷۰ وکون ۴۶سایز شلوارم است وکون نسبتا بزرگی دارم
همیشه از بچگی به جنس مخالف خودم علاقه داشتم ولی به خاطر اینکه من بالاخره دختر بودم هیچ کاری نمیتونستم بکنم و فقط وقتایی که میرفتم حمام با واسه خودم بازی میکردم و شاید هم سر شامپویی چیزی رو یواش روش میمالیدم و حالم خراب میشد و کیف میکردم و من یه دختر کاملا خوشگلی هستم ولی من علاقه زیاد به سکس داشتم و دارم
ماجرا از اون روزی شروع شد که واسه من دوتا خواستگار اومد و یکی از اونها بچه تهران و پولدار بود و واسش فرقی نمیکرد که من چجوری بگردم با چادر و یا بی چادر میگفت برام خودت مهمی و من به این آقا پسر که اسمش رضا بود جواب بله دادم و وارد زندگی مشترک زناشویی شدیم. و اونیکی که شوتی بیش نبود رد کردم.
ازدواج و عروسی سر گرفت و رفتیم سر خونه و زندگی که بعد از ۲ سال تصمیم گرفتیم بریم ماه عسل ،ماه عسل که رفته بودیم مونیخ وقتی که واسه شنا میخواستم برم به رضا عشقم گفتم من چه جوری برم واسه استخر و شنا روم نمیشه با لباس هم نمیتونم برم بهم گفت نترس دیگه اینجا که کسی تو رو نمیشناسه و در ضمن یکی دید بزنه که چیزی نمیشه و منم بهم بر خورد که چرا همچین حرفی زده
روز دوم بود من نرفتم عشقم رفت شنا و اومد روز سوم بهش گفتم به تو خوش میگذره ،به من ولی نه، خوب من چیکار کنم و گفت هر کاری دوست داری بکن،منم حرصم در اومده بود لباس پوشیدم باهاش رفتم استخر تو محوطه و دقت کردم دیدم اینا که لباس پوشیدن چه کیرهای بزرگی دارن از روی شورت کاملا بزرگیش معلوم بود وای به حال اینکه بیدار بشه و بره تو من یا کسی دیگه و کس منم یه جوری شد و آب ازش راه افتاده بود و آب انداخت و من زیر چشمی به این کیرها یواش نگاه میکردم.و شب حسابی به شوهرم کوس دادم و کرد و کونم هی انگشت میکرد و بهتون بگم که کلا کیرش نازک و آخر اخرش ۱۱ سانته.
خلاصه اون روز سپری شد و فردای اون روز که رضا واسه شنا میرفت منم لباس شنا پوشیدم و راه افتادم دنبالش ، گفت به به سوسن خانم میخوان به آب بزنن و گفتم آره دیگه میخوام حال هوا عوض کنم رفتیم تو محوطه و مشغول شنا بودم که یهو از زیر آب اومدم بیرون و چشام چهارتا شد یه سیاهپوست آفریقایی جلوی چشم ما بود که بعدا فهمیدم اهل کشور گومبابا بود. ظاهرا تازه اومده بود دم استخر تو محوطه و نشسته بود و کیرش خوابیده و دو برابر اندازه کیر رضا جون بود و سیاه سیاه و دوباره دلم خواست که ای کاش مال من بود و منو میکرد و یه دفعه دیدم شوهرم داره من رو و کیر سیاه پسره رونگاه میکنه ،
بهم گفت بیا بریم بالا و رفتیم تو سوئیت خودمون طبقه دوم که بودیم تو هتل گفت عزیزم ببین هر کسی یه اندازه داره من از دست تو ناراحت نیستم از دست اون ناراحتم که با اون لباس ناجور بدون شرت اومده
من ازت میخوام بهش فکر نکنی و شروع به مشروب خوردنکرد من هم که تا حالا نخورده بودم ۲ تا ته پیک خوردم و رضا شروع کرد ور رفتن با من و کردن به محض اینکه خواست بکنه هی فکر من درگیر کیر بزرگ افریقایی بود و تا سرش کرد تو آبم اومد گفت ها چیه کیر آفریقایی روت تاثیر گذاشته و یه مکثی کرد گفت آفریقایی بکنه توش جر وا جرت بدهمن تعجب کرده بودم و داشتم حال میکردم که دوباره ارضا شدم و رضا جونم پاچیت تو من ، بعد از تموم شدن کار عشقم گفت ببینم من با تو راحتم و بهت اطمینان دارم مشکلی ندارم هرجا خواستی بری برو فقط مواظب خودت باش من خسته هستم و خوابش برد
منم دوباره کیر میخواستم خودم شستم و رفتم بیرون دیدم سیاهپوسته رفته شرت پوشیده و اومدم استخر داره شنا میکنه منم سریع دویدم بالا لباس مجددا عوض کردم و پریدم پایین، تو آب یواش یواش رفتم سمتش اونم استقبال کرد و متوجه شدم فارسی بلده و شروع به سوال کرد. گفت: تودودوخ؟ گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی واسه چی اومدید؟ و من گفتم واسه ماه عسل و اونم گفت: رودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی منم واسه برنامه کاریم اومدم. بعدش تعارف کرد بریم بالا تو اتاقش که منم من و من کردم و گفت: لودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی نترس ما مشکلی نداریم و دوتا پیک باهم میخوریم. خلاصه رفتم بالا تو اتاقش وارد شدم عجب بوی عطری میومد شروع به صحبت مجدد کردیم و بهش گفتم میشه یه چیزی بپرسم که خندهاش گرفت و گفت: سودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی میدونم چی میخوای میگی که شورت نداشتم و زدیم زیر خنده و گفت: پودودوخ. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی اگه دوست داری مال خودته و منم گفتم آره میخوام ولی میترسم آخه واسه شما خیلی بزرگه و واسه شوهر من ۱۱ ثانت که تعجب کرد گفت: چودودوخ! گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی خوابیده واسه من ۱۵ ثانته ولی نگران نباش راحت میشی بعد از این کوس دادن به من و کوس من آب انداخته بود چه جوری . شروع به ور رفتن با من کرد و دست زدم به کیرش دیدم لامصب اندازه نصف دست من و کلفتی اش به اندازه مچ دستم یه ۲ سانت بزرگتر بود شدو رفت پایین شورت منو در آورد گفت: شودودوخ! گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی ای کلک آبت ببین چه راه افتاده ، حق داری کیر به این خوبی و بزرگی دیدی حق هم داری. شروع به خوردن کرد و منم دیگه تو حال خودم نبودم دیدم یواش گذاشت دم کس من و داره فشار میده بهش گفتم یواش یواش خیلی بزرگه که هی کله کیرش رو فشار میداد و تو نمیرفت تقریبا ۵ دقیقه ای هی فشار میداد که یه دفعه کیرش نگه داشت همون دم سوراخ کسم که تو نمیرفت و آبش ریخت تو کوسم و چقدر لامصب آب داشت وداغ بود. وقتی کارش تموم شد رفتم بالا دیدم رضا هنوز خوابه و رفتم دوش گرفتم و اومدم کنارش خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم رفته پایین غذا گرفته اومده بالا بهش گفتم رضا خواب دیدم اون سیاهه منو با کیرش کرده و کلی خندید و گفت خوب اونم بکنه تو فانتزی هات چی میشه فقط بپا واقعا نکنتت چون کیرش خیلی بزرگ و توی تو نمیره ، و بدبخت قابل از اینکه دو بار هم آب کیرش ریخته تو کس زنت و کلی خندیدم و اونم خندید و تا آخر روز ماه عسل ۶ بار دیگه کس منو کرد و جرم داد الان کاملا باز بازم با خیال راحت توش میره
نوشته: سوسن
14 پاسخ به “سکس در آلمان”
سس شعر
شودودوخیعنی شعر گفتی فانتزی قشنگی بود دختر دهاتی
کون دودوخیعنی کیرم تو کونت !
چی دودوخ 😂
کسدودوخمیپرسی یعنی چییعنی کس خار آدم دروغگو با این کسشری ک نوشتی شاشیدم دهنت
جدیدا کسشعرها رو باهم ترکیب میکنه ادمین جونتونو میکنه تو پاچه موناین داستان اولش مال سه سال پیش بودآخرش مربوط به پسری بود که دوماه پیش تو ترکیه به یه کره ای کون داده بود
گومبابا کجاست؟
کصودوننوخ یعنی کص ننه آدم خالی بند
کیرتو اول وآخرت این چیِ نوشتی
چودودوخ یعنی کس و کونت به چوخ رفت
دختر کاملا خوشگلی هستم!؟جمله بند هات زیادی شبیه مردم مهربان اطراف هراته!
کلی خندیدم دودودوخ 😅
گومبابا خخخخخخاین آخرین کلمه ای بود که خوندم و فهمیدم فانتزی تو نوشتی و دیس و کوبیدم زیرش
کسخل