جواد جان حس میکنم آبت داره تو همه وجودم حرکت میکنه،حس میکنم یه چیزایی مثل مار تو بدنم داره راه می خزه ، تو تنم یه حس،خاصی دارم که تا حالا نداشتم انگار تو بدنم داره گرم میشه
اینا که میگی خیلی خوبه عزیزم و یعنی آبم به بدنت ساخته
یعنی چی جواد،منظورت چیه آبت به بدنم ساخته؟
یعنی کوس و کون خوشکلت دیگه مال منه و فقط با آب منی من آروم میشی
اووووومممممم،💋💋💋💋💋بووووس
واااای حواد،ساعت چنده؟بزار گوشیمو نگاه کنم،وای گوشیم چرا بی صدا شده؟
من سایلنتش کردم سهیلا جون که کسی مزاحم حال کردنمون نشه
وااااای خدااااا شوهرم ۹ بار تماس گرفته و من جوابش ندادم،الان برسم خونه منو کشته
شور نزن عزیزم خودم میام باهاش صحبت میکنم و نمیزارم نازکتر از گل بهت بگه.
نه شوهرت بلکه هیچکس حق نداره اذیتت کنه.
چی میگی جواد؟تو بیای به شوهرم چی بگی؟ میخوای بگی کی هستی ؟ اون تو رو ببینه هر دومون و کشته.
تو بسپار به من ببین چطوری سورپرایزت میکنم.
امروز چند شنبه است؟
سه شنبه،خب که چی؟
میام با شوهرت حرف میزنم و اجازه آخر هفته ات رو هم ازش میگیرم
توهم زدی؟چی میگی؟فکر کردی الکیه؟
حالا میبینی سهیلا جون ولی باید قول بدی اگر حرف من شد هر کاری ازت خواستم انجام بدی .
میدونم محاله ولی باشه تا الان هم که همش حرف حرف تو شده
حالا پاشو لباستو بپوش تا برسونمت خونه و شرط رو هم ازت ببرم
باشه…جواد لباس زیرهای من کجاست؟مگه رو لباسهام نبود؟
اونها پیش من میمونه،همون مانتو شلوارت و بپوش تا بریم؟
پیش تو واسه چی؟میخوای باهاشون چیکار کنی؟
قرار شد هر چیزی من میگم انجام بدی پس برو فقط مانتو و تاپ و شلوارت رو بپوش تا بریم.
جواد اذیتم نکن،بهم بده تا بپوشم و بریم.
خوشگلم میخوای بازم سورپرایزت کنم؟
سوراپرایز چی؟
بیا بریم اون اتاق.
برای چی؟
میخوام حرفام و بهت ثابت کنم ، قبلا هم بهت گفتم من اهل خالی بندی نیستم و هر چیزی بهت گفتم دیدی که واقعیت داشته و از ظهر قول دادی که هر کاری من میخوام انجام بدی و من بهت گفتم که خیلی چیزا ازت میدونم،مگه نه؟درسته؟
آره جواد جون،حالا چی شده؟
این دوتا شورت خوشگل قرمز و بنفش با این سوتین قهوه ای به نظرت مال کیه؟
خدا مرگم بده مال منه ولی اینجا دست تو چیکار میکنه؟
سهیلا جون تو شورتهات و تو حمام روی دسته شیر وان حمام میشوری و خشک میکنی،درسته؟
اره ولی تو از کجا میدونی؟
الان هم یه شورت مشکی تو حمام شستی که توریه و گلهای برجسته روشه و من خیلی دوسش دارم و نتونستم با خودم بیارمش و من حتی سر کمد لباسهات و کشو لباس زیرهات هم رفتم و آمار همشون و دارم.پس وقتی میگم خیلی چیزا ازت میدونم فکر نکن الکی میگم.
وای خداااااا دارم سکته میکنم،تو توی اتاق خواب من و سر کمد لباسی من چطوری رفتی و اصلا کی و چطوری وارد خونه من شدی؟
دیگه اینا جزو همون اسراری هست که قرار نیست فعلا برملا بشه.پس هر چیزی میگم فقط بگو چشششمو انجامش بده و ازم سوال نپرس.باشه سهیلا؟
چشششم جواد،اصلا نمیدونم چی شده و من الان کجام و تو کی هستی واقعا؟
نگران هیچی نباش،فکر کن از امروز من شوهرتم و تو باید مطیع حرفهای من بشی تا به هردومون حسابی خوش بگذره،باشه؟
نمیدونم بخدا چی باید بگم ،چشششم جواد جان،فقط،امیدوارم آخرش دردسری برام درست نشه
آفرین عزیزم،نترس همه چی تحت کنترل منه
(منم سریع رفتم بیرون و دوباره پشت ماشین مخفی شدم تا اونا اومدن)
نشستن تو ماشین و جواد دستش رو گذاشت لای پای مامانم
سهیلا جون من چطوره؟
خوبم ولی باور میکنی هنوز تو شوک هستم از حرفهات و کارهات؟
اشکال نداره حالا بیشتر با هم هستیم بهتر همو میشناسیم،حالا هم که رفتیم در خونه تو اصلا حرفی نمیزنی و میزاری من فقط صحبت کنم و ببین چطور شوهرت رام میشه و حتی ازمتشکر میکنه و اجازه آخر هفته ات هم راحت میده.
بخدا نمیدونم چی بگم؟هنوز تو شوک هستم و نگرانم که مشکلی پیش نیاد
همه چیز اوکیه،دلشوره ات بیخوده قشنگم
(رسیدن در خونه)
سهیلا تو توی ماشین بمون تا خودم صدات کنم بیای پایین
(جواد پیاده شد و زنگ در و زد)
سلام حاج آقا،خوب هستید،فیروزبخت هستم،امکانش هست چند دقیقه تشریف بیارید دم در؟
امرتون؟
عرض میکنم،لطفا تشریف بیارید
بله،چند لحظه صبر کنید
سلام،بفرمایید؟
سلام حاج آقا ،ارادتمندم، فیروزبخت هستم،مادرم با همسر شما سهیلا خانم همکار بودن و داییم هم توی اداره با خودتون
اها بله،خوب هستید؟چیزی شده؟
نه چیز خاصی که نه فقط امروز مامانم سهیلا خانم رو توی خیابون دیده بودن و چون بعد از چندین سال بهم رسیده بودن سهیلا خانم افتخار دادن و مهمان ما بودن که مامانم چون میگرن داره و بعضی اوقات خیلی شدید میشه باید سریع برسونیمش درمانگاه و با تزریق و سرم آروم میشن و متاسفانه امروز هم اینجوری شد و سهیلا خانم لطف کردن و زحمت کشیدن با ما اومدن درمانگاه و چون عجله ای بود کیفشون منزل ما جامونده بود و مامانم همش نگران بود که سهیلا خانم زود برسن منزل تا بیشتر شرمندشون نشیم و اومدیم دیدیم چندین بار تماس گرفتید و من شخصا اومدم ازتون عذرخواهی کنم و بگم قصور از سمت ما بوده و انشالله به بزرگواری خودتون ببخشید و سهیلا خانم تقصیری نداشتن و انشالله بتونیم زحماتشون و لطف شما رو جبران کنیم.
اخه سهیلا از صبح که رفته بود بیرون دیگه خبری ازش،نداشتم و سابقه نداشت اینجوری بره واسه همین خیلی ناراحت و نگران بودم ولی حالا که شما اومدید و توضیح دادید خیالم راحت شد،حالا مادر حالشون چطوره؟
خدا رو شکر،مشکل خاصی نیست و الانم خوبن.
حالا اگر کاری از ما ساخته است در خدمتیم و اگر میدونید سهیلا میتونه کمکی باشه براتون شب بیاد و مراقب مادرتون باشه
نه …ممنونم تا همینجا هم خیلی لطف کردن سهیلا خانم و شرمندشون شدیم و حاالا خواستم بگم اگر امکانش باشه چون ما بخاطر حال مادرم آخر هفته ها میریم یه باغچه کوچک بیرون شهر داریم که ارامشش بیشتره و امروز هم نشد که سهیلا خانم مهمان ما باشن واسه فردا حوالی ظهر بیام دنبالتون و اونجا در خدمتتون باشیم و از شرمندگیتون دربیایم.
نه بابا ،نفرمایید پسر گلم.
من که نمیتونم بیام ولی سهیلا اگر دوست داشت و مزاحمتون نبود مشکلی نیست از نظر من.
این حرفا چیه؟چه زحمتی؟پس من بیشتر از این مصدع اوقات نمیشم و فردا حوالی ظهر میام دنبالشون و با خودمون هم جمعه شب برمیگردن.
باشه پسرم،مشکلی نیست.انشالله که حال مامانتون هم زودتر خوب بشه،سلامت باشید
انشالله فردا با سهیلا خانم هماهنگ میکنم که بیام دنبالشون و بریم باغ
سهیلا خانم بیاید پایین از ماشین،بازم ازتون ممنونم،با حاج آقا هماهنگ کردم و فردا میام دنبالتون
باشه مشکلی نیست،خدا نگهدار
(جواد حرکت کرد و کمی که از خونه دور شدیم از پشت پاترول اومدم جلو و پیش جواد نشستم)
[احوال آقا رضا؟چطوری؟از سکس سهیلا لذت بردی؟دیدی حتی مخ باباتم زدم،از الان دیگه سهیلا مال منه و دیگه هرجور بخوام میکنمش.
آره بابا جواد تو چطور تونستی نقشه بریزی که بابام نبودن مامانمو ببخشه و تازه اجازه فردا و بعدا هم ازش بگیری،تو شیطون هم درس میدی،باور کن جوری که داشتی واسه بابام تعریف میکردی منم داشت باورم میشد که مامانم واسه کمک بیمارستان بوده…
وقتی بهت میگفتم من کارم و بلدم اینجوری بود که داری میبینی،حالا هم دیگه پیاده شو برو خونه تا منم برم به کارهام واسه فردا برسم.
پس من چی جواد؟
تو چی؟ چی میخوای؟میخواستی سکس سهیلا رو ببینی که دیدی و از این به بعد دیگه سهیلا مال منه و هرجا بخوام میبرمش و طبق قرارمون که گفتی میخوای در جریان برنامه هاش باشی از چت ها و روابطمون برات عکس و اسکرین شات و …میفرستم.
جواد بی معرفتی نکن،قرارمون بود که همیشه من باشم،
باشی برای چی؟اگر میخاستی سکسش و ببینی که امروز دیدی و بقیه اش هم عکس و فیلمهاش و برات میفرستم اگر هم میخوای خودت بکنیش فعلا زوده و باید بزاری من حسابی کوس و کونش و تحریک کنم و یه زن سکسی ازش بسازم ولی نگران نباش به زودی هم خودت میکنیش و هم تو خونه خودتون جلو بابات میکنمش
چطوری؟ مگه میشه؟
بله که میشه همینجور که امروز اولش نمی خواست دامنش لکه دار بشه و به زندگی و شوهرش خیانت کنه و کلی التماس و گریه میکرد که حتی لختش نکنم ولی دیدی کامل ترتیبشو دادم همینجور هم به اتاق خودش تو خونتون میرسیم.
یعنی واقعا میشه؟بله حتما میشه…صبور باش و تماشا کن.
حالا هم پیاده شو برو که خیلی کار دارم.
باشه جواد،خداحافظ
خداحافظ رضا جون،بازم بابت سهیلا ازت ممنونم.]
(رفتم خونه و دیدم مامانم تو اتاق رو تختش دراز کشیده و داره با موبایلش پیام میده و مطمئن بودم داره با جواد چت میکنه و خیلی کنجکاو بودم که چی دارن بهم میگن و چون میدونستم مامانم شبها موبایلش و بیرون از اتاق میزاره شارژ و از خودش دور میکنه باید صبر میکردم که زمان خوابش برسه و تا گوشیش رو کنار گذاشت و خوابید رفتم و پیامهاش و خوندم)
💬📩💬⬇️
{+سلام سهیلا جون،چطوری؟من تازه رسیدم خونه،شوهرت چیزی نگفت بهت؟
*سلام جواد جون،خسته نباشی،چقدر دیر رسیدی خونه؟نه فقط یکم غر زد که لااقل از بیمارستان یه زنگمیزدی ،منم بهش گفتم داری میگی بیمارستان،باغ که نبودم حالا هم اومدم خونه و خسته ام و میخوام بخوابم و اومدم اتاقم منتظر بودم پیام بدی.
+وای سهیلا جات تو خونه واقعا خالیه و باور نمیکنی دلم برات تنگ شده
*راستش منم دلم برات تنگ شده
+فردا کی بیام دنبالت سهیلا جون؟
*نمیدونم هر وقت خواستی بیا
+چی برام می پوشی فردا سهیلا جون؟
*نمیدونم،هر چی تو دوس داشته باشی
+یه کت دامن فیروزه ای گوشه کمدت گذاشتی با یه تاپ سفیدت که تو کشو پایینش هست…این ست فکر کنم بهت بیاد یا اون لباس مجلسی زرشکیه یه تیکه هست که آستینش حلقه است و پایینش چین داره
بنظرم این دو دست بیشتر بهت بیاد ولی کمد لباسی قشنگی داری.اگر تونستی یکیش و بپوش و اون یکی رو هم با خودت بیار و پیش خودم عوض کن
*جواد تو کی و چطوری اومدی تو خونه و اتاق خواب من؟چطور از همه وسایل من خبر داری؟
+من تا الان ۲ بار اومدم خونتون ولی عجله نکن و به موقع خودش برات میگم
*خب الان بگوووو…،اینجوری خیال منم راحت تر میشه
+الان زوده بخوای همه چیز و بدونی و ما فعلا خیلی با هم کار داریم ولی بدون که من کاملا از زندگیت خبر دارم و اگر زن سربراه و خوبی باشی خیلی بهت خوش میگذره
*نمیدونم بخدا چی باید بگم و تو از کجا پیدات شده ولی حسم میگه ذاتت خوبه و قصد اذیت و ریختن آبروم و نداری واسه همین حسی که بهت دارم باشه هر چی تو بگی انجام میدم،فقط قولهایی که بهم دادی یادت نره…جواد فردا کی میای دنبالم؟
+برا حدود ۱۱:۳۰ تا ۱۲ ظهر آماده باش،همون شورت مشکی با گل برجسته هم که تو حمام شسته بودی برام بپوش
*نکنه اینم میخوام ازم بگیری و پیش خودت نگه داری؟
+نگران نباش،اینقدر ست و لباس زیر برات میخرم که کم نمیاری
*باشه عزیزم.جواد تو کونم خیلی میخاره،انگار یه موجوداتی مثل مار تو کونم حرکت میکنن
+ای جااااان،این یعنی کونت هوس کیر و آب منو کرده و اون موجودات از منی تغذیه میکنن و حالا خودت و با آبگرم بشور تا آروم بشی فردا بهشون سیر غذا میدم
*یعنی دوباره میخوای از کون بکنی منو؟ عمرا…خیلی درد داشت،فکرشم نکن
+سهیلا این خارش یعنی دیگه تو کونی شدی و دردی دیگه نداری و فقط لذت داره برات
*چه بلایی سرم آوردی جواد؟
+نترس خوشگلم،خودم کنارتم و فقط قراره از تنت لذت رو تجربه کنی و هر کاری بگم انجام بدی یه میلف سکسی حسابی میشی.حالا هم برو راحت بخواب تا فردا بیام دنبالت عزیزم
*باشه جواد جونم،هر چی تو بگی،شب بخیر}
(تصمیم گرفتم صبح از خونه بیرون نرم و مامانم و زیر نظر بگیرم و اگر هم بشه از برنامه جواد مطلع بشم و راضیش کنم که منم دوباره پنهانی شاهد کارهاش باشم.
به جواد پیام دادم و نوشتم خوب حسابی مخ مامانم و زدی و مال خودت کردیش،میدونستم زرنگی و میتونی ولی فکر نمیکردم به این زودی بتونی تصاحبش کنی،دیدم جواب نمیده و فهمیدم خوابیده و منم خوابیدم
صبح با صدای دوش حمام از خواب بیدار شدم و فهمیدم مامانم رفته دوش بگیره و رفتم تو اتاقش دیدم ۲ دست لباس خواسته جواد رو گذاشته رو تختش که از حمام اومد بپوشه و گوشیم و چک کردم دیدم ۳.۵ صبح جواد پیام داده اره رضا جون سهیلا رو خوردمش و فکر تو هم هستم که بی نصیب نمونی و بابت حالی که بهم دادی تو هم باهاش حال کنی و به آرزوت برسی.
تا پیامش و دیدم جوابش دادم و نوشتم
💬📩💬⬇️
سلام جواد جون،صبحت بخیر،مرسی که به فکر منم هستی ولی فکر نکنم چیزی ازش برای من بزاری و همش و خودت بخوری😉😉😉😉امروز کجای میخای بری با مامانم؟منم میتونم باشم و ببینمش؟
جواب داد سلام رضا جون،خوبی؟سهیلا کجاست؟چرا پیام جواب نمیده؟نگران نباش سهیلا اونقدری هست که هرچی بخوریمش تموم نشه ، در ضمن امروز نمیتونی بیای ولی برات ویس و عکس و …میفرستم
براش نوشتم مامانم حمامه و رفته دوش بگیره و لباسهایی که خواسته بودی هم آماده کرده،چرا من نمیتونم باشم؟
جواب داد چون دیگه مال منه و تو و بابات باید به دوریش عادت کنید دیگه
باشه جواد،مامانم هم از حمام اومد بیرون
اکی ساعت ۱۲ میام دنبالش و میبرمش.
جواد اصلا نمیشه منم باهات بیام؟
گفتم که نه،حالا تو ماشین به گوشی زنگ بزن و از باغ هم برات عکس و فیلم میفرستم ولی قرار نیست همیشه اینجوری باشه و باید سهیلا در اختیار من باشه
باشه جواد جون،مرسی.
(مامانم از حمام اومد و مستقیم رفت اتاقش و با اینکه خیلی وقت بود که دیگه موهاش و سشوار نمیکشید و آرایش نمیکرد سشوار کشید،یه ارایش ملایم کرد و لباس رو روی تنش میزاشت تا ببینه کدومش بیشتر بهش میاد و در نهایت همون لباس مجلسی زرشکی با یه جوراب شلواری رنگ پا پوشید و اون کت و دامن هم آماده کرد که با خودش ببره
ساعت ۱۱:۳۵ بود که جواد بهم زنگ زد و گفت دارم میام دنبال سهیلا و وقتی از خونتون رفتیم زنگ بزن تا صدامون و بشنوی و ساعت ۱۱:۴۵ زنگ در خونه رو زد)
سلام حاج آقا،احوال شما؟خوبید خدا روشکر؟انشالله که ما رو بخشیده باشید و از ما ناراحت نباشید
سلام پسرم،خوش اومدی؟مادر چطوره؟
خدا رو شکر بهتره،اومدم اگر اجازه بفرمایید سهیلا خانم و با خودم ببرم.
خواهش میکنم،اتفاقا آماده شده و الان میاد.
حاج آقا شما تشریف نمیارید؟بهمون افتخار نمیدید؟
نه پسرم،شما برید به سلامت و انشالله بهتون خوش بگذره
خوشحال میشدیم در خدمتتون بودیم.
حالا انشالله فرصت بعد پسرم.
سلام سهیلا خانم،احوال شما؟آماده شدید به سلامتی؟
سلام جواد جان،بله،قراره زحمت بدیم.
نفرمایید ،شما رحمت هستید.
خب بااجازه حاج آقا،خدانگهدارتون.
بسلامت،تو جاده احتیاط کنید
چشمحتما حاج آقا.
(در و بستند و رفتند و من زنگ زدم گوشی جواد تا حرفاشون و بشنوم)
🤵♂️💞🧕⬇️📲
>>سلام خانومی،چه خوشگل کردی؟چه آبی رفته زیر پوستت.از دیروز تا حالا ۱۰ سال جوانتر و خوشگلتر شدی…
خوشکل که نیستم دیگه،واسه جوادم یکم بزک کردم خودمو
مانتو باز کن ببینم چی پوشیدی؟
همون که میخوای پوشیدم برات رسیدیم باغ نشونت میدم
من طاقت ندارم سهیلا،باز کن مانتوتو ببینم در ضمن الان تو باغ تنها نیستیم و یکی از دوستام با خواهرش که مزون داره و لباس زیر وارد میکنن و تو کار مدلینگ هم هستن اونجا مهمان ما هستن و خواستم تو رو بهشون نشون بدم و با هم آشناتون کنم،در ضمن گفتم چند تا ست لباس زیر هم برات بیاره…
واااای جواد،چرا ضد حال زدی؟اینجوری که نمیشه تو بغل هم باشیم و من معذبم.
نه اصلا اینجوری نیست،اولا که اونا خودشون خیلی خونگرم و راحت هستن،بعدشم که اونا شب میرن و ما تا جمعه پیش همیم.
فقط یه چیزی من بهشون گفتم که تو داری از شوهرت طلاق میگیری و دیگه تو مرحله نهایی طلاق هستی،حواست باشه
خب چرا گفتی؟
همینجوری،اخه اینجوری زودتر یخ رابطشون باهات باز میشه و صلاح دیدم اینجوری بگم.
واااای از دست تو جواد که اصلا از کارهات سر در نمیارم ولی یه جوری طلسمم کردی که نمیتونم بهت نه بگم و همش حرف حرف خودت میشه
مرسی سهیلا جون،اینقدر برات سورپرایز دارم که اگر باهام همکاری کنی به اوج خوشی و لذت میرسی و بهترین لحظاتی رو تجربه میکنی که برای معدود زن متاهلی حداقل تو ایران پیش میاد.
مثلا چی؟
بزار ب وقت خودش انجام بشه و سورپرایز بمونه
سهیلا جون اسم دوستم فرشاده و خواهرش فریده،سعی کن با هر دوشون راحت باشی و هر کاری ازت خواستن رو انجام بده و دقیقا انگار من گفتم بهت،با این لباس و آرایش خیلی خوشکل شدی.
عهههه ماشین فرشاده و زودتر از ما رسیده…
سلام فرشاد چطوری؟کی رسیدی؟
سلام جواد جان،خیلی وقت نیست
فریده پس کو؟چرا نیومد؟
اون یه کاری داشت و نتونست بیاد و لباسها و ست هایی که خواسته بودی رو برات آوردم.
راستی فرشاد… ایشون هم سهیلا خانومی
سلام آقا فرشاد،خوشبختم
واااااووو،نگو سهیلا بگو فرشته،بگو پری…،بابا جواد شاه ماهی صید کردی،خیلی از عکس و فیلمهاش که دیدم خوشکلتر و خوش استایل تره
آره فرشاد سهیلا خیلی عشقه،خیلی ماهه… زن پاک ،اهل، آروم،سر به راه،سالم،…
خوشبحالت جواد…شانس در خونه ات زده
تا ماشینت میاری تو من و سهیلا خانم میریم تو خونه باغ،دوس دارم بیشتر با سهیلا جون آشنا بشم
چه خبر سهیلا خانم؟خوبید؟خیلی دوست داشتم ببینمتون،بیشتر هم بخاطر تعریفهای جواد از شما که حسابی دلش رو بردی
نظر لطفتونه،جواد خیلی پسر خوبیه
سهیلا خانم شما چطور با جواد آشنا شدید؟جواد گفت جلوی دادگاه خانواده شما رو دیده،درسته؟
راستش…چی بگم…آره…اونجا همو دیدیم
جواد گفت دارید طلاق میگیرید و دیگه تو مرحله پایانی هست
میشه بگید چرا داری طلاق میگیری؟
والا راستش چی بگم…شوهرم سنش بالاست و ۹ سال ازم بزرگتره،چند سال پیش هم سکته کرد و دیگه توان مراقبت از من و رفع نیازهای منو نداره و منم زندگی معمولی داشتم خسته شده بودم و یه اقدامی کرده بودم ولی با جواد که دیگه آشنا شدم دل تو دلم گذاشت و بهم گفت که محکمتر کارم و پیگیری کنم
چه اندام قشنگی دارید سهیلا خانم،فکر کنم زایمان نداشتید
نظر لطفتونه ،چرا ۴ تا زایمان داشتم ولی سزارین شدم
واقعا؟ماشالله اندامتون خیلی خوب و سرپاست،آره جواد فکر خوبی کرده،شما هنوز هم جوانی و میتونی لذت ببری از زندگیت،ضمن اینکه وقتی مطلقه بشی دیگه واسه سفر داخلی و خارج هم نیاز به اذن شوهر نداری و راحت میتونی تفریح کنی و از زندگیت لذت ببری
میدونی کشورهای عربی مثل عراق،دبی،…واسه زنهای مثل تو چقدر پول میدن و هر قسمت از تنت دلاره سهیلا جون،فقط کافیه خودت بخوای و منم راهشو یادت میدم.
چی میگید آقا فرشاد؟منظورتون چیه؟من اگر با جواد دوست شدم فقط واسه اینکه دیدم پسر خوبیه و درکش بالاست و میتونه منو از تنهایی دراره وگرنه من نه نیاز مالی دارم و نه ادم اینجور رابطه ها هستم و دلیل نمیشه حالا چون با کسی جز شوهرم آشنا شدم هر جور بخوای در موردم فکر کنید،من زیاد مذهبی نیستم ولی به اصولی برای خودم و زندگیم پایبندم…
ببخشید سهیلا خانم نمیدونستم اینقدر ناراحت میشی و فکر میکردم جواد درباره اش باهات صحبت کرده
میشه لطفا لباسات و دراری اندام نازت و ببینم؟
برای چی آخه؟
جواد کجا موند؟چرا نیومد داخل ساختمون؟میشه بگید جواد بیاد پیشم؟
جواد هم میاد عزیزم تا آماده بشی
آماده واسه چی؟
باغ جای عشق و حاله دیگه
اگر قرار بر عشق و حال هم باشه من با جواد نیازم و برطرف میکنم
برخلاف پوست صورتت که سبزه هستی ولی چه بدن سفیدی داری ،خیلی اندامت خوبه
تا حالا به گروپ سکس هم فکر کردی؟
نه،چی هست؟
اینکه همزمان چند نفر با تنت حال کنن
وااااای نه…اصلا فکرشم نکنید آقا فرشاد
من تا قبل از جواد جز با شوهرم با هیچکس سکس نکردم که اونم خدا میدونه پشیمون شدم و هیچکس بدنم و ندیده و امروز هم که اینجام باز به خواسته جواد بود که ازم خواست به حرفهای شما و خواهرتون گوش کنم و نمیدونم جواد منو چکار کرده که هر کاری ازم بخواد نمیتونم بهش نه بگم .
من میدونم چون جواد پسر خوبیه و میخواد حال خوب و لذت رو تجربه کنی
پس،حالا که جواد گفته به حرف من گوش کنی میشه لباستو دراری اندام نازتو ببینم؟
اخه…چی بگم…جلوی شما معذبم…خجالت میکشم
خجالت نداره سهیلا،با من راحت باش
لطفا به من دست نزنید آقا فرشاد…خواهش میکنم…حالم داره یه جوری میشه،جواد چرا نمیاد؟
جواد میخاد من و تو راحت باشیم
اخه جواد به من قول داده بود که همه حواسش باشه که آبروی من خدشه دار نشه و نمیدونم چرا الان این حرکت و انجام داده و شما رو فرستاده سراغ من؟
نگران نباش سهیلا جون،قرار نیست اتفاقی بیفته که،در ضمن منو جواد دوست خیلی قدیمی هستیم و هوای هم و داریم و چون از حس خوبش با تو برام گفته بود من ازش خواستم این برنامه رو ترتیب بده،جووووون چه لب شیرین و پوست لطیفی داری…جواد گفته بود سوتین نبندی؟نوک سینه هات حسابی بزرگ شده
آاااااآااااااه ه ه ه…آااااااآاااح ح ح خ آقا فرشاد لطفا ولم کنید،حالم خوب نیست
جوااااااااد…جواااااااد جان،کجایی؟جوااااااد تو رو خدا بیا اینجا
اگر آروم باشی حالت هم خوب میشه،دوای دردت پیش منه
جواااااد…جوااااااد…چرا نمیای؟کجااااایییی جواااااد؟ولم کنید آقا فرشاد…
بیا اینم جواد
چیه عزیزم؟چی شده؟
خیلی ازت ناراحت و دلگیرم ، خیلی نامرد و پستی جواد…من به تو اطمینان کردم و رو قولت حساب کردم و فکر کردم واقعا مرد هستی و میتونم به عنوان همدم روت حساب کنم
و تا الان دیدی هر چی گفتی گوش کردم و نه نگفتم…
خب حالا چی شده؟
دیروز قول دادی همه جوره حواست باشه که آبروی من نریزه و حساب سن و موقعیت من و بکنی و شرایطم و درک کنی،بعد حالا امروز منو آوردی واسه دوستت و اجازه میدی بهم دست بزنه و نزدیک بشه؟
جواد:فرشاد ست ها و لباسهای سهیلا رو نشونش ندادی؟
جواد:ببین سهیلا جون من دوستت دارم و شرایطت رو هم کاملا درک میکنم و هنوزم میگم نمیزارم آبروت بریزه و مشکلی برات پیش بیاد و اینکه فرشاد دوست قدیمی و مورد اعتماد منه و ما چیزی از هم پنهون نداریم و تو مسیر هم بهت گفتم که فرشاد با من فرق نداره عزیزم.پس چرا اینطور بی قراری میکنی؟
آخه جواد من روی تو جور دیگه حساب کرده بودم و میخواستم هر چیزی باشه فقط بین منو تو باشه و نه شخص دیگه
مرسی عزیزم که به من اعتماد داری،دیروز هم بهت گفتم بدن تو تشنه نوازش و محبت و سکس هست و گفتم اگر سر به راه باشی اوج لذت رو بهت میدم،پس بزار طبق برنامه ای که خودم میدونم پیش بریم…تو نگران هیچی نباش عزیزم،حالا هم بیا بغلم عزیز دلم.
بزار لباستو درارم فرشاد ببینه چه جواهری هستی،پاشو فرشاد وقت تلف نکن،شب میخوای برگردی این عروس دریایی خوشگل من از کفت میره
واااای جواد نکن،خجالت میکشم.
خجالت واسه چی؟تنت بلوره،فرشاد دست بکش رو روناش انگار مخمل و ابریشم،فرشاد جوراب شلواریش و درار بهشتش و ببین که چی داره و شوهر لجنش قدرش رو ندونسته…
فرشاد: چه بهتر جواد،گذاشته واسه ما…اوووووفففففف عجب کوسی داری سهیلا
جواد: فرشاد بخورش ببین چی هست…
اووووومممممم،با اجازه سهیلا جون
اااااااححححح،اووووومممممم،اااااااحححححح…جواد خجالت میکشم…حالم داره یه حوری میشه…تنم مور مور میشه آاآاآاااآححححح آآآااااآآآاااه ه ه
من که بهت گفتم نمیزارم بهت بد بگذره،من برات بهترین لذتها رو مهیا میکنم
واااای آقا فرشاد چقدر کیرت کلفته،این کیر منو جر میده،وااااای من با دوتا کیر کلفت چه بلایی سرم میاد…
بخورش سهیلا جون،نووووش،جونت
هردوتاش؟
اره عزیزم،باید به این مدل سکسها عادت کنی چون لذتش چندین برابره سکس عادی هست
اوووووومممم…اوووق🤮🤮 اووووق🤮🤮خیلی کلفته نمیتونم ،حالم بد میشه
عادت میکنی سهیلا جوووون،بخورشون،لیسشون بزن،اوووفففف اره الان داری خوب میخوریش،عااااایه،همش و بکن تو دهنت
//📸💬💬📸رضا ببین مامان پاک و ساده ات چطور ۲ تا کیر و تو دهنش جاکرده ،منتظر عکسهای بعدی هم باش📸💬💬📸😉😉😉//
فرشاد تو بخواب کف زمین،سهیلا جون بشین روش تنظیمش کن روی کونت تا منم بیام وسط پاهای خوشکلت و کوست و حال بیارم،
وواااااایییی جواد،نهههههه،تو رو خدا،تو رو به هر کی میپرستی،تو رو جان مامانت
وااااااااییییییی،خداااااااا،مردم از درد،جرررررر خوردم
وااااااییییی پاره شدم،تکونش ندید
##”“آرومگذاشتم تو کوسش ولی خیلی تلمبه نمیزدم و فقط میخواستم واسه پسرش عکس بفرستم و رضا رو حسابی داغش کنم،”’”##
اوووووففف چقدر کوس و کونت تنگ شده سهیلا،اینقدر تنگ شدی انگار نه انگار دیروز جرت دادم
//📸💬💬📸رضا ببین چطور ۲ تا کیر تو کوس و کونش جا داده،فکر میکردی مامانت اینقدر توانمند باشه؟نمیدونی چه لذتی داره کردنش📸💬💬📸//
سهیلا : وااااای ،،جوااااد،دارم میمیرم از درد،واااای خداااا،جوااااد هر کاری بگی میکنم فقط تمومش کنید،
فرشاد تو اوج لذت بود و نعره میکشید و سهیلا رو کیرش بالا پایین میشد و پستوناش تو هوا تکون میخورد که یهو همه رو تو کونش خالی کرد و داد هر دوشون بلند شد فرشاد میگفت سهیلا بهترین سکس عمرم و با تو کردم
سهیلا میگفت سووووختم،مردم،آتیش گرفتم…خدا بگمچکارت کنه جواد که این بلاها رو سرم میاری
فرشاد پرسید کی از شوهرت کامل جدا میشی؟
نمیدونم،من دیگه با این کارهای جواد هیچی نمیدونم،همه تنم درد میکنه،تو شکمم تیر میکشه،کاش میشد برم خونمون…آخه چرا یهو روزگار من اینجوری شد؟داشتم زندگیم و میکردم
مگه حالا چی شده سهیلا جون؟ مگه برات بد شده؟
نمیدونم جواد،بخدا نمیدونم چی بگم،از همه زندگی من خبر داری ولی هیچی نمیگی بهم…از آبروم میترسم واسه همین مجبورم حرفات و گوش کنم
جواد:ست هایی که برات گرفتم و دوست داشتی؟
اره دیدم،ممنون،خیلی خوشگل بودن ولی بیشترش برا سن من مناسب نیست
جواد:همش برات مناسبه ولی تو چون با اون پیرمرد بی عرضه زندگی میکردی دیگه برات اهمیت نداشته ولی بگم بازم ست های خودت هم خوشگل و باکلاس بودن،خاک بر سر شوهرت که قدر تو رو نمیدونسته…
جلوش که خوب حاج آقا حاج آقا میکردی و خم و راست میشدی…!حالا چی شد اینجا بهش فحش میدی
جواد:من هر کاری میکنم فقط بخاطر تو هست که دوستت دارم و میخوام کنار خودم باشی و از بودن کنار من لذت ببری و حاجی هم مدت کوتاه دیگه دورانش تموم میشه و تو مال خودم میشی
یعنی چی جواد؟چکار میخوای بکنی؟منظورت چیه؟نکنه میخوای بلایی سرش بیاری؟
جواد:نه بابا،چکارش دارم پیرمرد بیچاره رو؟بزار چند صباح دیگه عمرش خوش باشه واسه خودش ولی من با برنامه هایی که برات دارم همینجور که الان با اجازه حاجی پیش منی حاجی بزودی خودش تو رو به من تقدیم میکنه
جواد: حالا پاشو هر کدام از ست ها دوس داری بپوش و اینجا برامون برقص که دلم واسه رقصیدنت و عشوه هات تنگ شده خوشگل من
بخدا جواد همه تنم درد میکنه ،رحمم،تو شکمم،کمرم و …حسش ندارم بخدا
جواد:پاشو بپوش چون فرشاد دیگه میخواد بره و دوس دارم رقص خوشکلت هم ببینه،اول دونه دونه همه اشون و بپوش هر کدوم که دیدیم بیشتر بهت میاد با همون برامون برقص
واااای جواد از دست تو،چه دل خجسته ای داری،حوصله ام نمیشه،۷ تا ست زیاده ،دو سه تاش که خودم خوشم میاد میپوشم
جواد: باشه عزیزم
فرشاد:بنظرم این سفید با خطهای مشکی بهش بیشتر میاد جواد،موافقی؟
جواد:اره ،چقدر لامبادا سکسیش کرده،ممنون فرشاد جووون،سلیقه ات عالیه داداش،همشون خوشگلن
اینا که میگی خیلی خوبه عزیزم و یعنی آبم به بدنت ساخته
یعنی چی جواد،منظورت چیه آبت به بدنم ساخته؟
یعنی کوس و کون خوشکلت دیگه مال منه و فقط با آب منی من آروم میشی
اووووومممممم،💋💋💋💋💋بووووس
واااای حواد،ساعت چنده؟بزار گوشیمو نگاه کنم،وای گوشیم چرا بی صدا شده؟
من سایلنتش کردم سهیلا جون که کسی مزاحم حال کردنمون نشه
وااااای خدااااا شوهرم ۹ بار تماس گرفته و من جوابش ندادم،الان برسم خونه منو کشته
شور نزن عزیزم خودم میام باهاش صحبت میکنم و نمیزارم نازکتر از گل بهت بگه.
نه شوهرت بلکه هیچکس حق نداره اذیتت کنه.
چی میگی جواد؟تو بیای به شوهرم چی بگی؟ میخوای بگی کی هستی ؟ اون تو رو ببینه هر دومون و کشته.
تو بسپار به من ببین چطوری سورپرایزت میکنم.
امروز چند شنبه است؟
سه شنبه،خب که چی؟
میام با شوهرت حرف میزنم و اجازه آخر هفته ات رو هم ازش میگیرم
توهم زدی؟چی میگی؟فکر کردی الکیه؟
حالا میبینی سهیلا جون ولی باید قول بدی اگر حرف من شد هر کاری ازت خواستم انجام بدی .
میدونم محاله ولی باشه تا الان هم که همش حرف حرف تو شده
حالا پاشو لباستو بپوش تا برسونمت خونه و شرط رو هم ازت ببرم
باشه…جواد لباس زیرهای من کجاست؟مگه رو لباسهام نبود؟
اونها پیش من میمونه،همون مانتو شلوارت و بپوش تا بریم؟
پیش تو واسه چی؟میخوای باهاشون چیکار کنی؟
قرار شد هر چیزی من میگم انجام بدی پس برو فقط مانتو و تاپ و شلوارت رو بپوش تا بریم.
جواد اذیتم نکن،بهم بده تا بپوشم و بریم.
خوشگلم میخوای بازم سورپرایزت کنم؟
سوراپرایز چی؟
بیا بریم اون اتاق.
برای چی؟
میخوام حرفام و بهت ثابت کنم ، قبلا هم بهت گفتم من اهل خالی بندی نیستم و هر چیزی بهت گفتم دیدی که واقعیت داشته و از ظهر قول دادی که هر کاری من میخوام انجام بدی و من بهت گفتم که خیلی چیزا ازت میدونم،مگه نه؟درسته؟
آره جواد جون،حالا چی شده؟
این دوتا شورت خوشگل قرمز و بنفش با این سوتین قهوه ای به نظرت مال کیه؟
خدا مرگم بده مال منه ولی اینجا دست تو چیکار میکنه؟
سهیلا جون تو شورتهات و تو حمام روی دسته شیر وان حمام میشوری و خشک میکنی،درسته؟
اره ولی تو از کجا میدونی؟
الان هم یه شورت مشکی تو حمام شستی که توریه و گلهای برجسته روشه و من خیلی دوسش دارم و نتونستم با خودم بیارمش و من حتی سر کمد لباسهات و کشو لباس زیرهات هم رفتم و آمار همشون و دارم.پس وقتی میگم خیلی چیزا ازت میدونم فکر نکن الکی میگم.
وای خداااااا دارم سکته میکنم،تو توی اتاق خواب من و سر کمد لباسی من چطوری رفتی و اصلا کی و چطوری وارد خونه من شدی؟
دیگه اینا جزو همون اسراری هست که قرار نیست فعلا برملا بشه.پس هر چیزی میگم فقط بگو چشششمو انجامش بده و ازم سوال نپرس.باشه سهیلا؟
چشششم جواد،اصلا نمیدونم چی شده و من الان کجام و تو کی هستی واقعا؟
نگران هیچی نباش،فکر کن از امروز من شوهرتم و تو باید مطیع حرفهای من بشی تا به هردومون حسابی خوش بگذره،باشه؟
نمیدونم بخدا چی باید بگم ،چشششم جواد جان،فقط،امیدوارم آخرش دردسری برام درست نشه
آفرین عزیزم،نترس همه چی تحت کنترل منه
(منم سریع رفتم بیرون و دوباره پشت ماشین مخفی شدم تا اونا اومدن)
نشستن تو ماشین و جواد دستش رو گذاشت لای پای مامانم
سهیلا جون من چطوره؟
خوبم ولی باور میکنی هنوز تو شوک هستم از حرفهات و کارهات؟
اشکال نداره حالا بیشتر با هم هستیم بهتر همو میشناسیم،حالا هم که رفتیم در خونه تو اصلا حرفی نمیزنی و میزاری من فقط صحبت کنم و ببین چطور شوهرت رام میشه و حتی ازمتشکر میکنه و اجازه آخر هفته ات هم راحت میده.
بخدا نمیدونم چی بگم؟هنوز تو شوک هستم و نگرانم که مشکلی پیش نیاد
همه چیز اوکیه،دلشوره ات بیخوده قشنگم
(رسیدن در خونه)
سهیلا تو توی ماشین بمون تا خودم صدات کنم بیای پایین
(جواد پیاده شد و زنگ در و زد)
سلام حاج آقا،خوب هستید،فیروزبخت هستم،امکانش هست چند دقیقه تشریف بیارید دم در؟
امرتون؟
عرض میکنم،لطفا تشریف بیارید
بله،چند لحظه صبر کنید
سلام،بفرمایید؟
سلام حاج آقا ،ارادتمندم، فیروزبخت هستم،مادرم با همسر شما سهیلا خانم همکار بودن و داییم هم توی اداره با خودتون
اها بله،خوب هستید؟چیزی شده؟
نه چیز خاصی که نه فقط امروز مامانم سهیلا خانم رو توی خیابون دیده بودن و چون بعد از چندین سال بهم رسیده بودن سهیلا خانم افتخار دادن و مهمان ما بودن که مامانم چون میگرن داره و بعضی اوقات خیلی شدید میشه باید سریع برسونیمش درمانگاه و با تزریق و سرم آروم میشن و متاسفانه امروز هم اینجوری شد و سهیلا خانم لطف کردن و زحمت کشیدن با ما اومدن درمانگاه و چون عجله ای بود کیفشون منزل ما جامونده بود و مامانم همش نگران بود که سهیلا خانم زود برسن منزل تا بیشتر شرمندشون نشیم و اومدیم دیدیم چندین بار تماس گرفتید و من شخصا اومدم ازتون عذرخواهی کنم و بگم قصور از سمت ما بوده و انشالله به بزرگواری خودتون ببخشید و سهیلا خانم تقصیری نداشتن و انشالله بتونیم زحماتشون و لطف شما رو جبران کنیم.
اخه سهیلا از صبح که رفته بود بیرون دیگه خبری ازش،نداشتم و سابقه نداشت اینجوری بره واسه همین خیلی ناراحت و نگران بودم ولی حالا که شما اومدید و توضیح دادید خیالم راحت شد،حالا مادر حالشون چطوره؟
خدا رو شکر،مشکل خاصی نیست و الانم خوبن.
حالا اگر کاری از ما ساخته است در خدمتیم و اگر میدونید سهیلا میتونه کمکی باشه براتون شب بیاد و مراقب مادرتون باشه
نه …ممنونم تا همینجا هم خیلی لطف کردن سهیلا خانم و شرمندشون شدیم و حاالا خواستم بگم اگر امکانش باشه چون ما بخاطر حال مادرم آخر هفته ها میریم یه باغچه کوچک بیرون شهر داریم که ارامشش بیشتره و امروز هم نشد که سهیلا خانم مهمان ما باشن واسه فردا حوالی ظهر بیام دنبالتون و اونجا در خدمتتون باشیم و از شرمندگیتون دربیایم.
نه بابا ،نفرمایید پسر گلم.
من که نمیتونم بیام ولی سهیلا اگر دوست داشت و مزاحمتون نبود مشکلی نیست از نظر من.
این حرفا چیه؟چه زحمتی؟پس من بیشتر از این مصدع اوقات نمیشم و فردا حوالی ظهر میام دنبالشون و با خودمون هم جمعه شب برمیگردن.
باشه پسرم،مشکلی نیست.انشالله که حال مامانتون هم زودتر خوب بشه،سلامت باشید
انشالله فردا با سهیلا خانم هماهنگ میکنم که بیام دنبالشون و بریم باغ
سهیلا خانم بیاید پایین از ماشین،بازم ازتون ممنونم،با حاج آقا هماهنگ کردم و فردا میام دنبالتون
باشه مشکلی نیست،خدا نگهدار
(جواد حرکت کرد و کمی که از خونه دور شدیم از پشت پاترول اومدم جلو و پیش جواد نشستم)
[احوال آقا رضا؟چطوری؟از سکس سهیلا لذت بردی؟دیدی حتی مخ باباتم زدم،از الان دیگه سهیلا مال منه و دیگه هرجور بخوام میکنمش.
آره بابا جواد تو چطور تونستی نقشه بریزی که بابام نبودن مامانمو ببخشه و تازه اجازه فردا و بعدا هم ازش بگیری،تو شیطون هم درس میدی،باور کن جوری که داشتی واسه بابام تعریف میکردی منم داشت باورم میشد که مامانم واسه کمک بیمارستان بوده…
وقتی بهت میگفتم من کارم و بلدم اینجوری بود که داری میبینی،حالا هم دیگه پیاده شو برو خونه تا منم برم به کارهام واسه فردا برسم.
پس من چی جواد؟
تو چی؟ چی میخوای؟میخواستی سکس سهیلا رو ببینی که دیدی و از این به بعد دیگه سهیلا مال منه و هرجا بخوام میبرمش و طبق قرارمون که گفتی میخوای در جریان برنامه هاش باشی از چت ها و روابطمون برات عکس و اسکرین شات و …میفرستم.
جواد بی معرفتی نکن،قرارمون بود که همیشه من باشم،
باشی برای چی؟اگر میخاستی سکسش و ببینی که امروز دیدی و بقیه اش هم عکس و فیلمهاش و برات میفرستم اگر هم میخوای خودت بکنیش فعلا زوده و باید بزاری من حسابی کوس و کونش و تحریک کنم و یه زن سکسی ازش بسازم ولی نگران نباش به زودی هم خودت میکنیش و هم تو خونه خودتون جلو بابات میکنمش
چطوری؟ مگه میشه؟
بله که میشه همینجور که امروز اولش نمی خواست دامنش لکه دار بشه و به زندگی و شوهرش خیانت کنه و کلی التماس و گریه میکرد که حتی لختش نکنم ولی دیدی کامل ترتیبشو دادم همینجور هم به اتاق خودش تو خونتون میرسیم.
یعنی واقعا میشه؟بله حتما میشه…صبور باش و تماشا کن.
حالا هم پیاده شو برو که خیلی کار دارم.
باشه جواد،خداحافظ
خداحافظ رضا جون،بازم بابت سهیلا ازت ممنونم.]
(رفتم خونه و دیدم مامانم تو اتاق رو تختش دراز کشیده و داره با موبایلش پیام میده و مطمئن بودم داره با جواد چت میکنه و خیلی کنجکاو بودم که چی دارن بهم میگن و چون میدونستم مامانم شبها موبایلش و بیرون از اتاق میزاره شارژ و از خودش دور میکنه باید صبر میکردم که زمان خوابش برسه و تا گوشیش رو کنار گذاشت و خوابید رفتم و پیامهاش و خوندم)
💬📩💬⬇️
{+سلام سهیلا جون،چطوری؟من تازه رسیدم خونه،شوهرت چیزی نگفت بهت؟
*سلام جواد جون،خسته نباشی،چقدر دیر رسیدی خونه؟نه فقط یکم غر زد که لااقل از بیمارستان یه زنگمیزدی ،منم بهش گفتم داری میگی بیمارستان،باغ که نبودم حالا هم اومدم خونه و خسته ام و میخوام بخوابم و اومدم اتاقم منتظر بودم پیام بدی.
+وای سهیلا جات تو خونه واقعا خالیه و باور نمیکنی دلم برات تنگ شده
*راستش منم دلم برات تنگ شده
+فردا کی بیام دنبالت سهیلا جون؟
*نمیدونم هر وقت خواستی بیا
+چی برام می پوشی فردا سهیلا جون؟
*نمیدونم،هر چی تو دوس داشته باشی
+یه کت دامن فیروزه ای گوشه کمدت گذاشتی با یه تاپ سفیدت که تو کشو پایینش هست…این ست فکر کنم بهت بیاد یا اون لباس مجلسی زرشکیه یه تیکه هست که آستینش حلقه است و پایینش چین داره
بنظرم این دو دست بیشتر بهت بیاد ولی کمد لباسی قشنگی داری.اگر تونستی یکیش و بپوش و اون یکی رو هم با خودت بیار و پیش خودم عوض کن
*جواد تو کی و چطوری اومدی تو خونه و اتاق خواب من؟چطور از همه وسایل من خبر داری؟
+من تا الان ۲ بار اومدم خونتون ولی عجله نکن و به موقع خودش برات میگم
*خب الان بگوووو…،اینجوری خیال منم راحت تر میشه
+الان زوده بخوای همه چیز و بدونی و ما فعلا خیلی با هم کار داریم ولی بدون که من کاملا از زندگیت خبر دارم و اگر زن سربراه و خوبی باشی خیلی بهت خوش میگذره
*نمیدونم بخدا چی باید بگم و تو از کجا پیدات شده ولی حسم میگه ذاتت خوبه و قصد اذیت و ریختن آبروم و نداری واسه همین حسی که بهت دارم باشه هر چی تو بگی انجام میدم،فقط قولهایی که بهم دادی یادت نره…جواد فردا کی میای دنبالم؟
+برا حدود ۱۱:۳۰ تا ۱۲ ظهر آماده باش،همون شورت مشکی با گل برجسته هم که تو حمام شسته بودی برام بپوش
*نکنه اینم میخوام ازم بگیری و پیش خودت نگه داری؟
+نگران نباش،اینقدر ست و لباس زیر برات میخرم که کم نمیاری
*باشه عزیزم.جواد تو کونم خیلی میخاره،انگار یه موجوداتی مثل مار تو کونم حرکت میکنن
+ای جااااان،این یعنی کونت هوس کیر و آب منو کرده و اون موجودات از منی تغذیه میکنن و حالا خودت و با آبگرم بشور تا آروم بشی فردا بهشون سیر غذا میدم
*یعنی دوباره میخوای از کون بکنی منو؟ عمرا…خیلی درد داشت،فکرشم نکن
+سهیلا این خارش یعنی دیگه تو کونی شدی و دردی دیگه نداری و فقط لذت داره برات
*چه بلایی سرم آوردی جواد؟
+نترس خوشگلم،خودم کنارتم و فقط قراره از تنت لذت رو تجربه کنی و هر کاری بگم انجام بدی یه میلف سکسی حسابی میشی.حالا هم برو راحت بخواب تا فردا بیام دنبالت عزیزم
*باشه جواد جونم،هر چی تو بگی،شب بخیر}
(تصمیم گرفتم صبح از خونه بیرون نرم و مامانم و زیر نظر بگیرم و اگر هم بشه از برنامه جواد مطلع بشم و راضیش کنم که منم دوباره پنهانی شاهد کارهاش باشم.
به جواد پیام دادم و نوشتم خوب حسابی مخ مامانم و زدی و مال خودت کردیش،میدونستم زرنگی و میتونی ولی فکر نمیکردم به این زودی بتونی تصاحبش کنی،دیدم جواب نمیده و فهمیدم خوابیده و منم خوابیدم
صبح با صدای دوش حمام از خواب بیدار شدم و فهمیدم مامانم رفته دوش بگیره و رفتم تو اتاقش دیدم ۲ دست لباس خواسته جواد رو گذاشته رو تختش که از حمام اومد بپوشه و گوشیم و چک کردم دیدم ۳.۵ صبح جواد پیام داده اره رضا جون سهیلا رو خوردمش و فکر تو هم هستم که بی نصیب نمونی و بابت حالی که بهم دادی تو هم باهاش حال کنی و به آرزوت برسی.
تا پیامش و دیدم جوابش دادم و نوشتم
💬📩💬⬇️
سلام جواد جون،صبحت بخیر،مرسی که به فکر منم هستی ولی فکر نکنم چیزی ازش برای من بزاری و همش و خودت بخوری😉😉😉😉امروز کجای میخای بری با مامانم؟منم میتونم باشم و ببینمش؟
جواب داد سلام رضا جون،خوبی؟سهیلا کجاست؟چرا پیام جواب نمیده؟نگران نباش سهیلا اونقدری هست که هرچی بخوریمش تموم نشه ، در ضمن امروز نمیتونی بیای ولی برات ویس و عکس و …میفرستم
براش نوشتم مامانم حمامه و رفته دوش بگیره و لباسهایی که خواسته بودی هم آماده کرده،چرا من نمیتونم باشم؟
جواب داد چون دیگه مال منه و تو و بابات باید به دوریش عادت کنید دیگه
باشه جواد،مامانم هم از حمام اومد بیرون
اکی ساعت ۱۲ میام دنبالش و میبرمش.
جواد اصلا نمیشه منم باهات بیام؟
گفتم که نه،حالا تو ماشین به گوشی زنگ بزن و از باغ هم برات عکس و فیلم میفرستم ولی قرار نیست همیشه اینجوری باشه و باید سهیلا در اختیار من باشه
باشه جواد جون،مرسی.
(مامانم از حمام اومد و مستقیم رفت اتاقش و با اینکه خیلی وقت بود که دیگه موهاش و سشوار نمیکشید و آرایش نمیکرد سشوار کشید،یه ارایش ملایم کرد و لباس رو روی تنش میزاشت تا ببینه کدومش بیشتر بهش میاد و در نهایت همون لباس مجلسی زرشکی با یه جوراب شلواری رنگ پا پوشید و اون کت و دامن هم آماده کرد که با خودش ببره
ساعت ۱۱:۳۵ بود که جواد بهم زنگ زد و گفت دارم میام دنبال سهیلا و وقتی از خونتون رفتیم زنگ بزن تا صدامون و بشنوی و ساعت ۱۱:۴۵ زنگ در خونه رو زد)
سلام حاج آقا،احوال شما؟خوبید خدا روشکر؟انشالله که ما رو بخشیده باشید و از ما ناراحت نباشید
سلام پسرم،خوش اومدی؟مادر چطوره؟
خدا رو شکر بهتره،اومدم اگر اجازه بفرمایید سهیلا خانم و با خودم ببرم.
خواهش میکنم،اتفاقا آماده شده و الان میاد.
حاج آقا شما تشریف نمیارید؟بهمون افتخار نمیدید؟
نه پسرم،شما برید به سلامت و انشالله بهتون خوش بگذره
خوشحال میشدیم در خدمتتون بودیم.
حالا انشالله فرصت بعد پسرم.
سلام سهیلا خانم،احوال شما؟آماده شدید به سلامتی؟
سلام جواد جان،بله،قراره زحمت بدیم.
نفرمایید ،شما رحمت هستید.
خب بااجازه حاج آقا،خدانگهدارتون.
بسلامت،تو جاده احتیاط کنید
چشمحتما حاج آقا.
(در و بستند و رفتند و من زنگ زدم گوشی جواد تا حرفاشون و بشنوم)
🤵♂️💞🧕⬇️📲
>>سلام خانومی،چه خوشگل کردی؟چه آبی رفته زیر پوستت.از دیروز تا حالا ۱۰ سال جوانتر و خوشگلتر شدی…
خوشکل که نیستم دیگه،واسه جوادم یکم بزک کردم خودمو
مانتو باز کن ببینم چی پوشیدی؟
همون که میخوای پوشیدم برات رسیدیم باغ نشونت میدم
من طاقت ندارم سهیلا،باز کن مانتوتو ببینم در ضمن الان تو باغ تنها نیستیم و یکی از دوستام با خواهرش که مزون داره و لباس زیر وارد میکنن و تو کار مدلینگ هم هستن اونجا مهمان ما هستن و خواستم تو رو بهشون نشون بدم و با هم آشناتون کنم،در ضمن گفتم چند تا ست لباس زیر هم برات بیاره…
واااای جواد،چرا ضد حال زدی؟اینجوری که نمیشه تو بغل هم باشیم و من معذبم.
نه اصلا اینجوری نیست،اولا که اونا خودشون خیلی خونگرم و راحت هستن،بعدشم که اونا شب میرن و ما تا جمعه پیش همیم.
فقط یه چیزی من بهشون گفتم که تو داری از شوهرت طلاق میگیری و دیگه تو مرحله نهایی طلاق هستی،حواست باشه
خب چرا گفتی؟
همینجوری،اخه اینجوری زودتر یخ رابطشون باهات باز میشه و صلاح دیدم اینجوری بگم.
واااای از دست تو جواد که اصلا از کارهات سر در نمیارم ولی یه جوری طلسمم کردی که نمیتونم بهت نه بگم و همش حرف حرف خودت میشه
مرسی سهیلا جون،اینقدر برات سورپرایز دارم که اگر باهام همکاری کنی به اوج خوشی و لذت میرسی و بهترین لحظاتی رو تجربه میکنی که برای معدود زن متاهلی حداقل تو ایران پیش میاد.
مثلا چی؟
بزار ب وقت خودش انجام بشه و سورپرایز بمونه
سهیلا جون اسم دوستم فرشاده و خواهرش فریده،سعی کن با هر دوشون راحت باشی و هر کاری ازت خواستن رو انجام بده و دقیقا انگار من گفتم بهت،با این لباس و آرایش خیلی خوشکل شدی.
عهههه ماشین فرشاده و زودتر از ما رسیده…
سلام فرشاد چطوری؟کی رسیدی؟
سلام جواد جان،خیلی وقت نیست
فریده پس کو؟چرا نیومد؟
اون یه کاری داشت و نتونست بیاد و لباسها و ست هایی که خواسته بودی رو برات آوردم.
راستی فرشاد… ایشون هم سهیلا خانومی
سلام آقا فرشاد،خوشبختم
واااااووو،نگو سهیلا بگو فرشته،بگو پری…،بابا جواد شاه ماهی صید کردی،خیلی از عکس و فیلمهاش که دیدم خوشکلتر و خوش استایل تره
آره فرشاد سهیلا خیلی عشقه،خیلی ماهه… زن پاک ،اهل، آروم،سر به راه،سالم،…
خوشبحالت جواد…شانس در خونه ات زده
تا ماشینت میاری تو من و سهیلا خانم میریم تو خونه باغ،دوس دارم بیشتر با سهیلا جون آشنا بشم
چه خبر سهیلا خانم؟خوبید؟خیلی دوست داشتم ببینمتون،بیشتر هم بخاطر تعریفهای جواد از شما که حسابی دلش رو بردی
نظر لطفتونه،جواد خیلی پسر خوبیه
سهیلا خانم شما چطور با جواد آشنا شدید؟جواد گفت جلوی دادگاه خانواده شما رو دیده،درسته؟
راستش…چی بگم…آره…اونجا همو دیدیم
جواد گفت دارید طلاق میگیرید و دیگه تو مرحله پایانی هست
میشه بگید چرا داری طلاق میگیری؟
والا راستش چی بگم…شوهرم سنش بالاست و ۹ سال ازم بزرگتره،چند سال پیش هم سکته کرد و دیگه توان مراقبت از من و رفع نیازهای منو نداره و منم زندگی معمولی داشتم خسته شده بودم و یه اقدامی کرده بودم ولی با جواد که دیگه آشنا شدم دل تو دلم گذاشت و بهم گفت که محکمتر کارم و پیگیری کنم
چه اندام قشنگی دارید سهیلا خانم،فکر کنم زایمان نداشتید
نظر لطفتونه ،چرا ۴ تا زایمان داشتم ولی سزارین شدم
واقعا؟ماشالله اندامتون خیلی خوب و سرپاست،آره جواد فکر خوبی کرده،شما هنوز هم جوانی و میتونی لذت ببری از زندگیت،ضمن اینکه وقتی مطلقه بشی دیگه واسه سفر داخلی و خارج هم نیاز به اذن شوهر نداری و راحت میتونی تفریح کنی و از زندگیت لذت ببری
میدونی کشورهای عربی مثل عراق،دبی،…واسه زنهای مثل تو چقدر پول میدن و هر قسمت از تنت دلاره سهیلا جون،فقط کافیه خودت بخوای و منم راهشو یادت میدم.
چی میگید آقا فرشاد؟منظورتون چیه؟من اگر با جواد دوست شدم فقط واسه اینکه دیدم پسر خوبیه و درکش بالاست و میتونه منو از تنهایی دراره وگرنه من نه نیاز مالی دارم و نه ادم اینجور رابطه ها هستم و دلیل نمیشه حالا چون با کسی جز شوهرم آشنا شدم هر جور بخوای در موردم فکر کنید،من زیاد مذهبی نیستم ولی به اصولی برای خودم و زندگیم پایبندم…
ببخشید سهیلا خانم نمیدونستم اینقدر ناراحت میشی و فکر میکردم جواد درباره اش باهات صحبت کرده
میشه لطفا لباسات و دراری اندام نازت و ببینم؟
برای چی آخه؟
جواد کجا موند؟چرا نیومد داخل ساختمون؟میشه بگید جواد بیاد پیشم؟
جواد هم میاد عزیزم تا آماده بشی
آماده واسه چی؟
باغ جای عشق و حاله دیگه
اگر قرار بر عشق و حال هم باشه من با جواد نیازم و برطرف میکنم
برخلاف پوست صورتت که سبزه هستی ولی چه بدن سفیدی داری ،خیلی اندامت خوبه
تا حالا به گروپ سکس هم فکر کردی؟
نه،چی هست؟
اینکه همزمان چند نفر با تنت حال کنن
وااااای نه…اصلا فکرشم نکنید آقا فرشاد
من تا قبل از جواد جز با شوهرم با هیچکس سکس نکردم که اونم خدا میدونه پشیمون شدم و هیچکس بدنم و ندیده و امروز هم که اینجام باز به خواسته جواد بود که ازم خواست به حرفهای شما و خواهرتون گوش کنم و نمیدونم جواد منو چکار کرده که هر کاری ازم بخواد نمیتونم بهش نه بگم .
من میدونم چون جواد پسر خوبیه و میخواد حال خوب و لذت رو تجربه کنی
پس،حالا که جواد گفته به حرف من گوش کنی میشه لباستو دراری اندام نازتو ببینم؟
اخه…چی بگم…جلوی شما معذبم…خجالت میکشم
خجالت نداره سهیلا،با من راحت باش
لطفا به من دست نزنید آقا فرشاد…خواهش میکنم…حالم داره یه جوری میشه،جواد چرا نمیاد؟
جواد میخاد من و تو راحت باشیم
اخه جواد به من قول داده بود که همه حواسش باشه که آبروی من خدشه دار نشه و نمیدونم چرا الان این حرکت و انجام داده و شما رو فرستاده سراغ من؟
نگران نباش سهیلا جون،قرار نیست اتفاقی بیفته که،در ضمن منو جواد دوست خیلی قدیمی هستیم و هوای هم و داریم و چون از حس خوبش با تو برام گفته بود من ازش خواستم این برنامه رو ترتیب بده،جووووون چه لب شیرین و پوست لطیفی داری…جواد گفته بود سوتین نبندی؟نوک سینه هات حسابی بزرگ شده
آاااااآااااااه ه ه ه…آااااااآاااح ح ح خ آقا فرشاد لطفا ولم کنید،حالم خوب نیست
جوااااااااد…جواااااااد جان،کجایی؟جوااااااد تو رو خدا بیا اینجا
اگر آروم باشی حالت هم خوب میشه،دوای دردت پیش منه
جواااااد…جوااااااد…چرا نمیای؟کجااااایییی جواااااد؟ولم کنید آقا فرشاد…
بیا اینم جواد
چیه عزیزم؟چی شده؟
خیلی ازت ناراحت و دلگیرم ، خیلی نامرد و پستی جواد…من به تو اطمینان کردم و رو قولت حساب کردم و فکر کردم واقعا مرد هستی و میتونم به عنوان همدم روت حساب کنم
و تا الان دیدی هر چی گفتی گوش کردم و نه نگفتم…
خب حالا چی شده؟
دیروز قول دادی همه جوره حواست باشه که آبروی من نریزه و حساب سن و موقعیت من و بکنی و شرایطم و درک کنی،بعد حالا امروز منو آوردی واسه دوستت و اجازه میدی بهم دست بزنه و نزدیک بشه؟
جواد:فرشاد ست ها و لباسهای سهیلا رو نشونش ندادی؟
جواد:ببین سهیلا جون من دوستت دارم و شرایطت رو هم کاملا درک میکنم و هنوزم میگم نمیزارم آبروت بریزه و مشکلی برات پیش بیاد و اینکه فرشاد دوست قدیمی و مورد اعتماد منه و ما چیزی از هم پنهون نداریم و تو مسیر هم بهت گفتم که فرشاد با من فرق نداره عزیزم.پس چرا اینطور بی قراری میکنی؟
آخه جواد من روی تو جور دیگه حساب کرده بودم و میخواستم هر چیزی باشه فقط بین منو تو باشه و نه شخص دیگه
مرسی عزیزم که به من اعتماد داری،دیروز هم بهت گفتم بدن تو تشنه نوازش و محبت و سکس هست و گفتم اگر سر به راه باشی اوج لذت رو بهت میدم،پس بزار طبق برنامه ای که خودم میدونم پیش بریم…تو نگران هیچی نباش عزیزم،حالا هم بیا بغلم عزیز دلم.
