جویای کار (۴)

تو ماشین مهندس بودم تو این فکر بودم که آدما چقدر زود تغییر میکنن
تا دو هفته پیش نمازم و سر وقت میخوندم ولی الان نماز نمیخونم که هیچ ،بغل یه آدم نا محرم با یه لباس سکسی نشستم و دارم باهاش میرم رستوران
تو این فکرا بودم که گفت مریم حالتو میپرسه
خجالت کشیدم گفتم حالش چطوره بخدا از وقتی مشغول به کار شدم زیاد با فامیل نیستم و خبری ندارم ازشون
گفت طبیعیه ،اصول و پایه زندگی اول شغل و درآمده بعد فامیل بازی و دوست بازی
گفتم من آدم رفیق بازی نبودم و نیستم ولی همیشه سعی کردم برا خودم اولویت‌هایی قرار بدم که بتونم خوب زندگی کنم
حرفامو تصدیق می‌کرد و با سر همش میگفت همین درسته و خودم هم نمیفهمیدم چی دارم بهش میگم
زیاد روم نمیشد ازش سوال کنم که مهمون خارجی تون کیه واز کجاست .مرده یا زنه ولی یه حس خوبی داشتم
حس پولداری حس پز دادن حس سوار ماشین شاسی بلند شدن ، همه اینا رو داشتم تجربه میکردم
انگار دارم خواب میبینم
تو این فکرای جور با جور بودم که متوجه شدم رسیدیم
اومدم در و باز کنم تا پیاده بشم که دربون زودتر در سمت منو باز کرد و دستش و دراز کرد سمت من تا کمکم کنه راحت پیاده بشم خیلی عادی و انگار اینجا هیچ حلال و حرومی نیست که باید رعایت بشه
با طمانینه مکثی کردم و دستش و گرفتم ولی باز عذاب وجدان داشتم ،پیاده شدم و ایستادم کنار درب ورودی ،بلافاصله دربان پرید اونور و در سمت مهندس و باز کرد و مهندس ماشین و روشن سپرد بهش جهت بردن به پارکینگ
مهندس با یه لبخند ملیح اومد سمتم گفت تا الان اینجا اومدی؟ گفتم نه نمیدونم کجاست
گفت اینجا هتل اسپیناس پالاسه
وارد هتل شدیم و راهنما اومد سمتمون و گفت خوش اومدین
مهندس پرسید با مستر اوتساوا از ژاپن در رستوران قرار داریم
بلافاصله ما رو راهنمایی کردن بسمت آسانسور و رفتیم آخرین طبقه
تو خواب هم نمیدیدم یه همچین جایی که تو ایران خودمون باشه
همه چیز مرتب و شیک واقعا کلاس بالا و هر چی بگم کم گفتم
یذره کفشم انگشتای پاهام و اذیت میکرد چون عادت نداشتم زیاد با کفش پاشنه بلند راه برم
مارو بردن میز کنار پنجره که تمام تهران از اون بالا زیر پامون معلوم بود
گارسون صندلی منو و جابجا کرد تا من راحت بشینم و درست روبروی مهندس نشستم
طولی نکشید که مهمونمون اومد
به احترامش بلند شدیم و دستش و دراز کرد سمت من، منم دوباره با مکث دست دادم باهاش و نیم تعظیمی کردو همین کار و با مهندس انجام داد
زیاد انگلیسی بلد نبود ولی میتونست حرفش و برسونه منم دست و پا شکسته باهاش ارتباط برقرار کردم.
بعد سفارش غذا و خوردن غذا مهندس پرسید که آیا دوست داره تهران و ببینه یا اینکه میخواد استراحت کنه . متوجه شدم که میخواد مارو دعوت کنه به اتاقش
گفتم مهندس میگه بریم برای صرف چایی تو اتاقش
مهندس هم پذیرفت و با آسانسور رفتیم دو طبقه پایین
ظاهرا رفتن مهمون به اتاق میزبان ممنوع بود ولی با دادن یه پنجاه دلاری به آسانسورچی همه چیز درست شد و ما وارد اتاق آقای اوتساوا شدیم.
