حامد و زن همسایه

سلام خدمت دوستان که کامنت فحش میدن یا جالبه میگن غلط املایی یا میگن چرا ننوشتی اول اینکه نخون دوست عزیز اگر قرار باشه بخاطر غلط املایی و یا تصورات غلط داستان ننویسه بنده نه نویسنده هستم نه داستان نویس در حد توانم سعی میکنم داستان واقعی که اتفاق افتاده برام بنویسم پس به هر کس نه بنده داستان مینویسه احترام بزارید تشکر از سایت بکن تو
بریم سر اصل مطلب داستان بر میگرده به تقریبا ۱۵ سال پیش بچه کوچک خونه هستم بعد از فوت پدرم معمولا خواهر برادرام میومدن مادرم میبردن پیش خودشون خونه ویلایی و توی یک محله قدیمی از جنوب کشور هست وقتی مادرم خونه نبود فقط با یه شلوارک لخت تو خونه می گشتم اوج شهوت بودم تو سن ۲۴ سالگی بخاطر شنا و غواصی اندام ورزیده دارم یک روز زنگ در خونه زدن فکر کردم بچه های محله هستن در باز کردم دیدم ملیحه خانم زن همسایه هست ملیحه خانم ۳۲ ساله دوتا پسر و شوهرش هم راننده ماشین سنگین بود سری تی شرت پوشیدم گفتم بفرما سلام کرد اومد داخل حیاط گفت حامد اومدم قابلمه بزرگ از مامانت بگیرم مهمون داریم گفتم نیست خودتون بیاین بردارین رفت آمد داشت خونمون مستقیم اومد رفت سمت آشپز منم پشت سرش رفتم با دیدن کون خوش فرم و اندامی ملیحه یه حالی بهم دست داد به محض اینکه دولا شد قابلمه بردار خودمو مالیدم به باسن هاش کیرم قشنگ لای شکاف کونش خورد دو طرف پهلوش گرفتم که یکدفعه وایساد نگاه کرد این چکاری بود کردی گفتم ببخشید دست خودم نبود واقعا ریدم به خودم کاملا متوجه شق شدن و برجستگی کیرم شد که نگاهش دوخته بود قابلمه برداشت بدون خداحافظی رفت دلم هزار راه رفت الان به همه میگه همش منتظر بودم یکنفر زنگ خونه بزنه آبرو ریزی بشه تا شب کم کم استرسم رفت ولی همون یک لحظه همش تو ذهنم بود تا بهش فکر میکردم کیرم سیخ میشد مطما شدم به کسی نگفته چند روز گذشت که مادرم زنگ زد با داداشت میخوایم بریم مشهد تو هم میایی که بهانه آوردم داداشم مامانم آورد
وسایل سفر جمع کردن چندتا توصیه عین مادرها بهم کرد خداحافظی کردن جلو درب حیاط بودم دیدم ماشین اکبر شوهر ملیحه که یه مرد ۵۰ ساله و تریاکی بود وایساده
ای خدا دوباره ترسیدم این اکبر همیشه دعوا داشت با ملیحه گفتم اگر بهش بگه دهنم سرویس میکنه سری زدم بیرون تا شب دریا با بچه ها شنا می کردیم اومدم خونه چند روزی گذشت باز دیدم خبری نیست یه جورایی انگار چراغ سبز بهم دادن دل و جراتم بیشتر شده بود الخصوص زمانی که مهرداد پسر اکبر شنیدم باباش داره میره اصفهان
با داداش بزرگ اش
سر ظهر بود هوا گرم لخت بودم کیرم شق تو دستم بود زنگ خونه خورد باز کردم ملیحه بود قابلمه شسته بود یک ظرف هم غذا روی قابلمه اومد داخل گفت مامانت کجاست جوابی با دلهره دادم گفتم نیست قابلمه آوردم غذا هم داد دستم رفت قابلمه بزاره سری ظرف غذا گذاشتم روی میز تا قابلمه گذاشت خواست بره درب حال از پشت بغلش کردم سری برگشت یکی زد تو گوشم گفت اگر اون دفعه به مامانت گفته بودم الان این غلط ها نمی کردی سرم انداختم پایین گفتم ملیحه خانم میشه فقط باهات صحبت کنم میدونستم که پسرش هم مدرسه هست گفت بگو ببینم چه دردت هست فشار بهت میاد برو دوست دختر پیدا کن چیزی که هست دختر من زن هستم گفتم آخه تو جوری راه میری آدم دیونه میشه ملیحه مگه چطوری راه میرم روم نمیشه بگو میخوام بدونم