بزار لباستو درارم فرشاد ببینه چه جواهری هستی،پاشو فرشاد وقت تلف نکن،شب میخوای برگردی این عروس دریایی خوشگل من از کفت میره
واااای جواد نکن،خجالت میکشم.
خجالت واسه چی؟تنت بلوره،فرشاد دست بکش رو روناش انگار مخمل و ابریشم،فرشاد جوراب شلواریش و درار بهشتش و ببین که چی داره و شوهر لجنش قدرش رو ندونسته…
فرشاد: چه بهتر جواد،گذاشته واسه ما…اوووووفففففف عجب کوسی داری سهیلا
جواد: فرشاد بخورش ببین چی هست…
اووووومممممم،با اجازه سهیلا جون
اااااااححححح،اووووومممممم،اااااااحححححح…جواد خجالت میکشم…حالم داره یه حوری میشه…تنم مور مور میشه آاآاآاااآححححح آآآااااآآآاااه ه ه
من که بهت گفتم نمیزارم بهت بد بگذره،من برات بهترین لذتها رو مهیا میکنم
واااای آقا فرشاد چقدر کیرت کلفته،این کیر منو جر میده،وااااای من با دوتا کیر کلفت چه بلایی سرم میاد…
بخورش سهیلا جون،نووووش،جونت
هردوتاش؟
اره عزیزم،باید به این مدل سکسها عادت کنی چون لذتش چندین برابره سکس عادی هست
اوووووومممم…اوووق🤮🤮 اووووق🤮🤮خیلی کلفته نمیتونم ،حالم بد میشه
عادت میکنی سهیلا جوووون،بخورشون،لیسشون بزن،اوووفففف اره الان داری خوب میخوریش،عااااایه،همش و بکن تو دهنت
//📸💬💬📸رضا ببین مامان پاک و ساده ات چطور ۲ تا کیر و تو دهنش جاکرده ،منتظر عکسهای بعدی هم باش📸💬💬📸😉😉😉//
فرشاد تو بخواب کف زمین،سهیلا جون بشین روش تنظیمش کن روی کونت تا منم بیام وسط پاهای خوشکلت و کوست و حال بیارم،
وواااااایییی جواد،نهههههه،تو رو خدا،تو رو به هر کی میپرستی،تو رو جان مامانت
وااااااااییییییی،خداااااااا،مردم از درد،جرررررر خوردم
وااااااییییی پاره شدم،تکونش ندید
##”“آرومگذاشتم تو کوسش ولی خیلی تلمبه نمیزدم و فقط میخواستم واسه پسرش عکس بفرستم و رضا رو حسابی داغش کنم،”’”##
اوووووففف چقدر کوس و کونت تنگ شده سهیلا،اینقدر تنگ شدی انگار نه انگار دیروز جرت دادم
//📸💬💬📸رضا ببین چطور ۲ تا کیر تو کوس و کونش جا داده،فکر میکردی مامانت اینقدر توانمند باشه؟نمیدونی چه لذتی داره کردنش📸💬💬📸//
سهیلا : وااااای ،،جوااااد،دارم میمیرم از درد،واااای خداااا،جوااااد هر کاری بگی میکنم فقط تمومش کنید،
فرشاد تو اوج لذت بود و نعره میکشید و سهیلا رو کیرش بالا پایین میشد و پستوناش تو هوا تکون میخورد که یهو همه رو تو کونش خالی کرد و داد هر دوشون بلند شد فرشاد میگفت سهیلا بهترین سکس عمرم و با تو کردم
سهیلا میگفت سووووختم،مردم،آتیش گرفتم…خدا بگمچکارت کنه جواد که این بلاها رو سرم میاری
فرشاد پرسید کی از شوهرت کامل جدا میشی؟
نمیدونم،من دیگه با این کارهای جواد هیچی نمیدونم،همه تنم درد میکنه،تو شکمم تیر میکشه،کاش میشد برم خونمون…آخه چرا یهو روزگار من اینجوری شد؟داشتم زندگیم و میکردم
مگه حالا چی شده سهیلا جون؟ مگه برات بد شده؟
نمیدونم جواد،بخدا نمیدونم چی بگم،از همه زندگی من خبر داری ولی هیچی نمیگی بهم…از آبروم میترسم واسه همین مجبورم حرفات و گوش کنم
جواد:ست هایی که برات گرفتم و دوست داشتی؟
اره دیدم،ممنون،خیلی خوشگل بودن ولی بیشترش برا سن من مناسب نیست
جواد:همش برات مناسبه ولی تو چون با اون پیرمرد بی عرضه زندگی میکردی دیگه برات اهمیت نداشته ولی بگم بازم ست های خودت هم خوشگل و باکلاس بودن،خاک بر سر شوهرت که قدر تو رو نمیدونسته…
جلوش که خوب حاج آقا حاج آقا میکردی و خم و راست میشدی…!حالا چی شد اینجا بهش فحش میدی
جواد:من هر کاری میکنم فقط بخاطر تو هست که دوستت دارم و میخوام کنار خودم باشی و از بودن کنار من لذت ببری و حاجی هم مدت کوتاه دیگه دورانش تموم میشه و تو مال خودم میشی
یعنی چی جواد؟چکار میخوای بکنی؟منظورت چیه؟نکنه میخوای بلایی سرش بیاری؟
جواد:نه بابا،چکارش دارم پیرمرد بیچاره رو؟بزار چند صباح دیگه عمرش خوش باشه واسه خودش ولی من با برنامه هایی که برات دارم همینجور که الان با اجازه حاجی پیش منی حاجی بزودی خودش تو رو به من تقدیم میکنه
جواد: حالا پاشو هر کدام از ست ها دوس داری بپوش و اینجا برامون برقص که دلم واسه رقصیدنت و عشوه هات تنگ شده خوشگل من
بخدا جواد همه تنم درد میکنه ،رحمم،تو شکمم،کمرم و …حسش ندارم بخدا
جواد:پاشو بپوش چون فرشاد دیگه میخواد بره و دوس دارم رقص خوشکلت هم ببینه،اول دونه دونه همه اشون و بپوش هر کدوم که دیدیم بیشتر بهت میاد با همون برامون برقص
واااای جواد از دست تو،چه دل خجسته ای داری،حوصله ام نمیشه،۷ تا ست زیاده ،دو سه تاش که خودم خوشم میاد میپوشم
جواد: باشه عزیزم
فرشاد:بنظرم این سفید با خطهای مشکی بهش بیشتر میاد جواد،موافقی؟
جواد:اره ،چقدر لامبادا سکسیش کرده،ممنون فرشاد جووون،سلیقه ات عالیه داداش،همشون خوشگلن
جواد :📸💬💬📸سلام رضا،هستی؟ببین سهیلا با چه ستهایی داره جلوم میگرده،تازه فقط دو سه تاش و میخواد بپوشه،واسه جمعه حوالی ظهر برش میگردونم خونه خودم تو هم بیا اونجا میخوام به آرزوت برسی،هر کدوم از این ستها هم خوشت اومد بگو میگم برات همون و بپوشه
رضا :آره هستم جواد جون،جوووون چه میلف سکسی شده،باورم نمیشه…یعنی واقعا میشه که منم بکنمش؟ آره چرا نشه؟سهیلا دیگه مطیع منه… واااای فکر کن با این ست قرمزه بیاد جلوم…دارم از شق درد میمیرمجواد…
ادامه دارد…
نوشته: پسر سهیلا
10 پاسخ به “از چت روم بکن تو تا سکس واقعی مامانم (۴)”
بد نبود ولی میشد بهتر باشه
یک قسمت دیگه بیشتر نمیتونی بنویسی بعد چکار میکنی
من کیرم تو تو ایرانی که به تاریخ خودت مینازی این وضعیت مردمته
این حد کوسشعر چطوری به ذهنتون میرسه!؟ این شروورا تو سریالهایه ترکی و حتی پورن هاب هم قفله.
با اینکه تحریک کننده بودولی نامردی در حق دیگران رو دوس ندارم
داستانت اینقدر مهیج بود که یه کله خوندمش و لذت بردم کاش یه جواد هم نصیب من میشد . بی صبرانه منتظرم که ببینم قسمت آخر چجوری تموم میشه امیدوارم سهیلا جون اذیت نشه
5 بزار دیگه
داستان جذابی داره قسمت 5 رو زودتر بزار
ادامشو کی میخوای بنویسی
فاعلم سایز بزرگ از بندر عباس