اتاقش بزرگ و درست حسابی بود چیزی از یه خونه کم نداشت اصلا سوئیت بود چون اتاق خوابش از اتاق نشیمن جدا بود و خیلی قشنگ بود
مهندس گفت که بهش بگم آیا مفاد قرارداد و خونده یا سوالی داره که بتونیم بهش کمک کنیم یا جواب بدیم.
ازش پرسیدم
مکث کرد نیم نگاهی به من انداخت و گفت شما چرا انقدر معذب هستید
منم گفتم نه همه چیز خیلی خوب و پرفکت و عالیه
گفت نه نه لطفا لباس بیرون و در بیارید
مهندس نمیفهمید ما چی داریم میگیم
گفت چیزی شده
گفتم میگه لباستون و در بیارید راحت باشید
گفتم مهندس من راحتم
مهندس خنده ای کرد و گفت اینا آخر ادا و اصولا ظاهرا بهشون بر میخوره خوب مانتو رو در بیار که ببینه راحتی
گفتم آخه مهندس لباسم زیاد مناسب اینجا نیست
اخمی کرد و گفت یعنی چی امروز رفتی ۱۵ میلیون لباس خریدی بعد میگی مناسب نیست
یذره رنگم پرید و اوتساوا خنده کنان بازداشت ادامه می‌داد و که راحت باشید لباستون و در بیارید
پاشدم یه نگاهی به اطرافم انداختم و با پاهای لرزون رفتم سمت جالباسی
مثل مرغی که میخواد بپره بال زد اومد سمتم که کمکم کنه برا در آوردن مانتوم
نمیتونستم چیزی بگم یا مخالفتی کنم
مانتو رو درآوردم و دادم به اوتساوا
زیر لبش همش داشت از زیبایی من میگفت
ژاپنی و انگلیسی قاطی میکرد و کم و بیش می‌فهمیدم که میگفت عجب بانوی زیبایی عجب بانوی خوش استایلی
اومدم که بشینم متوجه نگاه مهندس شدم
نگاهش مثل همیشه نبود یه برقی از چشماش معلوم بود انگار اونم داشت تو دلش منو تحسین می‌کرد
با سختی نشستم رو مبل کنار مهندس، جوری که لباس تنگم و باید می کشیدم بالا تا راحت بشینم
اوتساوا زنگ زد به رزروشن و به انگلیسی سفارش ۳ تا آبمیوه داد نمیدونم اسمشون خیلی عجق وجق بود
تا وقتی گارسون در بزنه و سفارش و تحویل بده تمامن داشت چشم چرونی می‌کرد خط سینه هام جوری بود که هر مردی و به چشم چرونی وا می‌داشت
گارسون یه سینی از اون آبمیوه های خوش رنگ و لعاب آورد و انعامش و گرفت و رفت
دوباره مهندس بحث قرارداد و پیش کشید و گفت بهش بگو چیشد با اصل قرار داد مخالفتی نداره یا نه
دوباره از اوتساوا پرسیدم که مهندس جواب میخواد
اونم با خنده های ریز گفت بگو شرط داره
گفتم مهندس ظاهرا شرط میخواد بزاره
گفت میدونی این قرارداد و اگه انجام بشه تا هفت پشتمون و کفایت میکنه
تو دلم گفتم خب چه ربطی به من داره
مهندس گفت شیرین این اولین بار بود که من و به اسم کوچیک صدا میزد
برگشتم سمت مهندس ببینم چی میخواد بگه که انقدر یدفعه خودمونی شده
گفت شیرین این قرار داد و تو اگه بتونی تمومش کنی و ببندی ده درصد از سودش و میدم به تو
من که نمیدونستم ارزش این قرارداد چقدره که حالا قول ده درصد و به من میده
گفتم مگه چقدره ؟
گفت فقط ده درصدش میشه ۵۰ میلیارد تومن ما
مغزم سوت کشید
اوتساوا داشت با چشماش منو می‌خورد
منم داشتم با مهندس حرف میزدم
گفتم خب چه کاری از من ساخته هست
مهندس گفت ببین دختر جون شانش فقط یک بار در خونه آدم و میزنه
گفتم خب منکه چیزی نمیدونم شما بگید بپرسید تا من بهش بگم تا راضی بشه قرارداد و امضا کنه
مهندس روشو کرد اونور
انگار میخواست یه چیزی و به من بفهمونه
یدفعه اوتساوا لیوان آب میوه رو داد به من یه لیوانم داد به مهندس و خودشم لیوانش و برداشت و دستش و آورد بالا و گفت به سلامتی
نگاهی کردم به مهندس که انگار دیوانه شده اینا برا آبمیوه هم سلامتی میگن
مهندسم همین کا رو کرد و با چشم به من فهموند که زود باش لیوان و بیار بالا ناراحت میشه منم لیوان بردم بالا و به سلامتی گفتم و یک سوم لیوان و خوردم
آنقدر خوشمزه بود که واقعا تو عمرم همچین چیزی نخورده بودم
دلم میخواست همشو یک ضرب بخورم ولی روم نمیشد
اوتساوا پاشد رفت سمت یه گرامافون دیجیتالی که فقط شکل گرامافون بود ولی انگار داشت با گوشیش آهنگ پلی می‌کرد. یکم سرم گیج رفت ولی زیاد متوجه چیزی نشدم
یه آهنگ ملایم انگلیسی گذاشت و اومد دوباره لیوانش و برداشت و به سلامتی برد بالا من و مهندسم همراهیش کردیم ولی این دفعه همشو یه ضرب خوردم بقدری خوش مزه بود انگار از میوه های استوایی و ترش و ملس بود
آهنگ برا خودش میخوند و منم ی ذره سنگینی سرم و حس کردم
انگار نه انگار که ما اومدیم اینجا برای عقد قرارداد
ولی داشت بهم خوش می‌گذشت
با کوچکترین عکس العملی خنده ام می‌گرفت و از حال خودم بیخود شده بودم
چشمای هیز اوتساوا دیگه اذیتم نمی‌کرد
مهندس هم گرم شده بود
نمیدونستم که مشروب خوردیم بعدش فهمیدم
جو اتاق جوری بود که همه چیز دست به دست داد تا یه دفعه دیدم اوتساوا جلوم ایستاده و دستش و دراز کرده برا رقص تانگو با من
سرخ و سفید شدم نمیدونستم قبول کنم یا نه ولی چیزی که خوردیم صد در صد باعث شده بود که من کنترلی از خود نداشته باشم
دستش و گرفتم و بلند شدم
با یه دست دستم و مثل فیلما که تانگو میرقصن گرفت و دست دیگشو انداخت دور کمرم
آنقدر حال خوبی بود که نمیخواستم زود تموم بشه رقص نور اتاق و هم جوری تنظیم کرده بود مثل دیسکو کم و زیاد میشد انگار همه چیزو از قبل برنامه ریخته بود تا با من برقصه
گرمی دستش و دور کمرم احساس می‌کردم و یواش یواش خودش و می‌چسبوند به من و از بالا سینه هامو با چشماش زیارت می‌کرد
مهندس هم نشسته رو مبل و با تایید و تکون دادن سرش من و تحسین می‌کرد البته اونم داشت با چشماش فیض می‌برد
یواش یواش در حال رقص آروم آروم منو برد تو اتاق
آنقدری مست شده بودم که نمیتونستم اعتراض کنم
لباش و چسبوند به لبام خودم و کشیدم عقب ولی اون زورش بیشتر بود جوری که نفس هاش و تو صورتم حس میکردم
جوری لبام و می‌خورد که پاهام شل شد
واقعا نمیتونستم از خودم دفاع کنم البته اولش خودم و عقب میکشیدم ولی انگار خودم هم دلم میخواست
جوری از پشت هلم داد رو تخت که نفهمیدم چجوری خوابیدم رو تخت
خیلی سریع بود جوری که نمیزاشت من فکر کنم چنان با دستاش دامن و از زیر داد بالا که خیلی زود دستش و رسوند به کصم
خیسی کصم و با دستش فهمید و آورد بیرون کرد تو دهنش
کسری از ثانیه لخت لخت شد و با یه کیر بزرگ اومد رو تخت سمت صورتم
یاد سعید افتادم که کیرشو میخواست بزاره تو دهنم و من نذاشتم البته کیر سعید در مقابل کیر اوتساوا دول بود
سرم و با دستاش جوری نگه داشت و کیرش و کرد تو دهنم
حالم داشت بد میشد چند ثانیه تقلا کردم که از زیرش بیام بیرون ولی جوری افتاده بود رو گردنم و دستامو گذاشته بود زیر پاهاش و کیرش می‌کرد تو دهنم دیگه خسته شدم نتونستم مقاومت کنم
شروع کردم به مک زدن ولی همش اوق میزدم
فهمید که زیاد بلد نیستم و خوشم نمیاد کشید بیرون و دوباره خودش و انداخت روم منتها شروع کرد به خوردن لبام
ژاپنی یه چیزی میگفت که من نمی‌فهمیدم ولی مثل یه وحشی داشت به من تجاوز می‌کرد
شل شده بودم انقدری که دلم میخواست کیرش و زودتر بکنه تو کصم
منو برگردوند و زیپ لباسم و کشید پایین و لخت مادر زاد با یه شورت رو تخت زیر اوتساوا داشتم دست و پا میزدم
جوری شورتم رو جر داد و با سرش رفت تو کصم که انگار میخواست با سر بکنه
ولی بقدری وارد بود که تمام کصم و کرده بود تو دهنش داشت مک میزد
آنقدر خوشم اومده بود از این کارش داشتم لذت می‌بردم و سرش و فشار میدادم رو کصم تا اون موقع همچین تجربه ای نداشتم که کصم و یکی بخوره
زبونش تو کصم بود و انگشت شصتش و می‌کرد تو سوراخ کونم جوری تو فضا بودم مست مست که نفهمیدم مهندس اومده تو اتاق و داره نگاه میکنه
دیدم کنار در اتاق ایستاده و کیرشو درآورده داره جق میزنه ولی جرات نمیکنه بیاد تو
خنده ام گرفته بود و کصم تو دهن اوتساوا بود و آنقدری مست بودم که به انگلیسی گفتم بگو مهندس هم بیاد تو
اوتساوا سرش و از کصم آورد بیرون و با دست به سمت مهندس تعارف کرد که بیا
انگار منتظر همین بود اونم شروع کرد دونه دونه لباساشو درآوردن و کیرش و گرفت تو دستش و اومد رو تخت
اوتساوا ول کن کصم نبود چنان با ولع لیس میزد و مک میزد منم آنقدر خوشم میومد که چند بار ارضا شدم
مهندس خیلی آرم اومد رو تخت و شروع کرد ممه هام و خوردن اون از پایان می‌خورد و مهندس از بالا
ولی یه چیزی و دوست داشتم زودتر انجامش بدن
دلم کیر میخواست تا اون موقع همش زبونی بود
انگشت اوتساوا تو کونم بازی بازی می‌کرد و همچنان کصم تو دهنش انگار یه قرن بود کص نخورده بود
آنقدر از بدنم آب اومده بود که تمام تنم میلرزید با صدای آه و ناله گفتم بسه تو رو خدا بسه من کیر میخوام
مهندس گفت خب عزیزم بهش بگو ول کنه تا بشه کیرم و بکنم توش
به اوتساوا فهموندم که پلیز لطفا من کیر میخوام
اونم فهمید سرش و آورد بیرون و دید مهندس نصفه بالا تنه منو داره میماله انگار تعارف کرد که بفرما پایین
ولی خودش پاهامو داد بالا و کیر گندشو کرد تو کصم جوری تلمبه میزد که داد و فریاد میزدم مهندسم نصفه لیوان براش بس بود انگار کیر اوتساوا تو کصم بود و دوباره ارضا شدم ولی مهندس کیرشو میخواست بذاره تو دهنم که من نزاشتم ولی کیرش و گرفتم و براش شروع کردم به مالیدن
اوتساوا آنقدری تلمبه زد که آبش اومد و ریخت رو کصم مهندس تا دید اوتساوا یذره کنار رفت پرید و اومد جای اون کیرش و بلافاصله کرد تو کصم
دیگه درد داشتم جوری که فقط میخواستم زودتر آب مهندسم بیاد و تمومش کنم ولی خیلی حال بود تو عمرم اینجوری سکس نداشتم
آب مهندسم اومد و اوتساوا ولو شده بود روم
مهندس کشید بیرون و شلوارش و تنش کرد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده باشه از اتاق رفت بیرون
اوتساوا دستاش شروع کرد به کار کردن
دیدم داره با انگشتش رو سوراخ کونم ور میره
راستش خودم هم بدم نمیومد
دونه دونه انگشتاشو کرد تو کونم یعنی فقط مونده بود مچ دستش و بکنه یکم آخ و اوخ کردم و دردم اومد ولی حالی که داشت باعث می‌شد دردش و تحمل کنم
اونم یواش یواش خسته شد و پاشد خنده ای کرد و دوباره شروع کرد از من تعریف کردن
مستی چیزی که خورده بودم یکم پریده بود و انگار تازه داشتم می‌فهمیدم که چی شده ولی سرم درد میکرد شاید عادت نداشتم به خوردن اون نوشیدنی الکلی که بعدا فهمیدم با انعامی که به مستخدم هتل داده بود اونو سفارش داد
لباسم و به سختی پوشیدم و رفتم تو اتاق نشیمن
مهندس رو مبل ولو شده بود
انگار نه انگار که ما اومدیم برای انجام قرارداد میلیاردی
ولی ظاهرا همه اینا با نقشه از قبل طراحی شده بود
البته قرار داد هم جزئی از این نقشه بود
بلاخره اوتساوا اومد و گفت که تمام شرایط قرارداد و می‌پذیره و کلی هم راضی بود
هنوز منگ و مست بودم
به مهندس گفتم که قرار داد و قبول کرده اونم با خوشحالی پاشد و اومد سمت من شروع کرد خوردن لبام
نمیدونم چجوری خام و جنده این دو تا شده بودم
البته خودم هم راستش میخاریدم ولی نه به این اندازه
تو راه برگشت به شرکت گفتم مهندس جریان اون ده درصد چیه
اصلا جریان چیه دیگه خجالت نمی‌کشیدم ازش
گفت ببین دختر جون اون روزی که اومدی شرکت برا مصاحبه فیلم تو اتفاقی اوتساوا میبینه چون من فیلم لباس عوض کردن تو ریختم رو فلش و حواسم نبود که پاکش کنم چند وقت بعد قرار داد و که خودت تنظیم کردی و فقط جای مبلغ شو خالی گذاشتی و دادی به من
و من حواسم نبود که فیلم تو هم تو اون فلش هست منم قرار داد و چند روز پیش دادم به اوتساوا که مطالعه کنه اونم لخت تو رو دیده و خوشش اومده و دست و پا شکسته به من فهموند که تو رو میخواد اگه قرارداد و میخواین باید تو رو ببرم براش
رنگم پریده بود چجوری داشت حرف می‌زد انگار نه انگار داشت سر سکس من و اوتساوا معامله می‌کرد
اشکام دوباره سرازیر شد مهندس نگاهی کرد به من و گفت شیرین تو الان ۵۰ میلیارد پول داری دیگه لازم نیست کار کنی
زار زار گریه میکردم گفتم آخه چه ارزشی داره
گفت دختر شانس یه بار در خونه آدم و میزنه پس بیخیالش باش برو حال کن
رسیدیم شرکت بلافاصله رفتم لباسم و عوض کردم دوباره تو اتاق رئیس و جلوی دوربین مدار بسته ولی ایندفعه خجالت نکشیدم
واقعا شانس یه بار در خونه رو میزنه اونم چه شانس سکسی
تمام.

نوشته: آرش مطلقه

بازدید 5,781

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “جویای کار (۴)”

  1. پلیز لطفا کیر مهندس تو کونت!!تا ایتجاش بد نبود اما از این جمله پلیز لطفا گیر میخوام قشنگ ریدی!یاد مموتی معجزه افتادم که تو مصاحبه گفته بود ، وان دقیقه پیلیز!!

  2. همش خوب بود.فقط ژاپن انتخاب خوبی نبود.ژاپنی ها کیرشون کوچیکه.دیگه سایز بزرگش بشه 14 سانت.و زنهاشونم بسیار تنگ و کص های کوچیک دارن.

  3. نمیدونی ۵۰ میلیارد چه عدیدیه؟چه دلیل داره یکی با ۵۰ میلیارد بره جنده چادری بکنه؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید