از چت روم بکن تو تا سکس واقعی مامانم(۲)

ادامه خاطره
از چت روم بکن تو تا سکس واقعی مامانم(۱)
قسمت دوم
سلام خدمت همه دوستانی که لطف کردن و خاطره منو خوندن شاید باورش واسه اونایی که کامنت منفی گذاشتن سخت باشه ولی این خاطره کاملا واقعیه و این که در دنیا هر چیزی قابل وقوع هست
دوستان هم کامنت خوب گذاشتن و هم کامنت بد…هم باور کردن و هم باور نکردن…
بهرحال ادامه خاطره رو بخاطر دوستانی مینویسم که لایک کردن و اونایی که تو کامنتها درخواست داشتن…
جواد مامانمو برد تو اتاق و جوری افتاده بود روش و با توازش و بوسه باهاش حال میکرد که انگار یه گنج بزرگی برنده شده و یا غنائمی از دنیا صاحب شده و با سانت به سانت بدنش لذت میبرد و قربون صدقه مامانم میرفت و ازش بخاطر قبول درخواستش تشکر میکرد و میگفت سهیلا نمیزارم از رابطمون پشیمون بشی و بهترین رابطه رو برات میسازم و سهیلا هم میگفت نمیدونم چی شد که درخواستت رو قبول کردم و هنوز نمیدونم کارم درست بوده یا نه؟جواد هم میگفت حتما درست بوده و دلت قبول کرده و منم برات کم نمیزارم.
و همینجور که افتاده بود رو مامانم و بدنش و میخورد دیدم مامانم هم دستش و دور جواد حلقه کرد و گرفتش تو بغلش.
جواد تا این حرکت از مامانم دید زود برگشت و به پشت خوابید و مامانم و کشید روی خودش و شروع کرد ازش لب گرفتن و میگفت سهیلا جون دوستت دارم و میخوام چشماتو ببینم
چون چشمها حس واقعی آدمها رو میگن و دروغ نمیگن و شروع کردن چند دقیقه لب دادن و لب گرفتن و جواد مامانمو بلند کرد و دوباره افتاد روش و سینه تا کوسش رو میخورد و مامانم هم هم آآآآه ه ه ه و ااااااووووح میکرد و هم نفس هاش بلند شده بود و میگفت ااااوووومممم جواد خیییلی خوبه،بخوووور،چنگ بزن،ااااووووومممم،عالیه …میخااااام،بیشتر بخوووور و لییییس بزن،همه تنم مال توئه…چقدر خووووب میخوری…آآآه ه ه…آآآ ه ه ه…جووووون و جواد هم میون همه این حرفها و حرکتها قربون صدقه اش میرفت و از تنش تعریف میکرد و جوری داغ شده بودن که وقتی جواد میومد بالا و سینه های مامانم و میخورد مامانم پاهاشو دور کمر جواد قفل میکرد و با دست پشتش و چنگ میزد و بعد از چند دقیقه مامانم گفت جواد دیگه طاقت ندارم بکنم…بکن توش…میخخخخام و جواد از روش بلند شد و پاهاشو داد بالا و کیرش و گذاشت روی کوس مامانم و محکم میزد رو کوسش و مامانم با جییییغ و التماس میگفت جواد زود باش،دیگه نمیتونم و جواد کرد تو کوسش و هر دوشون آه از نهادشون بلند شد و جواد گفت جووووون،چه تنگه کوست،آتیشه توش،سوختم،قربون تنت برم سهیلا و مامانم هم لباش و گاز میگرفت میگفت آاآاآه ه ه ،جر خوردم،خیلی کلفته،جووووون،بکنم،جرم بده،…همش و بکن و تو کوسم و …جواد چندتا تلمبه که زد افتاد رو سهیلا و همزمان با تلمبه زدن لب و گردن و سینه های مامانم و میخورد و تو کوسش تلمبه میزدو یهو مامانم شروع کرد به لرزیدن و ارگاسم شد و محکم‌جواد و تو بغلش گرفته بود و جواد محکمتر تلمبه میزد و بهش گفت ابم داره میاد سهیلا…مامامانم گفت همش و بریز تو کوسم جوادم درش نیار،بزار توش بمونه و رضا هم همه آبش و تو کوسش خالی کرد و بلند داد میزد و بیحال افتاده بود روش و بعد از چند دقیقه کیرش از تو کوس مامانم افتاد بیرون و ابش هم از کنار کوسش داشت میزد بیرونو همینجوری تو بغل هم بیحال از هم لب میگرفتن و چواد ابش رو از روی کوس مامانم میمالید و دستش و میکرد تو دهان مامانم که آبش و بخوره و مامانم دوس نداشت و سرش و پس میزد ولی جواد کارش و میکردو بعد از چند دقیقه که حالشون سرجاش اومد جواد به بالای تخت تکیه داد و سهیلا و گرفت تو بغلش و با دست تو موهاش نوازش میکرد و میگفت سهیلاجون این بهترین سکس عمرم بود و چقدر تنگ بود کوست خوشکلم و سهیلا هم‌گفت به منم‌خیلی لذت داد و حتی شب زفافم هم اینقدر لذت نبرده بودم و دوباره از هم لب گرفتن و جواد میگفت میخوام تا همیشه مال خودم باشی و سهیلا هم میگفت ،اصلا فکرشم نکن،تا همینجاش هم خیلی زیاده روی و غلط زیادی کردم و جواد دوباره گفت سهیلا جون وقتی تو زندگیت تو فشار هستی و با من حالت خوبه و منم با تو حالم خوبه چرا این حس و از هم دریغ کنیم؟که مامانم گفت جواد من متاهلم و این کار یعنی خیانت؟اونم برای من تو این سن خیلی زشته و آبروریزیه…درکم‌کن لطفا…جواد گفت اول کار هم که اومدی بهت گفتم من نمیخوام بهت سخت بگذره و ناراضی باشی و انتخاب و سپردم به خودت و خودت انتخاب کردی؟ حالا تا ببینیم چی میشه…
مامانم به جواد گفت ساعت چنده جواد؟
من باید برم خونه،همسرم‌نگران میشه
جواد گفت ساعت حدود ۱ هست و با این وضع که نمیتونی بری خونه،باید دوش بگیری،زنگ بزن و بگو جایی هستی و همینجا بمون
سهیلا گفت من تا حالا نشده بخوام جایی برم و اینجوری خبر بدم و شوهرم شک میکنه و جواد دوباره مامانم و بغل کرد ازش لب گرفت و گفت بیا بریم دوش بگیر بشورمت بعدش برو که مامانم گفت نه دیگه میرم خونه دوش میگیرم ولی جواد بغلش کرد و با خودش بردش
مامانم میگفت جواد چکار میکنی؟الان منو میزنی زمین،بزارم پایین لطفا و جواد رفت و تو حموم گذاشتش پایین و گفت یه دوش بگیریم شاید نظرت عوض شد و موندی پیشم و آب و باز کرد و مامانم و خیس کردو زیر دوش دوباره از هم بغل و لب میگرفتن و جواد زیر دوش شونه های مامانم و فشار داد تا بشینه و منظورش این بود مامانم براش ساک بزنه و مامانم گفت جواد من بلد نیستم،تا حالا هم انجام ندادم،در ضمن خوشمم نمیاد و حالت تهوع میشم و جواد کن یادت میدم عشقم تو فقط سعی کن گاز نگیری بقیه اش با منو مامانم و رو زانو نشوند کف حموم و کیرش و میمالید به صورتش و لباش و میگفت سهیلا بوسش کن و با دستات بگیرش و با عشق به صورت و لبات بمالش و مامانم هم با اکراه و زور بوسش میکرد و کمی که دهان مامانم باز بود هل داد تو دهنش تقریبا یک سومش و گذاشت تو دهنش و مامانم میخاست درش بیاره که موهای پشت سرش و گرفت و تو دهانش اروم تلمبه میزد و هر بار ببشتر کیرش و تو دهانش فرد میکرد و تا نزدیک حلق و گلوش میرفت و مامانم اوق میزد و اون دوباره شروع میکرد و میگفت وقتی میخام از دهنت بکشم بیرون مک بزن و بکشش تو و مامانم هم واقعا بلد نبود ولی انجام میداد و کیرش دوباره داشت شق میشد و تند تر تو دهان مامانم تلمبه میزد و دوباره بلندش کرد و لب گرفتن و سینه خوردن و دست کشیدن روی کوسشو مامانم هم دوباره داشت تحریک میشد و باهاش همکاری میکرد و جواد هم لمبه های مامانم و چنگ میزد و مامانم و برگردوند و دولاش کرد و سرش و برد لای کونش و سوراخ کونش و کوسش و زبون میزد و دوباره اااااه ه ه ه و اااااووووحححح مبمانم شروع شد
جووووون
جوووواد جانم بخورش،محکم لیس بزن،خیییییلی خووووبه،ا ا ا ه ه ه جووووون و همزمان اروم کونش هم انگشت میکرد و سهیلا هم تو حال خوبش کمی درد رو هم حس میکرد و آخ و وااای میگفت
جواد جانم داری چیکار میکنی؟داره دردم‌میاد همینجوری فقط زبون بزن و لیسش بزن انگشتت درد داره
سهیلا جون تحمل کنی همه این دردها میشه لذت
دردت هم تقصیر شوهر بی عرضه ات بوده و هست که هیچ کاری باهات نکرده و تازه حالا میخوای تمام زن بدنت رو بفهمی و لذتش ببری…
ادامه دارد…

نوشته: پسر سهیلا

بازدید 3,735

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “از چت روم بکن تو تا سکس واقعی مامانم(۲)”

  1. داستانت رو دوست دارم و اجازه بده نپذیرم که واقعیه ، قسمت قبلی حجمش خوب بود این قسمت کوتاه بود و اینکه انتظار داشتم توجیه حرکت سهیلا برای تسلیم شدن و تحویل دادن شورتش رو تو این قسمت بخونمو اینکه ترجیح میدم رابطه بین سهیلا و جواد بمونه و تو نپری وسطموفق باشی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید