اسمم سیامک هست سه تا خواهر و یه برادر بزرگتر از خودم دارم با یه برادر کوچکتر از خودم،
ما یه خانواده پر جمعیت مثل اکثر خانواده های دهه شصت هستیم،خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به خواهر دومی و سومی که میشن فرزند سوم و چهارم خانواده،
خواهر دومی اسمش مرضیه ،خواهر سومی اسمش مهدیه،
خواهر بزرگتره ازدواج کرده بود،برادر بزرگه سر کار میرفت،پدر هم که در طول روز سر کار بود،مادر همچون خانواده مادریم تو یه محله بودند،بیشتر مواقع خونه مادربزرگم یا خاله هام میرفت،و خونه ما اکثرا خلوت بود.
خاطره اولم مربوط میشه به آبجی مهدیه که سه سال از من بزرگتره.
من شش یا هفت سالم بود صبح تا شب با بچه های همسایه تو کوچه انواع بازی رو میکردیم،دهه شصتیا میدونن که اون موقع بچه صبح میزد بیرون ناهار میومد خونه دوباره می رفت بیرون تا شب،توی یکی از روزای تابستون که تو کوچه مشغول بازی بودم ،رفتم تو خونمون که مهدیه تو خونه بود ، میخواستم برم بیرون مهدیه گفت کجا میری ،گفتم میرم کوچه بازی کنم،گفت نرو بیا باهم بازی کنیم،گفتم باشه،
مهدیه گفت بیا دکتر بازی کنیم،شروع کردیم دکتر بازی نوبتی همدیگرو مثلا معاینه می کردیم ،صدای قلب همدیگرو گوش میکردیم،گلوی همدیگرو نگاه میکردیم و کلی از این کارا،تو حین بازی من کنجکاو شدم پرسیدم مهدیه بچه از کجای زن میاد بیرون شلوارشو کشید پایین کوسشو نشون داد گفت از اینجا،رفتم جلو کوسشو نگاه کردم دست زدم رو کوسش گفتم چطوری از اینجا میاد بیرون ،هم تعجب کرده بودم ،هم وقتی دست میزدم به کوسش خوشم میومد،
آنروز همونجوری تموم شدو ما داشتیم طبق روال زندگی میکردیم تو عالم بچگی که چند وقت بعد دوباره من و مهدیه تنها شدیم دوباره شروع کردیم دکتر بازی،اون شد دکتر من مریض شروع کرد معاینه کردن من بعد شلوارم و یخورده داد پایین (تو اون سن که نمیشه گفت کیر)دودولمو گرفت دستش ،
شروع کرد باهاش ور رفتن که دودول من شق شد منکه نمیدونستم چرا اونطوری شده گفتم مهدیه دودولم سفت شده،گفت آره چقد خوشگل شده،یه خورده دیگه باهاش بازی کرد ،گفتم نوبته منه دکتر بشم،
من گفتم میخوام اونجاتو معاینه کنم،شلوارشو داد پایین منم کلی با کوسش ور رفتم ولی خوب هیچ آشنایی با سکس نداشتم نمیدونستم چی به چیه ،ولی دستمالی که میکردم خوشم میومد .
این اولین تجربه من از دست زدن به کوس و دیدن کوس بود،بعداز اون هم چند باری دکتر بازی کردیم و دیگه هر دو فراموش کردیم،
امیدوارم خوشتون بیاد ،
تاپیک بعدی خاطره دوم سکسیم با خواهر دومی یعنی مرضیه که چند باری باهاش لاپایی حال کردم و میخوام تعریف کنم.
نوشته: سیا
10 پاسخ به “خواهرام منو با سکس و کوس آشنا کردن”
کسشعر نگو جقی
کص مادر دروغگو باشه؟؟؟
چقد داستانت تحریک کننده و سکسی بود💩💩💩💩
خوب بود 👍
خیلی خوب بود ساده و صادقانه بود . توی اون سن و اون زمان معمول بود . من هم اولین کصی رو که لمس کردم مال خواهرم بود توی 10 سالگیم
باز این کسشرای چند قسمتی
شلوارو تا زانو کشیدم پایین کیرم تو دستم دارم دست کشیدن یه پسر بچه رو رو کص یه دختر بچه رو میخونمخوارشو گاییدم با ۳۵ سال سن 😂🤦♂️خاک بر سر جواد خیابانیمن برم به اکسم زنگ بزنم🏃♂️
دلم کص مهدیه رو خواست
جی جی شبه وقته خواببرو جیش بوس لالا
ب معنی واقعی کلمه کیر تو مغزتگوزو اکثر بچه های دهه ۵۰ و ۶۰ دکتر بازی کردن و دقیقا همین قضیه واسشون اتفاق افتاده مخ کیری