سلام به همه دوستان یه مدتی فکر کردم و تصمیم گرفتمفعالیتمو تو سایت با داستان هم ادامه بدمو اولین داستانو مینویسم اگه خوشتون اومد ادامهمیدم و اگر نه که هیچی،یه موردی هم هست دوستان اینه که من اولین باره دست به قلمم کم و کاستی رو ببخشید،دوست داشتم این خاطرمو باهاتون به اشتراک بذارم اما قبلش باید بگم این سایت مخصوص حرفای سکسی هستش پس لطفا بی احترامی یا نصیحت نکنید که جای این حرفا تو این سایت نیست.
پس از خوندن داستان لذت ببرید.من اسمم علیرضاست الان ۳۲ سالمه قدم ۱۷۰ و وزنمم ۱۱۰ کیلوئه کیرم ۱۲ سانت تهرانی هستم ودانشگام قزوینه که زیاد رفت وآمد دارم ، من تقریبا سه ساله با یه خانوم خوشگلو جذاب فوق العاده هات و حشری به اسمرقیه آشنا شدم که الان ۲۷ سالشه،قدش ۱۷۵ وزنش ۷۰ وسایز سینه اش هم ۸۵ هستش وکون گرد و قلمبه ای داره و خیلی سفید و خوشگله چشای سبزداره و من بهشو رقی صدا میکنم، مناز دروغ بدم میاد به خاطر همین نیومدم الکی بگممن کیرم ۲۰ سانته و این داستان ، خاطره سکسی با رقیه زیاد دارم ولی گفتمیکیشو بنویسم و نحوه آشنایی هم به این ترتیب بود که تو سایت میچرخیدم به یکی پیام دادم درخواستم قبول کرد ایدی تلگرام داد رفتیم چت کردیم و عکس رد وبدل کردیم که گفت شب خانومم هست بیا گروه بزنیم و حرفهای نهایی رو برای تریسام بزنیم که صحبت کردیم و موفقیت آمیز بود که البتا من شانسی که آوردم نمیدونم به خانومه که اسمش رقیه بود پیام دادم تو خصوصی که علی(شوهر خانوم) گفته بود نده که بعدا فهمیدو بحثشون شد و من از این فرصت استفاده کردم و خودمو به خانومه نزدیک کردم و مخشو حسابی زدم،بعدش قرارهای زیادی گذاشتیم وتو سه سال بالای ۵۰بار سکس کردیم…
. سعی میکنم خلاصه وار بگم که حوصلتون نره. ما حرف زدنامون تو تلگرام از سلام حال شما چطوره شروع شد و یه مدت بعد راحت شدنمون به هم دوستت دارم گفتیمو دیگه کم کم حرفامون داشت رنگ و بوی سکسی به خودش میگرفت که از خودش و زندگیش زیاد می گفت که شوهرم خوب نیس و اصلا سکس نداریم و سکسامون کم شده و ماهی دوسه بار اونم شوهرش زود انزاله که اصلا دوست نداره دیگه ادامه بده سکسو و کم کم سرد شدن بعد یه مدت که راحت حرف میزدیم راجب اینکه اذیت نمیشه که با شوهرش سرد و زود انزالش پرسیدم که اونم با کلی جواب سربالا دادن بهم گفت که من سنتی ازدواج کردم و برای داشتن تو خیلی سختیا کشیدم خیلی حرفا کشیدم و خیلی ناراحتم از اینکه شوهرم علی هستش و اصلا نمیخوامش ولی مجبورم باهاش زندگی کنم که منم سعی میکردمبیشتر بکشم سمت خودم کادو برای خودش بچش میگرفتم خرجش میکردم یکسره زنگ میام چت و… اونم کم نمیذاشت برامخیلی کارا برام کرد حتی چند بار آبمو خورد،اجازه داد باهاش هر کاری کنم آبمو تو صورتش پاشیدم،کونش گذاشتمچند بار که میگفت این کون برای علی قفله خلاصه اینا رو برای آشنایی گفتم که فک کنمزیاده روی شد.،
میخوام این خاطره سکسی مال عیده ۱۴۰۱هستش که به هم پیام دادیم و کلی تلفنی صحبت کردیم و اوکی شد که من روز عید که شوهرش شیفتی بود و نبود و تنها بود خونه و بچشون رو هم فرستاده بود خونه مادرش و تنهای تنها بود که هماهنگ شدیم اینمبگم صبحش زود بیدار شدم رفتم حموم خودمو تمیز کردم رفتم داروخونه یه قرص تاخیری گرفتم خوردم با یه قرص اورژانسی که گذاشتمش تو جیبم.
سر کوچشون با هر بدبختی شده وارد خونه شدم که کسی نبینه. رفتم تو یه شلوار مشکی با یه پیرهن طوسی تنش کرده بود همین که رفتیم تو اتاق کارش از شدت حشر درو بستمو از پشت چسبیدم بهش و شروع کردم بغل کردنش و مالیدنش که خودش گفت نه عجله نکن و من برد اتاق خوابشونو رو تختشون و خوابیدم رو تخت اومد منو لخت کرد و خودشم لخت شد و وقتی سوتینشو درآورد ممه هاش افتاد فک کردم دنیا مال منه و بعدش شورتشو کشید پایینو کصش که نگم براتون گنده و خوردنی و سفید من میخواستم حمله کنم نذاشتم خودش اومد روم لباشو گذاشت رو لبم حسابی خوردیم و بعدش گردنمو قرمز کردو همش میگفت باید عروستو بکنی که رفت پایین همینطور نوک ممه هامو گاز میگرفت رفت پایین کیرمو با دستش گرفت که شق بود و یهو کرد دهنش حسابی برام خورد و لیسید تخمامو میلیسید و حس عالی داشتم و دوس نداشتم تموم شه و ممه هاشو گذاشت لای کیرم و کیف کردم حسابی و حسابی خیس شده بود و منم شروع کردم ممه هاشو چسبوندم بهم و خوردم براش حسابی و بعدش انگشت کردم تو کصش که مالیدم دیدم بعله کلا خیسه خانوم و از پشت گردنشو بو میکشیدم و میخوردم. انقد سینه هاشو مالیدم که حالش داشت بد میشد
شروع کردم خوردن لباش. نفس دوتامونم از شدت استرس بالا نمیومد. فقط میخواست بکنمش که از گردنش شروع کردم به خوردن تا زانوهاش. سرمو بردم وسط پاهاش کصش یه بوی حسابی کشیدم. آتیش میبارید از کصش درش آوردمو با حرص شروع به خوردن کصش کردم. یه کس سبزه و کردنی بود که یه مزه ترش میداد که دیوونم میکرد زبونمو لوله میکردم تو کصش عقب جلو میکردم. انقد خوردم واسش که خیس خیس کرد خودشو.
وااااای با کصش نشست رو صورتم داشت خفم میکرد که ۶۹ شدیم واسه هم خوردیم. برش گردوندم خوابوندمش پاهاشو دادم بالا سر کیرمو تا ته کردم تو کصش یه آه بلندی کشید همی که کردم تو کصش گفت تکون نده که وایستادم دیدم آب داغ کس رقی جون ریخت رو کیرم و بعدش دوباره با شدت زیاد تلمبه میزدم تو کصش. تو حالت داگی خوابیده رو به بغل تو کصش میکوبیدمو نزدیک چندین بار ارضاش کردم ، انقدر که دوتامونم تا سوراخ کون خیس عرق بودیم. دراز کشید خودش نشست رو کیرم بالا پایین میشد همش می پرسیدم چه میکنی میگفت عروس داره به عشقش کس میده ، میگفت روی کیر علیرضام شوهرم باید ببینه یاد بگیره ، که همینطور نشسته بود روم انقدر کردمش تو کصش که دید دارم ارضا میشم وفت بریز تو کصم دوس دارم از بچه دارم شم عشقم ، هی داد میزد بی شرف خوب میکنی که همین حینا یهو یه نعره بلندزدم تا قطره آخر آبمو ریختم تو کصش وکیرم تو کصش رقی ارضا شدو سریع قرص اورژانسی دادم خورد. تا فردا صبح موندم باهاش و پنج شیش بار سکس کردیم عوض همه سردیا به شوهرشو با کیرم نشونش دادم ، سری بعد خاطرات سکس تو پارک،خیابون،تو ماشین و… رو میگمبراتون …
ببخشید اگرخوب نبود،هم وقت نداشتمخوب بنویسم چون سرکار نوشتم ببخشید سری بعد حسابی وقت میذارم.
پس از خوندن داستان لذت ببرید.من اسمم علیرضاست الان ۳۲ سالمه قدم ۱۷۰ و وزنمم ۱۱۰ کیلوئه کیرم ۱۲ سانت تهرانی هستم ودانشگام قزوینه که زیاد رفت وآمد دارم ، من تقریبا سه ساله با یه خانوم خوشگلو جذاب فوق العاده هات و حشری به اسمرقیه آشنا شدم که الان ۲۷ سالشه،قدش ۱۷۵ وزنش ۷۰ وسایز سینه اش هم ۸۵ هستش وکون گرد و قلمبه ای داره و خیلی سفید و خوشگله چشای سبزداره و من بهشو رقی صدا میکنم، مناز دروغ بدم میاد به خاطر همین نیومدم الکی بگممن کیرم ۲۰ سانته و این داستان ، خاطره سکسی با رقیه زیاد دارم ولی گفتمیکیشو بنویسم و نحوه آشنایی هم به این ترتیب بود که تو سایت میچرخیدم به یکی پیام دادم درخواستم قبول کرد ایدی تلگرام داد رفتیم چت کردیم و عکس رد وبدل کردیم که گفت شب خانومم هست بیا گروه بزنیم و حرفهای نهایی رو برای تریسام بزنیم که صحبت کردیم و موفقیت آمیز بود که البتا من شانسی که آوردم نمیدونم به خانومه که اسمش رقیه بود پیام دادم تو خصوصی که علی(شوهر خانوم) گفته بود نده که بعدا فهمیدو بحثشون شد و من از این فرصت استفاده کردم و خودمو به خانومه نزدیک کردم و مخشو حسابی زدم،بعدش قرارهای زیادی گذاشتیم وتو سه سال بالای ۵۰بار سکس کردیم…
. سعی میکنم خلاصه وار بگم که حوصلتون نره. ما حرف زدنامون تو تلگرام از سلام حال شما چطوره شروع شد و یه مدت بعد راحت شدنمون به هم دوستت دارم گفتیمو دیگه کم کم حرفامون داشت رنگ و بوی سکسی به خودش میگرفت که از خودش و زندگیش زیاد می گفت که شوهرم خوب نیس و اصلا سکس نداریم و سکسامون کم شده و ماهی دوسه بار اونم شوهرش زود انزاله که اصلا دوست نداره دیگه ادامه بده سکسو و کم کم سرد شدن بعد یه مدت که راحت حرف میزدیم راجب اینکه اذیت نمیشه که با شوهرش سرد و زود انزالش پرسیدم که اونم با کلی جواب سربالا دادن بهم گفت که من سنتی ازدواج کردم و برای داشتن تو خیلی سختیا کشیدم خیلی حرفا کشیدم و خیلی ناراحتم از اینکه شوهرم علی هستش و اصلا نمیخوامش ولی مجبورم باهاش زندگی کنم که منم سعی میکردمبیشتر بکشم سمت خودم کادو برای خودش بچش میگرفتم خرجش میکردم یکسره زنگ میام چت و… اونم کم نمیذاشت برامخیلی کارا برام کرد حتی چند بار آبمو خورد،اجازه داد باهاش هر کاری کنم آبمو تو صورتش پاشیدم،کونش گذاشتمچند بار که میگفت این کون برای علی قفله خلاصه اینا رو برای آشنایی گفتم که فک کنمزیاده روی شد.،
میخوام این خاطره سکسی مال عیده ۱۴۰۱هستش که به هم پیام دادیم و کلی تلفنی صحبت کردیم و اوکی شد که من روز عید که شوهرش شیفتی بود و نبود و تنها بود خونه و بچشون رو هم فرستاده بود خونه مادرش و تنهای تنها بود که هماهنگ شدیم اینمبگم صبحش زود بیدار شدم رفتم حموم خودمو تمیز کردم رفتم داروخونه یه قرص تاخیری گرفتم خوردم با یه قرص اورژانسی که گذاشتمش تو جیبم.
سر کوچشون با هر بدبختی شده وارد خونه شدم که کسی نبینه. رفتم تو یه شلوار مشکی با یه پیرهن طوسی تنش کرده بود همین که رفتیم تو اتاق کارش از شدت حشر درو بستمو از پشت چسبیدم بهش و شروع کردم بغل کردنش و مالیدنش که خودش گفت نه عجله نکن و من برد اتاق خوابشونو رو تختشون و خوابیدم رو تخت اومد منو لخت کرد و خودشم لخت شد و وقتی سوتینشو درآورد ممه هاش افتاد فک کردم دنیا مال منه و بعدش شورتشو کشید پایینو کصش که نگم براتون گنده و خوردنی و سفید من میخواستم حمله کنم نذاشتم خودش اومد روم لباشو گذاشت رو لبم حسابی خوردیم و بعدش گردنمو قرمز کردو همش میگفت باید عروستو بکنی که رفت پایین همینطور نوک ممه هامو گاز میگرفت رفت پایین کیرمو با دستش گرفت که شق بود و یهو کرد دهنش حسابی برام خورد و لیسید تخمامو میلیسید و حس عالی داشتم و دوس نداشتم تموم شه و ممه هاشو گذاشت لای کیرم و کیف کردم حسابی و حسابی خیس شده بود و منم شروع کردم ممه هاشو چسبوندم بهم و خوردم براش حسابی و بعدش انگشت کردم تو کصش که مالیدم دیدم بعله کلا خیسه خانوم و از پشت گردنشو بو میکشیدم و میخوردم. انقد سینه هاشو مالیدم که حالش داشت بد میشد
شروع کردم خوردن لباش. نفس دوتامونم از شدت استرس بالا نمیومد. فقط میخواست بکنمش که از گردنش شروع کردم به خوردن تا زانوهاش. سرمو بردم وسط پاهاش کصش یه بوی حسابی کشیدم. آتیش میبارید از کصش درش آوردمو با حرص شروع به خوردن کصش کردم. یه کس سبزه و کردنی بود که یه مزه ترش میداد که دیوونم میکرد زبونمو لوله میکردم تو کصش عقب جلو میکردم. انقد خوردم واسش که خیس خیس کرد خودشو.
وااااای با کصش نشست رو صورتم داشت خفم میکرد که ۶۹ شدیم واسه هم خوردیم. برش گردوندم خوابوندمش پاهاشو دادم بالا سر کیرمو تا ته کردم تو کصش یه آه بلندی کشید همی که کردم تو کصش گفت تکون نده که وایستادم دیدم آب داغ کس رقی جون ریخت رو کیرم و بعدش دوباره با شدت زیاد تلمبه میزدم تو کصش. تو حالت داگی خوابیده رو به بغل تو کصش میکوبیدمو نزدیک چندین بار ارضاش کردم ، انقدر که دوتامونم تا سوراخ کون خیس عرق بودیم. دراز کشید خودش نشست رو کیرم بالا پایین میشد همش می پرسیدم چه میکنی میگفت عروس داره به عشقش کس میده ، میگفت روی کیر علیرضام شوهرم باید ببینه یاد بگیره ، که همینطور نشسته بود روم انقدر کردمش تو کصش که دید دارم ارضا میشم وفت بریز تو کصم دوس دارم از بچه دارم شم عشقم ، هی داد میزد بی شرف خوب میکنی که همین حینا یهو یه نعره بلندزدم تا قطره آخر آبمو ریختم تو کصش وکیرم تو کصش رقی ارضا شدو سریع قرص اورژانسی دادم خورد. تا فردا صبح موندم باهاش و پنج شیش بار سکس کردیم عوض همه سردیا به شوهرشو با کیرم نشونش دادم ، سری بعد خاطرات سکس تو پارک،خیابون،تو ماشین و… رو میگمبراتون …
ببخشید اگرخوب نبود،هم وقت نداشتمخوب بنویسم چون سرکار نوشتم ببخشید سری بعد حسابی وقت میذارم.
نوشته: علیرضا
11 پاسخ به “رقی جون زن متاهل”
ولک 110 کیلو وزنش بود؟
کیر ۱۲ سانتی و کردن کوص حالت داگی؟ تو این حالت از چول کوچیک تو فقط کلاهکش میره تو کوص طرف و تو اینحالت محاله طرف ارضا بشهبعدشم قرص اورژانسی باعت میشه همونجا خانم پریود بشه که نطفه ساخته شده تخریب شه بعد تو چطوری بعد خوردن قرص اورژانسی باهاش سکس کردی ؟داستان هم که میخواید بنویسید لااقل یک کم اطلاعاتتونو ببرید بالا تا واقعی بنطر برسه
و ناگهان اثرات قرص پرید و دیدی شوهر رقی داشت گروپ ترتیبات رو میداد
و ناگهان اثرات قرص پرید و دیدی شوهر رقی داشت گروپ ترتیبات رو میدادو تو در گوهی از جوه و منی غرق بودی
درسته این سایت جای حرفای سکسی هست، ولی نه هر چیزی که سکسی باشه. اگه یکم برای نوشتن داستانت بیشتر وقت بذاری، نه وقت بقیه رو تلف میکنی، نه فحش میخوری.
اولش نفهمیدم کی کیو جور کرد 🤣از رو کی پریدی رو کی😅😂😂
میگن دروغگو کم حافظه میشه. ریدم تو مغز نداشته تو دولت موشی. میگی کص سفید و بزرگ داشت بعد کص لیس خان کص سبزه و شور خوردی؟ همینجای داستانت گفتم بسه این داره کصشعر میگه😂😂😂 دیگه نخوندم. یخورده کم بکش و کم جق بزن سلولهای خاکستری مغزت قهوه ایه گوهی شده
تا اینجاشو خوندم که پستونشو گذاشت لای کیرتبا چی کیرتو شقه کرد و پستونشو گذاشت لاش؟
دهنت سرویس کیرو میزارند لا ممه ها، نه ممه هارا لای کیر.خودت لودادی رقیه خودتی، طرف گذاشته لاممه هات😂😂😂😂
با یارو مرده رفیق شدی بعد گفت گروه میزنم زنمم بیاد؟فک کنم طرفم که قزوینی بوده تورت کرده کونت بزاره بد کرده توام داستان درست کردیانقد بد گاییدت که قاطی کردیممه رو میزاری لای کیرنوک ممه هاتو گاز میگیرهمیخوابی بعد داگی میکنیخلاصه یه پوزیشنایی داشتی که کیر دوازده سانتی یه ادم ۱۱۰ کیلویی چاقالو که هیچیه ادم ورزشکار کیر چهل سانتیم نمیتونه بکنه اونجور
110 و زیر ۱۸۰ سانت یعنی یه کُپپه گوه کوچولو