چند ماه پیش برای انجام ماموریتی از محل کار به شهرستانی رفته بودم از انحا که در اون شهرستان فامیلی نداشتم و باید چند روزی اونجا میموندم و شرکت هم از قبل برامون هتل در نظر گرفته بود فقط یاد دوستی افتادم که دوران خدمت در این شهر ساکن بود الان هم از اون زمان خیلی گذشته بود و من مدتی با این دوستم در تماس بودم در یک جایی در ذهنم یادداشت کرده بودم که در کجای اون شهر است ولی شماره موبایل هم داشتم عوض شده بود به همون شماره زنگ زدم گفت اشتباه گرفتید گفتم دوست دوران سربازی منه و میخوام ببینمش اونم با هزار قسم و آیه که من شماره بدم بفهمه برام بد میشه از این حرفها تا اینکه بعد از سوال از دوستم و شماره منو به اون داده بود
زنگ زد که من تورج هستم شما و من خودمو معرفی کردم
با معرفت خیلی سریع اومد دنبالم و رفتیم خونه تورج.
تورج زن داشت و فرزندی نداشت بیش از ۱۵سال بود که ازدواج کرده بود اون شب شام رو خوردیم و با هم خیلی صحبت کردیم میگفت زندگی خوبی نداره و زنش دائم ازش دلخوره میشه و همیشه اوقاتش تلخه.
بعد خیلی حرف زدن سفره دلش رو باز کرد که زنش قصد داره ازش جدا بشه و مشکل بچه دار نشدن هم میگه از منه منم دارم درمان میکنم ولی راست موضوع اینکه در رابطه موفق نیستم و همیشه بعد از رابطه دلخوریها شروع میشه کاش در تهران درمانی باشه من اونجا درمان کتم اینجا هیچ نتیجه ای نگرفته ام.
زنش رو که باهم عکسهای قدیمی داشتند از روز ازدواج و قبل از اون عکس زیادی داشت به من نشون داد در بین عکسها به یک نفر اشاره کرد مرد بود میگفت فکر کنم این نفر زیر پای خانواده زنم نشسته و منو مزاحم میدونه اگر طلاقش بدم با این ازدواج میکنه. اون شب من برگشتم هتل و توی فکر بودم که تورج و رویا رو دعوت کنم هتل با هم صحبت کنیم.
فردای اون روز من با هتل صحبت کردم که مهمان دارم اگر ممکنه اجازه بدهند دعوت کنم و اضافه مخارج رو خودم نقدی پرداخت میکنم از اونجا که هتل هم خلوت بود مانع نشدند و یک اتاق بزرگتر دو تخت گرفتم و تورج و همسرش رو برای شام دعوت کردم دیشب کلی با تورج در مورد مشکلشون حرف زدیم.
حدود ساعت ۶غروب رویا و تورج به پذیرش هتل آمدند و به عنوان مهمان آمدند اتاق من و منم رفتم استقبال دم در ورودی ایستادم.
بعد یک سلام علیک کردم و تعارف آمدند توی اتاق و من شام رو بنا به خواست رویا سفارش دادم.
اتورج بعد از یه چند دقیقه ای گفت میشه توی یه اتاق با هم صحبت کنیم منم گفتم ببخشید رویا خانم من و این تورج چند دقیقه تنها میزاریمت و شما فیلم رو تماشا کن.
لپ کلامش تورج این بود که من زنم رو راضی میکنم که تو بامن باهم بشیم سه نفری و یک سکس انجام بدیم.
تازه متوجه شدم که میخواد چکار کنه میخواست من زنشو حامله کتم چون من مجرد بودم پس مشکل راحت تر میشد حل کرد منم خودمو زدم به متوجه نشدن گفتم مگه راضی میشه گفت از دیشب که تو رفتی و نموندی در مورد صحبت کردم حدودا میشه گفت که مخش رو زدم و راضی کردنش خیلی سخت بود الان از طرف تو اگر مشکلی باشد با هم یریم خونه ما فقط اینکه چشمک زدم برای امدن راضی شو.
شام رو خوردیم و رویا کمی با من و تو ج گپ زد و من سفارش چای دادم . بعد از چای تورج گفت بیا امشب یه برنامه بریزیم و خونه ما من شراب کهنه خوبی دارم یه کم صفا کنیم اخه دیشب نمودی و رفتی.
گفتم زحمت میشه رویا خانمم خسته میشه راضی به زحمت نیستم رویا گفت نه چه زحمتی بعد سالها امدی اینجا نباید بد بگذره و خاطره بدی برات باشه بیا بریم شام که خوردیم دیگه چه زحمتی.
با چشمک تورج قبول کردم و از هتل زدیم بیرون یه دربست تا منزل رو تورج کرفت چون ادرس رو خودش بهتر میدونست رفت جلو منو رویا کنار هم نشستیم.
دست میلرزید جرات نزدیک کردن به رویا نداشتم رویا کنار من نشسته بود احساس کردم پای رویا کنار پای من چسبیده و با حرکت عضله های پا تکون نامحسوس به من داد من جواب دادم این بار اون و بعد دوباره من دیدم که یواش دستش اومد سمت من و منم گرفتم تو دستم یواش یواش نوازش کردم و بردم یواشکی روی قلبم که داشت با سرعت هزارتا میزد
با احساس ضربان قلبم بیشتر سمت من آمد.
تورج چلو نشسته بود و نگاهم نمیکرد منم با خیال راحت داشتم میمالیدم بدنش رو که دستم رو برد روی سینه اش.
با مالیدن سینه و فشار من یواش یواش خودشو باز کرد و دست من رفت سمت کس.
دیگه کصش توی دستم بود حسابس آب انداخته بود و اونم دستش از روی شلوار کیر من رو میمالید .
نزدیک رسیدن بودیم که تورج به رویا بدون اینکه برگرده کفت نوشابه چیپس ماست مو شیر داریم یا اینکه بگیرم
رویا پیگیری یهتره شاید کم باشد.
وقتی تورج رفت که میگیره منم یه لب از زنش گرفتم.
رسیدیم خونه و ابرح رفت که شراب رو بیاره و منم خیلی عادی بغلش کردم
تورج با شراب آمد و رویا هم میوه اورد و شراب رو به سلامتی زدیم از هر دری سخنی بود ساعت حدود یک بود که شراب کرم مون کرده بود و داغ شده بودیم.
تورج محل خواب من رو مشخص کرد و خودش و زنش رو داخل اتاق خواب رفتند و من در پذیرائی بودم
با صدای تورج که بیا تو هم اینجا بخواب تنها نمونی شاید یپرسی
من رفتم داخل و دیدم هر دو باهم روی تخت خوابیده اند و منم کنار تخت میخواستم بخوابم که تورج گفت کمی جمع جور میخوابیم کنار هم بیشتر حال میده تورج خودشو کنار کشید و منم کنارش خوابیدم ده دقیقه بعد در تاریکی تورج اهسته دست منو گرفت و برد سمت رویا و منم لمسش کردم رویا گفت تورج بخواب الان وقتش نیست.
منم یه پوزخند زدم که دوباره دست منو برد سمت رویا و منم با انگشت نوازشش کردم که رویا انگشت منو گرفت و گفت شما هم با تورج جفت شدید.
که دیگه تورج ول نکرد و شروع به مالیدن سینه های رویا و رویا هم خودشو تسلیم کرد پاهای رویا رو با پا خودم میمالیدم که اورج دست منو برد سمت سینه رویا و خودش رفت سمت کصش الان دیگه منو تورج و رویای بین ما مونده داریم میمالیم اخ و اوخ اه رویا درآمد
نفسهای رویا بلند و بلندتر میشد تورج در حال دراوردن شورت شلوار بود و منم پیراهن و سوتین .
کمی بعد سر تورج بین دوتا پای رویا داشت کس رویا رو لیس میزد و منو بیشتر حشری میکرد و منم سینه رو میخوردم و له میکردم اون یکیشو.
تورج منوکشید سمت کص و خودش امد بالا و کیرش رو داد که رویا ساک بزنه و منم یواش یواش کیرمو مالیدم به کس و کون رویا که دست رویا یکباره اومد و کیرمو برد سمت کس خیسش و منم با یک حرکت و اه بلند رویا رو دراوردم و تپوندم تا اخرش تو کس رویا و شروع کردم به عقب جلو کردن اروم و یواش که تورج گفت مگه شام نخورد بزن بزن که صاحبش الان تو هستی من با شدت بیشتر و همراهی رویا کلی حال کردم رویا منو با پاها گرفته بود و سفت به خودش فشار میداد و من در اغوش رویا با کیر در کصش و جلوی چشم تورج داشتم میکردمش.
اون هم از خدا خواسته بقدری هماهنگ بود که انگاری تا نافش کیر توی کصش میرفت تورج از تخت امده بود پایین و منم روی کص داشتم تلمبه میزدم که کیرمو از کس اورد بیرون به اطراف کس میکشید و بین دوتا پای رویا میکشید که رویا از دستش گرفت و دوباره داد داخل اب از کصش جاری بود و فرصت درلوردن نبود و ابد من تا آخرین قطره توی کس رویا فوران زد .
هنوز رویا سیر نشده بود و من هم همچنان ادامه دادم تا اینکه لرزه سختی کرد و یا فشار دادن من به خودش داشت نفسم می برید و من دل زدن کس رویا رو روی کیرم حس میکردم چند ثانیه اروم کرفت و بلند شد و خودش رو تمیز کرد تورج دستمال کاغذی رو سمتم گرفته بود و منم گفتم ببخشید از دستم در رفت نشد کنترل کنم.
رویا گفت امکان نداره چیزی بشه خیالت راحت .
تورج بعد از نوازش رویا و کنار کشیدن من رویا رو برای کردن از عقب راضیش کرد و من رفتم که خودم رو تمیز کنم که اومدم دیدم تورج داره از کون میکنه.
من موندم بیکار که تورح گفت میشه تو هم دوباره از جلو یکتی و منم از پشت که رویا اشاره کرد بیا بگیر بخواب من روی تو بخوابم و از کس و کون با هم بکنید
برای سری دوم خوابیدم و کس داغ رویا روی کیر من آمد و تورج هم از عقب حمله کرد رویا رو منو تورج محاصره کردیم و از دو طرف حمله کردیم و تا اونجا که جا داشت. تلمبه زدیم ک تورج خودشو خالی کرد من موندم کص رویا و ارضای چند باره رویا بعد از اینکه تورج کارش تموم شد داگ استایل اون روی تخت و من ایستاده داشتم جرش میدادم با کیر که تورج گفت من فیلم بگیرم و رویا هم قبول کرد و منم حسابی از پس کصش درامدمدوباره برگردون زدیم از روبرو و چشم تو چشم با انگشت چوچولش رو میمالیدم و با فشار تقه ای کصش رو میگائیدم که اینبار هم ارضا شد و منم بعد سی ثانیه شاید ارضا شدم و دوباره خالی کردم تو کصش.
خسته شده بودم که رویا با یک ساک چند ثانیه ای اون شب سکس رو تموم کردم و از رویا و تورج تشکر کردم.
رویا رفت توی حمام تورج هم دنبالش منم رفتم برای خواب که صبح میرم سرکار نصب …
صبح هنوز خواب بودم که تورج از خونه رفته بود و منو رویا بودیم که کنار خودم رویا رو حس کردم چشمم رو باز نکرده بودم که کیرم توی دست رویا بود و داشت ساک میزد.
سلام کردم با سر جواب داد گفت امروز که نمیری .
گفتم باید برم ولی دیر نمیشه بعد از ظهر میرم.
دامن بدون شورت تنش بود داد بالا و دوباره شیره کیرمو کشید.
بعد باهم حمام رفتیم و معجون حسابی برام اماده کرده بود از قبل که خوردم و در مورد دیشب اینطوری گفت.
من و تورج با هم بعد از رفتن تو اون شب خیلی حرف زدیم این برنامه از قبل برنامه ریزی شده بود ماشین نیاوردیم که با ماشین دربست بیاییم من بشینم کنار تو و اگر تورج در هتل چشمک نمیزد به من من تو ماشین جرئت دست زدن به شما پیدا نمی کردم تورج میدونست که من با تو در ماشین ساکت نیستم.
شراب هم رمز بین منو تورج بود که اگر حرف از شراب شد و چیپس یعنی امشب شما قبول کردی و الانم من موندم تو که با تو حموم برم و تو هم باید قول بدی از این جریان حرفی نزنی چون مجردی مناسب بودی اگر زن داشتی ممکن نبود قبول کنم…بعد از اون شب و او سکس و حال من یک هفته پر سکس رو پشت سر گذاشتم و اومدم تهران
فرزین و فریبا الان
ن دوقلوهای رویا و تورج هستند که خوب خوش سلامت خانواده چهار نفری شادی رو دارند.
رویا و تورج بعد از اون جریان خودشون صاحب بچه شدند البته این طوری میگن منم باور دارم کار خداست چه میشه کرد.
اونم دوقلو
زنگ زد که من تورج هستم شما و من خودمو معرفی کردم
با معرفت خیلی سریع اومد دنبالم و رفتیم خونه تورج.
تورج زن داشت و فرزندی نداشت بیش از ۱۵سال بود که ازدواج کرده بود اون شب شام رو خوردیم و با هم خیلی صحبت کردیم میگفت زندگی خوبی نداره و زنش دائم ازش دلخوره میشه و همیشه اوقاتش تلخه.
بعد خیلی حرف زدن سفره دلش رو باز کرد که زنش قصد داره ازش جدا بشه و مشکل بچه دار نشدن هم میگه از منه منم دارم درمان میکنم ولی راست موضوع اینکه در رابطه موفق نیستم و همیشه بعد از رابطه دلخوریها شروع میشه کاش در تهران درمانی باشه من اونجا درمان کتم اینجا هیچ نتیجه ای نگرفته ام.
زنش رو که باهم عکسهای قدیمی داشتند از روز ازدواج و قبل از اون عکس زیادی داشت به من نشون داد در بین عکسها به یک نفر اشاره کرد مرد بود میگفت فکر کنم این نفر زیر پای خانواده زنم نشسته و منو مزاحم میدونه اگر طلاقش بدم با این ازدواج میکنه. اون شب من برگشتم هتل و توی فکر بودم که تورج و رویا رو دعوت کنم هتل با هم صحبت کنیم.
فردای اون روز من با هتل صحبت کردم که مهمان دارم اگر ممکنه اجازه بدهند دعوت کنم و اضافه مخارج رو خودم نقدی پرداخت میکنم از اونجا که هتل هم خلوت بود مانع نشدند و یک اتاق بزرگتر دو تخت گرفتم و تورج و همسرش رو برای شام دعوت کردم دیشب کلی با تورج در مورد مشکلشون حرف زدیم.
حدود ساعت ۶غروب رویا و تورج به پذیرش هتل آمدند و به عنوان مهمان آمدند اتاق من و منم رفتم استقبال دم در ورودی ایستادم.
بعد یک سلام علیک کردم و تعارف آمدند توی اتاق و من شام رو بنا به خواست رویا سفارش دادم.
اتورج بعد از یه چند دقیقه ای گفت میشه توی یه اتاق با هم صحبت کنیم منم گفتم ببخشید رویا خانم من و این تورج چند دقیقه تنها میزاریمت و شما فیلم رو تماشا کن.
لپ کلامش تورج این بود که من زنم رو راضی میکنم که تو بامن باهم بشیم سه نفری و یک سکس انجام بدیم.
تازه متوجه شدم که میخواد چکار کنه میخواست من زنشو حامله کتم چون من مجرد بودم پس مشکل راحت تر میشد حل کرد منم خودمو زدم به متوجه نشدن گفتم مگه راضی میشه گفت از دیشب که تو رفتی و نموندی در مورد صحبت کردم حدودا میشه گفت که مخش رو زدم و راضی کردنش خیلی سخت بود الان از طرف تو اگر مشکلی باشد با هم یریم خونه ما فقط اینکه چشمک زدم برای امدن راضی شو.
شام رو خوردیم و رویا کمی با من و تو ج گپ زد و من سفارش چای دادم . بعد از چای تورج گفت بیا امشب یه برنامه بریزیم و خونه ما من شراب کهنه خوبی دارم یه کم صفا کنیم اخه دیشب نمودی و رفتی.
گفتم زحمت میشه رویا خانمم خسته میشه راضی به زحمت نیستم رویا گفت نه چه زحمتی بعد سالها امدی اینجا نباید بد بگذره و خاطره بدی برات باشه بیا بریم شام که خوردیم دیگه چه زحمتی.
با چشمک تورج قبول کردم و از هتل زدیم بیرون یه دربست تا منزل رو تورج کرفت چون ادرس رو خودش بهتر میدونست رفت جلو منو رویا کنار هم نشستیم.
دست میلرزید جرات نزدیک کردن به رویا نداشتم رویا کنار من نشسته بود احساس کردم پای رویا کنار پای من چسبیده و با حرکت عضله های پا تکون نامحسوس به من داد من جواب دادم این بار اون و بعد دوباره من دیدم که یواش دستش اومد سمت من و منم گرفتم تو دستم یواش یواش نوازش کردم و بردم یواشکی روی قلبم که داشت با سرعت هزارتا میزد
با احساس ضربان قلبم بیشتر سمت من آمد.
تورج چلو نشسته بود و نگاهم نمیکرد منم با خیال راحت داشتم میمالیدم بدنش رو که دستم رو برد روی سینه اش.
با مالیدن سینه و فشار من یواش یواش خودشو باز کرد و دست من رفت سمت کس.
دیگه کصش توی دستم بود حسابس آب انداخته بود و اونم دستش از روی شلوار کیر من رو میمالید .
نزدیک رسیدن بودیم که تورج به رویا بدون اینکه برگرده کفت نوشابه چیپس ماست مو شیر داریم یا اینکه بگیرم
رویا پیگیری یهتره شاید کم باشد.
وقتی تورج رفت که میگیره منم یه لب از زنش گرفتم.
رسیدیم خونه و ابرح رفت که شراب رو بیاره و منم خیلی عادی بغلش کردم
تورج با شراب آمد و رویا هم میوه اورد و شراب رو به سلامتی زدیم از هر دری سخنی بود ساعت حدود یک بود که شراب کرم مون کرده بود و داغ شده بودیم.
تورج محل خواب من رو مشخص کرد و خودش و زنش رو داخل اتاق خواب رفتند و من در پذیرائی بودم
با صدای تورج که بیا تو هم اینجا بخواب تنها نمونی شاید یپرسی
من رفتم داخل و دیدم هر دو باهم روی تخت خوابیده اند و منم کنار تخت میخواستم بخوابم که تورج گفت کمی جمع جور میخوابیم کنار هم بیشتر حال میده تورج خودشو کنار کشید و منم کنارش خوابیدم ده دقیقه بعد در تاریکی تورج اهسته دست منو گرفت و برد سمت رویا و منم لمسش کردم رویا گفت تورج بخواب الان وقتش نیست.
منم یه پوزخند زدم که دوباره دست منو برد سمت رویا و منم با انگشت نوازشش کردم که رویا انگشت منو گرفت و گفت شما هم با تورج جفت شدید.
که دیگه تورج ول نکرد و شروع به مالیدن سینه های رویا و رویا هم خودشو تسلیم کرد پاهای رویا رو با پا خودم میمالیدم که اورج دست منو برد سمت سینه رویا و خودش رفت سمت کصش الان دیگه منو تورج و رویای بین ما مونده داریم میمالیم اخ و اوخ اه رویا درآمد
نفسهای رویا بلند و بلندتر میشد تورج در حال دراوردن شورت شلوار بود و منم پیراهن و سوتین .
کمی بعد سر تورج بین دوتا پای رویا داشت کس رویا رو لیس میزد و منو بیشتر حشری میکرد و منم سینه رو میخوردم و له میکردم اون یکیشو.
تورج منوکشید سمت کص و خودش امد بالا و کیرش رو داد که رویا ساک بزنه و منم یواش یواش کیرمو مالیدم به کس و کون رویا که دست رویا یکباره اومد و کیرمو برد سمت کس خیسش و منم با یک حرکت و اه بلند رویا رو دراوردم و تپوندم تا اخرش تو کس رویا و شروع کردم به عقب جلو کردن اروم و یواش که تورج گفت مگه شام نخورد بزن بزن که صاحبش الان تو هستی من با شدت بیشتر و همراهی رویا کلی حال کردم رویا منو با پاها گرفته بود و سفت به خودش فشار میداد و من در اغوش رویا با کیر در کصش و جلوی چشم تورج داشتم میکردمش.
اون هم از خدا خواسته بقدری هماهنگ بود که انگاری تا نافش کیر توی کصش میرفت تورج از تخت امده بود پایین و منم روی کص داشتم تلمبه میزدم که کیرمو از کس اورد بیرون به اطراف کس میکشید و بین دوتا پای رویا میکشید که رویا از دستش گرفت و دوباره داد داخل اب از کصش جاری بود و فرصت درلوردن نبود و ابد من تا آخرین قطره توی کس رویا فوران زد .
هنوز رویا سیر نشده بود و من هم همچنان ادامه دادم تا اینکه لرزه سختی کرد و یا فشار دادن من به خودش داشت نفسم می برید و من دل زدن کس رویا رو روی کیرم حس میکردم چند ثانیه اروم کرفت و بلند شد و خودش رو تمیز کرد تورج دستمال کاغذی رو سمتم گرفته بود و منم گفتم ببخشید از دستم در رفت نشد کنترل کنم.
رویا گفت امکان نداره چیزی بشه خیالت راحت .
تورج بعد از نوازش رویا و کنار کشیدن من رویا رو برای کردن از عقب راضیش کرد و من رفتم که خودم رو تمیز کنم که اومدم دیدم تورج داره از کون میکنه.
من موندم بیکار که تورح گفت میشه تو هم دوباره از جلو یکتی و منم از پشت که رویا اشاره کرد بیا بگیر بخواب من روی تو بخوابم و از کس و کون با هم بکنید
برای سری دوم خوابیدم و کس داغ رویا روی کیر من آمد و تورج هم از عقب حمله کرد رویا رو منو تورج محاصره کردیم و از دو طرف حمله کردیم و تا اونجا که جا داشت. تلمبه زدیم ک تورج خودشو خالی کرد من موندم کص رویا و ارضای چند باره رویا بعد از اینکه تورج کارش تموم شد داگ استایل اون روی تخت و من ایستاده داشتم جرش میدادم با کیر که تورج گفت من فیلم بگیرم و رویا هم قبول کرد و منم حسابی از پس کصش درامدمدوباره برگردون زدیم از روبرو و چشم تو چشم با انگشت چوچولش رو میمالیدم و با فشار تقه ای کصش رو میگائیدم که اینبار هم ارضا شد و منم بعد سی ثانیه شاید ارضا شدم و دوباره خالی کردم تو کصش.
خسته شده بودم که رویا با یک ساک چند ثانیه ای اون شب سکس رو تموم کردم و از رویا و تورج تشکر کردم.
رویا رفت توی حمام تورج هم دنبالش منم رفتم برای خواب که صبح میرم سرکار نصب …
صبح هنوز خواب بودم که تورج از خونه رفته بود و منو رویا بودیم که کنار خودم رویا رو حس کردم چشمم رو باز نکرده بودم که کیرم توی دست رویا بود و داشت ساک میزد.
سلام کردم با سر جواب داد گفت امروز که نمیری .
گفتم باید برم ولی دیر نمیشه بعد از ظهر میرم.
دامن بدون شورت تنش بود داد بالا و دوباره شیره کیرمو کشید.
بعد باهم حمام رفتیم و معجون حسابی برام اماده کرده بود از قبل که خوردم و در مورد دیشب اینطوری گفت.
من و تورج با هم بعد از رفتن تو اون شب خیلی حرف زدیم این برنامه از قبل برنامه ریزی شده بود ماشین نیاوردیم که با ماشین دربست بیاییم من بشینم کنار تو و اگر تورج در هتل چشمک نمیزد به من من تو ماشین جرئت دست زدن به شما پیدا نمی کردم تورج میدونست که من با تو در ماشین ساکت نیستم.
شراب هم رمز بین منو تورج بود که اگر حرف از شراب شد و چیپس یعنی امشب شما قبول کردی و الانم من موندم تو که با تو حموم برم و تو هم باید قول بدی از این جریان حرفی نزنی چون مجردی مناسب بودی اگر زن داشتی ممکن نبود قبول کنم…بعد از اون شب و او سکس و حال من یک هفته پر سکس رو پشت سر گذاشتم و اومدم تهران
فرزین و فریبا الان
ن دوقلوهای رویا و تورج هستند که خوب خوش سلامت خانواده چهار نفری شادی رو دارند.
رویا و تورج بعد از اون جریان خودشون صاحب بچه شدند البته این طوری میگن منم باور دارم کار خداست چه میشه کرد.
اونم دوقلو
نوشته: نصاب تهرانی
5 پاسخ به “دوقلو”
کص مشنگ شما شراب را با چیپس و نوشابه و مسات موسیر می خورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 ای کیرم تو این مملکت که ملتش تو باشی
تورج . ایرج . اورج
داستانا یکی از یکی تخمی ترغلط املایی زیادفک کنم از خط چهارم داستان به بعد آبت اومد دیگه چشمات ندید جی داری مینویسی
فکر کنم اون هتل تو سوریه بودهیا تو جبهه داشتین سکس میکردینرویا رو از جلو و عقب محاصره کردین؟تورج از پشت حمله کرد؟نیروهای کمکی کی میرسن؟
چیپس و نوشابه با شراب!!!؟؟؟؟؟؟باشه ولی خر خودتی