آخه باسن هات با هیچ دختری نمیشه عوض کرد واقعا توی مخ زدن کم نمیاوردم کم کم لحن حرف هایش آرام تر شد
گفتم میشه بشینی اینجور من استرس گرفتم نشست روی مبل گفت بفرما حرفت بزن الان مامانت میات آبروم میره
گفتم ملیحه خانم مامانم رفته مشهد نگران نباش گفت بهمین به خودت اجازه دادی
یه لیوان شربت آوردم نشستم کنارش گفتم شما تا الان دیدین من بیرون بیام ولی وقتی تورو میبینم دست پام گم میکنم
ملیحه … چرا خب زن نمیگیری
من … آخه هنوز زوده
ملیحه … چرا تو که خونه کار داری
من … شرایطش پیش نیومده
گرم حرف زدن باهم بودیم ساعت ۱ ظهر گرما مرغ هم پر نمی زد تو محله آروم دستم گذاشتم روی پاش زد روی دستم بردار دستت باز ازش خواهش کردم بذار بغلت کنم فقط
ملیحه … حامد نکن اینکارها از فکر من بیا بیرون هم خودت اذیت میشی هم اگر کسی بدون آبرو ریزی و شر میشه
من … آخه کی این موقع قراره من و تورو ببینه قول میدم همین یکبار
ملیحه … پوزخندی زد گفت آره تو گفتی من باورم شد
من … تو که چند ساله منو میشناسی خانواده ام خیالت راحت باشه همین یکبار هست
دیگه کامل نرم شده بود جراتم بیشتر کردم دستم بردم طرف سینه هاش یکم فشار دادم یکم اخم کرد دیدم خبری دیگه از مقاومت و تندی نیست رفتم به بهانه بستن در از سرویس قرص تاخیری خوردم برگشتم سری بغلش کردم انداختمش کف حال افتادم به خوردن لب و لاله های گوشش گفت اهووی وحشی خف شدم چادرش در آورد پیراهن بلند پوشیده بود و فقط یه شرت حتی سوتین نبسته بود سینه های کوچیک و نازی داشت مجبورش کردم پیراهن در آورد دیگه کامل لخت فقط با شرت زیرم خوابیده بود افتادم به خوردن سینه هاش که سرم هدایت کرد سمت پاهاش آروم شرتش در آوردم تا زبون زدم به کصش جون کص صاف و بی مو پاهاش کاملا باز کرد زبون بزن حامد شروع به خوردن کصش کردم انگار کص یه دختر بچه زبون می کشیدم روی خط کصش ناله هاش بلند شد جووون حامد بالای کصم بخور همزمان آروم گاز میگرفتم که محکم پاهاش جفت کرد جوری که سرم بین پاهاش فشار میومد یه لرزش شدید کرد آبش سرازیر شد یکم شل شد اومدم بغلش کردم لبهاش میخوردم دیدم دستش از روی شلوار کیرم گرفته سری شلوارکم در آوردم تا کیرم دید چشماش گرد شد محکم کیرم گرفت فشار میداد بدون اینکه بهش بگم سر کیرم کرد تو دهنش اینقدر با ناز و عشوه میخورد که مو بدنم سیخ شده بود توی همون حالت 69 شدیم منم باسن و کصش که خیلی وقت بود جلوم بود این یعنی ملیحه هست باورش دوستان واقعا سخت بود برام ولی با لذت تمام کصش میخوردم انگشتم خیس کردم همزمان با سوراخ کونش بازی کردم کیرم تا نصف تو دهنش جا میداد یه کیر ۱۹ سانتر و قطر کلفت هر دومون تو اوج بودیم که بلند شد خواستم بیام روش هلم داد به پشت گفت درازبکش یکم کیرم مالید پاهاش گذاشت دوطرف ام کیرم تنظیم کرد آروم آروم تا نصف کرد تو کصش دستهاش گذاشت رو سینه ام تا نصف کیرم تو کصش جلو عقب میکرد انگار نه انگار دوتا شکم زاییده طاقت نیاوردم بلند شدم محکم بهش چسپیدم یه لب طولانی ازش گرفتم خوابوندمش پاهاش تا جای که میشد بالا گرفتم حامد یکدفعه جا ندی سر کیرم فرستادم انگار بهشت ارزوهام بود تو اوج بودم جوری که ناله های سکسی ملیحه متوجه نبودم کیرم کامل تو کصش بود با هر بار جلو عقب از ته دل اهی میکشید جووونم خوشت میات حامد کصم دوست داری آره چه جورم آخ مال خودته جنده خودت کردی منو بکن تند تند تلمبه بزن پاهاش روی شونه هام بود با هر توانی داشتم تلمبه میزدم ملیحه آتیش شده بود آخ جرم دادی بکن عزیز تندتر بکن تو کصم آخ آخ حامد جرم بده یادم نیست چند بار ارضا شد ولی واقعا حشری بود بی وقفه تو کصش جلو عقب میکردم هر بار ارضا میشد پاهایش حلقه کرد دور کمرم محکم تا حسابی ارضا بشه آروم خوابید روی یه پهلو یه پاش گرفت بالا گفت بکن تو کصم آخ آخ حامد زودتر بکن من شده بودم برده اش تندتر تو کصش زدم آروم پاش آورد پایین
گفت صبر کن کیرت بکش بیرون هرچی میگفت انجام میدادم پنج دقیقه ای از پشت بغلش کردم
برگشت دوباره به پشت خوابید کیرم با دستش گرفت یکم کشید روی کصش خودش آروم کامل جا داد تو کصش انگشت شست پاش آورد جلو لبم که پاشو مک بزنم همزمان تلمبه میزدم انگشت پاهاش میخوردم که لرزید
برگشت جلوم سجده کرد سرش کامل گذاشت روی زمین پاهاش از هم باز کرد دو طرف باسن هاش گرفتم کیرم تا ته کردم تو کصش دیگه به هر شدتی بود تو کصش جلو عقب میکردم داشت آبم میومد سرعتش بیشتر کردم ملیحه داره آبم میاد دیدم دراز کشید گفت بریز روی سوراخ کونم ولی داخل نکنی همین که گذاشتم بین باسن هاش تمام آبم فوران کرد ریخت روی باسن هاش و کمرش همینجور کنارش دراز کشیدم یکم با انگشتش آبم دست کشید گفت پاکش کن سری بلند شدم پاک کردم تازه سوراخ کونش خودنمایی میکرد هنوز ساعت دو نیم هم نشده بود هر دومون لخت بودیم که اومد تو بغلم
ملیحه … هر اتفاقی افتاد امروز هیچ جا حرفی نمیزنی
من … مطمئن باش هرچی تو بگی عزیز
ملیحه شروع به درد دل کرد که تو سن کم با اکبر ازدواج کرده یا خمار هست یا نعشه با کیر فسخلی هنوز به کصم نرسیده آبش اومده و یه لگد میزنه بلند میشه یکم اشک ریخت احساس پشیمانی هم میکرد با کسی که از خودش کوچیکتره سکس کرده دستش روی کیرم بود
منم که اگر ده بار دیگه هم میکردم سیر نمیشدم کیرم تو دستش بود شق شد دوباره نگاهم کرد دیوث تو چه کیر مستی گفتم آخه به آرزوم نرسوندی
ملیحه… دیگه چی میخواستی کصم جر دادی
من … آخه کونت که دیوانه ام کرده هنوز بهش نرسیدم
ملیحه … حرفش هم نزن عقب تا الان ندادم
من … یکبار نمیزارم دردت بگیره
ملیحه … گفتم نه ولی اگر مامانت یک هفته نمیات یک نفر هست که میارم حسابی کونش بهت حال بده
اول فکر کردم میخواد منو امتحان کنه برش گردوندم از تاخیری هم نبود اومدم روش خوابیدم گفتم داخل نمیکنم گذاشتم لای شکاف کونش بالا پایین میکرد هم زمان دستم رسوندم به کصش که یه لرزش کرد گفت حامد بسه دیگه اینقدر جلو عقب کردم سر کیرم که فشار دادم در سوراخ کونش بدون اینکه بره داخل آبم اومد روش خوابیدم دیدم گفت آفرین پسر خوب جایزه ات سر جاش هست فردا ظهر برات میارم هنگ بودم بلند شدیم حموم زدیم گفت از الان هرچی میگم گوش میدی حالا شرتم پام کن کصم ببوس همینکار کردم چادرش سرش کرد رفت
ولی ذهنم مشغول بود فردا چه سوپرایزی در انتظارم هست که فردا ظهر بعد از اینکه بچه اش فرستاد مدرسه یک ساعت بعدش زنگ در خونه زد
ببخشید طولانی شد داستان دوستانی که دوست نداشتن نخونن بنده غلط املایی دارم و نوشتاری قلم خوبی شاید ندارم پس خواهشا فحاشی نکنید اگر داستان جالب بود کامنت ها بگید ادامه داستان بنویسم منتظر کامنت ها هستم

نوشته: حامد

بازدید 7,624

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

28 پاسخ به “حامد و زن همسایه”

  1. این افغانی هارو بلاک کنید سایت بندازه بیرون. ‌مثال همین پایین کامنت گذاشته… احمد شاه۶

  2. حامد حالا قابلمه بود یا دیگ راستی شربت شهادت رو کی درست کردی آوردی بنازم که تو سن ۲۴ بدون قرص دودلت مثل استارت ژیان عمل میکنه

  3. نتها املات خوب نیست ریاضیتم تعریفی نداره چون بجا نه سانت نوشتی نوزده سانت🤣

  4. آخه کلپکفقط مسئله غلط های املائیت نیست کهمغزتم خالیهتقریبا سه چهارم بکن تو میدونن تو بچه ی بندریفقط مونده بود اسم و آدرس پسرهای فامیلتون و یکی یکی اینجا بنویسیکسی موقع داستان نوشتن میگه (از جنوب کشور) که نخواد شهر محل سکونتش لو برهبعدشم مگه کونت گذاشتن که بیای اینجا کسشعر بنویسی و فحش بخوریخوشت میاد هفته ای یکی دوبار سیفون و میکشن روت؟

  5. آخه کلپکفقط مسئله غلط های املائیت نیست کهمغزتم خالیهتقریبا سه چهارم بکن تو میدونن تو بچه ی بندریفقط مونده بود اسم و آدرس پسرهای فامیلتون و یکی یکی اینجا بنویسیکسی موقع داستان نوشتن میگه (از جنوب کشور) که نخواد شهر محل سکونتش لو برهبعدشم مگه کونت گذاشتن که بیای اینجا کسشعر بنویسی و فحش بخوریخوشت میاد هفته ای یکی دوبار سیفون و میکشن روت؟

  6. آخه کلپکفقط مسئله غلط های املائیت نیست کهمغزتم خالیهتقریبا سه چهارم بکن تو میدونن تو بچه ی بندریفقط مونده بود اسم و آدرس پسرهای فامیلتون و یکی یکی اینجا بنویسیکسی موقع داستان نوشتن میگه (از جنوب کشور) که نخواد شهر محل سکونتش لو برهبعدشم مگه کونت گذاشتن که بیای اینجا کسشعر بنویسی و فحش بخوریخوشت میاد هفته ای یکی دوبار سیفون و میکشن روت؟

  7. حس خوبی گرفتع بودم ولی وقتی گفتی رفتم قرص تاخیری خوردم تمام حسم رفتچجوری توی خونه‌ایی که با مادرت تنها زندکی میکنی قرص تاخیری نگه میداری!؟کسی قرص تاخیری می‌خره که مدام سکس داشته باشه نه تو که جقی هستیکاش کسشری که گفتی حقیقت بودبعدشم ملیحه مگه نگفت سرظهر که کوچه خلوته برات کص میاره پس چجوری صبح بعد اینکه پسرش گذاشت مدرسه زرتی برات کص جور کرد؟؟کمتر جق بزن

  8. از بابات چیزی نگفتی یعنی والده بیوه هست،از ملیحه می پرسیدی شاید شوهرش بار زده واسه مشهد

  9. وقتی گفتی رفتم قرص تاخیری خودم به ریدمانت شک کردموقتی نوشتی کیر ۱۹ سانتی قطور و فلان دیگه ادامه ندادمچرا؟من بیست ساله سکس منظم دارمبا افراد خیلی خیلی زیادی برخورد و هم صحبتی داشتمکاملا حشری،حرفه‌ای و با تجربه که اگه اینقدری که دنبال سکس و معاشقه بودم و وقت براش گذاشتم اگه همین رو واسه گدایی صرف میکردم تا الان به جایی رسیده بودم!طوری که همه اطرافیانم در مورد سوالات و مشکلات جنسی ازم مشورت و راهنمایی میگیرمغیر از ترامادول که اونم اگه واقعا تفریحی،در دوز کم و فقط و فقط برای سکس استفاده کنی هیچ قرصی به این سرعت عمل نمیکنه که شما و بعضی ها میگن موقع معاشقه و قبل شروع تاخیری خوردمقرص های تاخیری موجود در بازار شامل داپوکستین ۳۰ و ۶۰سرترالین و فلوکستین و درکل داروهای ضدافسردگی هست که اونم بین یک و نیم تا سه ساعت قبل سکس باید مصرف بشه تا اثر کنه که همینم روی خیلی از افراد جواب نمیده(یه جورایی قلق هر بدن فرق میکنه و باید با آزمون و خطا قلق زمان تاثیر دارو روی بدن خودت رو پیدا کنی)حالا شما مجرد جقی کم سن بدون دوست دختر که همراه خانواده زندگی میکنه چطور این قرص رو توی جیبت داشتی که در چندثانیه بهش دسترسی پیدا کرده و خوردیش و تازه اثر سریع و عجیبی هم داشته جای تعجبهو نکته آخر هم اینکه چرا همه‌ی نویسندگان اینجا بدن ورزیده و کیر نیم متری با قطر ده اینچ دارند؟یعنی یه دول موشی یا متوسط نداریم که سکس کنه؟سکس فقط مال کیر دسته‌ بیل‌هاست؟!

  10. دوستان بهت حال دادن به قدر کفایت ، اما۱. بعد از چند تا داستان که نوشتی هنوز بلد نیستی سریع رو درست بنویسی !!۲.کیر ۱۹ سانتی و کلفت رو ففط تو پورن دیدی۳.همینکه گفتی ملیحه بهت گفت منو جنده کردی و کیر شوهرش کوچیکه و هنوز به کوسش نرسیده آبش میاد کاملا مشخص شد که کوسشعرات و تخمیجات تخیلی نوشتی.

  11. در ادامه نظر قبلی یه چیزی رو اضافه کنم۴.گفتی داستان مال ۱۵ سال پیشه و اونموفع ۲۴ سالت بود و در اوج شهوت! یعنی الان ۳۹ سالته! اما تو داستان قبلیت گفته بودی ۴۲ سالته! این ۳ سال اختلافو چطوری پر کنیم؟؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید