یک هفته عشق و حال با همکلاسی حشریم (۴)

شومبول هاتونو ماساژ بدید و آماده بشین
داستان من همچنان ادامه داره …

►►►تقدیم به شومبول های همیشه شق شما ◄◄◄
روز سوم
امروزم مثل دیروز ، نشسته بودم رو نیمکت ، توی فکر علی بودم که یهو یکی انگشتم کرد . برگشتم دیدم هیشکی نیست … توهم زده بودم ؛ آخه علی هنوز نیومده بود ، نگرانش بودم …
امروزم اگه مثل دو روز پیش جور میشد با علی برم خونشون خیلی خوب میشد ، آخه بهم قول داده بود که این دفعه بزاره براش ساک بزنم ، نمیدونم چرا این شکلی بود ، نمیزاشت ، میگفت من فقط میخوام بکنم ، خوردن باشه واسه روزای آخر … حالا وقت هست واسه خوردن ، همه اول سکس سریع کیراشونو میندازن دهن پارتنراشون این اصلا نمیذاشت ، یه بار ازش پرسیدم چرا نمیزاری بخورمش ؟
میگفت : عزیزم من دوست دارم تو برام ساک بزنی ولی تو لبات خیلی سکسیه . مطمئنم تا کیرمو توی دهنت بکنی آبم میاد بعد همه چی تعطیل میشه باید بریم خونه . واسه همین میگم بزار آخره سر ، حتی نمیذاشت آخرای سکسش کیرشو بخورم یا آبشو بریزه توو دهنم ، می گفت میخوام آبمو توی سوراخت خالی کنم …
گفت : بزار واسه روزای آخر برات سوپرایز دارم …
تو همین تایمی که علی نیومده بود کلی فکر کردم ؛ تو همین فکرا بودم که آهنگ شهیاد اومد تو ذهنم و واقعا علی اومد …

دل بود که دلبر اومد سر بود که سرور اومد چشمای من به در بود تا گلم از در اومد
نـازگل مثل گلــم نازنیـــن خوشگلم کردنی خیلی دارم قهر نکنی با کونم

با دیدنش اینقدر خوشحال شدم ، توی سوراخم عروسی بود ، جلوی بقیه بچه های کلاس پریدم بغلش ، خوشبختانه کسی حواسش نبود ، گفت چرا دیر کردی نگرانت شدم نازگلم … گفت : خواب موندم عزیزم
بهش گفتم امروز ردیفه ، گفت آره عشقم مگه میشه نباشه . شانس بیاریم زنگ آخر اگه باز معلم نیاد خوب میشه ،
بهش گفتم : اومدم اومد به قوزک پای راستت ، همون یه ساعتی که میام پیشت یه عالمه عشق و حاله …
هر روز اون التماس من میکرد ، از دیروز که طعم شیرین کیرشو توی سوراخم چشیده بودم ، من دنبالش بودم و التماسش میکردم …
زنگ آخر شد معلم اومد اما زود تعطیل کرد رفت ؛ منو علی طبق معمول وسیله هامونو جمع کردیم راه افتادیم به سوی بیت اله الحرام …
تا رسیدم خونشون ، من دیگه بدون نازو عشوه سریع لباسامو درآوردم ، پرت کردم یه گوشه ، علی هم طبق معمول رفته بود جیش کنه و دودولشو بشوره ، وقتی اومد دید من لخت لختم دودولمم مثل همیشه راسته راسته ، گفت عجله داریا …
گفتم آره هولم ، تشنم ، میخوام… علی جونم ؛ بعدشم تازه وقت نداریم باید نهایت استفاده رو از هم بکنیم .
( دیگه از امروز بحث این نبود که علی فاعله ، علی کننده س ؛ اینکه میگن توی سکس جنس اول نسبت به جنس دوم برتری داره یا اینکه فلانی فلانی رو کرده چرته محضه / درسته که اون میکنه و من میدم ، اما هر دوتامون داریم به یه اندازه از هم استفاده می کنیم و به هم انرژی میدیم )
نمیدونم چرا امروز خیلی حشری بودم به علی گفتم : آقای دکتر من یه آمپول بگامتازون دارم میشه برام بزنین ، علی هم گفت برین اونجا روی تخت دراز بکشین الان میام ؛ منم رفتم روی تخت به کمر دراز کشیدم علی همینطور که کیرشو گرفته بود تو دستاش اومد گفت : آخرین بار کی تزریق داشتین ، منم گفتم همین دیروز پیش خودتون … بسیار خوب کجا دوست داریم تزریق کنم ، منم پاهامو دادم بالا جمع کردم توو سینم ، با انگشت سوراخمو نشون دادم ، گفتم بی زحمت اینجا بزنین …
علی گفت : بله حتما جای خوبی رو انتخاب کردین ، نگران نباشین الان یه جوری میزنم اصلا درد احساس نکنین یه تف گنده انداخت روی سوراخم ، با سر کیرش مالوند به سوراخم که تف پخش بشه ؛ یه فشار کم داد سوراخم مثل جارو برقی کله گنده کیرشو کشید توو (( میخواین متوجه بشین چی میگم ، یه دونه گوجه سبزو بزارین روی لباتون و سعی کنین با مکیدن بکشین به سمت داخل دهانتون ، فقط مواظب باشین نپره توی گلوتون )) دقیقا سر کیرش این شکلی رفت توی سوراخم … بقیه کیرش هم با تف گنده ای که انداخته بود سُر خورد رفت تووش و همون شکلی خوابیده رووم و آروم آروم کیرشو توی کونم حرکت میداد ؛ مثل روزای قبل با گرمای کیرش دوباره ذوب شدم .
نزدیک چهل دقیقه همین شکلی ادامه داد ، دیگه واسم تکراری شده بود ، یه جورایی هم دیگه حال نمی داد ، بهش گفتم : علی میشه تندتر بکنی ، از اونا که تالاپ تولوپ صدا میده ، خوشحال شد گفت واقعی میگی ، خوب زود تر بگو ، خیلی زود از روم بلند شد ، دستاشو گذاشت چپ و راستم ، کیرشو آروم کشید بیرون و سرشو میکوبید روی شیکمم ، داشت معطل می کرد ، گفتم چرا نمیکنی ؟ گفت بزار سوراخت یه ذره تنگ بشه ! عجله داریااااااا
عزیزم این حرف من یادت باشه اگه یه روزی هم با من نبودی حتما رعایت کن و اون اینه که باید هر چند وقت یکبار درش بیاریم که هردوتامون استراحت کنیم وگرنه خیلی زود دل و رودت میزنه بیرون ، سوراخت گشاد میشه ، دیگه کلفت ترین کیر دنیا هم بهت حال نمیده …
بهش گفتم مگه از تو کیر کلفت ترم هست ؟؟؟
گفت کیر کلفت ندیدی ، من که کیرم کلفت نیست ، مال من فقط سرش یه ذره گنده س …
من یه دوستی دارم که کیرش خیلی کلفته ، اگه دوست داشته باشی ، اون روزی که قراره برام ساک بزنی بگم اونم بیاد ، گفتم کیه من دیدمش ؟؟؟
گفت نه ، نمیدونم ، حالا میاد میبینیش ؛ این همون سوپرایزیه که دیروز بهت گفتم…
همون شکلی که خوابیده بودم هنوز پاهام بالا بود ، آوردمشون پایین بهش گفتم : یعنی تو ناراحت نمیشی من با یکی دیگه هم باشم ؛ گفت قرار نیست باهاش کاری کنی ، اون فقط میاد پیشمون میشینه ، حتی لختم میشه ، ولی فقط به سکس ما نگاه میکنه و جق میزنه… توام برای اولین بار یه کیر کلفت می بینی .
گفتم چه جالب ، ولی چه زجری میکشه ، گفت نه اون کارش همینه ، چون کیرش خیلی کلفته نمیتونه سکس کنه ، واسه همین این مدلی حال می کنه … (( و اما شما خواننده عزیز این داستان میدونین نویسنده اینقدر کیرش کوچیکه که نمیتونه سکس کنه و با نوشتن این داستان ها خود ارضایی میکنه ))
بعد از کلی سخنرانی و نکات ایمنی و بعد از نیم ساعت استراحت گفت : میخوای دمر بخوابی مثل دیروز یا همین شکلی خوبه ، گفتم نه ، علی گفت : اگه میخوای صدا بده باید دمر بخوابی یعنی روی شیکمت بخوابی ؛ تازه فهمیدم میگه دمر یعنی چی … گفتم آهاااااا روی شیکمم … این شکلی دوست دارم ، علی گفت پس برگرد سریع تا دیرت نشده یه بار دیگه حال کنیم … منم پاشدم وایسادم یه ذره پاهام خستگیش در بره که دوباره بتونم زیرش بخوابم ، اومدم بخوابم برای اینکه بیشتر حشری بشه ، کونمو جلوی صورتش قنبل کردم ، گفتم میشه مثل روزای اول که سرکلاس بودیم انگشتم کنی دردم بیاد ، گفت عزیزم نمیشه یه دفعه زیاد دردت میاد ضدحال میشه ، بیا حالا که دوست داری منو حشری کی منم یه کاری می کنم تو حشری بشی ، دستشو حلقه کرد دور پاهام منو کشید سمت خودش ، زبونشو چسبوند به سوراخم لیس میزد ، خیلی خوب بود گفتم علی اونجا تمیز نیست ، این کارو نکن ، گفت عیب نداره یه بار تمیزه ، خواستم دیوونت کنم … حالا بگیر بخواب شیطونی بسه دیگه ، بخواب آمپولتو بزنم ، منم گفتم آخ جوووون آمپول ؛ فقط آقای دکتر دفعه قبل خیلی آروم زدین ، میشه این دفعه یه جوری بزنین درد داشته باشه ، بله حتما فقط شما لطف کنین یه مقدار با دستاتون لاشو باز کنین …
من که با حرفاش بدجوری حشری شده بودم ، دستامو از پشتم بردم لای کونمو باز کردم ، اونم یه تف گنده انداخت ، بعدش سرشو گذاشت رو سوراخم ، همشو یه دفعه فرو کرد توم ، خوابیده روم ، بعدش گفت : همونطور که دوست داشتین یه جوری آمپول زدم که درد داشته باشه ، لذت بخش بود ؟؟؟
تا حالا یه دفعه نکرده بود ولی بازم درد نداشت ، شاید به خاطر این بود که به کیرش عادت کرده بودم ، اما اون حس لذت بخش ذوب شدنو داشتم .
دستمو از روز کونم برداشتم ، لپای کونم چسبیدن به هم ، علی هم تلمبه زدن رو شروع کرد . دمر خوابیدن امروزم با دیروز خیلی فرق کرده بود یعنی خیلی خوب بود ، شاید به خاطر این بود که دیروز اولین بارم بود و درد داشتم واسه همین لذت نمی بردم ، اما این دفعه خیلی بیشتر لذت بردم .
نیم ساعت بود که علی توی این حالت داشت منو میکرد صدای تالاپ تولوپ توی اتاق می پیچید ، توی این نیم ساعت چند باری کیرشو ازم کشید بیرون برای اینکه تف بزنه تا مثل روز اول که لاپایی میکرد پاهام نسوزه …
یه دفعه سرعتشو زیاد کرد بعد کامل خوابید روم ، گفت : آبم اومد عزیزم .
اینقدر گرمای کیرش سوراخمو داغ کرده بود که متوجه گرمای آب کیرش نشدم ، به علی گفتم میشه درش نیاری ، بزار توش باشه …
اونم از بی حالی خوابید روم بغلم کرد چون وزنش از من بیشتر بود ، همونطوری که کیرش توم بود منو چرخوند کشید بالا خودش رفت زیر من ((یعنی من با کمرم روی شیکمش خوابیده بودم ، کیرشم توی کونم بود ))
ازم پرسید حال داد ، گفتم خیلی خوب بود …
خودمو کشیدم بالا که کیرش ازم بیاد بیرون ، پاشدم روی شیکمش نشستم ، کیرش هنوز راست بود ، با دستم گرفتم یه ذره باهاش ور رفتم ، مالوندمش به شیکم و پاهای خودم ، مثل خودش یه تف گنده انداخت سر کیرش براش جق زدم تا دوباره آبش اومد ، بعد از این تازه کیرش خوابید ، شل شده بود هرچی باهاش بازی کردم دیگه بلند نشد . بهش گفتم علی میدونی از روز اول تا الان کیر خوابیده تو ندیده بودم ، از روز اول که توی شورتت بیدار شد دیگه نخوابیده تا الان ، البته غیر از شباش که منو نمیدیده خواب بوده …
علی اینقدر خسته بود حال تکون خوردن نداشت ، منم که طبق معمول رفتم توی دستشویی همه آب کیرارو خالی کردم خودمو حسابی شستم ، لباسامو پوشیدم ، علی هنوز بی حال بود بهم گفت داری میری ، گفت آره دیگه باید برم ، کاش میشد تا صبح پیشت باشم . بهش گفتم پاشو مرد من . پاشو یه دوش بگیر سرحال میشی . پاشو خودتو تقویت کن واسه فردا … . من رفتم عزیزم خدافظ.

نوشته: آریا

ادامه…

بازدید 17,897

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “یک هفته عشق و حال با همکلاسی حشریم (۴)”

  1. اگه میخوای کیر کوچولوت بزرگ بشه به پیج دکتر آرزه گر تو اینستا مراجعه کن راهنماییت میکنهجدی میگم یه بار برو ببین

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید