از چت روم بکن تو تا سکس واقعی مامانم (۳)

جواد تو رو به هر کی میپرستی،تو رو جان مادرت از عقب بیخیال شو،هم گناه داره هم دردش خییییلی زیاده.سن من دیگه طاقت این فشارها رو نداره من حتی تا امروز با شوهرمم از عقب نزدیکی نکردم.
کیرت خیلی بزرگ و کلفته حتی کوسم هم هنوز درد میکنه و اصلا نمیشه بزاریش تو کونم…
سهیلا جونم اول قسم نده چون من کاری که بخوام رو انجام میدم و میخوام تلافی همه سالهایی که اون شوهر بی عرضه ات برات کم گذاشته رو جبران کنم ،تو خودت رو بسپار به من و بهترین لذتها رو برات مهیا میکنم و بیخودی هم لحظه های قشنگمون و تلخ نکن.
اره اولش ممکنه یه کم درد بکشی ولی جوری که من کونت و آماده میکنم دردت خیلی زود به لذت تبدیل میشه و خودت ازم میخوای که آنال سکس کنیم
جواد جون خواهش میکنم ازت بزار برم خونه تا همینجاش هم راستش پشیمونم از کاری که کردم.
پشیمون واسه چی؟مگه تو اتاق اوج لذت رو تجربه نکردی ؟این حالا تازه اولشه و میبینی چقدر بدنت به سکس احتیاج داشته و تو خودت رو محروم میکردی از حق طبیعی خودت
جوادم،عزیزم تو درست میگی،لذت داشت برام،خیلی هم لذت داشت ولی من متاهلم و به زندگیم تعهد دارم
وقتی هم تو سرویس رفته بودم که به حرفات فکر کنم و انتخاب کنم به خودم گفتم بعد از حدود ۱۳ سالی که همسرم سکته قلبی کرد و به خاطر دیابتش اصلا توان نداشت و منم پر از اوج نیاز و شهوت بودم و از زندگیم گذشتم و خودم و فدا کردم،قبلش هم که فقط بفکر ارضای خودش بود و به محض اینکه ابش میومد منو ول میکرد و میخوابید الان که تو این شرایط قرار گرفتم و تو هم شهوت همه ذهن و دید و وجودت رو گرفته بود و با کوچکترین حرکت من عصبی میشدی و هیچ جوره زورم بهت نمیرسید گفتم بهت کس بدم تا هم تو آروم بشی و هم من از این وضعیت خلاص بشم و حتی چندین بار شورتم و تا زانو آوردم پایین و دوباره پوشیدم ولی نمیدونم تو منو طلسمم کرده بودی یا مهره مار داشتی که دلم بیشتر سمت تو بود و آخرش هم برد با تو شد ولی الان دیگه بزار همه چیز بینمون خیلی قشنگ خاطره بشه و منم برم به زندگی خودم برسم و عذاب وجدانم بیشتر از این نشه و آبروم جلو شوهرم و بچه هام و خانوادم محفوظ بمونه…
سهیلا جون،عزیز دلم تو دیگه مال منی و هر کاری من میگم باید انجام بدی…
اصلا نمیخوام بترسونمت و نگرانت کنم و قرار نیست هیچ اتفاق بدی برات بیفته ولی چند تا موضوع هست که باید یادت باشه و عقل سلیم میگه باید مطیع من باشی
اول اینکه خودت با رضایت خودت اومدی خونه من و فیلم دوربینش و دارم
دوم اینکه وقتی تو wc بودی من با گوشیت به خودم زنگ زدم و شمارتو دارم و شماره خونتون هم دارم
سوم اینکه آدرس خونه ات هم دارم و اگر این فیلمهای خوشگلی که تو اتاق ازت گرفتم برسه به دست شوهرت خودت بهتر میدونی چی میشه…🤕🤕🤕🫩🫩🫩😞😞😞
البته گفتم اینها همه محض احتیاط هست و اگر زن خوبی باشی نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره و کسی نازکتر از گل بهت بگه،چون راستش خودمم خیلی ازت خوشم اومده چون زن اهل ،باصفا ، پاک و سالمی هستی
مامانم گریه اش گرفته بود و با بغض گلوش داد میزد دروغ میگی جواد،اگر ازم فیلم گرفته باشی آخر نامردیته و حلالت نمیکنم و نمیزارم آبروم و ببری😭😭😭😭😭
خوشگل من،سهیلا جون هنوز که چیزی نشده قربون اشکات،گفتم بدونی که امروز رابطه ما تموم نمیشه و تا هر وقت من بخوام کنارم میمونی و با هم لذتش و میبریم.حالا هم بزار زود بشورمت و بریم بیرون که خیلی کار داریم.
جواد اگر ازم فیلم گرفته باشی هر چیزی بینمون بوده تموم‌میشه و بعدا میام خونتون اینجا آبروت و پیش مادرت میبرم
ببین سهیلا جون ما قرار نیست واسه هم دردسر درست کنیم ما میخوایم کنار هم لذت ببریم پس فکر بد نکن و بزار رابطمون همینجور قشنگ بمونه و قشنگ تر هم بشه چون راستش من خیلی چیزای دیگه از خودت و بچه هات میدونم ولی چون دوستت دارم میخوام باهم باشیم
مامانم با گریه میگفت خاک برسرم که زندگی و آبروم و به باد دادم،تو چی از من و زندگیم میدونی؟با من میخوای چیکار کنی؟
چیز خاصی نیست که بخوای نگران بشی فقط خواستم بدونی که از رابطه سردت با شوهرت،مسائل شخصی خودت و نیازهایی که نتونستی بهشون برسی و…خیلی چیزای دیگه خبر دارم و قرار نیست رابطه ما امروز تموم بشه و این هم فیلمی که گفتم ازت دارم بیا ببین تا فکر نکنی دارم خالی بندی میکنم و اگر زن خوبی باشی رابطه خوب و قشنگی برات میسازم و مامانم با گریه گفت باشه هر چی تو بگی فقط نزار پیش خانواده ام و تو محل آبروم بریزه.😞😞😞😞
قول میدم ، خیالت راحت راحت ولی دیگه هر کاری ازت بخوام انجام میدی و نیازی نباشه بخوام هربار برات وقت بزارم و توضیح بدم،فهمیدی سهیلا؟
اره… باشه هر چی تو بگی انجام میدم🫩🫩😞😞😞
آفرین عزیزم…حالا هم یه زنگ به شوهرت بزن و بگو تا شب بیرون هستی و خونه نمیری.
آخه زنگ بزنم چی بهش بگم؟ منی که تا حالا همچین کاری نکردم بعدشم الان میخواد هزار تا سوال بپرسه و کلی غر بزنه و دعوام کنه و حالم و بگیره…انگار همه تو این دنیا باید حالم و خراب کنن و روز خوش به من نیومده ولش کن شب که رفتم خونه یه خاکی به سرم میریزم و یه چیزی بهش میگم…فقط جواد قول بده سر حرفی که زدی بمونی و آبروم محفوظ بمونه…
باشه عزیزم،خیالت راحت،بهت قول دادم و همه جوره کنارتم و مامانم و گرفتش تو بغلش و نوازشش میکرد و مامانم کمی دوباره آروم شده بود و میگفت جواد من خیلی تنهام و هیچ کسی ندارم که بهش دلخوش باشم حالا که امروز اومدی تو زندگیم پشتم و خالی نکن و نزار حالم خراب بشه…
باشه گلم،خیالت راحت راحت
حالا پاشو یکم برام برقص تا حال هردومون خوب بشه و ناهار سفارش بدم بیاد که خیلی کار داریم
آخه من رقص بلد نیستم…
بلدی ،خوبم بلدی و آمارت و دارم و میخام همینجوری لخت برام برقصی تا هیکل نازت و ببینم
باشه با اینکه زیاد بلد نیستم ولی هر چی تو بگی ولی تو اینهمه اطلاعات از من از کجا داری؟گفتم بهت من خیلی چیزا میدونم و خیلی صبر کردم تا امروز برسه و تو رو مال خودم کنم
مامانم شروع کرد به رقصیدن و جواد هم براش دست میزد و دورش میگشت و اسپنک میزد به کونش و روناش و سینه هاش و میمالید و میگرفتش تو بغلش و وقتی میزد تو کونش و تا پایین رونش میلرزید کلی قربون صدقه اش میرفت و دوباره شروع کرد کون مامانم و مالیدن و انگشت کردن و با آهنگ برا مامانم میخوند
امشب میخوام مست بشم…
عاشق یک دست بشم…
بدون تو نیست بودم …
امشب میخوام هست بشم…
کهنه شراب کهنه شراب …”

و مامانم دوباره میگفت جواد تو رو خدا کونم و بیخیال شو…خیلی درد داره…میترسم نتونم راه برم تابلو بشه…جان هرکی دوس داری😒😒😒
سهیلا جون تو قرار شد هر کاری من میخوام انجام بدی پس ساکت شو و سعی کن زودتر دردت و به لذت تبدیل کنی،باشه؟
باشه😞😞😞😞😞هر چی تو بگی…
آاآاآی آآآی تو رو خدا یواش ناخنت تیزه،دردم میگیره، دو انگشتی نکن…وااای خداااا مردم آخه من چه گناهی کردم که دست تو افتادم آخه؟
خوبه دیگه …دولا شو عزیزم روی مبل،قربون لمبه های سفیدت برم و محکم سیلی میزد بهش و قربون صدقه اش میرفت
یکم تف بریز کف دستم خوشگله…بیشتر …بیشتر…بیشتر…
تف ندارم خب،چکار کنم؟بریز تا بیشتر لیز بشه
برگرد برام ساک بزن…اینجوری بهتره… هم بیشتر شق میشه و هم تف بیشتر میاد
اوووووممممم،جووووون،مک بزن،بخورش…
اوووق…اووووق…🤮🤮🤮🤮🤢🤢نمیتونم جواد،میخوره به حلقم حالم بد میشه
باید بخوریش،خودت تنظیمش کن تو دهنت
اوووووفففففف،جوووووون،چه جنده ای ازت بسازم خوشگلم
جواد اینجوری بهم نگو،من هرزه و فاحشه نیستم،بدم میاد اینجوری بهم میگی
تو جنده منی ولی باشه ناراحت میشی نمیگم حالا برگرد رو دسته مبل
خوشکله
آماده ای؟یکم شل کن خودت و…
آفرین
شل شل شل تر…
وااااااای خداااااا🥵🥵🥵🥵🥵
مردم تو رو خدا بیارش بیرون
پاره شدم
نفسم بالا نمیاد🤢🤢🤢🤢
آاآاآاآاآااااای تو رو قرآن،تو رو خدا،جان مادرت،جان عزیزت…دارم میمیرم درش بیار😫😫😫😫
ساکت باش سهیلا جون
قربون سوراخ تنگت
هیچی نمیشه چند لحظه تحمل کن همش و بفرستم تو کونت دردش تموم میشه
نمیتونم
دارم میمیرم
😭😭😭😭😭😭😭😖😖😖😖😖
پاره ام کردی
واااای
سوختم
خداااااا
منو بکش
یواش،،یییییواش
تو رو خدا تکونش نده
بکشش بیرون،نفسم بالا نمیاد
ااااه
اروووومممم
آآآااااخ
ووووااای
مردم
آاااااااااااااآآآآیییییییی
بسسسسسه
تو رو خدا
جااان مامانت
ااااااوووووووم،قربون سوراخ تنگت برم خوشگلم،نمیدونی چه لذتی داره کردنت…واااای جووووون.اگه سوراخت و ببینی؟باز باز شده بزار عکسش و بگیرم برات بعدا ببینی
و کیرش رو درآورد و دستش و گذاشت تو کمر مامانم تا نتونه بلند شه و از سوراخش عکس گرفت و دوباره هی کیرشو میکشید بیرون و دوباره محکم مینداخت تو کونش و مامانم داد میزد و ناله میکرد و مبل و چنگ میزد و گریه میکرد و التماس میکرد و دیگه تند تند تو کونش تلمبه میزد و تخمهاش میخورد در کوسش و سینه هاش تو هوا تکون میخورد و جواد به اوج لذت رسیده بود و مامانم هم آااااآاااااآی و آآآآخ و پاره شدم میگفت و یهو جواد کمر مامانم و سفت گرفت چسبید بهش و با فشار تو کونش خالی کرد
مامانم گفت واااااااای،خداااااا،سوختم،آآآااااآآآآه،اووووومممممم،آتیش گرفتم،خدا لعنتت کنه جواد،مرررررردم😭😭😭😭 و جواد افتاد رو مامانم که رو دسته مبل دولا شده بود و کمر و پشتش و میبوسید و از پشت با سینه هاش ور میرفت و از کونش تعریف میکرد و میگفت دیوووووونه ام کردی سهیلا،همه آب بدنم و کشیدی،قربون کونت برم،همه بدنت عالیه ولی کونت که امروز خودم بازش کردم یه چیز دیگه بود،خاک بر سر شوهر بی عرضه ات کنن،خاک تو سرش،مرد نبوده عوضی و فقط تو رو زجر داده وگرنه بدن تو و این کون تنگت مرده رو زنده میکنه و سهیلا هم میگفت دیگه هیچوقت از کون نمیدم،مردم،جرررر خوردم،خیلی درد داشت،خیلی نامردی جواد،اصلا به فکر من نیستی و نمیفهمی درد میکشیدم چطوری بود حالم؟ انگار صدای شکستن همه استخونهای تنم و شنیدم و جواد میگفت حالا بزار این آبم جذب روده ات بشه هم کونت خوشکلتر و خوشفرم تر میشه و هم دیگه لذتش تو رو بیشتر وسوسه میکنه واسه سکس از کون
حالا میبینی جواد بعد از امروز اگه پشت گوشتو دیدی منم میبینی
باشه حالا میبینیم🤣🤣🤣
همه چی تموم شد
پاشو میخوام گورررم و گم کنم برم
ولی نمیتونست راه بره و خیلی درد داشت و تا از روی مبل بلند شد خورد زمین و گریه اش گرفت دوباره
جواد بی حال رو مبل افتاده بود و با کیر خوابیده اش بازی میکرد و گفت اگه میتونی برو ببینم به خونه رسیدی شوهرت ببینتت چیکارت میکنه…پاشو…مگه نمی خوای بری؟قبل رفتن بیا عکس سوراخ کونتم ببین بعدش برو…
مامانم حتی نمیتونست بلند شد و چهار دست و پا اومد سمت جواد
سرش رو گذاشت روی رون جواد و بی حال افتاده بود و موهاش تو صورتش بود که جواد موبایلش و سمت مامانم گرفت و موهاش و از صورتش زد کنار گفت این کونته…کجا میخوای بری؟میخوای بری به سلامت
مامانم چشماش گرد شد 😳😳😳😱😱😱😱و گفت خاک به سرم،خدا مرگم بده،چه بلایی سرم اوردی؟نامرد؟چه گوهی خوردی؟
ساکت باش سهیلا،خیلی دیگه داری بیشتر از حد حرف میزنی،یه ساعت دیگه شده مث اولش…
بهت میگم بهتره اینجا پیشم بمونی قبول نمیکنی حالا هم پاشو برو wc خودت و با آب گرم بشور تا آروم بشی و مامانم لنگان لنگان با گریه رفت سمت wc و نزدیک wc که بود راهش و تغییر داد بسمت حمام و گفت جواد چه بلایی سرم آوردی؟نمیتونم بشینم،نمیتونم راه برم میرم حمام خودم و تمیز کنم
یهو داد زد جواااااد کجایی؟پاشو بیا اینجا ببینم از کونم داره خون میاد،چه بلایی سرم آوردی؟خیلی درد دارم😰😰😰😩😩😩😩
ببینم کو خون؟
رفت تو فاضلاب ولی با منی تو که ازم داشت خارج میشد خون هم دیدم
چیزی نیست قشنگم،خودت و بشور بیا بیرون،این مال اولش بوده که خودت و سفت گرفته بودی دیگه خون نمیاد
مریض نشم جواد؟خیلی میترسم؟اگه مریض بشم چی؟ به شوهرم‌ چی بگم؟
نه ،هیچی نیست،خودت و بشور بیا بیرون تا نگاش کنم ولی چیزی نیست نترس عزیزم
باشه جواد،هر چی تو بگی
لباسام و بیار تا بپوشم بیام بیرون
نمیخاد لباس بپوشی وقتی اینجا پیش منی باید همش لخت باشی بعدشم لباسات تو اتاقه هر وقت خواستی بری میپوشی شون.
سردمه جواد،لااقل یه حوله بهم بده
بیا عزیزم اینم حوله مال مامانمه،تمیزه،خودت و خشک کن بیا بیرون بعد بیا تو حال پیش خودم
مرسی جواد،باشه میام
اومدی؟
آره
هنوز که حوله تنته،مگه نگفتم وقتی میای پیش من باید لخت باشی؟
باشه عزیزم،تو ناراحت و عصبانی نشو
ولی راستش هم سردمه و هم دیگه خجالت میکشم اینجوری همش لخت دوست ندارم،درست نیست
درار حوله رو😡😡😡😡
چششششم جواد جان
فقط بغلم میکنی؟سردمه…تو بدنم داره میلرزه
اره سهیلا جون بیا بغلم
جواد
جانم؟
نمیدونم‌ چرا ولی با اینکه اینهمه امروز اذیت شدم و اشکم و دراوردی باز دلم خواست بیام تو بغلت؟تا حالا همچین حسی رو حتی با شوهرمم نداشتم
این حسی که داری و حرفهایی که میزنی خیلی خوبه عزیزم و این اثر همون حرفهایی هست که بهت گفتم بدنت تشنه عاطفه و محبت هست و تو تا حالا از خودت دریغ کرده بودی…
-جواد
-جانم؟
-سر قولی که صبح دادی هستی که نزاری آبروم بریزه و …؟
-آره عزیزم معلومه
-جواد جان محکم بغلم کن…
ادامه دارد

نوشته: پسر سهیلا

ادامه…

بازدید 6,833

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “از چت روم بکن تو تا سکس واقعی مامانم (۳)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید