یه مرد 40 ساله و راننده ماشین سنگین زنش میمیره و از این فرهنگهای نکبتی قومی … خواهر کوچکتر زن که سنش اندازه پسر خواهرش بود زن شوهر خواهرش میشه… (نمیخواستم حالتونو بگیرم اما لازم بود بگم) اون روزها 17 سالش بود و من حدود 22 سال داشتم.
بعد از چند روز و با اشاره های یواشکی تونستم خرش کنم و شماره شو داد.
چند روز تلفنی صحبت میکردیم و …
قصه زندگیش رو گفت خیلی کیری بود…
بگذریم از اینها – شوهره خیلی وقتها نبود – فک و فامیل زنه چند تا شون توی همون کوچه زندگی میکردند – من هم بد جوری براش راست کرده بودم – خونه خالی هم مهیا بود. (گل در بر و می در کف و معشوق به کام است )
از خوشکلی هیچی کم نداشت واقعا یه مانکن بود – قد بلند با پوستی سبزه و اندامی نه خیلی لاغر و چشمان و موهای سیاه که شاید اگر بدشانسی نیاورده بود میتونست هر مردی را با اون زیبای بطور کامل خوشبخت کند.
دختری زیبا که شاید خیلی از ماها هیچوقت زن زیبایی در حد اون رو در زندگی خود نبینیم.
بعد از کمی کرم ریختن و سوک زدنش بهش فهموندم که میخوام باهاش خلوت کنم و اونم فقط همین رو میخواست.
باهاش هماهنگ کردم یه روز سر ظهر اومد خونه… (خونه دوتا در داشت توی دوتا کوچه و موقعیت استراتیژیکی 100% بهینه ای داشت.)
تا اینجا همه چی همونجوری بود که هر کسی ممکنه آرزوش رو داشته باشه…
یک عدد کس زیبا با صفر آزاد – یک عدد مکان 100% اکازیون – یک پسر دانشجوی حشری و یک عالمه وقت.
در رو براش باز گذاشته بودم توی گرمای وسط ظهر یک روز تابستانی اومد تو و در رو پشت سرش بست. چند ثانیه پشت در منتظر موند که از بابت کوچه خیالش راحت بشه و بعدش اومد تو. راستش قلبم داشت مثل بمب میزد بد جوری ترسیده بودم … اما وقتی کیر راست بشه آدم از جونش هم به راحتی میگذره خصوصا اگه پای یک کس زیبای تمام عیار در میان باشد اومد تو و منم بغلش کردم و بوسیدمش …
توی یک اتاق دنج براش بساط به گا رفتنش رو پهن کرده بودم. بردمش توی اتاق.
چادرش رو درآورد. یک شلوار لی آبی تیره و یک تی شرت آستین کوتاه استرج مشکی پوشیده بود از همون لحظه اول با اینکه ناشی بودم فهمیدم که سوتین نپوشیده. داشتم پس میفتادم. تیشرتش کمی بالا رفته بود و کمانی از شکمش مثل الماس میدرخشید. یک دختر بسیار بسیار زیبا که گاهی از دیدن زیبایش حالی به آدم دست میداد که کردنش رو فراموش میکردی!!!
متاسفانه امکانات یک سکس اعیانی مهیا نبود و باید روی موکت و روی زمین سفت مثل چوپونها میکردمش.
کمی پذیرایی کردم و یه کم در مورد اضطراب و شور و شوقم باهاش حرف زدم و از زیبایی غیر قابل انکارش براش گفتم.
خیلی مواظب بودم که چیزی نگم که یاد سرنوشت تلخش بیفته و اون ساعت رو کوفت هر دومون کنه.
با اینکه یک کس کاملا آماده بود اما عجله نکردم …
روبروش و خیلی خیلی نزدیکش نشستم طوری که میشه گفت بغلم بود. دقیق یادم نیست بهش چی میگفتم اما دقیق یادمه که چی فکر میکردم. با موهاش بازی میکردم و توی چشمای شیطونش نگاه میکردم چشماش رو خمار میکرد و موهاشو تکون میداد و لبخند میزد و سرش رو تکون میداد. باور کن چند بار پیش خودم گفتم چی میشد من با این ازدواج کرده بودم؟؟
یواش یواش اونم شروع کرد به دستمالی من. به خودم که اومدم دیدم توی بغل هم هستیم و دارم لبهاش رو میخورم.
آروم خوابوندمش و پاهام رو لای پاهاش جا دادم و شروع کردم به خوردن لب و گوش و گردنش. موهاش رو نوازش میکردم.
بعد از کلی لب بازی یه نگاهی به بدن و سینه هاش انداختم و آب دهنم رو قورت دادم و گفتم اجازه هست؟
با حرکت سر و چشماش چنان موافقتش رو نشون داد که امروز هم که یادش میفتم احساس گرم اون لحظات رو حس میکنم.
کمی از روی لباسش با سینه هاش بازی کردم و احساس کردم که دلش میخواد زودتر لختش کنم. کمرش رو گرفتم و بهش چسبیدم و کمی از روی لباس ادای گاییدن رو درآوردم.
بلندش کردم سر پا و تکیه داد به دیوار منم چسبیدم بهش و دستم رو بردم دور شکمش و تی شرتش رو کشیدم بالا وقتی سینه هاش از زیر تی شرت افتاد بیرون داشتم میمردم قابل توصیف نیست (اگه یه روزی زیباترین سینه های عمرتون رو از زیر یک تیشرت بیرون کشیدید یادتون باشه که سینه هایی رو که من دیدم 100 برابر زیباتر و جذابتر از اونی بوده که شما داری میبینی.) سینه هایی کوچک و گرد که نوکشون رو به بیرون بود و یک قوس شهوت انگیز زیرشون بود فقط چاک سینه نداشت.
با اینکه خیلی حشری بودم اما نمیخواستم عجله کنم و چیزی رو از دست بدم.
مدتی به سینه هاش خیره شده بودم واقعا زیبا بود. کمر باریک با قدی بلند و موهای بلند و مشکی و صورتی زیبا.
آروم سرم رو برای خوردن سینه هاش جلو بردم و شروع کردم. هنوز هم جنس سینه هاش رو زیر لب و دندونم احساس میکنم. داشتم سینه هاش رو میخوردم که دستش رو برای درآوردن لباسم جلو آورد کمکش کردم تا زودتر لباسم دربیاد و دوباره بغلش کردم. سینه هاش که به بدنم خورد داشتم از حال میرفتم. دستم رو بردم سمت شلوارش و دکمه و زیپش رو باز کردم و لبهامون توی لب هم بود. شلوارش تنگ بود و پایین نمی اومد. خودش شلوارش رو کشید پایین و درآورد.
یه شورت سفید گلدار پوشیده بود – هنوز همه چی دقیق جلوی چشمام هست کمی شورتش خیس بود و معلوم بود که آب کسش راه افتاده. منم شورت و شلوارم رو با هم درآوردم و یک کیر صفر کیلومتر تر و تازه که مثل دسته بیل سفت شده بود رو بهش نشون دادم. به محض دیدنم کیرم یه جوری هیجان زده شد که انگار مشعل المپیک رو دیده با یه کم لوس بازی و گاز گرفتن لبهاش بهم فهموند که از دیدن کیرم بسیار بسیار خوشحال شده.
بغلش کردوم و خوابوندمش روی زمین و افتادم روش. اونقدر همه چی زیبا و جذاب و بکن تو بود که کس آخرین چیزی بود که بهش فکر میکردم.
کشیدن دست لای موهاش از لب گرفتن با حال تر.
لب گرفتن از خوردن سینه هاش باحالتر.
خوردن سینه هاش از لمس کردن شکم کمر و رانهاش بهتر.
و لمس کردن اندامش از گاییدنش شهوت انگیز تر بود.
داشتیم با هم ور میرفتیم که متوجه شدم داره با حرکاتش کیرم رو به کسش دعوت میکنه. کنارش دراز کشیدم و دستم رو بردم توی شورتش و کس گرم و نرم و آبدارش رو لمس کردم داشتم با کسش کمی بازی میکردم و انگشتم رو لاش میکشیدم که دیدم چشماش رو بسته و داره حال میکنه. خیلی دلم میخواست زودتر شورتش رو هم دربیارم و کسش رو هم ببینم. که خودش پاهاش رو جمع کرد و شورتش رو درآورد.
برعکس خوابیدم روش و کیرم دم دهنش بود و داشتم با لبهام لبهای کسش رو میبوسیدم که شروع کرد با کیر و بیضه هام بازی کردن دستهای نرم و کوچکش به بزرگی کیر و خایه های من میافزود. کیرم رو توی دهنش کرد اما فقط یه ذره اش رو توی دهنش راه داد و گفت نمیشه خفه میشم.
کسش کامل خیس بود و آب از سر کیر من هم راه افتاده بود و این برای من به معنای این بود که دیگه وقت کس کردن رسیده.
بلند شدم که کار آخر رو هم صورت بدم.خوابیده بود. پاهاش رو باز کردم و زانوهاشو جمع کردم و دستام رو کنار بدنش گذاشتم طوری که ساعدهام پشت زانوش بود و لبهای کسش باز و آماده و در جهت درست بود که هر کیری آرزوشو داره.
همه چی آنچنان زیبا بود که حتی اگر ایدز هم داشت میخواستم بدون کاندم تا ته بکنمش. یه دونه کس ناز و تپلی که خطش به آدم چشمک میزد دو سه روزی از اصلاحش گذشته بود و مخملی بود.
سر کیر رو آروم گذاشتم لای کسش و خوابیدم روش هنوز کیر نرفته بود توی کسش و معلوم بود که داره به کمر و پاهاش فشار میاد اما هوس خوردن کیر، درد رو براش بی معنی کرده بود. لب تو لب بودیم که با یه تکون هر دو مون متوجه شدیم که کیر تا بیخ رفته تو کسش. چند ثانیه همینجور موندیم تا هر دو مون مزه سکس رو درست بچشیم دیگه وقتش بود که مراحل گاییدن رو تکمیل کنم پس آروم شروع کردم به تلمبه زدن هر دراوردن و توش کردن رو اونقدر لفت میدادم که احساس میکرد کیرم نیم متره … یه چند دقیقه ای آروم و با احتیاط اینکه آبم نیاد تلمبه زدم و تمام لایه های کسش رو با کیرم سیاحت کردم.
حالا وقت تغییر پوزیشن بود. من زیر خوابیدم و بهش گفتم این تو و این هم یه کیر آماده ببینم چه میکنی؟
گفت مرحله اول که تو نمیدونستی!! سینه های کوچولوش رو جمع کرد و کیر و گذاشت لاشون و شروع کرد به حال دادن- احساس بی تجربگی بهم دست داد- تا وقتی که کیر با آب کس هنوز تر بود خیلی حال میداد اما وقتی خشک شد داشت پوست کیرم کنده میشد اما روم نمیشد بگم غلط کردم. آخرش از آخ و اوخم فهمید که کیرم تازه کاره و کم اورده.
بلند شد و پاهاش رو دو طرف بدن من گذاشت و نشت و با دستاش پایه کیر و بیضه ها رو گرفت طوری که کیر رو به بالا بمونه و کس رو گذاشت روش و آروم آروم کیر رو خورد وقتی دستای کوچولوش پایه کیرم رو گرفته بود چنان حس کردم کیر بزرگی دارم که با خودم گفتم الان دیگه کسش رو پاره مبکنم اما انگار نه انگار که کیر من بزرگه کسش مثل یک هشت پا کیرم رو بلعید. داشت بالا پایین میکرد که متوجه شدم دستاش چند سانتی متر از کیر من رو هدر میده و نمیذاره تا خایه ها بره تو کسش آروم دستاش رو کنار کشیدم و وقتی داشت می اومد پایین منم کمرم رو دادم بالا تا کیرم تا آخر جا رفت احساس کردم سر کیرم به ته کسش خورد و از صدایی که درآورد معلوم بود تونستم رکورد کسش رو بشکنم و سر کیر رو بفرستم جایی که تا حالا هیچ کیری نرفته…
خیلی حال میداد کیر تا دسته میرفت توی کس نازش و هر دو مون حال میکردیم.
بعد از چند دقیقه گفتم فقط همین ؟؟؟ دیگه چی بلدی؟
گفت این آخرشه و راست میگفت.
پشتش رو به من کرد و زانو زد و سرش رو گذاشت رو زمین باسنش رو هوا کرد از زیر سوراخ تنگ کونش یه تیکه گوشت تپلی که وسطش یه چاک بود خودنمایی میکرد درسته اون دقیقا کسش بود و یه نمای جدید و زیبا از یک کس محشر داشت به کیرم چشمک میزد.
باسنش رو به معنی اینکه “بکن دیگه” تکون داد و منم رفتم جلو زانو زدم و سر کیر رو گذاشتم لای همون چاکی که وسط یه تیکه گوشت تپلی به کیرم چشمک میزد و آروم فرستادمش داخل … وای اینطوری هم که تا بیخ میرفت!!!
این کس عجب چیزیه.!!! و این کیر چه میکنه!!! عجب صفایی داره سکس کردن …
شروع کردم به تلمبه زدن و تقریبا داشتم کسش رو میگاییدم کاملا معلوم بود که کسش در مقابل کیرم کم اورده.
هر دوی ما احساس میکردیم که کیر من کمی برای کس اون بزرگ هست. اما همین بهترین مزه سکسه…
دو سه تا تلمبه محکم زدم که فکر کردم الان شاکی بشه اما دیدم برعکس خوشش اومد و گفت همونطوری محکم بکن و من هم شروع کردم … محکم و محکم و محکمتر میکردمش … احساس کردم داره آبم میاد وایسادم … پرسید چی شد گفتم انگار میخواد آب بیاد … شاکی شد فهمیدم داشته حال میکرده و من ریدم به حالش …
یه پارچ آب یخ اونجا بود و ظاهرا تنها چیزی بود که میتونست کمی کمکمون کنه … ریختمش رو کیرم و انگار آرومتر شد و آبش رو قورت داد. و دوباره شروع کردم اولش آروم و بعدش یواش یواش تندتر و محکمتر … خیلی خودم رو کنترل میکردم تقریبا کس کردن کوفتم شده بود اما میخواستم دوباره شاکی نشه … بالاخره موفق شدم که به معنای واقعی کسش رو بگام. و خودش کیر رو رها کرد و دراز کشید منم بغلش کردم و فهمیدم که سربلند هستم. مثل یک مرد توانا خوابیدم روش و با کیر کسش رو فشار میدادم. یه کم لرزید و بدنش رو کش و قوس داد تا آروم شد… یکی دو دقیقه طول کشید تا به حال اومد و با اینکه نمیدونستم اما حدس زدم که تا آخر خط حال کردن بردمش و از این موضوع بسیار بسیار خوشحال بودم.
اما حالا نوبت من بود. باید از شرمندگی 22 ساله در مقابل کیرم در میومدم و یه حال اساسی بهش میدادم. پاهاش رو باز کردم و اندامش رو طوری مچاله کردم که کسش قلپی زد بیرون. کیر رو فرستادم توی کسش … تنگ و خشک بود و وقت خشونت من بود به زور فشار دادم توش طوری که جیغ کوچیکی زد و ناراحتیش رو نشونم داد اما من کار رو برای اون تموم کرده بودم و اون هم میخواست از خجالت من و کیرم دربیاد آروم چند تا تلمبه زدم تا کسش دوباره نمدار شد و یواش یواش محکمترش کردم بعد از دو سه دقیقا که با سرعت نور میگذشت با تمام قدرتم آب کمرم رو خالی کردم توی کسش و همونطور که کیرم توی کسش بود خوابیدم روش…
بهم گفت بازم بکن انگار داشت دوباره حال میکرد اما وجدانا من دیگه نا نداشتم اما باز هم با تمام درد و قلقلکی که کیرم داشت و داشت شل میشد واسه اینکه کم نیارم تلمبه زدم خیلی آروم و آروم بعد از چند دقیقه دوباره احساس کردم کیرم داره سفت میشه و میتونم ادامه بدم.
همونطور که لای پاهاش بودم و آب کیرم از چاک کسش بیرون میزد تلمبه میزدم کیر و کس و بیضه و رانهامون آب کیری شده بود اما همه چی از اول شروع شده بود.
به بغل خوابوندمش و یه پاش رو بالا آوردم و لای پاهاش نشستم طوری که وقتی کیر میرفت توی کسش بیضه هام به رونش مالیده میشد و کس کاملا باز بود و میتونست کیر رو تا دسته بخوره …
شروع کردم به تلمبه زدن و محکم محکم میگاییدمش این روش از همه روشهای قبلی خشن تر بود و معلوم بود که کس داره جر میخوره اه و ناله اون بلند شده بود و من هم کاملا راضی بودم و همین حالت رو تا اومدن دوباره آبم ادامه دادم اما ایندفعه بعد از زمانی بسیار طولانی شاید نیم ساعت یا بیشتر آبم اومد و نمیدونم در این مدت با اون قدرتی که من تلمبه میزدم اون رو چند بار به اوج لذتش رسوندم. خوابیدم روش و شروع کردیم به لب گرفتن و خوردن همدیگه که دیدم داره گریه میکنه…
از زندگی و سرنوشت تلخش شکایت کرد.
از اینکه میدونه به همسرش خیانت کرده اما اون هم برای خودش آرزوهایی داره و میخواد با کسی زندگی کنه که به هم بیان نه کسی که پسرش اندازه اونه…
خیلی خوب و هنرمندانه گاییده بودمش مطمئنا تجربه ای به این خوبی تا اون روز نداشته بود اما شکایتش از زندگی و از خانواده اش یه کم حالم رو میگرفت از طرفی چون تونسته بودم اونو به یکی از آرزوهاش (یه سکس واقعی که واقعا لیاقتش رو داشت) برسونم احساس خوبی داشتم.
با یه حمام گرم اون ساعات رو به پایان رسوندیم و شورتش رو محض غنیمت نگه داشتم.
فردای همون روز دوباره اومد و …
اون تابستون من حدود بیست بار دیگه یا بیشتر کردمش و قصه اونا هم تقریبا همین جوری بود …
نوشته: H
47 پاسخ به “او یک فرشته بود”
الان میام حالا کار دارم تا رستم نیومده برم و بیام
اقا شیره مسابقس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فرهنگ های نکبتی قومی؟نکبت تو هستی که فرهنگ لاشخوری دارى
من خوشم اومدنشان لیاقت از ناپلئون دریافت میکنی
خيلي خودت تحويل گرفتي كله كيري كيرم توفرهنگت كونكش براباراول پستون ديدي فكركردي بالاتراز اين ممهاوجودنداره اماهست يكيش آبجيت بقيش بچه ها بهت ميگن.
دوست عزیز داستانت خوب بود و روندش خوب پیش میرفت فقط در مورد مامله اعظم زیادی حرف زده بودی ! همون اول فهمیدیم بزرگه ! نیاز به اینهمه تکرار نبود !به هر حال من دوست داشتم داستانت رو .موفق باشی
خواب دیدی خوش باش… از اولش معلومه تخیلیه عزیزم…مجلس خبرگان تو کونت…ننویس
اولا که خیلی نامردی مردک خرش کردی ؟ریدم تو ادبیاتتزن مردمو از راه بدر کردی اونوقت میگی خرش کردی بی لیاقتقصه اش عجیب بود؟؟؟ آخه کس مغزروزی هزارتا ازین قصه ها میشنویم پیش پا افتادسقلبت مثل بمب میزد ؟ ریدم به این تشبیهتکیرت که راست کرد از جونت میگذری؟یعنی تو انقدر مردی؟فکر نکنم .شاید از کونت بگذری ولی از جونت دروغ گفتیاز قدیم گفتن :کیر سرخ سر سبز میدهد بر باد واسه تو گفتننوک سینه هاش رو به بیرون بود ؟یعنی بقیه مردم نوک سینهاشون روبه داخله ! عجبکیرت صفر کیلومتره ؟کونت چطور ؟حتما دیگه باید بازیافت بشهکسش مثل یه هشتپا کیرتو بلعید ؟مردک اصلن تو میدونی هشپا چنتا پا دارهدر هر حال ریدی فراوون یابودر ضمن بدون که زن خودتو هم یه جوونی خرش میکنه وسوارش میشه هنرمندانهنوشتنت بد نبود عنتر ولی تشبیهات احمقانه بود ریدم دهنت
فقط خوب نوشته بودي
ببین یکم ب سمت تخیلی شدن رفتی و چرت و پرت زیاد گفتی. ازکجا فمیدی دو روز از اصلاحش گذشته؟ خودش گفت؟بعد یه جوری خودتو نشون دادی که انگار هرکول کمر اهنین هستی. در کل بد نبود با اندکی توهمات جقی.
از بس گفتی دختره خوشکله باقيش رو نخوندم…ولی خوب تو نظرات يکی از بچه ها ديدم نوشته بود استقامتش زياده…نميدونم چه جوريه اخه…بچه ها يه سوال…اگه يکی زود ارضا باشه و بعد از 1 بار ارضا دوباره التش بلند نشه چه بايد کرد?اينکه ميگم بلند نشه بعد از گذشت مثلا 10 تا 15 مين هستا…راه درمان داره…درمان گياهی?
بد نبود.ولی باید بیشتر تلاش کنی تا داستانت از این بهتر بشه.موفق باشی
كسل كشنده بود“قصه زندگیش رو گفت خیلی کیری بود…”پس با كون بپر روش
جز ده تا کسشعر برتر سال بودچه تشبیهات کیری استفاده کردی میخواستی بگی منم مهندسم؟نه تو یه مجلوقی بیش نیستی!زندگی تو از اون صدبرابر کیری تره چون هرروز جلق میزنی.خودت میگی ماشالله کمر ولی من میگم ماشالله دست!از بس فعاله دستت هی جلق میزنی و هی تایپ میکنی.
مازیار خوب گفتی :)ده کسشعر برتر سال=))))
موضوعش جالب نبود، چون خیانت و حماقت محض بود!اما داستانی که نوشته بودی خوب بود فقط دیگه خیلـــــــــــــــی زیاده از حد از بدن و ظاهرش تعریف و تمجید کرده بودی! یه بارم میگفتی میفهمیدیم که اونی که زیرت خوابیده بود خوشگل بود…دختر 17 ساله گیریم شوهرشم بیخود ترین آدم دنیا خوش چه اَنی هست که تو این سن شهوتشو نمیتونه کنترل کنه؟!!! حسرت ازدواج با یه جنده به دلت مونده که بره به یکی دیگه بده!؟
نگارشت بد نبود…اما میشه بگی بچه کدوم روستا هستی که کس خراشون خشکه؟!!!حتما کونشم چرخگوشت بوده از زوره خشکی؟فانتزی بکار رفته تو داستان قابل تمجید و ستایش 🙂 🙂 🙂
مهندس جانحالا یه بار ما کامنت اولی شدیماگه میدونستم ناراحت میشی اول نمیشدم.مازیار جانخوب کامنتی گذاشتی نکته های جدید داشت
داداشيره ناراحت چرا؟؟؟واسم جالب بود كه تو كامنت گذاشتن سرعت نور دارين!ايول آقا ايول!دمتون مذاب!
مهندس جان عزیز دلکامنت که چیزی نیستشما جون بخواهمن فدات میکنم جونمو.من بفدای اون قد و بالات شمداداش گلم
به نظر من باید به اون زنه فحش داد که به شوهرش خیانت کرده و به یه جوون کفی کیر مغزو،پا داده!وجدانا موقع نوشتن این داستان کتاب پوزیشن های سکسی جلوی دستت نبود؟
تو اين دوره و زمونه كه همه ي شيرا ادعاي جاهلي و گردن كلفتيشون ميشه يه همچين داداشيره خاكي و افتاده اي خيلي كميابه!داداي گلم قدر خودتو بدونفناي افتادگيتم با معرفت…
كوني همين داستانا بدون خيانت مينوشتي. فك كنم آبتو خيلي وقته خالي نكردي لجنش ته مغزت نشسته.دمت گرم مهندس گل پسر جاي هيچ حرفي نذاشتي
zimzex جان مخلصماون شکلک همیشگی رو نذاشتی!
داستان معمولی بود اما کیر تو کون تو و اون سنت های قومی کیریمطمئنی انجلینا جولی نبودی توصیه:زن شوهردار که هیچی ننتم بکنی به تا وقتی اینجا ننوشتی به هیچکس مربوط نیستستاد ترویج ازادی کیر
مازیار جانممنونم
ای بابا باز هم
شباب گل مخلصم داداشمازيار دادا تو كه تو كامنت گذاري يلي هستي واسه خودت!مختصر و مفيد و مبتكرانه!اين داش كيان ما افتخار نميده پاي هر داستاني كامنت بذاره 😉
دست نوشته های یک جقی فضایی با سرعت 1000 مچ در ثانیه
SALAM DADA AFTEKHAR ASHNAYI MEDID
سلام باید بگم بیماری نیست و مشکل خواصی هم نیست نیاز به درمانم نداره.1فاصله 30دقیقه ای برای آقایون تاسکس بعدی بهتره باشه.
آقای سامیما هم ارادتمندیم
Khob neveshti
آقا من از نوشته ی شما خوشم اومد. تازه اومدم و نمیدونم لحن دوستان از سر شوخیه و یا…? اما لحن و ادبیات کلامی شما!. بسیار زیبا و محاوره ی طنزآلود خودتون رو که به خوبی چاشنی کارتون کردین، باعث شد به دل من (حقیر ) بنشینه. خوب توصیفاتتون عالی بود. بحث تحریکاتش به هیچ وجه غیر قابل باور نبود. باور پذیریش راحت بود. تنها اتفاقاتی که در آن لحظه به ذهنتون خطور میکرد و به زبان آوردید و نوشتید(مثلا اینکه یه سینه هاش نگاه کردید و فکر کردید که …) بازگویی اتفاقات ذهنیتون باعث شد یه سیاه و سفید یا کنتراست قشنگ تو روایتتون ایجاد کنه که باز به قول دوستتون نشان ناپلئون برازنده ی شماست
از این فرهنگهای نکبتی قومی …
بـــــــو شـــــــــــــاش میاد:bigsmile:با ناموسن کی گفته بیای کس شر بنویسیآخه کون تعمیری اگه دانشجو بودی ((بغلش کردوم و خوابوندمش روی )) فرق کردمو کوردومو میدونستی:beer:دفه بعد سکس با استاد دانشگاتونو بزار
ارزو بر جوانان عیب نیس بجق
آقا سامی ما هم ارادت داریم خدمت شما.راجع به کمر هم کاملا درست میفرمایی!
آقا رستم پاسختون کاملا قانع کننده بود!!!
ای خاک بر سرت ادمین…تر زدی به سایت…الان ده تا هرزنامه رو تابلو سایته…شامل:زناکاری…حروم زادگی…گی نامه…سکس با محارم…حتی یه داستان معمولی هم دیده نمیشه که حداقل نگارش قابل قبولی داشته باشه…اگه کسی اینجا باشه که حال تهوع نداشته باشه جای تعجبه…بقول ظریفی:حیف ازوقت…حیف از کامنت…حیف از اینترنت…
تو آخر منو میکشی با این فروتنیت مهندسمویرگتم حواسم به قلبت هست
هیپوفیزتم داداش!خجالتمون نده ديگه 🙂
ba nazara bishtar hal kardam ta ba khode dastan :D:))
نه دیگه تو داری خجالتم میدی داداشگلبول سفیدتم هواتو دارم بیمار نشی
😆
کیر هرچی فرشتس تو کونت کونی کیر منم تو کون هر چی فرشته لاشی که ما او مدیم تو دنیا بجای بهشت بعدن کون همشونو خودم پاره میکنم هه هه هه… >)
آی کس تبریه جلاق! جلاق بر وزن فعال از صفات مبالغه بوده و به شخصی اتلاق میشود که روزی هشت مرتبه و هر مرتبه هفت بار جلق میزند!